بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,070

سازمان صلح سبز بين الملل

  1392/4/16

مقدمه


هميشه زندگي سالم در گرو محيط زيستي سالم مي‌باشد. امروزه حفظ محيط زيست و فراهم آوردن بستري سالم و آرام براي بشر، برنامه‌ها و طرحهاي بسياري از سوي تعداد زيادي از دولتها، سازمانها، گروهها و افراد را موجب شده است.
هر چند دولتها خود تمايل زيادي به حفظ محيط زيست دارند، اما وجود برخي منافع باعث شده است که همين دولتها دست به فعاليتهايي بزنند که حفظ و بقاي محيط زيست را به خطر بياندازد و زندگي افراد بشري را به خطر بياندازد، لذا بشر خود به فکر افتاد تا راهي براي حفظ اين محيط گرانبها پيدا نمايد، اما از آنجا که فرد به تنهايي در مقابل قدرت بزرگي چون دولت نمي‌توانست عرض اندام نمايد، لذا به اين فکر افتاد تا اقدامات خود را در قالب گروهي و سازماني انجام دهد. از اين جا بود که انديشه ايجاد سازمانهاي مردمي براي مقابله با قدرت عمومي (يعني دولتها) ظهور کرد.
يکي از اين تشکلها و سازمانها، سازمان صلح سبز بين‌الملل است. اولين بار انديشه ايجاد سازماني جهاني و سازماني که جهان را به شکل سبز و همراه با آرامش تبديل کند، در سال 1970 به فکر تعدادي صلح جو از برخي کشورها همچون ايالات متحده، کانادا و… افتاد، لذا در راستاي تحقق اولين فکر خود، کميته «آشوب بپا نکنيد» را ايجاد کردند. اين کميته در شهر ونکور کانادا توسط پنج نفر صلح جو ايجاد گرديد.
در سال 1971 اعضاي اين کميته پنج نفره به فکر افتادند تا نام خود را تغيير دهند و هدف وسيعتري را مد نظر بگيرند و آن هدف چيزي نبود جز «يک جهان سبز و صلح آميز»، لذا تعداد اعضاي خود را با پيوستن 7 عضو ديگر به 12 رساندند و با يک قايق کوچک اولين اقدام خود را انجام دادند. و بعدا نام کميته خود را به Greenpeace تغيير دادند.
به تدريج سازمان در کشورها و مناطق مختلف نيز داراي شعباتي شد لذا براي اينکه تداخل اسامي بين سازمان مرکزي و شعب آن واقع نشود، سازمان مرکزي را به «Greenpeace International» اسم نهادند. و ساير شعب را به نام همان کشور يا منطقه‌اي که در آن قرار دارد. مقر سازمان صلح سبز مرکزي در شهر آمستردام هلند است.

اهداف سازمان صلح سبز

اهدافي را که اين سازمان بدان منظور بوجود آمده است از قرار زير است:
1- حمايت، حفظ و توسعه محيط زيست طبيعي؛
2- تشويق خلع سلاح هسته‌اي و گسترش صلح؛ و
3- تاسيس يک صندوق عمومي بنام «Greenpeace Trust» جهت جلب حمايتهاي خاص براي کمک به محيط زيست.
بطور کل اين سازمان طرفدار عمده محيط زيست بين‌المللي است و اساسا بعنوان يک سازمان دوست محيط زيست و يک سازمان مهربان شناخته شده است که هر گونه خشونت (چه عليه اموال و چه عليه اشخاص) را نمي‌پذيرد. درست به همين دليل است که سازمان اعتراضات صلح آميز و عاري از خشونت را حق خود معرفي کرده است.
بعنوان مثال سازمان خشونت‌هايي را که در جلسات و اجتماعات بين‌دولتي در خصوص تعيين هيات‌هاي مالي و تجاري، مرتکب مي‌شوند، به شدت رد مي‌نمايد و معتقد است که اين گونه خشونتها نه تنها کمکي به يافتن راه حل براي تهديدات عليه محيط زيست و اجتماع نمي‌کند، بلکه منجر به هرج و مرج و ايجاد اختلال در روند وحدت و جهاني سازي مي‌شود و همچنين باعث تضعيف سازمانهاي غير دولتي در اجراي اهداف و وظايف خود مي‌شود و در نهايت تحقق جامعه مدني را بسيار بعيدالمنال مي‌سازد. از همه مهمتر اينگونه خشونتها و مشاجرات باعث مي‌شود من بعد چنين اجلاسها و مذاکراتي پشت درهاي بسته صورت گيرد و اين خود يکي از عوامل از دست رفتن فرصتهاي مناسب براي گفتگوهاي مثبت و سازنده است، فرصتهايي که مي‌توانند تاثير زيادي در خلق و ايجاد تغييرات مثبت در عرصه روابط دولتهاي داشته باشد. لذا سازمان سعي مي‌کند تا جهت تحقق اهداف خود نوعي ديپلماسي آرام و سالم پيش گيرد.
قسمت عمده فعاليتهاي سازمان و از جمله اهداف مهم اين سازمان فاش کردن و برملا ساختن جرايم عليه محيط زيست و معرفي کردن مرتکبان اينگونه جرايم به جامعه بين‌المللي است و نيز پيدا کردن راه حلهاي مناسب براي اينگونه جرايم.
سازمان در راستاي اهداف خود به شيوه‌اي کاملا انعطاف پذير دست به مبارزه مي‌زند بطوريکه جمله زير را دائما بعنوان شعار خويش عنوان کرده‌اند:
«سازمان صلح سبز هيچ هم‌پيمان دائمي و حتي هيچ دشمن دائمي ندارد».
به اين بيان که سازمان عدم خشونت را بعنوان يکي از اصول خود دائما مد نظر دارد، لذاست که هيچ دولت، گروه يا فردي دشمن سازمان محسوب نمي‌گردد، و از آنجا که هميشه سعي در حفظ استقلال خود داشته و سعي داشته که تحت نفوذ هيچ دولت، گروه يا فرد خاصي نباشد، لذا با هيچيک از آنها نيز هم‌پيمان سياسي نشده است. و هيچگاه سازمان موضع سياسي اتخاذ نکرده است و کاملا مستقل و جداي از سياست عمل کرده است.
البته در دهه 90 سازمان با مشکلات و ناهماهنگي‌هايي بين اعضاي خود از نظر داخلي مواجه بوده است. اين مشکلات بيشتر در زمينه‌هاي استراتژيک و سياستگذاريهاي سازمان بوده است که بين آنها توافق عام وجود نداشته است. چرا که برخي از اعضا تمايل به سياست افراطي داشته‌اند، به اين بيان که معتقد بوده‌اند که ما بايد از نظر حقوقي و مدني در برابر قدرت عمومي و شرکتها و کمپانيهاي صدمه زننده به محيط زيست، به تمرد و نافرماني بپردازيم و حتي بطور فيزيکي با آنها به مقابله بپردازيم؛ اما در مقابل اکثر اعضاي سازمان که عمدتا مسئولين رده بالاي سازمان مي‌باشند معتقدند که بايد با شرکتها و کمپانيها بطور مشارکت و همکاري ا قدام کنيم البته تا جايي که استقلال سازمان تحت تاثير قرار نگيرد.
از ديگر اهداف سازمان صلح سبز، توسعه پايدار (Sustainable Development) است، که يکي از اصلي‌ترين و مهمترين اهداف سازمان است. سازمان معتقد است که برخلاف اعلاميه «ريو» سال 1991 که دولتها و جوامع تجاري مختلف اعلام داشتند که توسعه رو به رشد است و پيشرفت داشته است، روند رشد و توسعه متوقف شده است و نياز به عکس‌العملهاي گسترده و فراگير بين‌المللي احساس مي‌شود. مقامات سازمان صلح سبز بر اين عقيده‌اند که امروز کره زمين مکان امن و عدالت گستري نيست و فقراي جهان همچنان قربانيان بدون دفاع کره زمين هستند و همچنان از تنوع زيستي و تغييرات آب و هوا رنج مي‌برند. لذا سازمان اساس و بنياد سياستهاي خود در سال 2002 را بر توسعه پايدار به نحوي که شرايط مساعد و عادلانه‌اي حتي براي فقراي جهان ايجاد شود، استوار ساخته است و تلاش دارد که کره زمين را به مکاني امن و همراه با عدالت تبديل کند. چرا که سازمان معتقد است که فقر بزرگترين مانع توسعه پايدار است.

فعاليتها و اشتغالات سازمان صلح سبز

اشتغالات و فعاليتهاي سازمان همگي در جهت حفظ و حمايت از محيط زيست بين‌المللي انجام مي‌پذيرد که بطور خلاصه از قرار زير است:

1- شرکت در مجامع علمي و اقتصادي و صنعتي گوناگون

سازمان صلح سبز بعلت دارا بودن اعضاي کارآمد و فعال و دانشمند در زمينه‌هاي مختلف علمي، صنعتي و… در بسياري از مجامع علمي و صنعتي شرکت مي‌کند، البته شرکت در اين گونه مجامع اکثرا به دعوت خود صاحبان صنايع و برگزار کنندگان اين مجامع بوده است.
از جمله اين مجامع، مجمع علمي و اقتصادي است که هر ساله از سوي صاحبان صنايع برگزار مي‌گردد و از سازمان صلح سبز نيز بعلت تبحر و تخصصي که در زمينه‌هاي مختلف دارد، دعوت بعمل مي‌آيد. يکي از اجلاس اين مجمع، در سال 2001 در شهر «داوس» برگزار شد که نمايندگان سازمان صلح سبز هم بطور فعال در اجلاس حضور يافتند و اهداف خود را بيان کردند و از صاحبان صنايع تقاضا کردند که حداکثر احترام به پروتکل «کيوتو» را بگذارند و آنرا رعايت کنند ، و پيشنهاد کردند که صاحبان صنايع سعي کنند ميزان تعهد خود را که کاهش 5% از گازهاي گلخانه‌اي خود مي‌باشد، را عملي نمايند و تدابيري جهت جلوگيري از نشت و انتشار اين نوع گازهاي سمي بعمل آورند.
يکي ديگر از اين مجامع، مجمع جهاني اقتصاد است که نمايندگان صلح سبز همه ساله در اجلاس اين مجمع شرکت مي‌کنند، اما در سال 2002 دعوت اين مجمع را نپذيرفتند و در اجلاس شرکت نکردند، لذا دبير مجمع طي نامه‌اي دليل عدم شرکت سازمان صلح سبز را خواستار شد. آقاي «گرد ليپولد» (مدير اجرايي سازمان صلح سبز) در پاسخ گفته بود: تنها به اين دليل که در سال 2001 در يکي از جلسات مذاکره مربوط به تجهيزات اتوماتيک صنعتي، به نمايندگان صلح سبز اجازه شرکت نداده بودند به اين بهانه که چون تاکنون اين مذاکرات بي‌سابقه بوده و معلوم نيست که چه نتيجه‌اي داشته باشد و صاحبان چه تصميمي اتخاذ کنند، لذا براي جلوگيري از فاش شدن نتيجه مذاکرات به نمايندگان صلح سبز اجازه شرکت نداده بودند. و درست به همين دليل مدير اجرايي سازمان بعنوان اعتراض چنين گفته بود: چرا سازمان طرفدار محيط زيست از اينگونه اجلاس غايب باشد؟ مگر در غياب اين سازمان چه تصميماتي قرار است گرفته شود؟ گفتگوها زماني موثر و مفيد است که هر دو طرف مذاکره از فرصتهاي يکساني برخوردار باشند.

2- جلوگيري از حمل و نقل و انتشار مواد و زباله‌هاي هسته‌اي

يکي از اقداماتي که سازمان صلح سبز در اين راستا انجام داده است اين است که بعد از اينکه سازمان مطلع شده بود که مقامات ژاپن قصد دارند که زباله‌هاي راکتورهاي هسته‌اي خود را با کشتي حمل کنند، يکي از کشتيهاي خود را به تعقيب و ردگيري آن فرستاد که اين تعقيب دو ماه به طول انجاميد، در پايان اين واقعيت کشف شد که کشتيهاي ژاپن مبادرت به حمل زباله‌هاي هسته‌اي به کشورهاي فرانسه و بريتانيا مي‌کنند و از آنطرف پلوتونيوم غني شده وارد مي‌کنند، لذا سازمان با استفاده از دستگاهها و ابزار تبليغاتي خاص خود به افشا و برملا کردن اين عمل اقدام کردند و آنقدر تبليغات آنها گسترده بود که ايالتهاي ساحلي به کشتيهاي مزبور اجازه لنگر انداختن و باراندازي و تخليه اين زباله‌ها را نداده بودند.

3- حفظ اقيانوسها بويژه جلوگيري از صيد نهنگ

در اين زمينه سازمان صلح سبز اقدامات زيادي انجام مي‌دهد. يکي از عجيب‌ترين اقداماتي که مي‌توان بدان اشاره کرد اين است که اعضاي سازمان خود را حايل بين نهنگها و سلاحهاي شکار نهنگ قرار مي‌دهند، تا بدين وسيله از صيد نهنگها جلوگيري کنند.
گاهي سازمان در زمينه جلوگيري از صيد نهنگ، نقش ضمانت اجراي موافقت نامه‌هاي بين‌المللي –نه به معناي خاص آن در حقوق بين‌الملل- را بازي کرده است. بعنوان مثال موافقت نامه‌اي بين ژاپن و اتحاد جماهير شوروي سابق بنام «IWC» منعقد شده بود که مربوط به تنظيم و قاعده‌مند کردن قواعد مربوط به صيد نهنگ بود. مدتي بعد در سال 1983، شوروي با نقض اين موافقت نامه اقدام به صيد نهنگ کرده بود، بدنبال نقض يک‌جانبه از سوي شوروي، اعضاي سازمان صلح سبز اين اقدام غيرقانوني شوروي را که در سواحل سيبري صورت گرفته بود، در همانجا بصورت عکسهاي متعدد از صيد نهنگ و عکسهايي از نحوه استفاده گوشت نهنگها بعنوان تغذيه به نمايش گذاشتند و در اين عکسها تذکر داده بودند که اين اقدام شوروي و صيد نهنگ و استفاده از گوشت آنها براي تغذيه نقض صريح موافقت نامه «IWC» مي‌باشد.

4- حمايت از آب و هوا و جلوگيري از تغييرات جوي

در قسمت مربوط به اهداف سازمان عرض شد که يکي از مهمترين اهداف سازمان توسعه پايدار است و اين امر تنها با حذف فقر از جهان امکان پذير است. آنچه بعنوان بزرگترين مانع حذف فقر در راستاي فعاليتهاي سازمان صلح سبز جلوه مي‌نمايد، تغييرات جوي است که فشار اصلي آن بر کساني است که سرپناه ندارند و از سرما و گرماي هوا رنج مي‌برند. لذا سازمان قسمت اعظم فعاليتهاي خود را در سالهاي اخير صرف جلوگيري از تغييرات جوي نموده است.

5- مقابله با مهندسي ژنتيک

يکي از پديده‌هاي قرن 21 مهندسي ژنتيک و بويژه کلوناژ مي‌باشد. کلوناژ يا شبيه سازي انسان پديده‌اي است که هويت انساني را به شدت مورد حمله قرار داده است. اگر اين پديده همچنان افزايش پيدا کند چندين سال بعد ما شاهد ميليونها انسان کاملا شبيه يکديگر خواهيم بود و اين مشکلات زيادي براي جامعه بين‌المللي به بار خواهد آورد. لذا يکي از مهمترين اشتغالات و فعاليتهاي سازمان صلح سبز مبارزه با اينگونه پديده‌ها مي‌باشد. و بطور کل آن قسمت از علم ژنتيک که زندگي افراد انساني –که موضوع اصلي محيط زيست است و حفظ محيط زيست در نهايت براي بقاي انسان است- را به خطر بياندازد و محيط زيست وي را ناامن سازد، به شدت از سوي اعضاي سازمان صلح سبز مقابله شده است. پس اينگونه نيست که سازمان با تمام فعاليتهاي ژنتيکي مبارزه کند و کل مهندسي ژنتيک را مورد تهاجم قرار دهد.

6- جلوگيري از انهدام و نابودي جنگلها

امروزه حدود چهار پنجم از مناطق جنگلي بزرگ کره زمين نسبت به قديم ‌الايام از بين رفته است و باقيمانده اين مناطق هم که جان سالم به در برده‌اند، در معرض تهديد بزرگي بنام «قطع درخت» مي‌باشند, و اين خطر روز به روز رو به گسترش است، و علت چنين گسترشي هم اين است که کشورهاي بزرگ صنعتي از جمله، ايالات متحده آمريکا، اکثر کشورهاي اروپايي و ژاپن از مشتريان و خريداران عمده توليدات و محصولات چوبي هستند و بازار خوبي را براي اين محصولات پديد آورده‌اند.
نابودي جنگلهاي قديمي جان هزاران نوع گياه و حتي حيوانات بومي اين جنگلها را به خطر انداخته است و به تغيير سريع آب و هوا سرعت زيادي بخشيده است، و بطور کل زادگاه و موطن بوميان اين جنگلها را نيست و نابود ساخته است. حتي برخي از گونه‌هاي جانوران که بومي اصلي اينگونه جنگلها بوده‌اند، به کلي منقرض شده است.
تاثيرات سازمان صلح سبز بر امور داخلي کشورها و ساير سازمانها
با توجه به اينکه سازمان صلح سبز قسمت عمده‌اي از بودجه خود را صرف فراگيري و بدست آوردن اطلاعات علمي- صنعتي و زيست محيطي مي‌کند، لذا از نيروي علمي بسيار بالا و کارآمدي برخوردار است، بطوريکه اين سازمان داراي کارشناسان و دانشمندان بسيار زيادي است. حتي اکثر اعضا و داوطلبان اين سازمان از جمله دانشمندان، علما و دانشجويان رشته‌هاي مختلف است.
به دليل همين وجهه علمي سازمان است که بسياري از سازمانها و موسسات ديگر در اجلاسها و نشست‌هاي خود از سازمان صلح سبز نيز دعوت بعمل مي‌آورند، که نمونه بارز آن «مجمع جهاني توسعه پايدار» است که همه ساله در مقر سازمان ملل متحد برگزار مي‌گردد.
از ديگر نهادهايي که از اين سازمان بعنوان کارشناس علمي دعوت مي‌آورند، «مجمع جهاني اقتصاد» ، «مجمع جهاني اجتماعي» و «مجمع جهاني علمي اقتصادي» مي‌باشند.
بديهي است که حضور در چنين مجامع علمي و صنعتي بعنوان کارشناس و ارايه نظرات مختلف علمي، مي‌تواند تاثير بسزايي در تصميم‌گيريهاي اين مجامع داشته باشد. بطوريکه در اکثر موارد نظرات و راهکارهاي اين کارشناسان توسط مجامع مزبور پذيرفته شده و به موقع اجرا گذاشته مي‌شود.
سازمان صلح سبز، حتي تاثيراتي در امور داخلي کشورها داشته است. در قضيه غرق شدن کشتي متعلق به سازمان صلح سبز و بدنبال رسوايي و ننگي که سازمان با تبليغات خود عليه فرانسه انجام داده بود، وزير دفاع وقت فرانسه (شارل هرنو) مجبور به استعفا شد و حتي مدير عمليات سري ارتش فرانسه (پير لوکا) نيز از مقام خود عزل شد.
سازمان صلح سبز حتي در روابط فيمابين دولتهاي نيز تاثيراتي داشته است. مثلا در جريان قضيه غرق شدن کشتي سازمان و به قتل رسيدن عکاس سازمان، دوتا از مامورين ارتش سري فرانسه در نيوزيلند به جرم قتل شبه عمد و ايجاد حريق محاکمه و زنداني شدند. بدنبال آن روابط بين فرانسه و نيوزيلند رو به تيرگي نهاد تا جاييکه فرانسه از صدور مواد غذايي به نيوزيلند ممانعت ‌کرد، و همچنين بر کالاهاي گمرکي نيوزيلند تعرفه‌هاي بسيار سنگين وضع نمود.
در دوم اکتبر 1985، فرانسه در دادگاه داوري بين‌المللي واقع در ژنو ، به پرداخت بيش از 8 ميليون دلار بخاطر خسارات وارده به سازمان صلح سبز در اثر انهدام کشتي، محکوم گرديد. حتي نيوزيلند در قبال آزادي 2 مامور فرانسه چيزي حدود 7 ميليون دلار مطالبه کرده بود.

شخصيت حقوق سازمان صلح سبز

شخصيت حقوقي بر دو قسم است:
الف- شخصيت حقوقي داخلي
شخصيت حقوقي داخلي، شخصيتي است که يک سازمان بر طبق قوانين داخلي يک کشور بدست مي‌آورد و اين امر تابع قوانين و مقررات دولت اعطا کننده شخصيت حقوقي است که چه ملاکها و معيارهايي را براي اعطاي شخصيت حقوقي داخلي در نظر بگيرد.
ب- شخصيت حقوقي بين‌المللي
شخصيت حقوقي بين‌المللي خود بر دو گونه است:
الف) شخصيت حقوقي بين‌المللي صريح
اين نوع شخصيت حقوقي به صراحت در اساسنامه يک سازمان بيان شده است. مثلا يکي از مواد اساسنامه را به اين مطلب اختصاص مي‌دهند که سازمان داراي شخصيت حقوقي بين‌المللي مي‌باشد.
ب) شخصيت حقوقي بين‌المللي ضمني
اين نوع شخصيت حقوقي به صراحت در اساسنامه يا ساير اسناد مربوط به سازمان ذکر نشده است، اما با نگاهي به عملکرد و اشتغال سازمان و با توجه به حوزه فعاليت سازمان مي‌توان به خوبي دريافت که آيا يک سازمان از شخصيت حقوقي بين‌المللي برخوردار است يا خير. رويه قضايي بين‌المللي نيز اين امر را پذيرفته است که براي تشخيص شخصيت حقوقي بين‌المللي يک سازمان بايد به عملکرد و فعاليت سازمان توجه کرد.
در مورد سازمان صلح سبز بايد گفت که: از نظر شخصيت حقوقي داخلي، چون اين سازمان در کشور کانادا و طبق قوانين کانادا به ثبت رسيده است، لذا داراي شخصيت حقوق داخلي مي‌باشد, و شکي در اين مطلب نمي‌باشد. اما از نظر شخصيت حقوقي بين‌المللي بايد گفت که: علي‌الاصول در سند موسس سازمانهاي غير دولتي ذکري از شخصيت حقوقي بين‌المللي نمي‌شود، چرا که اين سازمانها معمولا طبق قوانين داخلي يک کشور خاص ايجاد مي‌شوند و در ابتدا يک تشکل و شرکت خصوصي بوده‌اند، به همين دليل هدف ايجاد کنندگان اوليه اينگونه سازمانها بين‌المللي نبوده است. پس شخصيت حقوقي صريحي براي اينگونه سازمانها علي‌الاصول وجود ندارد. لذا بايد بدنبال شخصيت حقوقي ضمني براي آنها باشيم.
با توجه به آنچه که از ابتدا عرض شد و با توجه به رويه قضايي بين‌المللي و با در نظر گرفتن عملکرد و فعاليتهاي سازمان صلح سبز، مي‌توان قائل به شخصيت حقوقي بين‌المللي اين سازمان بطور ضمني شد. چرا که اين سازمان در اکثر نقاط دنيا فعاليت مي‌کند و در تعداد زيادي از کشورهاي دنيا شعبه دارد که بطور فعال ايفاي نقش مي‌کنند.

ساختار سازمان صلح سبز

سازمان صلح سبز در نوع خود منحصر به فرد است. تاکيد اين سازمان بر اين است که طرفداران و اعضاي خود را متعهد به اهداف سازمان بکند، و به دنبال اين است که يک سازمان بين‌المللي و فراگير ايجاد نمايد.
سازمان صلح سبز بين‌الملل در حقيقت مرکز اصلي هماهنگي و تنظيم امور شعبه‌هاي ملي و منطقه‌اي خود مي‌باشد، که در حال حاضر در بيش از 30 کشور جهان داراي 43 شعبه مي‌باشد.
اساس کار سازمان بر آزادي و اراده شهروندان کشورهاي مختلف بنا شده است، بطوريکه طرفداران و حاميان اصلي و مهم اين سازمان، موسسات مختلف و اشخاص حقيقي مي‌باشند که سازمان را در تهيه بودجه آن و نيل به اهداف، کمک مي‌کنند.
اين سازمان متشکل از يک شبکه بسيار متحد و بهم پيوسته از شعب ملي و منطقه‌اي مي‌باشد که اين شعب دائما با مرکز فرماندهي خود در آمستردام (که همان صلح سبز بين‌الملل مي‌باشد) در ارتباط و هماهنگي کامل مي‌باشند.
ارکان سازمان صلح سبز با توجه به اطلاعاتي که بدست آمده، از قرار زير مي‌باشد:

شوراي سازمان صلح سبز

شوراي سازمان مهمترين و اصلي‌ترين ارگان سازمان است و مرکز اصلي تصميم‌گيري سازمان قلمداد مي‌شود. اين شورا مرکب است از نمايندگان معرفي شده از سوي شعب ملي و منطقه‌اي.
شورا هر سال يک بار تشکيل جلسه مي‌دهد. وظيفه اصلي شورا تعيين سياست‌هاي کلي سازمان و نيز تعيين بودجه سازمان براي سال آينده مي‌باشد. يکي ديگر از وظايف شورا تعيين هيات مديره بين‌المللي سازمان صلح سبز است. اين هيات مديره نسبت به وظايف خود، در قبال شورا بايد پاسخگو باشد, در عوض اين پاسخگويي حق دارد که مدير اجرايي سازمان را تعيين بکند. مدير اجرايي مسئول اقدامات و برنامه‌هاي سازمان مي‌باشد و نسبت به وظايف خود در قبال هيات مديره مسئوليت دارد. يکي ديگر از حقوقي که به هيات مديره بين‌المللي سازمان اعطا شده، تصويب احکام مالي سازمان است. بعبارتي اجراي کليه احکام مصوب شورا، بعهده هيات مديره مي‌باشد.

شعب ملي و منطقه‌اي

اين شعب که همان شعبه‌ها و شاخه‌هاي مختلف سازمان صلح سبز بين‌الملل در کشورها و مناطق مختلف مي‌باشند هر کدام به نام کشور يا منطقه‌اي معروفند که در همان کشور يا منطقه قرار دارند. مثلا سازمان صلح سبز استراليا، سازمان صلح سبز آرژانتين، کانادا و… .
اين شعبه‌ها از سوي سازمان صلح سبز بين‌الملل، مجاز به اتخاذ نام «صلح سبز» شده‌اند. تمام اين شعبه‌ها از سوي شوراي سازمان متعهد هستند که «اصل عدم خشونت» را سرلوحه کار خود قرار بدهند و بايد تمام تلاش خود را در جهت اهداف سازمان صلح سبز بين‌الملل بسيج نمايند.
هر يک از شعب مزبور توسط يک «هيات مديره ملي يا منطقه‌اي» اداره مي‌شود که اين هيات مديره نماينده‌اي موسوم به «امين» به شوراي سازمان صلح سبز بين‌الملل معرفي مي‌کنند. از ميان اين شعب تنها شعبه‌هايي در تصميم‌گيريهاي شورا شرکت داده خواهند شد که شرايط و الزامات سازمان را رعايت کرده و در تهيه بودجه سازمان مشارکت نمايند.
اشخاصي که بعنوان امين تعيين مي‌شوند همه ساله جهت اعمال تغييرات لازم براي اداره هر چه بهتر سازمان، تشکيل جلسه مي‌دهند. در اين اجلاس راهکارها و خط و مشي سال آينده سازمان نيز تعيين مي‌گردد.
از ديگر اختيارات و وظايفي که اين اجلاس اعمال مي‌کند، تعيين «هيات مديره ناظر» مي‌باشد که تعداد آنها 7 نفر است و بعنوان هيات مديره سازمان صلح سبز بين‌الملل انجام وظيفه مي‌نمايند.
هيات مديره ناظر، بودجه سازمان و احکام مالي و بودجه‌اي سازمان را تصويب مي‌نمايند. علاوه بر آن شخصي را از ميان خود بعنوان «مدير اجرايي بين‌المللي» انتخاب مي‌کنند. هر مصوبه‌اي که از شوراي سازمان خارج شود، بايد توسط اين مدير اجرايي اجراي گردد. علاوه بر اجراي مصوبات شورا، مدير اجرايي سرپرست سازمان صلح سبز بين‌الملل نيز تلقي مي‌شود.
ماموريت اصلي مدير اجرايي اين است که طرحها و برنامه‌هاي مناسبي را جهت موثر واقع شدن مبارزات و فعاليتهاي سازمان در جهت حمايت از اقيانوسها، جنگلها، آسمان، درياها و بطور کل کره زمين، ارايه و تدارک ببيند و هماهنگي‌هاي لازم را با شعب ملي و منطقه‌اي در اين زمينه‌ها بنمايد. اقدامات اين مدير اجرايي بطور مرتب توسط هيات مديران مورد بررسي و ارزيابي قرار مي‌گيرد.
از نظر تعداد کارمندان، سازمان صلح سبز روي هم رفته (يعني با احتساب تمام کارمندان شعب ملي و منطقه‌اي) بيش از 1330 کارمند و پرسنل دارد.

بودجه سازمان صلح سبز

سازمان صلح سبز از سوي 5 ميليون طرفدار که در 158 کشور، از 191 کشور جهان قرار دارند، حمايت مي‌شود. از بين اين افراد حدود 3 ميليون در تهيه بودجه سازمان مشارکت دارند. اين 3 ميليون عمدتا از کشورهايي هستند که سازمان در آنها داراي شعبه مي‌باشد.
طرفداران سازمان، بعضا صاحبان کارخانجات و شرکتهاي بزرگ هستند که قسمتي از درآمد حاصل از فروش کالاهاي خود را به سازمان اختصاص مي‌دهند. البته بعضا اتفاق افتاده است که سازمان خود اقدام به تجارت و خريد و فروش کالا نموده است.
نکته جالب توجه آن که سازمان صلح سبز هيچ نوع کمک و يا هديه‌اي را از دولتها، شرکتهاي دولتي، احزاب سياسي يا ارگانهاي د ولتي و حتي سازمانهاي بين‌المللي از قبيل سازمان ملل متحد، اتحاديه اروپا يا ديگر سازمانها نمي‌پذيرد, و هيچگاه از چنين سازمانهايي تقاضاي کمک هم نکرده است و بعضا اتفاق افتاده است که اين سازمانها خود اقدام به کمک به سازمان صلح سبز نموده‌اند، اما سازمان از پذيرفتن کمکهاي مزبور خودداري کرده است. و اين امر فقط بخاطر اين است که سازمان نمي‌خواهد که استقلالش تحت تاثير و نفوذ دولتها يا سازمانهاي بين‌المللي قرار گيرد. لذا جهت حفظ استقلال، تمامت و اهداف خود هيچگونه هديه يا وجهي را از سوي اشخاص دولتي و حتي اشخاص حقيقي که نماينده دولت محسوب شوند يعني در سمت مقام خود اقدام به کمک نمايند، قبول نمي‌کند.
اما در مقابل هر گونه کمک يا وجهي که از سوي اشخاص حقيقي و حقوقي غير دولتي ارايه شود، را قبول کرده و مي‌پذيرد. ولي چنانچه همين افراد حقيقي و حقوقي غير دولتي قصد سوء استفاده و يا قصد نفوذ به سازمان و تحت تاثير قرار دادن اهداف و استقلال سازمان را داشته باشند، باز در اين صورت نيز، سازمان کمکهاي مالي آنها را رد خواهد کرد.

موارد مصرف بودجه سازمان

بودجه سازمان در بخشهاي و قسمتهاي مختلفي از جمله موارد زير هزينه مي‌شود:
قسمت اعظم بودجه سازمان صرف تامين هزينه‌هاي مالي شعب کوچکتر که در کشورهاي مختلف فعاليت مي‌کنند، مي‌شود، يعني شعبه‌هايي که خود قادر به تامين بودجه خود نيستند.
بخشي از بودجه صرف کسب و فراگيري جديدترين اطلاعات علمي و صنعتي روز آنهم در سطح بالا مي‌شود.
قسمتي از بودجه صرف تصدي و اداره ناوگان کشتيهاي اقيانوس پيما و غول پيکر سازمان مي‌شود.
بخشي از بودجه صرف استفاده از جديدترين وسايل ارتباط جمعي براي اطلاع رساني به عامه مردم در اسرع وقت مي‌شود.
برخي از بودجه سازمان هم صرف انتشار موضوعات و گزارشهايي مي‌شود که در آن گزارشها، چگونگي سوء استفاده کشورهاي توسعه يافته از دنياي صنعت و تکنولوژي به شيوه‌هاي غير قانوني بيان شده است. مثلا گزارشهايي از تجارتهاي غير قانوني، تجارت زباله‌هاي هسته‌اي و سمي و مواد آلوده کننده محيط زيست، سوء استفاده از گوشت نهنگها، شکار غير قانوني برخي گونه‌هاي جانداران و… .

نتيجه‌گيري

با گسترش فعاليتهاي سازمان صلح سبز و با افزايش روز افزون شمار طرفداران و داوطلبان اين سازمان، به نظر مي‌رسد که دولتها در سوء استفاده از امکانات صنعتي، علمي و فني خود با مشکلات بيشتري مواجه باشند، چرا که دائما از سوي اين سازمان و ديگر سازمانهاي مشابه، با مخالفت مواجه خواهند شد.
از سوي ديگر اين سازمانها شايد بتوانند بعدها مسئوليت اجراي موافقت‌نامه‌هاي مربوط به محيط زيست را بعهده بگيرند. (البته اين امر بايد توسط دولتهاي طرف معاهده يا موافقت‌نامه صورت بگيرد)، حتي اين سازمانها مي‌توانند به تدريج نقش ضمانت اجراي اين موافقت‌نامه‌ها را نيز بازي کنند، و اين امر حاصل نمي‌گردد مگر با گسترش دامنه فعاليت اين سازمانها.
از جانب آخر اينکه ما رفته‌رفته شاهد اين خواهيم شد که خواستها و نظرات افراد جامعه در قالب اين گونه سازمانها بر قدرت عمومي چيره شود و اين دولتها باشند که سعي کنند تصميمات خود را در جهت برآورده کردن نظرات عموم مردم اتخاذ کنند.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان