بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,381

آسيب شناسي اجتماعي زنان ، بررسي آثار پديده طلاق بر خانواده و جامعه-قسمت چهارم(قسمت پاياني)

  1392/6/15
قسمت قبلي


3- بعد اجتماعي

طلاق در زمره غم انگيزترين پديده هاي اجتماعي است. طلاق، تعادل انسانها را برهم زده و آثار شومي را در جامعه بر جاي مي گذارد و منجر به كاهش انسجام و يكپارچگي اجتماعي (Solidarity) مي شود وسنگ بناي اجتماع را از هم مي گسلد. طلاق پديده اي است به تمام معني اجتماعي و همانند نهاد اجتماعي عمل مي كند. زماني كه جامعه در معرض آسيبهاي بنيادي است، روابط اجتماعي بيمار مي باشد و فساد گوشه گوشه جامعه را دربرگرفته است. طلاق يك معلول است، از آن رو كه تابع شبكه پيچيده و به هم پيوسته اي از عوامل اجتماعي است. [54] 

هر چند ازدواج امري مربوط به دو فرد است، ليكن طلاق امري اجتماعي مي باشد كه صدمه و زيان آن دامان جامعه را نيز فرا مي گيرد و جامعه را از حركت باز داشته و آن را عقيم و سترون مي كند. طلاق روح پويايي را مي كشد و علاقه و اشتياق جوانان را به تشكيل خانواده سست مي كند و اعتماد اجتماعي را سلب و مخدوش مي نمايد.

طلاق همچنين پديده اي جمعيتي است كه به لحاظ كميّ و كيفي بر ساخت جمعيت اثر مي نهد زيرا تنها واحد مشروع و اساسي توليد مثل، خانواده مي باشد كه با وقوع طلاق از هم مي پاشد. از سوي ديگر طلاق بر كيفيت جمعيت تأثير دارد، چون فرزندان و نسلي كه از نعمت خانواده محروم هستند، به احتمال زياد فاقد شرايط لازم در احراز مقام شهروند مسئول خواهند بود. 

طلاق اثرات اقتصادي نيز براي جامعه دربرخواهد داشت، زيرا تعادل روحي نيروي انساني توليد و خدمات را در جامعه برهم مي زند و منجر به بروز اثرات سهمگيني در حيات اقتصادي جامعه خواهد شد. 

طلاق نماد يك مشكل ارتباطي سالم و صحيح بين افراد است، اين مشكل ارتباطي در سطح كوچك (خانواده) مي تواند در بعد وسيعتر (جامعه) نيز شيوع و گسترش يابد و ارتباطات انساني را مختل نمايد. 

هيچگاه مطالعه آسيب شناسي اجتماعي و انحرافات اجتماعي بدون توجه به طلاق امكان پذير نيست. وقتي بنيان نهاد خانواده دستخوش ضعف و عدم استواري مي گردد، بنيانهاي اخلاقي و اجتماعي كل نظام اجتماعي متزلزل شده و آن جامعه به سوي جرائم گوناگون سوق داده مي شود. طلاق مي تواند موجب افزايش آسيبهاي اجتماعي از قبيل اعتياد، الكليسم و انحرافات جنسي شود، از سوي ديگر طلاق يكي از عوامل مؤثر در افزايش نرخ خودكشي مي باشد. طلاق در يك جامعه به مثابه تزلزل اجتماعي و عدم ثبات جامعه است كه مي تواند منجر به كم بها شدن خانواده و ارزشهاي خانوادگي در آن جامعه شود. [55] 

--------------------------------------------
پي نوشتها:
[1] - مرتن، رابرت، مشكلات اجتماعي و نظريه هاي جامعه شناختي، ترجمه نوين تولايي، انتشارات اميركبير، سال 1376، صص26- 25- 33. 
2 - Mills. C . w. Sociological Imagination. Newyork. 1976. P.9. 
[3] - روزنامه ايران، 27/7/79. 
[4] - دكتر مساواتي، مجيد، آسيب شناسي اجتماعي ايران، جامعه شناسي انحرافات، انتشارات نوبل (تبريز)، 1374، ص281. 
[5] - دكتر ساروخاني، باقر، طلاق ـ پژوهشي در شناخت واقعيت و عوامل آن، انتشارات دانشگاه تهران، 1376، ص هفت. 
[6] - بروس كوئن، درآمدي بر جامعه شناسي، محسن ثلاثي، انتشارات فرهنگ معاصر، 1370، ص 133. 
[7] - دكتر ساروخاني،باقر،طلاق ـ پژوهشي در شناخت واقعيت و عوامل آن، انتشارات دانشگاه تهران، 1376، صفحه چهارده. 
[8] - دكتر ساروخاني،باقر، جامعه شناسي ارتباطات، انتشارات اطلاعات، 1372،ص 67. 
9-Udry. R. Social control of marriage. Newyork . 1971. P.456. 
[10] - دكتر عراقي، عزت الله، آيا مي دانيد طلاق و مسائل آن كدامند؟ چاپخانه پليكان، 1369، ص 22. 
[11] - دكتر ساروخاني، باقر، طلاق - پژوهشي در شناخت واقعيت و عوامل آن، انتشارات دانشگاه تهران، 1376، ص128. 
[12] - دكتر رفيع پور، فرامرز، آنومي يا آشفتگي اجتماعي، انتشارات سروش، 1378،‌ص 18. 
[13] -دكتر ساروخاني، باقر، طلاق. پژوهشي در شناخت واقعيت و عوامل آن، انتشارات دانشگاه تهران، 1376، ص89.وص12. 
14 - Conger & Elder , Linking Economic hardship to material quality in stability. Journal of marriage and the family. 1900. P.646. 
[15] - بابايي، فاطمه، تعديل ساختاري و فقر و ناهنجاريهاي اجتماعي، انتشارات كوير، 1380، ص 163. 
[16] - هرسي و بلانچارد، روانشناسي اجتماعي، 1365،‌ص 26. 
[17] - ازكمپ،استوارت، روانشناسي اجتماعي كاربردي، ترجمه فرهاد ماهر، انتشارات آستان قدس رضوي، 1369 ، ص260. 
[18] - ويليام، جي، گود، خانواده و جامعه، ويدا ناصحي، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1352، ص 253. 
[19] - دكتر ساروخاني، باقر، طلاق ـ پژوهشي در شناخت واقعيت و عوامل آن، انتشارات دانشگاه تهران، 1376، ص157 . 
[20] - سوزان فوروارد، مردان زن ستيز، ترجمه شيما نعمت اللهي، انتشارات خجسته، 1377، ص335و ص340. 
[21] - كگي كريستيان، بعد از جدايي، ترجمه مهشيد ميرمعزي، نشر بانو، 1377، ص78. 
[22] - دكتر تايبر، بچه هاي طلاق، ترجمه توران دخت تمدن، انتشارات روشنفكران، 1369، ص 106. 
[23] - دكتر فرجاد، محمد حسين، آسيب شناسي اجتماعي و ستيزه هاي خانوادگي و طلاق، نشر منصوري، 1372، ص163. 
[24] - اورعي، غلامرضا، بررسي مسائل اجتماعي ايران،انتشارات خوشه،1366، ص 64. 
[25] - دكتر فرجاد، محمدحسين، آسيب شناسي اجتماعي و ستيزه هاي خانوادگي و طلاق، نشر منصوري، 1372، ص 153. 
[26] - همان. 
[27] -همان، ص155. 
[28] - اديب، محمد حسين، جامعه شناسي ايران، نشر هشت بهشت(اصفهان)، 1374،، ص 87 . 
[29] - دكتر فرجاد، محمدحسين، آسيب شناسي اجتماعي و ستيزه هاي خانوادگي و طلاق، نشر منصوري، 1372، ص165. 
[30] - اديب، محمد حسين، جامعه شناسي ايران، نشر هشت بهشت(اصفهان)، 1374، ص87.. 
[31] - دكتر فرجاد، محمدحسين، آسيب شناسي اجتماعي و ستيزه هاي خانوادگي و طلاق، نشر منصوري، 1372، ص165. 
[32] - حسيني، بيرجندي، سيد مهدي، مشاوره ازدواج، انتشارات آواي نور، 1377،ص264. 
[33] - ويليام، جي، گود، خانواده و جامعه، ويدا ناصحي، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1352، ص 265. 
[34] - عبدي، عباس، گودرزي، محسن، تحولات فرهنگي در ايران، انتشارات سروش، 1378، صص164-163. 
[35] - دكتر كي نيا، مهدي،‌ پژوهشي در عوامل اجتماعي طلاق، مطبوعات ديني(قم)، 1373، ص476. 
[36] - دكتر مساواتي، مجيد، آسيب شناسي اجتماعي ايران ـ جامعه شناسي انحرافات، 1374، ص 164. 
[37] - روزنامه ايران، 27/7/79، افزايش طلاق و سرگرداني بچه هاي طلاق. 
[38] - حسيني، بيرجندي، سيد مهدي، مشاوره ازدواج، انتشارات آواي نور، 1377، ص264. 
[39] - بيرامي، منصور، خانواده و آسيب شناسي آن، انتشارات آيدين، 1378،ص64. 
[40] - مجله علمي ـ پژوهشي علوم انساني دانشگاه الزهرا ـ ش 10 و 9، ص 62. 
[41] - دكتر تايبر، بچه هاي طلاق، ترجمه توراندخت تمدن، انتشارات روشنفكران،1369، ص 106. 
[42] - گواهي، زهرا، بررسي حقوق زنان در مسئله طلاق،‌ چاپ سازمان تبليغات اسلامي، 1373،ص 147 و ص154. 
[43] - دكتر ساروخاني، باقر، طلاق ـ پژوهشي در شناخت واقعيت و عوامل آن، انتشارات دانشگاه تهران، 1376،ص66. 
[44] - ايوت والچاك و شيلا برنز، طلاق از ديد فرزند، ترجمه فرزانه طاهري،‌ نشر مركز، 1366، ص 232. 
[45] - دكتر تايبر، بچه هاي طلاق، توراندخت تمدن، انتشارات روشنفكران، 1369،ص99. 
[46] - گواهي، زهرا، بررسي حقوق زنان در مسئله طلاق،‌ چاپ سازمان تبليغات اسلامي، 1373، ص 155. 
[47] - دكتر آزاد، تقي، بررسي مسائل اجتماعي، نشر جهاد دانشگاهي، 1377،ص 203. 
[48] - گواهي، زهرا، بررسي حقوق زنان در مسئله طلاق،‌ چاپ سازمان تبليغات اسلامي، 1373، ص147. 
[49] - گيدنز، آنتوني، جامعه شناسي، ترجمه منوچهر صبوري، نشر ني، 1373، ص434. 
[50] - كلارك و فريدمن، رشد كودك از نوزادي تا نوجواني، 1978، ص 371. 
[51] - دكتر ساروخاني،باقر،طلاق ـ پژوهشي در شناخت واقعيت و عوامل آن، انتشارات دانشگاه تهران، 1376. 
[52] - بيرامي، منصور، خانواده و آسيب شناسي آن، انتشارات آيدين، 1378،ص61. 
[53] - آتش پور، سيد حميد، اثرات رواني – اجتماعي طلاق، مجله بهداشت جهان، سال يازدهم(1375)، شماره دوم، ص46. 
[54] - دكتر ساروخاني، باقر، طلاق – پژوهشي در شناخت واقعيت و عوامل آن، انتشارات دانشگاه تهران، 1376، ص120. 
[55] - دكتر آزاد، تقي، بررسي مسائل اجتماعي، نشر جهاد دانشگاهي، 1377، ص203. 
http://www.hawzah.net/Per/Magazine/fs/012/FS01203.ASP سيده فاطمه محبي




نويسنده: حميدرضا ترکمندي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان