بسم الله
 
EN

بازدیدها: 706

خودكشي چرا ؟-قسمت دوم

  1392/5/31
قسمت قبلي


آثار زيانبار خودکشي در جامعه

خودکشي نه تنها براي فردي که به اين عمل اقدام مي کند. زيانبار است، بلکه براي اجتماع نيز زيان معنوي فراواني به بار مي آورد. در اجتماعي که اعداد و ارقام خودکشي رو به فزوني است، حيثيت اجتماعي زير سوال قرار مي گيرد و مي توان گفت که آن اجتماعي از اعتبار و حيثيت لازم بهره مند معکوس است. در جامعه اي که آمار خودکشي بالا باشد، فرهنگ آن جامعه در نظر افکار عمومي معيوب و ناسالم است و همه مي پرسند که در اين جامعه چه مشکل حادي وجود دارد که تا اين اندازه اشخاص به خودکشي روي مي آورند.

ضرر و زيان معنوي خودکشي کمتر از ضرر زيان مادي آن نيست.

فردي که خود را مي کشد، پدر، مادر، زن، فرزند و ديگر بستگان و حتي دوستان و همسايگان خود را مي آزارد. اين عمل زشت به قدري آثار بد و نامطلوبي در روحيه تک تک افراد وابسته به آن به جا مي گذارد که آنان تا آخرين لحظات زندگيشان از اين عمل رنج مي برند.
بنابراين مي توان گفت که خودکشي يک پديده رنج آور اجتماعي است که نمي توان به سادگي از کنارش گذشت، بلکه براي درمان اين بيماري رواني و درد اجتماعي بايد چاره اي انديشيد.

اهميت و ضرورت توجه و اولياء مربيان به اين پديده

با در نظر گرفتن نکاتي چند به اهميت و ضرورت تلاش مربيان و اولياي امور براي ريشه کن کردن اين درد اجتماعي پي مي بريم.
1- همان گونه که در عنوان قبلي ذکر شد. پديده خودکشي زيانهاي مادي و معنوي و فردي و اجتماعي فراواني دارد.
2- آمار و ارقام رو به گسترش خودکشي ، خطر اين امر را بيشتر نمايان مي سازد. در رسانه هاي گروهي مي خوانيم که در برخي از کشورها پديده خودکشي بيش از بيماريهاي کليوي، سل و فلج اطفال قرباني مي گيرد. و يا گفته اند: "خودکش به عنوان دهمين عامل اصلي مرگ و مير در ايالات متحده آمريکا باقي مانده است... " (3)
3- قابل پيشگيري بودن اين پديده: احساس خودکشي يکي از بيماري هاي رواني است که در شرايط خاصي بر فرد عارض مي گردد و او را براي ارتکاب خودکشي وا مي دارد.
اين بيماري قابل معالجه است و مي توان با مراقبتهاي ويژه و راهنمايي هاي حساب شده فرد را از ارتکاب به اين عمل باز داشت.
"اروين استنگل" مي نويسد:
" يک مرد شصت ساله مدت دو سال مبتلا به بيماري افسردگي بود، بدون آن که به فکر درمان باشد. او که اميد به شفا يافتن را از کف داده بود، سعي مي کرد، خود را غرق کند، بستري کردند و در آن جا معلوم شد که مبتلا به افسردگي مزمن و نقص عقلاني پيش رس است.
او در محيط حفاظتي بيمارستان سرو سامان گرفت و شش سال بعد از ورود به بيمارستان با او مصاحبه کردند. با وجودي که نقص عقلاني اش آشکار بود و فقط از افسردگي خفيف رنج مي برده است. او قادر نبود خارج از بيمارستان زندگي کند." (4)
"جيمز کاستلي" در کتاب " خودکشي: واپسين تقاضاي کمک" مي نويسد:
" اين مطلب نيز عموما" صحيح است که افرادي که جداً ميل ارتکاب به خودکشي را دارند فقط براي مدت کوتاهي، اين گونه هستند و اگر در مقطع خاصي از بحران به آنان بشود کمک کرد، به احتمال زياد دوباره به خودکشي روي نخواهد آورد." (5)
باتوجه به اين نکات مي گوييم: بر مسوولان امور اجتماعي لازم است که براي ريشه کن کردن اين پديده فکر کنند تا حيات اجتماعي از سلامت لازم بهره مند باشد.

انواع خودکشي

خودکشي انواع و اقسامي دارد و از جهات مختلف مي توان آن را تفسير نمود.
1- از جهت موفقيت در عمل:
خودکشي کامل يا موفق به خودکشي اي گفته مي شود که شخص اقدام کننده موفق شد که از اين راه به زندگيش پايان دهد. اما در خودکشي ناقص يا ناموفق فرد از اين عمل جان سالم بدر مي برد.
بين آنان که اقدام به خودکشي مي کنند، با آنان که از اين اقدام کشته مي شوند تفاوت هست.
جيمز کاستلي مي گويد:
"تخمين زده مي شود که در مقابل هر خودکشي کامل و موفق حداقل هشت و حداکثر صد مورد اقدام به خودکشي ناموفق وجود دارد." (6)
2- از جهت وسيله و ابزار خودکشي.
گاهي با خلق آويز کردن و گاهي با مواد سمي و گاهي با آتش زدن؛ برخي با اسلحه گرم و يا سرد و مانند اين امور اقدام به خودکشي مي کنند.
3- - از جهت هدف و انگيزه:
در اين باره گفته اند:" گاهي خودکشي صورت خود دوستي دارد. بدين معنا که آدمي خود را آن چنان دوست دارد که بدين معنا که آ دمي خود را آن چنان دوست دارد که حتي حاضر نيست گردي به دامنش بنشيند يا غباري بر چهره او قرار گيرد. انتظار دارد که همگان وجود او را آن چنان که مورد نظر اوست دوست بدارند. عشق به خود و علاقه به خود سبب آن مي شود که اگر احساس کرد براي او قرار است تلخ کامي پيش آيد دل به مرگ دهد.
- گاهي خودکشي براي جلب نظر و کسب معروفيت است. آن کس که دچار احساس کمتري است و گمان دارد که در آسمان بدين وسعت ستاره اي نيست که براي او بدرخشد حتي ممکن است تن به خودکشي دهد، تا از اين راه جلب نظر و کسب معروفيت کند.
- گاهي به خاطر ديگري است. مثل غم مرگ و از دست دادن عزيزي که گمان دارد در آن صورت براي اون غير قابل تحمل است يا ميل به مجازات ديگران که از طريق مرگ خود دل آنان را بسوزاند و اشک آنان را جاري سازد." (7)

"اميل دورکهايم " جامعه شناس فرانسوي خودکشي را منحصراً از ديدگاه تعامل ميان فرد و جامعه نگاه مي کند و آن را به سه دسته بزرگ تقسيم مي کند:
1- خودکشي ناشي از بي قانوني يا بي هنجارانه
2- خودکشي ناشي از خودخواهي يا خودکشي خودخواهانه
3- خودکشي ناشي از غير خواهي يانوع دوستانه
- مراد از خودکشي ناشي از خودخواهي اين است که فرد مطلقا هيچ گونه وابستگي به جامعه ندارد و خود را به هيچ شيوه معنا داري مقيد به جامعه و ديگر افراد نمي داند.
او پس چدا شدن از خانواده يا مذهب و يا اجتماع اقدام به خودکشي مي کند.
- مراد از خودکشي بي قانوني يا هنجارانه اين است که خود جامعه وابستگي هاي فرد به جامعه را تضعيف مي کند و وي را در مقابل تکانه هاي خود کشانه مستعدتر مي سازد.
به ديگر سخن اين که: فرد مي بيند وسايلي را که در اختيار دارد با احتياجات نمي خواند و به اصطلاح اميدش را به اجتماعي از دست مي دهد، نا اميد مي شود و از اجتماع جدا مي گردد و به خود کشي روي مي آورد. اين نوع خودکشي معمولاً در دوران بحران اقتصادي و به هنگام جدايي زن و شوهر و از اين قبيل امور، رخ مي دهد.
- مراد از خودکشي ناشي از غيرخواهي يا نوع دوستانه اين است که فرد شديداً وابسته و مقيد هنجاريهاي جامعه خود است و به علت نيرومندي شديد اين وابستگي ها، دست به خودکشي مي زند. (8)
اميل دورکهايم در بيان انواع خودکشي ها، فداکاري و ايثار در راه عيقده و مکتب را نيز نوعي از خودکشي بيان داشته است.
در حالي که اين از انواع خودکشي نيست. چرا که خودکشي معلول احساس ويژه اي است که بر شخص بيمار رواني عارض مي شود و به دنبال اين عارضه به عمل خودکشي مبادرت مي کند، در حالي که فداکاري در راه عقيده اين چنين نيست، ايثارگر از سلامت رواني بهره مند است و آگاهانه و سنجيده دست به اين اقدام مي زند و به دنبالش تحسين قهرمانانه را به دنبال دارد. که سخن در اين باره در چند صفحه گذشته بيان شد.

مثالي درباره خودکشي غيرخواهانه يا نوع دوستانه:

مردي از اهالي ملاير پسر خود را که به مرض سرطان مبتلا شده بود به بيمارستان آورد، پسر کوچکترش نيز به همراه آنان بود، شب هنگام زماني که برادر کوچکتر متوجه شد که برادرش سرطان دارد و به زودي خواهد مرد، در محوطه بيمارستان با حلق آويز کردن خودکشي کرد. (9)

و نيز از جهت انگيزه

گاهي شخص به راستي قصد دارد که خودکشي کند و جانش را از دست بدهد و از مشکلات خلاص شود.
و گاهي شخص واقعاً قصد خودکشي ندارد بلکه براي جلب توجه ديگران به خودکشي مبادرت مي کند تا وانمود کند که وي ناراحت است تا از اين راه، محبت ديگران و توجه آنان را به خود جلب نمايد.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
پي نوشت ها
3- روزنامه سلام ، مورخه 31/1/1372 ، ش 551
4- خودکشي، همان ص 130
5- روزنامه سلام، همان
6- جيمز کاستلي، خودکشي واپسين تقاضاي کمک به نقل از روزنامه سلام ش 551
7- دکتر اميري قائمي، خانواده و مسايل نوجوانان و جوانان، ج 2 ص 187
8- اقتباس از خودکشي واپسين تقاضاي کمک، به نقل از روزنامه سلام ش 565 و نيز از کتاب عقده هاي رواني، پور باقر صص 13 و 14 .
9- روزنامه رسالت ش 1763







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان