بسم الله
 
EN

بازدیدها: 717

مردم سالاري ديني و حقوق اقليت ها در نظريه سياسي امام خميني (ره)-قسمت سوم

  1392/6/6
قسمت قبلي


د. آزادي عقيده

در باره آزادي عقيده و اظهار نظر اقليت ها نيز امام خميني (ره) ضمن پذيرش آزادي براي اقليت ها آنان را محق مي داند كه به اظهار نظر و عقيده خود بپردازند:
« دولت اسلامي ، يك دولت دموكراتيك به معناي واقعي است و براي همه اقليت هاي مذهبي آزادي به طور كامل هست و هر كسي مي تواند اظهار عقيده خودش را بكند و اسلام جواب همه عقايد را به عهده دارد و دولت اسلامي ، تمامي منطق ها را با منطق جواب خواهد داد.» (صحيفه امام، ج 4، ص 410)
پيش فرض ايشان در اين سخن اين است كه اسلام توانايي پاسخ به هر انديشه و عقيده اي را داراست و از اين رو اظهار عقيده از سوي ديگران بلامانع است ؛ زيرا اسلام به عنوان شريعت پيامبر خاتم ، مي تواند با منطق صحيح ، پاسخ هر گونه انديشه و عقيده اي را بدهد . اين كه اسلام مي تواند به هر انديشه اي پاسخ دهد خود مبتني بر مفروض ديگر ي است و آن اين كه تنها اسلام از حقانيت برخوردار بوده و از اين رو توانايي پاسخ به تمامي پرسش ها ، چالش ها و نياز ها و خواسته هاي بشري را داراست . گرچه ايشان به اين پيش فرض باور دارند كه نشان دهنده امتناع كثرت گرايي اعتقادي ، مذهبي و ديني است ، اما در هر صورت معتقدند ديگر انديشه هاي بشري نيز امكان بروز و ظهور و حيات دارند .
در موردي ديگر با صحه گذاشتن بر حقوق مشروع اقليت ها ، اين اعتقاد را بيان مي دارند كه:
« اسلام هميشه حافظ حقوق مشروع اقليت هاي مذهبي بوده و هست ، آنان در جمهوري اسلامي آزاداند و  آزادانه به مسايل خود مي پردازند و در پناه حكومت اسلامي چون بقيه افراد در اظهار عقيده آزادند .» (صحيفه امام، ج5، ص 188)
البته ايشان متذكر مي گردد كه تساهل و تسامح تنها نسبت به اقليت هايي است كه وصف خراب كارانه بر آن ها صادق نيست . از اين رو « آن هايي كه شلوغ كارند ، آن هايي كه خراب كارند ، براي آنها هيچ كس تساهلي قائل نيست .» (صحيفه امام، ج 5، ص 261)
گر چه امام خميني (ره) در جملات نقل شده به صراحت بر آزادي عقيده  توسط اقليت ها تاكيد مي نمايد اما در بحث فقهي خويش بر حدود عقلي ـ شرعي آن اشاره دارند. ايشان در بيان شرايط كفار، خواه اهل ذمه باشند يا خير مي گويد: كفار ( غير مسلمانان )، خواه ذمي يا غير ذمي در جامعه و كشور اسلامي ، حق ندارند به تبليغ مذاهب فاسدشان و نشر كتاب هاي ضاله خود بپردازند و يا مسلمانان و فرزندان مسلمانان را به مذاهب باطل خود فراخوانند. در صورت انجام چنين كاري ، واجب است تعزير شوند و بر كار گزاران دولت هاي اسلامي است كه به هر وسيله ممكن از اين كار ممانعت به عمل آورند . علاوه بر اين ها بر مسلمانان نيز واجب است كه از كتاب ها و مجالس آن ها اجتناب كنند و به فرزندان خود نيز اجازه ندهند كه به چنين مجالسي رفت و آمد نمايند. در صورتي كه از كتاب ها و ساير مكتوبات ضاله آن ها چيزي به دست مسلمانان برسد واجب است آن را از بين ببرند. (امام خميني، 1407ق، ج 2، صص 462-461)
شيوه مباحث فقهي امام خميني (ره) چنان كه آمد مبتني بر اصول عقلي و نقلي اي است كه در خور تامل مي نمايد. در اين جا ايشان بر اين باور است كه كتاب هاي اهل كتاب دچار تحريف شده و از اين رو شايسته ترويج نيستند. (امام خميني، 1407ق، ج 2، ص 462) البته مي توان آن چه در سخنان شفاهي ايشان آمده  است را تفسيري بر مكتوبات فقهي امام خميني (ره) دانست . زيرا همان گونه كه از متن پيداست، ايشان در متون فقهي خويش تنها به زبان تكليف و منع و تحريم اقليت ها سخن گفته است ، اما در گفت و گوهاي شفاهي خود بيشتر به تبيين حقوق اقليت ها پرداخته اند. از اين رو مي توان گفت مباحث بعدي، يعني سخنان شفاهي امام (ره)، تفسيري است بر آن چه پيش از آن گفته اند. براي تاييد ادعاي فوق مي توان به آيات قرآن استناد نمود كه شيوه مباحثه و جدال نيكو با اهل كتاب را به مسلمانان آموزش مي دهد:
«با اهل كتاب جز به شيوه اي كه نيكوتر است مجادله مكنيد، مگر با ستمگران آنان، و بگوييد به آنچه بر شما نازل شده است ايمان آورده ايم ، و خداي ما و خداي شما يكي است و ما همه فرمانبردار اوييم.» (عنكبوت، آيه 46)
پاره اي از مفسران بر اين باورند كه مراد از « بالتي هي احسن» اين است كه با آن ها با ملايمت و نرمي و مدارا و محبت رفتار شود. در برابر خشونت ، نرمش و در برابر غضب ، بردباري و در مقابل شرارت، خيرخواهي و در مقابل شتابزدگي تاني نشان داده شود . ازاين ديد هدف از بحث و گفت و گو ، برتري جويي و توفق طلبي نيست ، بلكه هدف اين است كه سخن در اعماق روح نفوذ كند و در برابر اسلام موضع صحيحي بگيرد. در واقع غير مسلمانان مي بايست بدانند روح اسلام ، روح مسالمت جويي است و به مسلمانان توصيه مي كند كه با آنان برخورد مسالمت آميز داشته باشند. (مكارم شيرازي 1375، ج 10، صص 392-391)
در نصوص ديني البته بر آزادي عقيده و عدم تحميل عقيده اي خاص ، توصيه هاي فراواني شده است. اما از سوي ديگر اهل كتاب را به همبستگي با مسلمانان بر سر مسايل مشتركي چون توحيد فراخوانده است .
« بگو اي اهل كتاب بياييد بر سر سخني كه بين ما و  شما يكسان است بايستيم كه جز خداوند را نپرستيم و براي او هيچ گونه شريكي نياوريم و هيچ كس  از ما ديگر ي را به جاي خداوند ، به خدايي بر نگيرد و اگر رويگردان شدند، بگوييد شاهد باشيد كه ما فرمانبرداريم.» (آل عمران، آيه 64)
دعوت به سوي قدر مشترك ، بهترين راه براي همزيستي دو مذهب مختلف است، زيرا غالبا نمي توان از يك گروه خواست تمام عقايد خود را رها كند و تابع آراي ديگران گردد و اگر هم منطقي باشد ، عملي نيست . بنابراين گرايش به قدر مشترك ميان همه اديان آسماني ، يعني اصل توحيد و يگانگي خدا زمينه اي براي همبستگي و هم زيستي اديان الهي است. (مكارم شيرازي، 1375، ج10، صص 395-394)

هـ. رفتار با اقليت ها

طبق آن چه در گفتار و سخنان امام خميني (ره) آمده است اساساً رفتار با اقليت ها و به ويژه اهل كتاب در نظام سياسي ديني ، بر طبق قانون عدالت و انصاف است. ايشان در پاسخ به پرسشي راجع به اقليت هاي مذهبي در آينده ايران و عصر حكومت ديني مي گويند:
« اقليت هاي مذهبي در آينده آزاد هستند و در ايران در رفاه زندگي خواهند كرد و ما با كمال انصاف و مطابق با قانون عمل خواهيم كرد . آنان برادران ايراني ما هستند ، آنان هم از شاه و دار و دسته اش به تنگ آمده اند.» (صحيفه امام، ج 5، ص 401)
در باب اقليت هاي مسلمان سني نيز ايشان اظهار مي دارد كه ما با آنان برادريم و پيوستگي خودمان را با آنان اعلام مي كنيم. ايشان به استراتژي انسجام و همبستگي ميان شيعيان و سنيان مي انديشيدند و بر اين اعتقاد بودند كه :
« در اسلام بين شيعه و سني ابداً تفرقه نيست ، بين شيعه و سني نبايد تفرقه باشد. بايد وحدت كلمه را حفظ كنيد... اين مملكت مال همه ما هست،...مال اقليت هاي مذهبي ، مال مذهبيون ما، مال برادران اهل سنت ما.» (صحيفه امام، ج 6، صص 84-83)
به هر حال آنچه از سخنان امام خميني (ره) مي توان استنباط كرد اين است كه در نظام سياسي مورد نظر ايشان هيچ گونه اجحافي به اقليت ها روا داشته نخواهد شد. همه با هم برادرند و از حقوق مساوي برخوردارند : « كردها و ساير دستجاتي كه هستتند و زبان هاي مختلف دارند ، اين ها همه برادران ما هستند و ما با آن ها هستيم و آن ها با ما هستند و همه اهل يك ملت و اهل يك مذهب هستيم.» (صحيفه امام، ج 6، ص 262)
اشتراك در مليت واحد و منسجم و در پاره اي از موارد در دين ومذهب ، نقطه ثقل سخن امام خميني (ره) در پيوند دادن اقليت هاي مذهبي و ديني با شيعيان و اين هر سه (اهل كتاب ، سنيان و شيعيان ) با يكديگر است . به هر حال در نگاه امام خميني (ره) نوع رفتار با اقليت ها انساني و عادلانه و بر اساس قانون است . يعني همان رفتاري كه از سوي اسلام بر آن تاكيد شده است . امام خميني (ره) در موردي به پيشينه اين مسئله و نوع رفتار مسلمانان با اقليت ها در طول تاريخ اشاره كرده و خطاب به نمايندگان زردشتيان مي گويد:
« همه اقليت ها مطمئن باشند كه اسلام با اقليت ها هميشه به طور انساني، به طور عدالت رفتار كرده است و همه در رفاه هستند و اين ها هم مثل ساير اقليت ها جزيي از ملت ما هستند و ما و آن ها با هم در اين مملكت زندگي مي كنيم . ان شاء الله . و رفاه همه حاصل خواهد شد و رمز اين پيروزي كه وحدت كلمه است بايد حفظ شود.» (صحيفه امام، ج 6، ص 192)
در واقع شيوه اي كه امام خميني (ره) در رفتار با اقليت ها بر آن تاكيد مي كند، در سخنان و كلام امام علي(ع) نيز به خوبي انعكاس يافته است . آن حضرت در پند نامه اي خطاب به مالك اشتر نخعي آدميان را به دو دسته كلي تقسيم مي كند و در هر صورت به مالك فرمان مي دهد نسبت به آنان با مهر و دوستي رو به رو شود :
« قلب خويش را پوششي از مهر مردم و لطف به آنان فراهم آور: هرگز مباد كه مردم را درنده اي خون آشام باشي ، كه خوردنشان را غنيمت بشماري؛ زيرا كه مردم به تمام دو گروه اند : يا در دين برادران تواند، يا در آفرينش هم نوعانت . از راه مي لغزند ، به آفت ها دچار مي شوند و دانسته يا ندانسته به كارهايي دست مي يازند و تو بايد از گذشت و چشم پوشي چندان بهره مندشان كني كه دوست مي داري خداي از تو چشم بپوشد و بگذرد.» (نهج البلاغه،  خطبه 53، معاديخواه، 1372، ج 4، صص 215-214)




نويسنده: شريف لك زايي



مشاوره حقوقی رایگان