بسم الله
 
EN

بازدیدها: 677

طلاق و انواع آن

  1392/5/31
طلاق شوم‌ترين سرنوشتي است که ممكن است براي يك خانواده رقم بخورد با اين وجود گاه گريزي از آن باقي نمي‌ماند. با طلاق رشته ازدواج ميان زن و شوهر قطع مي‌شود و از آن پس براي باز کردن گره و علقه ميان آن دو بايد برخي اقدامات انجام شود.

 طلاق داراي چهار ركن اساسي است كه عبارتند از:


1-طلاق دهنده: در طلاق‌دهنده كه همان مرد است چهار شرط معتبر است که بايد در زمان طلاق وجود داشته باشد: بلوغ ، عقل، اختيار و قصد
اختيار طلاق شرعا و قانونا بر اساس حديث نبوي شريف «الطلاق ... و من اخذ بالساق» برعهده شوهر است اما بر اساس قانون شوهر نمي‌تواند خودسرانه دست به طلاق بزند بلکه بايد براي طلاق به دادگاه مراجعه کند و در نهايت هم آن را ثبت کند در غير اين صورت مرتکب جرم شده است. به نظر مي‌رسد با توجه به اين كه اكنون طلاق بدون موافقت دادگاه واقع نمي‌شود اگر كسب موافقت دادگاه نيز به عنوان ركن پنجم طلاق به شمار آيد بي وجه نيست.

2-طلاق گيرنده: در مطلَّقه که همان زن طلاق داده شده است نيز پنج شرط بايد در زمان طلاق وجود داشته باشد تا اين طلاق از اعتباربرخوردار باشد:
-زوجيت
-عقد دائمي باشد نه موقت
-اينكه زن از حيض و نفاس پاك باشد: طلاق بايد در زمان پاک بودن از حيض و نفاس باشدكه در غير اين صورت اگر واقع شود طلاق باطل است كه اين شرط مذكور در زن يائسه و زني كه به سن حيض نرسيده است و زن حامله ساقط است
- معين بودن زن مطلقه

3-صيغه طلاق: طلاق به خاطر آثار و پيامدهاي خاصي که در جامعه دارد داراي شرايط و تشريفات خاصي است که حتما بايد رعايت شود. از جمله اينکه بايد صيغه طلاق خوانده شود. در صيغه نيز شروطي معتبر است كه عبارتند از اين كه صيغه مخصوصه براي ازاله قيد نكاح «هي طالقٌ يا فُلانَة طالقٌ يا اَنتِ طالقٌ » باشد. گفته مي‌شود که طلاق به‌غير عربي واقع نمي‌شود و با اشاره هم واقع نمي‌شود مگرکسي كه عاجز از حرف زدن باشد.

4-شاهد گرفتن: شاهد گرفتن دو يا چند نفر مرد عادل بر وقوع طلاق ضرورت دارد. بنابراين دو شرط در شاهد گرفتن بر طلاق حتما بايد مورد توجه قرار گيرد، اول اينکه شاهد مرد باشد و دوم اينکه حداقل دو نفر باشند. چگونگي شاهد گرفتن اين دو مرد به يكي از سه صورت انجام مي‌شود يا به‌صورت استماع صيغه و شنيدن آن، يا شناختن اجمالي دو طرف يا حضور هم زمان در هنگام طلاق. شرط ديگري که بايد در شاهدان وجود داشته باشد عادل بودن آنهاست. عادل كسي است كه تقوا پيشه كند و از مرتكب شدن گناهان كبيره و اصرار بر جرائم صغيره پرهيز کند.

 تقسيمات طلاق

 در تقسيم‌بندي انواع طلاق بايد بدانيم که بعضي از طلاق‌ها حرام هستند. بنابراين دسته‌بندي اول تقسيم طلاق به طلاق بدعي و سني به معناي بدعت حرام و سنت مشروعه است. منظور ما از طلاق بدعي آن دسته طلاق‌هايي است كه برخلاف احکام شريعت باشد. طبيعي است که اگر اين نوع طلاق واقع شود باطل است.

اما طلاق سني به آن دسته طلاق‌هايي گفته مي‌شود كه مطابق مقررات و با رعايت كامل شرايط شرعي انجام شده باشد و خود بر دو نوع است:

1- طلاق باين كه مرد در آن حق رجوع ندارد. بنابراين اگرکسي همسر خود را با طلاق باين مطلقه کرد حق رجوع نخواهد داشت و براي رجوع نياز به عقد مجددي هست؛ طلاق خُلع، مبارات و زنى كه سه طلاقه شده است از نوع طلاق بائن است. طلاق خُلع به طلاقي مي‌گويند که در آن زن، به واسطه كراهت و نفرتي كه از شوهر خود دارد، مالي را به شوهر خود مي‌بخشد و در قبال آن از او طلاق مي‌گيرد. بنابراين در اين نوع طلاق نفرت از سوي زن است. اما اگر اين نفرت طرفيني باشد؛ يعني شوهر هم مانند زن علاقه‌اي به زندگي مشترک نداشته باشد، با توافق از هم طلاق مي‌گيرند؛ که درفقه به آن طلاق مبارات مي‌گويند. در مورد سه طلاقه نيز بايد گفت: پس از اينكه مرد دو بار زنش را طلاق داد و رجوع كرد، اگر براي بار سوم او را طلاق دهد، ديگر حق رجوع مجدد ندارد؛ مگر اينكه زن، همسر ديگري را انتخاب کند.

2- طلاق رجعي كه مرد در آن حق رجوع در زمان عده را دارد. بنابراين اگر شخصى زن خود را با طلاق رجعي مطلقه کرد، پس از آن اختيار دارد در زمان عده زن، بدون عقد جديد به همسرش رجوع کند و دوباره او را عيال خود کند. بنابراين همان‌طور که از نام اين نوع طلاق معلوم است ،طلاق رجعي، طلاقي است كه در آن مرد حق رجوع دارد؛ خواه رجوع بكند يا نكند.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان