بسم الله
 
EN

بازدیدها: 698

حق و باطل- قسمت اول

  1392/5/16

مقدمه 

كتاب حاضر از دو بخش تشكيل شده است بخش اول آن تحت عنوان " حق و باطل " است كه تلفيق شده پنج گفتار استاد شهيد مرتضي مطهري در همين‏ زمينه مي‏باشد كه سه گفتار آن در يك مدرسه ديني واقع در دماوند ايراد شده‏ و دوتاي ديگر ، قسمتي از بحثهاي آن شهيد سعيد تحت عنوان " فلسفه تاريخ‏ " است كه در منزل ايشان تدريس مي‏شد تاريخ ايراد اين پنج گفتار به سال‏ 56 باز مي‏گردد . 

بخش دوم اين كتاب ، " احياء تفكر اسلامي " نام دارد كه مجموع پنج‏ سخنراني استاد تحت همين عنوان در حسينيه ارشاد مي‏باشد گفتار اول اين‏ بخش در تاريخ 1349 / 2 / 7 به مناسبت يادبود اقبال لاهوري و چهار گفتار ديگر هر يك به فاصله يك هفته از گفتار قبلي ايراد شده‏اند . 

در تنظيم اين كتاب ، هيچ دخل و تصرفي از سوي ويراستار در اصل مطلب‏ نشده و تنها در برخي موارد ، اصلاحات اندك عبارتي صورت گرفته است به‏ طوري كه حالت گفتاري مطالب بخصوص در بخش دوم كتاب كه احتياج به‏ تلفيق نداشته ، حفظ گرديده و شيريني كلام استاد محفوظ مانده است اميد است كه اين اثر نيز همچون ديگر آثار آن متفكر شهيد در اشاعه معارف‏ اسلامي و استحكام پشتوانه فرهنگي انقلاب اسلامي مفيد افتد . 
انتشارات صدرا 

بسم الله الرحمن الرحيم 
از مباحث مهم جهان بيني ، بحث حق و باطل است . اين بحث كه در قرآن‏ نيز به كرات از آن سخن به ميان آمده است ، در دو قلمرو مورد توجه و بررسي قرار مي‏گيرد : 
. 1 در جهان هستي . 2 در جامعه و تاريخ اين مقاله بيشتر به قسمت دوم‏ توجه دارد ، هر چند كه خلاصه اي از بحث حق و باطل در جهان هستي نيز در آن‏ مطرح مي‏شود . 

حق و باطل در جهان هستي 

آيا نظام عالم نظام حق است ؟ نظام راستين است ؟ نظامي است آنچنان كه‏ بايد باشد ؟ آيا هر چيزي در اين نظام كلي در جاي خود قرار دارد ؟ يا نه ، نظام باطل است ؟ در عالم هستي باطل راه دارد ؟ چيزهائي هست كه نبايد باشد ؟ كل نظام پوچ و بي‏هدف و بي‏غايت است ؟ در برابر اين پرسشها و نظاير آن انديشمندان و متفكران چند دسته شده اند : عده اي نظر اول را برگزيده اند و برخي نظر دوم را ، و گروهي ديگر به نظري متفاوت با هر دو دسته قبلي معتقد شده اند بعضي‏ فيلسوفان و از آن جمله اكثر ماديين نسبت به جهان ( و نيز نسبت به انسان‏ ) بدبين بوده اند و جهان را در مجموع خود يك امر نبايستي و نامطلوب و كور و كر و بي‏هدف مي‏دانسته اند در مقابل ، الهيون و مكاتب الهي و خصوصا اسلام بطور قاطع و صريح خلقت عالم را بر حق مي‏دانند و آن را عين خير و نيكي و حسن مي‏شمارند و برآنند كه هيچ كاستي و زيادتي در آن راه ندارد و باطل و لغو و بازيچه نيست ، و هيچ امر نبايستي در نظام جهان هستي وجود ندارد : « الذي احسن كل شي‏ء خلقه (1) ، ربنا الذي اعطي كل شي‏ء خلقه »(2) : پروردگار ما خلقت هر چيز را نيكو ساخت ، و هر آنچه لازمه خلقتش بود به او عطا كرد . 

نظريه سومين گروه اين است كه جهان ( و انسان ) تركيبي است از خير و شر ، نيمي مطلوب و نيمي نامطلوب است ، نيمي بايستني و نيمي نبايستني‏ است ما دوگانگي را در جهان مي‏بينيم در اين عالم ، خير و شر ، حق و باطل‏ ، نقص و كمال ، مرض و سلامت ، مرگ و حيات ، بي‏نظمي و نظم ، ظلم و عدل‏ ، فساد و صلاح ، خرابي و آباداني زياد به چشم مي‏خورد اين دوگانگي نشانه‏ اين است كه در مبدأ و منشأ هستي دوگانگي وجود دارد ، زيرا امكان ندارد كه در آن واحد همه عالم از يك مبدأ و يك اصل ريشه گرفته باشد ، و در عين حال اختلاف و دوگانگي در آن وجود داشته باشد فكر ثنويت و دوگانگي‏ پرستي كه در ايران باستان رواج داشته ، از اينجا ناشي شده است كه براي جهان دو مبدأ 
قائل شده اند : مبدأ خير و نور و خوبي ، و مبدأ شر و ظلمت و بدي ، و معتقد شدند كه سپاهيان و نيروهاي اين دو مبدأ يعني سپاهيان يزدان و سپاهيان اهريمن همواره با يكديگر در نبرد و ستيزند گرچه نويد دادند كه‏ بالاخره در پايان جهان سپاهيان خير و نور بر سپاهيان شر و ظلمت پيروز خواهند شد ، سپاه شر و ظلمت شكست خواهد خورد و سپاه خير و نور باقي‏ خواهد ماند . 

گرچه بحث خير و شر را در كتاب " عدل الهي " به تفصيل شرح داده ايم‏ ، اما در اينجا نيز به مناسبت اشاره اي به آن مي‏كنيم . 

در حكمت الهي اصالت در هستي با حق است ، با خير است ، با حسن و كمال و زيبائي است ، باطلها ، شرور ، نقصها و زشتيها در نهايت امر و در تحليل نهائي به نيستي‏ها منتهي مي‏شوند ، نه به هستي‏ها شر از آن جهت كه‏ هست شر نيست ، بلكه از آن جهت كه منشأ نيستي در شي‏ء ديگري مي‏شود شر است شرور ، ضرورتهائي هستند كه لازمه هستي خيرها و حق ها و به صورت يك‏ سلسله لوازم ذاتي لاينفك مي‏باشند كه اصالت ندارند و در مقام مقايسه با حق ها و خيرها به منزله " نمود " هايي در مقابل " بود " ها هستند كه‏ اگر آن بودها بخواهند باشند اين نمودها هم قهرا بايد باشند . 

مسئله اصلي ، مسئله پيدايش ماهيت است كه به تبع وجود پديد مي‏آيد هستي مطلق ، خير محض است كه هيچ شر و نقص و زشتي در آن راه ندارد در اين مرتبه از هستي كه مرتبه ذات حق است ، نه ماهيت در كار است و نه‏ نيستي اما مخلوقات الهي كه از او وجود يافته اند ضعف وجودي دارند ، چرا كه لازمه فعل بودن يك فعل ، تاخير از فاعل است و جز خدا كه فاعل عالي الاطلاق است ، همه مخلوقات فعل او محسوب مي‏شوند و لذا ضعف و نقص دارند لازمه فعل بودن ، ماهيت داشتن‏ است و همين طور فعل فعل يك درجه از او نازل تر است به اين ترتيب‏ نيستي در عين اينكه اصالت ندارد در هستي راه پيدا مي‏كند تا مي‏رسيم به‏ عالم طبيعت يا ناسوت كه از نظر حكماي الهي ضعيف ترين و ناقص ترين‏ عوالم وجود است ، در اينجا نشانه هاي ضعف وجود كه به يك اعتبار نشانه‏ هاي ماهيت و نيستي است ، بيشتر پديدار مي‏شود پس شر و باطل در عين حال‏ كه اصالت ندارد و از سنخ وجود نيست ، از لوازم لاينفك درجات پائين‏ هستي است . 

به اين ترتيب نظام هستي را اگر از آن جهت كه هستي است نظر كنيم ، باطل و ماهيت و نيستي در آن راه ندارد ، از بالا كه نگاه كنيم نور است ، اما از پائين كه نگاه كنيم سايه مي‏بينيم ، سايه يك جسم لازمه جسم است كه‏ در عين اينكه اصالت ندارد ( و هر چه هست نور است ) ، اما به واسطه آن‏ جسم براي ذهن ما نمود پيدا مي‏كند ، سايه چيزي نيست جز نبودن نور در يك‏ محدوده ، و بودن نور در اطراف آن . 

حكمت الهي همه چيز را در بسم الله الرحمن الرحيم خلاصه مي‏كند ، مي‏گويد ظهرالوجود بسم الله الرحمن الرحيم يعني هستي به نام الله رحمان و رحيم به‏ ظهور مي‏رسد و از يك ديد خيلي عالي ، عالم جز الله و رحمانيت الله و رحيميت الله چيز ديگري نيست تصور اين معنا مشكل است اما خيلي عالي و لطيف است و اگر انسان اين نكته را درك كرد بسياري از مسائل براي او حل‏ مي‏شود در اين بينش ، عالم دو چهره دارد : چهره از اوئي و چهره به سوي اوئي ، چهره از اوئي‏ رحمانيت خداست و چهره به سوي اوئي رحيميت خدا ساير اسماء الهي ، اسمهاي تبعي هستند ، درجه دوم و سوم اند خداوند ، جبار و منتقم هم هست ، اما اصالت از رحمانيت و رحيميت خداست صفات ديگر در واقع از اين‏ 
اسماء ناشي مي‏شوند حتي قهر هم از لطف ناشي مي‏شود ، آن اصالتي كه لطف‏ دارد ، قهر ندارد ديد توحيدي نمي‏تواند غير از اين باشد ، ديد واقعي فلسفي‏ هم همين است و هستي شناسي واقعي غير از اين نيست . 


---------------
پاورقي : 
1 - سوره سجده ، آيه . 7 
2 - سوره طه ، آيه . 50 



نويسنده: متفكر و استاد شهيد مرتضي مطهري






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان