بسم الله
 
EN

بازدیدها: 603

آسيب شناسي اجتماعي ازدواج هاي ديرهنگام

  1392/6/30
خلاصه: گفت وگويي کوتاه با دکتر جواد صالحي فدردي، روان شناس اجتماعي، استاد و عضو هيئت علمي دانشگاه فردوسي مشهد انجام داده ايم که حاصل آن را در ادامه مي خوانيد.
خواهرها و برادرها به تنها ديدنش عادت کرده اند روز جمعه که تمام مي شود و اتاقش دوباره پر از حجم تنهايي مي شود ، تصوير لبخند خواهرش مليحه و شوهرش، ذوق داداش امير و زن داداش که دور دامادشان را گرم مي گرفتند و حرص خوردن هاي آبجي سميه که کتاب و دفتر مشق بچه هايش را همه جا با خودش مي برد و شور و هيجان داداش مجيد که هر هفته با يک برنامه مسافرت و طرح گردش هاي يک روزه دسته جمعي به خانه شان مي آيد جلوي چشمش نمايان مي شود.
شوخي خواهر و برادرها را که مي گويند «بابابزرگ هميشه مجرد» با لبخند کوتاهي جواب مي دهد ولي ديگر لذتي از اين شوخي ها نصيبش نمي شود. انگار او هم دوست داشت سر سفره کنار همسرش باشد و گاهي با نگاه يا لبخندي يواشکي با هم حرفي رد و بدل کنند... دارد مي فهمد رمز غبارآلودگي ته دلش را، حسرت مي خورد و دريغ اشتباهي بزرگ را .... 

ستون هاي بلند، محورهاي کوتاه

قصه اين مرد تنها، شايد ماجراي همان 11 ميليون و 200 هزار جوان در شرف ازدواجي باشد که ستون نمودار سن ازدواجشان از محور عمودي در حال رد شدن است. هزار دغدغه ناگفته و هزار مسئله باريک تر از مو و هزار، هزارهاي ديگر ... به کجا مي رويم؟
گفت وگويي کوتاه با دکتر جواد صالحي فدردي، روان شناس اجتماعي، استاد و عضو هيئت علمي دانشگاه فردوسي مشهد انجام داده ايم که حاصل آن را در ادامه مي خوانيد.

مواد لازم براي يک ازدواج مناسب

صالحي، در توضيح دلايل مختلف خانوادگي، فرهنگي، اجتماعي و ... موثر بر افزايش سن ازدواج و مجرد ماندن جوانان مي گويد: بيان همه دلايل نيازمند نشست هاي جدي با صاحب نظران و متخصصان و بحث از ديدگاه هاي مختلف علوم انساني نظير روان شناسي، جامعه شناسي، اقتصاد و سياست است. در چنين مباحثي بايد نمايندگان قشر جوان از زن و مرد و والدين نيز حضور داشته باشند تا در گفتمان ها بين فضاي نظري و واقعيت هاي عيني آشتي برقرار شود.
اين روان شناس گفت: سن مناسب ازدواج از ديدگاه روان شناسي در فاصله 21 تا 28 سالگي است. در اين محدوده سني فرد بايد آمادگي هاي لازم را براي جست وجوي همراه زندگي خود و قبول مسئوليت در قالب ازدواج پيدا کند.
استاد دانشگاه فردوسي بلوغ و پختگي عقلاني- عاطفي- هيجاني، رفتاري و اجتماعي را براي ازدواج لازم دانست و افزود: اين سطح از بلوغ معمولا با بلوغ فکري و آمادگي هاي لازم براي تامين امکانات زندگي و عقل معاش نيز همراه است و فرد را براي پذيرش عاقلانه و مسئولانه همسر مناسب آماده مي کند. 
وي با ضروري دانستن تفکر و احساسات مثبت نسبت به زندگي مشترک و شريک آينده زندگي ادامه داد: اين احساسات بر پايه منطق و اخلاق فردي، جمعي و مولفه هاي فرهنگي شکل مي گيرد. خود ارزشمندي، احساس اطمينان به خود، معيارهاي اخلاقي و انساني (نظير اعتماد، وفاداري، راستگويي، ادب، مهارت هاي ارتباطي) از جمله شرايط ازدواج موفق محسوب مي شود.
صالحي هم چنين به پژوهش هاي فراواني اشاره کرد که نشان مي دهد اعتقادات مذهبي راستين و دور از خرافات و وسواس هاي بي جا از مهم ترين عوامل احساس امنيت و آرامش در زندگي فردي و خانوادگي محسوب مي شود.
وي گفت: چنين سطح اعتقادي بايد فرد را به راستي و درستي، مهر و گذشت، ثبات و اعتماد، وفاداري و اميدواري رهنمون کرده باشد و او را در برابر دشواري ها و فراز و نشيب هاي زندگي مستحکم و استوارتر کند.اين روان شناس اجتماعي اظهار داشت: هر آن چه که در جريان آموزش و پرورش (تربيت) فردي، خانوادگي و يا اجتماعي به طور رسمي ( نظير کتب درسي يا برنامه هاي دولتي) و يا غير رسمي (نظير فرهنگ، شبکه هاي اجتماعي، گروه دوستان) توانمندي ها و معيارهاي يادشده را دچار آسيب کند، طبيعتا در به تاخير و تعويق انداختن سن مناسب ازدواج نقش مهمي بازي خواهد کرد. 
عبور از فرصت هاي طلايي صالحي فدردي با بيان نقش جوانان در ساختن زندگي آينده خود ادامه داد: نوجوانان و جواناني که فرصت هاي طلايي دوران رشد و تحصيل خود را صرف روابط هيجان مدار و مخفيانه مي کنند و پسران و دختراني که با چنين روابطي، روان پاک و دست نخورده خويش را آلوده مي کنند اغلب در دامي که خويش در بافتن آن نقش اول را بازي کرده اند براي ساليان سال گرفتار مي شوند. 
چنين روابطي همواره با دروغگويي، مخفي کاري، رقابت و حسادت، گناه و گاه آلوده به کلام و رفتار نامطلوب اخلاقي، فرهنگي و ديني همراه است؛ در چنين بستر آلوده اي انتظار شکوفايي احساسات و افکار سالم در قالب ازدواج موفق، امري محال به نظر مي رسد. 

بهانه گيري شخصيت هاي ناپخته

اين مشاور خانواده گفت: بهانه هاي اقتصادي و بهانه هاي اجتماعي هر دو محصول ناپختگي هاي شخصيتي و رشدي است. خانواده، جامعه، دولت و از همه مهم تر خود فرد با تصميمات هوشمندانه مي توانند زمينه هاي سلامت و بلوغ همه جانبه جوانان را فراهم کنند و يا برعکس در دام غفلت ها و کوته بيني ها گرفتار شوند و هر يک ديگري را مقصر مشکلات بداند.
اين روان شناس اجتماعي افزود: وجود چنين رفتارها و رويکردهايي با شکوه و گلايه، سرمايه انساني يک جامعه را در گيجي، گرفتاري و انواع بلايا نظير روابط خارج از ازدواج، شکست هاي عشقي، بي هويتي، سوء مصرف مواد و طلاق رها مي سازد.

چه مشکلي داريد؟ 

صالحي گفت: بنده شخصا تصميم به ازدواج نکردن را نشانه وجود يک مشکل در نظام شخصيتي و رواني فرد مي دانم مگر آن که به دلايل بسيار ويژه و خاص اصولا ازدواج کردن براي چنين فردي مقدور نباشد. اما رويکرد تربيتي رسمي و به خصوص غيررسمي جامعه و خانواده در اين باره بسيار موثر است.
وي در تبيين اين نکته گفت: اقتصاد مهم و موثر است تا آن جا که بتوان از عهده معيشت اوليه برآمد؛ اما روحيه تلاش و شکست ناپذيري يک جوان بالغ با تفکر و مباني شخصيتي سالم، نيرومندتر از هر چيز ديگري است. توصيه مي کنم فيلم حوض نقاشي ساخته مازيار ميري را ببينيد تا منظور بنده را بهتر متوجه شويد. 

رضايت با آسيب يا نارضايتي بي آسيب

استاد دانشگاه در تبيين رضايت داشتن يا نداشتن جوانان از اين شرايط گفت: مهم رضايت يا نارضايتي نيست. زمان هاي زيادي وجود دارد که افراد از چنين شرايطي رضايت دارند اما اين رضايت مندي با آسيب هايي همراه است که بسيار بدتر از زماني است که فرد از اين شرايط مطلوب ناخرسند است.

حلقه را رها نکنيد

عضو هيئت علمي دانشگاه فردوسي با مهم دانستن وظيفه متوليان و مسئولان در مديريت اين مسئله افزود: متوليان يک جامعه بايد مسئوليت خود را در اين زمينه بپذيرند و به سوي کميته هاي کارشناسي و تخصصي در برنامه ريزي هاي کوچک و بزرگ حرکت کنند و مهم ترين و بزرگ ترين بخش از انواع سرمايه هاي موجود را صرف تربيت انساني و مهيا کردن شرايط چنين تربيتي کنند که در اين ميان «ازدواج سالم» تنها يک حلقه مياني در راه رشد و تعالي انساني است.
صالحي ادامه داد: اين حلقه يک حلقه رها شده در فضا نيست بلکه حلقه اي است در زنجيره رشد يک انسان؛ زنجيره اي که در آن، هر حلقه بايد در همنوايي و همسويي با حلقه هاي قبلي و بعدي خود باشد. 
بنابراين، رضايت از ازدواج نکردن يا ازدواج کردن در سن بسيار بالا مثل رضايت از کارنکردن يا حتي بيمار بودن است. اين بينش يا محصول يک جهل مرکب است يا تسليم و درماندگي فرد.

اين همه آسيب...

مشاور خانواده در بيان آسيب هاي اين مسئله گفت: نگرش هاي رايج درباره روابط غيرعرفي پيش از ازدواج و ترس يا ناتواني براي ازدواج در فاصله سني طبيعي آن خود نوعي آسيب است. اين خود نوعي بيماري است. بيماري از زاويه روان شناسي ازدواج و از زوايه اجتماعي آن. اما اين بيماري خود سرچشمه بسياري از آسيب هاي فردي، ارتباطي و اجتماعي ديگر است. نااميدي و احساس تنهايي، سردرگمي و بي انگيزگي احساس خمودگي و اضطراب، بي اعتمادي به خانواده ها، به جامعه، به مسئولان، خشم هاي پنهان و آشکار و گاه تلاش هايي که براي غلبه غيراصولي بر اين احساسات منفي مي شود نظير پناه بردن به مصرف مواد، شرکت در پارتي ها، خودنمايي، پرخاشگري و ... گام برداريم...

فاصله ها کم مي شود

محقق اجتماعي تاکيد کرد: نيازمند يک تغيير نگرش در افراد و خانواده ها هستيم. شهروندان بايد مسئولان لايق و شايسته را انتخاب کنند. مسئولان نيز نبايد مهم ترين دردشان آمار و ارقام يا افتتاح ساختمان ها و پروژه هاي ناتمام باشد. بلکه دغدغه اصلي شان بايد انسان ها باشند مسئولان بايد در اين راستا تلاش کنند که مادران و پدران براي فرزندان خود وقت پيدا کنند تا ساعتي را با کودک خود بازي کنند، آن ها را به پارک ببرند، از دين درس زندگي و انسانيت بياموزند، به ديگران احترام بگذارند به آنان خدمت کنند و از مسلمان بودن و ايراني بودن احساس شادماني و سرافرازي کنند. همه شب با تني خسته اما رواني راضي و شاد از کار روزانه به منزل بيايند و منزل همان جاي آرامشي باشد که بود و دو کلمه حرف عاشقي خالص و بي غل و غش. اين ها خيال پردازي نيست شعر هم نيست؛ واقعيتي است که داريم روز به روز از آن فاصله مي گيريم و مشکل ازدواج يک نشانه از اين فاصله هاست.

شما بگوييد که سهم تان در کاستن از اين فاصله ها چيست ؟





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان