بسم الله
 
EN

بازدیدها: 637

با چشماني باز سند ازدواج را امضا کنيد

  1392/5/27
خلاصه: بررسي آثار مالي ناشي از عقد نکاح درگفت‌وگو با دکتر امامي؛ با چشماني باز سند ازدواج را امضا کنيد
عقد نكاح پيچيده‌ترين عقد مصرح در قوانين مدني كشور است. پيچيدگي حقوقي مربوط به عقد نکاح ناشي از اهميت شخصيت طرفين براي انعقاد آن است. در پي انعقاد نکاح، تکاليف بسياري بر ذمه زن و شوهر قرار مي‌گيرد؛ بنابراين قبل و پس از ايجاد رابطه زوجيت و نيز انحلال آن حاوي نکات حقوقي فراواني است.
 ابعاد حقوقي مهريه، نفقه، انحلال نکاح از جمله مباحث مهم در مورد اين عقد است. در اين زمينه با دکتر اسدالله امامي، استاد مشهور حقوق خانواده و مولف کتاب حقوق خانواده گفت‌وگويي انجام داده‌ايم که در پي مي آيد:

عندالمطالبه بودن مهريه

موضوعي که گاهي در قباله‌هاي نکاح منعکس مي‌شود، عندالمطالبه بودن مهريه است؛ اما منظور از اين شرط چيست؟ استاد برجسته حقوق کشورمان خاطرنشان مي‌کند: مهريه عندالمطالبه يعني اينکه مهريه بر ذمه شوهر قرار مي‌گيرد و زن هر زمان که مهر را مطالبه کند، شوهر مکلف است تا مهريه زن خود را پرداخت کند. کيفيت مطالبه مهريه از سوي زوجه نيز گوناگون است. دکتر اسدالله امامي مي‌گويد: ممکن است زوجه به يک درخواست ساده براي اخذ مهريه خود اکتفا کند يا در قالب ارسال اظهارنامه مهريه خود را مطالبه کند. در اين وضعيت اگر شوهر توانايي پرداخت مهريه را داشته باشد، اما از پرداخت آن استنکاف کند، مي‌توان از اموال وي به ميزان مهريه توقيف کرد. 
اين حقوقدان ادامه مي‌دهد: علاوه بر اين، عمل شوهر در اين حالت مشمول عنوان کيفري است و زوجه مي‌تواند از وي شکايت کند، مگر آنکه مرد توانايي پرداخت مهريه را نداشته باشد و اعسار خود را در دادگاه ثابت کند. سابق بر اين نظر قضايي بر آن بود که قضات حتما بايد شوهري را که مستنکف از پرداخت مهريه بود را بازداشت مي‌کردند. سپس شوهر مي‌توانست در بازداشت مثلا با تنظيم استشهاديه اعسار خود را ثابت کند؛ اما اکنون اين رويه تغيير کرده است و طبق نظر قضايي جديد، بعد از صدور اجراييه توسط دادگاه در مورد پرداخت مهريه، مرد مي‌تواند دادخواست اعسار به دادگاه خانواده تقديم کند و قاضي به ادعاي اعسار وي رسيدگي مي‌کند. 
دکتر امامي خاطرنشان مي‌کند: با اثبات ناتواني شوهر نسبت به پرداخت مهريه همسر خود، قاضي يا به تقسيط پرداخت مهريه و مثلا به پرداخت چند سکه در ماه حکم مي‌دهد يا آنکه مثلا با توجه به اينکه شوهر کارمند رسمي دولت است، حکم به پرداخت يک‌چهارم از حقوق ماهيانه وي بابت مهريه صادر خواهد کرد. کيفيت پرداخت مهريه بستگي به وسع مالي مرد دارد. علاوه بر اين دادگاه در آينده نيز مي‌تواند نسبت به کيفيت پرداخت مهريه در تصميم خود تجديدنظر کند.

تقاضاي تجديدنظر در اقساط مهريه

براي آنکه قاضي در تصميم خود در مورد نحوه پرداخت مهريه تجديدنظر کند، آيا طرفين بايد صرفا از دادگاه درخواست مزبور را مطرح کنند يا بايد لزوما دادخواست جديدي تقديم دفتر دادگاه شود؟ دکتر امامي در اين باره مي‌گويد: با توجه به اينکه دادگاه قبلا رسيدگي کرده و پرونده مفتوح و ادامه‌دار است و اينکه اساسا طبع دعاوي خانوادگي تشريفاتي نيست، طرفين مي‌توانند به صرف تقديم لايحه درخواست فوق را به دادگاه ارايه کنند.
وي خاطرنشان مي‌کند: در مورد مهريه عندالاستطاعه نيز هر زماني که شوهر قدرت بر پرداخت مهريه را داشت، زوجه مي‌تواند مهريه خود را از وي مطالبه کند؛ اما اگر در دادگاه ثابت شود که مرد توانايي پرداخت مهريه را ندارد، اساسا زن حقي بر مطالبه مهريه نخواهد داشت. به اعتقاد من نتيجه هر دو شق فوق، يکي است؛ بايد در اين زمينه به اين نکته اشاره کرد که چه در حالت مهريه عندالمطالبه، شوهر توانايي پرداخت نداشته باشد و اعسار وي ثابت شود، چه مهريه عندالاستطاعه باشد و مرد وسع مالي براي پرداخت مهريه را نداشته باشد، به هر حال اعسار شوهر ثابت مي‌شود و تا رفع اعسار مهريه به شکل کامل پرداخت نخواهد شد. تشخيص توانايي يا عدم توانايي شوهر نسبت به پرداخت مهريه با قاضي دادگاه است.

تراضي بر سلب حق نفقه

اين مدرس دانشگاه با تاکيد بر اينکه اساسا حق نفقه را نمي‌توان سلب کرد، در بيان دليل آن به «حمايت» مي‌گويد: اين حق، حکم شارع محسوب مي‌شود و بايد پرداخت شود؛ اما زماني که حق نفقه به موجب نکاح دايم به نفع زوجه ثابت شد و بعد از تمکين به وي تعلق گرفت، زن مي‌تواند اين حق خود را به شوهر صلح يا هبه کند، اما نمي‌تواند بعد از انعقاد نکاح، حق بر دريافت نفقه را از خود سلب کند.

انحلال نكاح عقد منقطع 

اين حقوقدان برجسته کشورمان همچنين درباره انحلال نکاح در عقد منقطع مي‌گويد: در ازدواج موقت ، در بذل مدت، صرفا کافي است تا مرد به همسر خود اين موضوع را به اشکال گوناگون اعلام کند؛ به عنوان مثال در قالب ارسال اظهارنامه بذل مدت کند يا با اعلام مستقيم به زوج به تنهايي يا با حضور دو شاهد اين کار را انجام دهد. لازم به ذکر است که اعلام بذل مدت بسيار ساده است و تشريفات رسيدگي در دادگاه را نخواهد داشت. وي ادامه مي دهد: در حقيقت همان‌طور که نکاح موقت به آساني منعقد مي‌شود، بذل يا انقضاي مدت آن نيز به آساني منجر به اتمام رابطه زوجيت خواهد شد؛ اما بايد تاکيد کرد که انحلال نکاح دايم با طلاق يا موت زوجين است.

پايان ازدواج موقت به استناد عسر و حرج

دکتر امامي درباره پايان ازدواج موقت به استناد عسر و حرج نيز خاطرنشان مي‌کند: اگر مدت نکاح منقطع کوتاه باشد معمولا مشکلي در اين زمينه به وجود نمي‌آيد. وي در توضيح اين مطلب اضافه مي‌کند: تا قبل از اينکه زن براي جدايي از همسر خود از طريق دادگاه اقدامات قانوني را انجام دهد، مدت نکاح تمام شده است و رابطه زوجيت ساقط خواهد شد، اما ممکن است مدت نکاح منقطع بسيار طولاني باشدکه در اين صورت در مواقعي که شوهر، زن خود را رها کرده است، اين مورد پيش مي‌آيد. طبق ماده 1106 قانون مدني در عقد دايم نفقه زن به عهده شوهر است و بنابراين زوجه در نکاح منقطع حق نفقه ندارد، مگر آنکه صراحتا در عقد چنين موضوعي شرط شده باشد. در عين حال زن از شوهر خود در اين نوع نکاح ارث نمي‌برد. با اين اوصاف هر چند نص صريحي مبني بر عسر و حرج در مورد عقد نکاح منقطع نداريم، با توجه به قواعد کلي، تکليف هر کس که عسر و حرج داشته باشد، ساقط مي‌شود. زن با انعقاد عقد نکاح منقطع تکاليفي پيدا مي‌کند. به عنوان مثال نمي‌تواند شوهر ديگري اختيار کند يا برخلاف ضوابط خانواده عمل کند؛ بنابراين وقتي وي به عسرت افتاده، تکليف از وي ساقط مي‌شود و با توجه به اينکه مثلا شوهر راضي به بذل مدت نيست و نيز خانواده را ترک کرده است يا با همسر خود سوء معاشرت و رفتار دارد، زن مي‌تواند در دادگاه عسر و حرج را ثابت کند. در اين وضعيت دادگاه ابتدا مرد را الزام به بذل مدت مي‌کند و اگر الزام وي ممکن نشد، به جاي شوهر و به عنوان ولي ممتنع مدت باقيمانده را بذل خواهد کرد.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان