بسم الله
 
EN

بازدیدها: 637

آداب الدعوي-قسمت اول

  1392/4/16
(باب الاول)

(ياد آوري:اين نوشتار بصورت طنز وسبک نگارش قديمي تدوين يافته است)

     طريقت جماعت وکلا را رسم است که يکسره با ديگران دعوي نمايند! نه از ناحيه خود بلکه از ناحيه موکلين! لذا با آداب دعوي نيک آگاهند وبمرور و براثر تجربت به ظرافت هاي آن آشنا مي شوند.مادراين مختصر سعي خواهيم نمود با استفاده ازمنابع کهن(انديشه و تخيل!) در چند قسمت اين آداب را واگو نمائيم! عجالتا دو کتاب از کتبي که براي طلاب اين طريقت تدريس مي شود به شما معرفي مي نمائيم يکي کتاب سياست نامه خواجه نظام الملک وديگر کتاب قابوس نامه قابوس بن وشمگير!

واما اصولا چرا دعوي بوجود مي آيد:

   يک_توهم،اکثر دعاوي ناشي ازتوهم است ومحرک آن ابليس لعين قسم خورده برنابودي ابناي بشر!از دعوي زن وشوهر گرفته تا دو اقليم!يکي فکر مي کند که وجود ديگري ممکن است! مزاحم نفس کشيدن وي گردد! و اگر در مقابل او جبهه اي وا ننمايد آن ديگر ي اورا محروم از هوا خواهد کرد درحاليکه خداوند رحمان ومهربان هوا به چندين برابر همه آفريده! لذا پيش دستي کرده وآتش دعوي را روشن مي نمايد.

     دو_اختلاف سليقه، گاه طرفين با يکديگر اختلاف سليقه دارند چه در ماديات يا معنويات! آنکه قدرت بيشتري دارد به مدد قوا برسر ديگري مي کوبد! حال آنکه مي توانند به سلايق هم احترام گذارده وهرکس در اجراي سليقه خود مزاحمت براي ديگري فراهم نياورد.چرا که خداوند در حکمت بيکران خود طبايع را مختلف آفريده است.

     سه_دعوي حق وباطل،که از زمان آدم ابوالبشربا ناف آدميزاد بريده اند و پايه گذار آن هابيل وقابيل بودند.!که البته ريشه آن حسادت قابيل بر هابيل بود!

     چهار_زياده خواهي،گاه يکي از طرفين دعوي بنا حق ، حق خود مي داند که از ديگري بيشتر ببرد به مصداق :

    هر نزاعي که نکو مينگرم ____نيست جز اين که نبر من ببرم

    پنج_عدل وظلم،بالا و پائين وخرد وکلان وخود وديگري ندارد!در همه حال ميسر است.چون حاکم ظالم وحاکم عادل ، ملت عادل وملت ظالم.ظلم برخود ياديگري.و آنکه ظلم بيند بر آشفته گردد که ازظلم(ستم) عرش خدا به لرزه در آيد.وگفته اند العدل اساس الملک!نطفه اندک مخلوقات خداوندي را بر پايه ستم برداشته اند!مانند پشه!که دوست دارد نيش بزند!

       شش_کج فهمي،گاه آدميان در رساندن مکنونات خود به ديگري عاجزند. خواه بواسطه اختلاف درزبان يااستنباط احکام!چنانکه کسي ديگري را به زبان عربي دشنام ميداد وشخص مقابل مي پنداشت برايش قرآن ميخواند!

       هفت_بي اخلاقي،ميزان رشد صفات معنوي انسانها موجبات بروز اخلاق آنهاست واين امر يا از تربيت والدين است يا روزگار!که گفته اند :

هر که سرمايه از ادب کندي ____در بسيط زمين طرب کندي

آنکه را ام واب ادب نکند        ____چرخش روزگار ادب کندي!

      هشت_ غلبه احساسات بر عقل،عقل افسار است بر احساسات.گاه احساسات گردن کشي نموده وجفتکي مي اندازد وفتنه بر مي انگيزد.مانند قتل وليعهد اتريش که موجبات جنگ جهاني اول را فراهم کرد!

     نه_اختلاف در پيش بيني ناشي از طرحها،دوشخص دوطرح متفاوت آورندوبه يک نتيجه اميد دهند.ديگري گريبان آن يکي گرفته که طرح من نتيجه مطلوبتري دهدوآن يکي گريبان اورا گرفته که نخير!طرح من نتيجه مطلوب تري دهد!همچون طرح جامع وکالت از طرف دولت وطرحي ديگر از طرف کانون وکلا!

    ده_قدرت طلبي،اين ديگر مادر زادي بلکه سبقت براين امر هم گفته اند که شيرين ترين پديده خداوندي بر مذاق اين مخلوق شيرپاک خورده(بعضي نسخ نوشته اند نخورده!)قدرت است!چه در مال چه در مقام چه درعلم!وقدرت قابل تقسيم نيست که گفته اند الملک ابتر!...به اين مقدار ازعلل بوجود آمدن دعوي بسنده کرده که آنرا((عشره دعاويه)) نامند وبقيه مطلب رابه خوانندگان عزيز وامي گذاريم.




نويسنده: رحمن زارع







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان