بسم الله
 
EN

بازدیدها: 754

وصيت- قسمت دوم

  1392/4/19
قسمت قبلي


معناي وصيت و وصي


وصيت در لغت به معناي اندرز کردن و سفارش نمودن است.

همچنين وصي به معناي: اندرز دهنده، وصيت کننده، سفارش کننده و … آمده است. و در اصطلاح فقه؛ به کسي که موافق سفارش و وصيت کسي پس از مرگ وي در امور و اموال وي دخالت و تصرف کند، وصي مي گويند.1 به بيان ديگر، وصي به کسي مي گويند که بعد از مرگ وصيت کننده، طبق وصيتنامه، حق دخل و تصرف در امور و اموال ميّت را دارد؛ از اين رو به امام علي (ع) به عنوان جانشين پيامبر (ص) وصي آن حضرت گفته مي شود.

 وصيت


وصيت به معناي توصيه و سفارش فردي با فرد ديگر است.
 

معناي لغوي


وصيِت از ريشه «وَصِيَ» است که در لغت به معناي گياهان به‌هم وصل شده و بافته شده آمده و «أرض واصية» يعني زميني که سراسر پوشيده از گياه به‌هم متصل. [1]
 

معناي اصطلاحي


«وصيت» در اصطلاح علم اخلاق با پند و موعظه سفارش کردن بر ديگري، جهت فرمان بردن و عمل نمودن است [2] و در اصطلاح فقه اين است که انسان، تمليک و واگذاري عين مال يا منفعت آن را بعد از وفات خودش به شخص ديگر يا عموم مردم سفارش کند؛ به‌طوري‌که تصرف در اموال وي بعد از مرگش براي ديگران مباح باشد. [3]
«وصيت» عبارت است از برنامه‌هاي عهد و إيصال(رساندن)، و آن همان چيزي است که به آن وصيت مي‌شود؛ و «وصيّ» کسي است که متّصف به تعهّد و إيصال باشد؛ اين معني بر «موصي(وصيت کننده)» که تعهد مي‌کند، نيز صدق کرده، و همچنين بر «موصي اليه» نيز صدق مي‌کند، که قبول إجراء تعهد نموده و تحقّق رساندن وصيت به دست ايشان است. [4]
 

وصيت در قرآن


واژه «وصيت» در قرآن کريم در دو معنا به کار رفته: اخلاقي که به معني موعظه و نصيحت باشد، و فقهي که سفارش فردي به وصيّ خودش، براي رسيدگي به اموال و کارهاي باقي مانده بعد از مرگ او، مطرح شده است. [5]
 

 سفارش و موعظه


1. خداوند، برترين موعظه کننده

پروردگار متعال در قرآن کريم براي تکامل روحي و معنوي انسان، او را به انجام اموري سفارش نموده که قدم گذاشتن در راه حق اهم آن است:
«وَ أَنَّ هذا صِراطي‏ مُسْتَقيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لاتَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکمْ عَنْ سَبيلِهِ ذلِکمْ وَصَّاکمْ بِهِ لَعَلَّکمْ تَتَّقُونَ» [6]«اين راه مستقيم من است، از آن پيروي کنيد! و از راه‏هاي پراکنده (و انحرافي) پيروي نکنيد، که شما را از طريق حق، دور مي‏سازد! اين چيزي است که خداوند شما را به آن سفارش مي‏کند، شايد پرهيزگاري پيشه کنيد!»
همچنين نيکي به والدين از دستورات موکد خداي تبارک به انسان‌هاست:
«وَ وَصَّينَا الْانسَانَ بِوَالِدَيهِ حُسْنًا وَ إِن جَاهَدَاک لِتُشْرِک بيِ مَا لَيسَ لَک بِهِ عِلْمٌ فَلَاتُطِعْهُمَا...‏» [7]«ما به انسان توصيه کرديم که به پدر و مادرش نيکي کند، و اگر آن دو (مشرک باشند و) تلاش کنند که براي من همتايي قائل شوي که به آن علم نداري، از آنها پيروي مکن!..‏.»
عدم تصرف در مال يتيم، دقت در حلال و حرام و صبر در برابر مشکلاتي که در راه خدا به سراغ انسان مي‌آيد، نيز از جمله توصيه‌هاي خداوند در قرآن مجيد است. [8] [9] [10] [11]
 

2. توصيه در سيره پيامبران


پيامبران الهي از جمله حضرت ابراهيم و حضرت يعقوب –عليهماالسلام- رمز موفقيت و سعادت انسان را در تسليم در برابر حق خلاصه کرده و به فرزندان خود سفارش نموده‌اند. قرآن با بيان اين وصيت به انسان‌ها متذکر مي‌شود، همان‌گونه که در اين دنيا مسئول و نگران معيشت فرزندان خود هستند، از زندگي معنوي آنها نيز نبايد غافل باشند. [12]
«وَ وَصَّي بِها إِبْراهيمُ بَنيهِ وَ يعْقُوبُ يابَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفي‏ لَکمُ الدِّينَ فَلاتَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» [13]«و ابراهيم و يعقوب (در واپسين لحظات عمر،) فرزندان خود را به اين آيين، وصيت کردند (و هر کدام به فرزندان خويش گفتند:) فرزندان من! خداوند اين آيين پاک را براي شما برگزيده است و شما، جز به آيين اسلام تسليم در برابر فرمان خدا از دنيا نرويد.»
 

وصيت از نگاه فقهي


چنان‌که در معناشناختي بيان شد، «وصيت» در اصطلاح فقهي اين است که انسان بعد از وفات خود، شخص ديگري را مالک مال خود يا منفعت آن نموده و يا ديگري را براي انجام اموري و تصرف چيزي مأمور نمايد. [14]از جمله امور مربوط به وصيت از نگاه فقهي در قرآن مجيد به قرار ذيل است:

 

انجام وصيت


خداوند در قرآن کريم به عنوان امر مستحب و مؤکد به پرهيزکاران امر مي‌کند که قبل از اين‌که مرگ آنها فرا برسد و اموال آنان به عنوان ارث، ميان وارثان تقسيم شود، به‌طور عادلانه و به دلخواه خود، براي نزديکان خود وصيت کنند [15]: «کتِبَ عَلَيکمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَکمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَک خَيراً الْوَصِيةُ لِلْوالِدَينِ وَالأقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَي المُتّقينَ» [16]«بر شما نوشته شده: هنگامي که يکي از شما را مرگ فرا رسد، اگر چيز خوبي (مالي‏) از خود به جاي گذارده، براي پدر و مادر و نزديکان، بطور شايسته وصيت کند! اين حقّي است بر پرهيزکاران!»
همچنين در آيه‌اي ديگر با تأکيد در رعايت حقوق همسر بعد از وفات شوهر، بيان گرديده است:
«وَ الَّذِينَ يتَوَفَّوْنَ مِنکمْ وَ يذَرُونَ أَزْوَاجًا وَصِيةً لّأَِزْوَاجِهِم مَّتَاعًا إِليَ الْحَوْلِ غَيرَْ إِخْرَاجٍ فَإِنْ خَرَجْنَ فَلَاجُنَاحَ عَلَيکمْ فيِ مَا فَعَلْنَ فيِ أَنفُسِهِنَّ مِن مَّعْرُوفٍ...»‏ [17]«و کساني که از شما در آستانه مرگ قرار مي‏گيرند و همسراني از خود به‏جا مي‏گذارند، بايد براي همسران خود وصيت کنند که تا يک سال، آنها را (با پرداختن هزينه زندگي) بهره‏مند سازند، به شرط اين‌که آن‌ها (از خانه شوهر) بيرون نروند (و اقدام به ازدواج مجدد نکنند)؛ و اگر بيرون روند، (حقي در هزينه ندارند ولي) گناهي بر شما نيست، نسبت به آن‌چه درباره خود، به‌طور شايسته انجام مي‏دهند...»
 

 توجه به وصيت


پروردگار متعال در قرآن مجيد، براي هر يک از وراث سهم‌الارثي تعيين نموده و در همان آيات ارث بعد از بيان سهم اولاد، والدين و... توجه به وصيت ميت را قبل از انجام وصيت تأکيد نموده است:
«يوصيکمُ اللَّهُ في‏ أَوْلادِکمْ لِلذَّکرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيينِ... مِنْ بَعْدِ وَصِيةٍ يوصي‏ بِها أَوْ دَينٍ...» [18]«خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش مي‏کند که سهم (ميراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد... (همه اين‌ها،) بعد از انجام وصيتي است که او کرده، و بعد از اداي دِين است...»
عمل به وصيت آن‌قدر مهم است که قبل از پرداخت سهم وارثان، اگر ميت وصيت و ديوني داشته باشد، ابتدا بايد وصيت وي اجرا شده و دِينش پرداخت شود؛ سپس باقيمانده اموال ميان وراث تقسيم گردد. [19]
البته در آيات بعد که سهم همسران را مشخص نموده، وصيت ميت با قيد «غيرمُضارّ» محدود کرده است:
«وَ لَکمْ نِصْفُ ما تَرَک أَزْواجُکمْ إِنْ لَمْ‌ يکنْ لَهُنَّ وَلَدٌ... مِنْ بَعْدِ وَصِيةٍ يوصي‏ بِها أَوْ دَينٍ غَيرَ مُضَارٍّ وَصِيةً مِنَ اللَّهِ...» [20]«و براي شما، نصف ميراث زنانتان است، اگر آنها فرزندي نداشته باشند... پس از انجام وصيتي که شده، و اداي دِين، به شرط آن‌که (از طريق وصيت و اقرار به دِين،) به آن‌ها ضرر نزند. اين سفارش خداست...»
 

حضور شاهد در ثبت وصيت


دستور قرآن به مومنان اين است که آنان جهت صحت عمل به وصيت آن‌ها و عدم کاستي در انجام وصيت، بايد در هنگام وصيت کردن، دو نفر عادل که عدالتشان براي او ثابت شده، به عنوان شاهد و ناظر در نزد خود حاضر کند:
«يا أَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ شهََادَةُ بَينِکمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَکمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيةِ اثْنَانِ ذَوَاعَدْلٍ مِّنکمْ أَوْ ءَاخَرَانِ مِنْ غَيرِْکمْ إِنْ أَنتُمْ ضَرَبْتُمْ فيِ الْأَرْضِ...» [21]«اي کساني که ايمان آورده‏ايد! هنگامي که مرگ يکي از شما فرا رسد، در موقع وصيت بايد از ميان شما، دو نفر عادل را به شهادت بطلبد يا اگر مسافرت کرديد، و مصيبت مرگ شما فرا رسيد، (و در آن جا مسلماني نيافتيد،) دو نفر از غير خودتان را به گواهي بطلبيد...»
اهميت اين مسئله به قدري زياد است که حتي اگر دسترسي به انسان مسلمان براي او مقدور نبود، مي‌تواند از دو نفر کافر ذمي عادل استفاده کند؛ در اين صورت اگر وارثان از صداقت شاهدان و عمل کنندگان به وصيت، مطمئن نبوده و در صحت وصيت شک داشته باشند، به آن دو شاهد مراجعه کرده و با قسم دادن آن‌ها در حضور ديگران، حقيقت برايشان آشکار مي‌شود. [22]


تغيير دادن وصيت


وصيت، از جمله سفارشات مؤکد خداوندي است که تغيير دادن آن توسط ديگران، گناهي بزرگ و نابخشودني است:
«فَمَن بَدَّلَهُ بَعْدَ مَا سمَِعَهُ فَإِنَّمَا إِثْمُهُ عَليَ الَّذِينَ يبَدِّلُونَهُ...» [23]«پس کساني که بعد از شنيدنش آن را تغيير دهند، گناه آن، تنها بر کساني است که آن (وصيت) را تغيير مي‏دهند...»
 

اصلاح وصيت


از آن‌جا که در دين مبين اسلام انجام دادن گناه، حرام و داراي عقوبت است، تغيير دادن وصيتي که در آن امر به گناه شده، کاري خداپسندانه است:
«فَمَنْ خَافَ مِن مُّوصٍ جَنَفًا أَوْ إِثْمًا فَأَصْلَحَ بَينهَُمْ فَلَاإِثْمَ عَلَيهِ...» [24]«و کسي که از انحرافِ وصيت کننده (و تمايل يک جانبه او به بعض ورثه)، يا از گناه او (که مبادا وصيت به کار خلافي کند،) بترسد، و ميان آن‌ها را اصلاح دهد، گناهي بر او نيست (و مشمولِ حکم تبديلِ وصيت نمي‏باشد.)...»

 
----------
پي نوشت:

1.لسان العرب، ج15، ص395.   
2.مفردات راغب، ج1، ص525.   
3.مجمع البحرين، ج4، ص512.   
4.مصطفوي، حسن؛ ‏التحقيق في کلمات القرآن الکريم‏، تهران، ‏بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ‏1360ش، ج‏13، ص128.
5.طيب، سيد عبدالحسين؛ ‏اطيب البيان في تفسير القرآن،‏ تهران، اسلام، 1378ش، ‏چاپ دوم، ج‏2، ص319.
6.انعام/سوره6، آيه153.   
7.عنکبوت/سوره29، آيه8.   
8.انعام/سوره6، آيه144.   
9.انعام/سوره6، آيات 151 و 152.   
10.عصر/سوره103، آيه3.   
11.انعام/سوره19، آيه31.   
12.تفسير نمونه، ج1، ص462.   
13.بقره/سوره2، آيه132.   
14.دادمرزي، سيدمهدي؛ فقه استدلالي (ترجمه تحريرالروضة في شرح اللمعة)، قم، مؤسسه فرهنگي طه، چاپ چهارم، 1380ش، ص428.
15.مقدس اردبيلي، احمد بن محمد؛ زبدة البيان في أحکام القرآن، تهران‏، کتابفروشي مرتضوي، چاپ اول، بي‌تا، ص468.
16.بقره/سوره2، آيه180.   
17.بقره/سوره2، آيه240.   
18.نساء/سوره4، آيه11.   
19.حسيني جرجاني، سيدامير ابوالفتوح‏؛ آيات الأحکام(جرجاني)، تهران، نويد، 1404ق، چاپ اول، ج‏2، ص202.
20.نساء/سوره4، آيه12.   
21.مائده/سوره5، آيات 106 تا 108.   
22.مقدس اردبيلي، احمد بن محمد؛ زبدة البيان في أحکام القرآن، تهران‏، کتابفروشي مرتضوي، چاپ اول، بي‌تا، ص474 و تفسير جوامع الجامع، ج‏1، ص358.
23.بقره/سوره2، آيه181.   
24.بقره/سوره2، آيه182.









برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان