بسم الله
 
EN

بازدیدها: 674

مردم سالاري ديني و حقوق اقليت ها در نظريه سياسي امام خميني (ره)-قسمت دوم

  1392/4/31
قسمت قبلي

ب. مصونيت اقليت ها

مساله امنيت از جمله بديهي ترين حقوق درباره اقليت هاست ؛ زيرا پايه اي است براي ساير حقوق. اگر اقليت ها در جان، مال ،آبرو و .... داراي مصونيت و امنيت نباشند، سخن گفتن از ساير حقوق آن ها نيز ميسر نيست. از اين رو با توجه به آن چه در متون ديني آمده است ، تعدي و تجاوز به شخصيت ، جان، آبرو و اموال غير مسلمانان جايز نيست. (شيخ صدوق، 1404ق، ج 4، ص 124) امام خميني (ره) در ضمن سخنان خود به اين مسئله پرداخته است . از جمله در اين باره مي گويد:
«به اين ]اقليت هاي ديني اي[ كه در ايران هستند كسي حق ندارد تعرض بكند ، اين ها در پناه اسلام و مسلمين هستند ... اين هايي كه مذهب رسمي دارند، حق ندارند تعرضي بكنند.» (صحيفه امام، ج 5، ص 251)
مراد از مذهب رسمي مذهبي است كه در اسلام به رسميت شناخته شده است  و شامل سه مذهب يهود ،مسيح و زردشت مي شود. باتوجه به مطلب فوق روشن نيست كه وضعيت ساير مذاهب در حكومت ديني به چه شكل خواهد بود. آيا حقوق يكساني با ساير مذاهب و مسلمانان دارند و آيا از امنيت برخوردار خواهند بود يا خير؟ به هر حال نمي توان به صراحت به ديدگاه امام خميني (ره) در اين باره اشاره نمود. اما بديهي است كه در انديشه هاي اسلامي و ديني همه  آدميان داراي حق حيات اند و نمي توان به آنها تعرض نمود. آيات قرآن گواه روشني بر اين مسئله است . به عنوان مثال در قرآن در اين باره مي خوانيم :
« خداوند شما را از كساني كه با شما در كار دين كارزار نكرده اند و شما را از خانه و كاشانه تان آواره نكرده اند، نهي نمي كند از اين كه در حقشان نيكي كنيد و با آنان دادگرانه رفتار كنيد ؛ بي گمان خداوند دادگران را دوست دارد.» (ممتحنه، آيه 8)
و يا اينكه: « خداوند فقط شما را از كساني كه با شما در كار دين كارزار كرده اند و شما را از خانه و كاشانه تان آواره كرده اندو براي راندنتان (با ديگران ) همدستي كرده اند ، نهي مي كند از اين كه دوستشان بداريد و هركس دوستشان بدارد ،آنانند كه ستمكار ( مشرك) هستند.» (ممتحنه، آيه 9)
آيات مذكور با توجه به شان نزول آنها و آيات پيشين و قرائن موجود در خود اين آيات، ناظر به مشركان و بت پرستان است و آن ها را به دو گروه طبقه بندي مي كند: پاره اي كه با مسلمانان سر جنگ داشته و به آزار  آنان مي پرداختند و از هيچ گونه كار شكني ابا نداشتند ؛ و پاره اي ديگر كه حاضر به زندگي مسالمت آميز با مسلمانان بودند. آيات فوق پيوند دوستي و محبت با گروه نخست را منع كرده است و نسبت به گروه ديگر ، پيوند و محبت را اجازه داده است . ازاين رو كساني را كه با گروه نخست پيوند دوستي برقرار نمايند ، در شمار ظالمان برشمرده ، اما گروه دوم را در شمار دادگران و عدالت پيشگان قرار داده است . از اين رو پاره اي از مفسران ، نتيجه اي كه از آيات فوق گرفته اند اين است كه هنگامي كه حكم الهي درباره مشركان و بت پرستان اين چنين باشد، درباره اهل كتاب به طريق اولي ثابت است. (مكارم شيرازي، 1375، ج 10، ص 386)
از آيات فوق همچنين يك اصل كلي و عمومي درباره مناسبات مسلمانان با غير مسلمانان نيز برداشت شده است كه محدود به زمان ومكان خاصي نيست و آن اين كه : مسلمانان موظفند در برابر هر فرد يا گروه و جمعيت و كشوري كه موضع خصمانه اي نسبت به مسلمانان نداشته باشد ، بر ضد اسلام ومسلمانان قيام نكند و دشمنان اسلام ومسلمانان را ياري ندهد، برخورد مسالمت آميز داشته باشند. حتي اگر جمعيت يا كشوري در صف دشمنان باشند و تغيير موضع دهند، مسلمانان بايد آنان را بپذيرند و با آنان دشمني نورزند ودر هر صورت ، معيار وضع فعلي آنها است. (مكارم شيرازي، 1375، ج 10، ص 387)
امام خميني (ره) در مباحث فقهي خود ، آن جا كه شرايط اهل ذمه را برمي شمرد به پاره اي موارد اشاره مي كند كه در صورت پايبندي اقليت ها به آن قيدها ، در امنيت كامل به سر مي برند و هيچ شخصي نيز حق تعرض به آنان را ندارد. برخي از اين شرايط عبارتند از: كاري كه با امنيت منافات دارد ، مانند تصميم به جنگ با مسلمانان و يا كمك به مشركان انجام ندهند. به آن چه نزد مسلمانان منكر و زشت است ، مانند شراب خواري ، زنا و خوردن گوشت خوك تظاهر نكنند. با محارم خود ازدواج ننمايند. احكام مسلمانان مانند اداي حق و ترك حرام ونيز اجراي حدود الهي را بپذيرند. با سرقت و پناه دادن به جاسوس مشركان و جاسوسي توسط خودشان ، اسباب آزار و اذيت مسلمانان را فراهم نكنند. [3] (امام خميني، 1407ق، ج 2، صص 457-456)
روشن است كه با توجه به مطالب پيش گفته، اهل ذمه مي توانند به پاره اي از موارد بر شمرده شده بدون اين كه به انجام آن ها تظاهر كنند و در حوزه خصوصي خود، عمل نمايند. سخنان امام خميني (ره) در واقع برداشتي است از آيات مذكور در سوره ممتحنه . البته اين شيوه و رفتار با اقليت ها و مصونيت و امنيت آنان در ميان مسلمانان ، متخذ از سيره ومنش پيامبر اكرم (ص) ، و امير عدالت و آزادي ، امام علي (ع) است . طبق احاديثي كه از حضرت رسول (ص) رسيده است ، آزار اهل ذمه به مثابه دشمني با ايشان فرض شده است . از جمله از ايشان نقل شده است كه : « فردي كه فردي از ذميان را بيازارد از من نيست .» (عميد زنجاني، 1370، ص 138) و نيز«هر كس ذمي را آزار دهد، مرا آزار داده است.» (بيهقي، 1365ق، ج 9، ص 205)
در نهج البلاغه مطالب ارزشمندي از امام علي (ع) در باره امنيت و مصونيت آنان در سرزمين هاي اسلامي و در ميان مسلمانان آمده است و امام ، در اين باره به مسلمانان توصيه ها و تاكيدات صريحي دارد. در يك مورد و در مذمت مسلمانان به خاطر عدم تامين امنيت اقليت هاي ديني مي فرمايد:
« گزارش تاييد شده اي دريافت كرده ام كه مردان مهاجم بر زنان آن سرزمين ـ كه پاره اي از مسلمانان و پاره اي از اقليت هاي رسمي و ذمي بوده اند ـ حمله آورده و خلخال و دستبند و گردنبند و گوشواره هايشان را برگرفته اند، و زنان، جز شيون و زاري و التماس، هيچ مدافع و پناه و پناهگاهي نداشته اند. و پس از اين همه، دشمن متجاوز، بي آن كه زخمي بردارد و از بيني يكيشان قطره خوني بريزد، سالم و با دست هاي پر، به پايگاه هاي خويش بازگشته است. به خدا سوگند كه اين گزارش چنان تلخ و تحمل ناپذير است كه اگر مسلماني از پي شنيدن اين فاجعه از شدت اندوه جان بسپارد، نه تنها ملامتش نتوان كرد، بلكه ـ از ديدگاه من ـ واكنشي كاملا طبيعي و پذيرفتني است.» (نهج البلاغه، خطبه 27 و معاديخواه، 1372، ج 4، ص 2114)
در نامه 51 نيز تجاوز به اموال مسلمانان و اقليت ها را نكوهش كرده اما يك استثنا بر آن مي افزايد :« و هرگز مباد كه به مال و خواسته احدي از مردم ـ از مسلمانان نمازگزار تا اقليت هاي در گرو پيمان ـ دست بيازيد، مگر اسب و جنگ افزاري بيابيد كه در تجاوز به مسلمانان به كار گرفته شده است .» (معاديخواه، 1372، ج 4، ص 2114)

ج. آزادي مذهبي

در باره اجراي شعائر ديني و اجتماعي و مصونيت در اين باره ، امام خميني (ره) اقليت هاي مذهبي را در نظام سياسي ديني در انجام كليه فرايض عبادي ، مذهبي و اجتماعي، آزاد مي داند و معتقد است :« تمام اقليت هاي مذهبي در ايران براي اجراي آداب ديني و اجتماعي خود آزادند و حكومت اسلامي خود را موظف مي داند تا ازحقوق و امنيت آنان دفاع كند و آنان هم مثل ساير مردم مسلمان ايران ، ايراني و محترم هستند.» (صحيفه امام، ج 4، ص 641)
امام خميني (ره) در اين فقره ضمن تاييد آزادي شعائر و آداب ديني و اجتماعي براي اقليت ها ، دولت اسلامي را نيز موظف مي داند از حقوق آنان پاسداري نموده و امنيت آنان را تامين نمايد. در همين زمينه در جايي ديگر در پاسخ به اين پرسش كه : آيا جمهوري اسلامي اجازه خواهد داد تا مذاهب ديگر به طور آزاد و آشكار به انجام امور مذهبي شان بپردازند؟ مي گويد: «بله ، تمام اقليت هاي مذهبي در حكومت اسلامي مي توانند به كليه فرايض مذهب خود آزادانه عمل  نمايند و حكومت اسلامي موظف است از حقوق آنان به بهترين وجه حفاظت كند.» (صحيفه نور، ج 3، ص 75)
در بحث آزادي مذهبي،آزادي مراسم و شعائر عبادي و مذهبي اقليت ها توسط غالب عالمان و از جمله امام خميني (ره) ، همان گونه كه ذكر شد ، پذيرفته است . در اين زمينه هيچ گونه تحميلي براي پذيرش دين اسلام از سوي هيچ كس پذيرفتني نيست. اساسا ديني كه با اكراه و اجبار بر آدميان تحميل شودچه سودي خواهد داشت؟ علاوه بر اين ، خداوند در قرآن كريم چنين شيوه هايي را مورد مذمت قرار داده است ؛ زيرا در قرآن صريحا مي خوانيم :
«در كار دين اكراه روا نيست ، چرا كه راه از بيراهه به روشني آشكار شده است.» (بقره، آيه 256)
آيه مي خواهد دين و هر نوع عقيده اجباري را نفي نمايد ؛ زيرا دين يك سلسله معارف علمي است كه معارف عملي در پي دارد. ايمان و اعتقاد از امور قلبي است كه اكراه و اجبار در آن راه ندارد . اگر ايمان با اجبار توام شود ، در اعمال نيز اثر مي گذارد و عمل اكراهي نيز ارزشي ندارد. (طباطبايي، 1376، ج 2، ص 483) همچنين طبق نظر پاره اي از مفسران ،آيه محتمل نفي و نهي است . يكم ، نفي. كه زمخشري و اغلب معتزله آن را انتخاب كرده اند ؛ يعني خداوند امر ايمان را بر اجبار و اكراه و وادار كردن ننهاده است ، بلكه بر تمكين و اختيار نهاده است . چنان كه در آيه اي ديگر مي فرمايد:
«و اگر پروردگارت] به اراده حتمي [مي خواست، تمامي اهل زمين ايمان مي آوردند،پس آيا تو مردم را به اكراه وا ميداري تا اين كه مومن شوند؟» (يونس، آيه 99)
دوم، نهي . يعني كسي را بر اسلام آوردن اجبار نكنيد؛ زيرا ايمان اجباري اعتباري ندارد و بلكه كفر اجباري هم اعتباري ندارد و از اهل كتاب بايد جزيه گرفت. آيات ديگري نيز بر اين مطلب دلالت مي كند. بنا براين نمي توان گفت پيامبر به اجبار مردم را به سوي سعادت و بهشت رهنمون مي شود ، چه اين امر از اساس با دعوت آزادانه آدميان به توحيد و يكتا پرستي منافات دارد .پيامبران در دعوت مردم به توحيد و يكتا پرستي هيچ گاه از قدرت و زور استفاده نكرده اند . چنين شيوه اي با اساس دعوت به توحيد ناسازگاري دارد و براي دين داران نيز قابل توجيه نيست و اساسا ارزشي ندارد . اگر خداوند چنين روشي را مي پسنديد چرا آدميان را اينگونه نيافريد و يا اين كه چرا دست پيامبر را براي انجام چنين تحميلي باز نگذاشت  و از « لا اكراه في الدين » سخن گفت،به هر حال روشن است كه هيچ اجبار ي براي تغيير شريعت مورد نظر و باور اقليت ها و اسلام آوردن آنان نيست . علاوه بر اين كه آنان بر طبق نصوص دين و سيره پيامبر(ص)  و امام علي (ع) در انجام اعمال عبادي خود آزاد بودند و ممانعتي در اين باره صورت نگرفته است . امام خميني (ره) و قريب به اتفاق عالمان شيعه نيز در مباحث فقهي خود در اين زمينه اهل كتاب را در انجام شعاير مذهبي شان آزاد دانسته اند.



نويسنده: شريف لك زايي



مشاوره حقوقی رایگان