بسم الله
 
EN

بازدیدها: 892

حقوق در فيلم هاي سينمايي-قسمت اول

  1392/4/16

مقدمه

     تابستان امسال همکار گرانقدر و فرهيخته سرکار خانم فريبا توکلي که در هنر هفتم صاحب نظر و فيلم شناس و بازي شناسي برجسته است ، فيلم 12 مرد خشمگين(12 angry man) اثر منحصر به فرد سيدني لومت (Sidney lumet) را مرحمت و توصيه به ديدن اين فيلم نمودند . با وجوديکه چندان علاقه اي به ديدن فيلم ندارم ، آخر هفته اي در کمال بي رغبتي و براي سرگرمي و شايد اطاعت از امر همکار فرزانه ، شروع به تماشاي فيلم نمودم و به قدري جذب تماشاي فيلم شده بودم که از آنچه در اطرافم مي گذشت بي خبر ماندم و بقول همسرم در اين عالم نبوده ام و حتي متوجه حضور وي نشده ام. گيرايي فوق العاده فيلم و بازي روان و تماشايي بازيگران ،طرح موضوعات ومسائل مهم رسيدگي هاي قضايي ، موجب شد که دو بار ديگر آن را تماشا نمايم و دوباره ديدنش ، انگيزه اي شد براي پيگيري جهت ديدن فيلم هايي مشابه ، بطوريکه در کمتر از سه ماه حدود بيست فيلم را تهيه و تماشا کردم ، و مشاهده آن ها باعث فراهم شدم اين يادداشت گرديده است. هرکدام از ما فيلم مي بينيم و ديدن فيلم هاي تلويزيوني و سينمايي تبديل به بخشي از زندگي عادي و معمولي شده است.اما تماشاي فيلم هايي که در اين يادداشت ها معرفي خواهند شد براي حقوقدانان اعم از همکاران وکالتي و قضايي و کارآموزان محترم قضايي و وکالتي بسيار حائز اهميت و آموزنده و ضرورتي انکار ناپذير است. ضمن توصيه تماشاي اين فيلم ها به حقوقدانان، جا دارد پيشنهاد نمائيم که کميسيون کارآموزي کانون وکلاي دادگستري مرکز نيز مشاهد? اين فيلم ها را جزء برنامه کارآموزي بگنجاند و مقاله هاي تهيه شده از سوي کارآموزان وکالت را در جهت نقد وبررسي حقوقي اينگونه فيلم ها به عنوان پايان کار تحقيقاتي دوره کارآموزي بپذيرد.

     در جستجوي کتابخانه اي و اينترنتي مشاهده گرديد تا کنون حقوقدانان محترم چنانکه بايد به اين مهم نپرداخته اند ، شايد تنها مورد و قدم اوليه در معرفي اينگونه فيلم ها را حقوقدان محترم جناب آقاي علي صابري تولايي مدير محترم وبسايت « فلسفه، حقوق و سه نقطه» برداشته اند و چهار عنوان فيلم را ذيل مطلب « فيلم هايي که يک حقوقدان بايد قبل از مرگ ببيند» معرفي کرده اند و بعضي از همکاران محترم وکالتي نيز بطور محدود مبادرت به باز نشر مطلب ايشان نموده اند. ضمن دعوت خوانندگان محترم به مطالعه نوشته هاي بسيار زيباي مشاراليه، فيلم هاي منتخب خود را بشرح زير تعرفه و مورد بررسي قرار مي دهيم:

     نام اولين فيلم مورد بررسي "12مرد خشمگين" است . 12 مرد خشمگين فيلمي با شکوه و يکي از شاهکار هاي ژانر درام دادگاهي(courtroom drama) است که با طرح مسائلي اساسي در مورد اعدام، حقوق اجتماعي انسان ها و نحوه رسيدگي قضايي به پرونده هاي کيفري ، حرف هاي زيادي از بعد حقوقي براي گفتن دارد. موضوع فيلم گزارش جلسه هيات منصفه و تشريح نحوه تصميم گيري اعضاء هيات منصفه دادگاهي جنايي در آمريکا در خصوص رسيدگي به اتهام پسر 18 ساله مهاجر، فقير ، يتيم و کتک خورده اي است که متهم به قتل عمدي پدرش با چاقوي ضامن دار مي باشد. 

     سکانس اوليه فيلم نشان ميدهد که جلسه رسيدگي دادگاه تمام شده است يا به عبارت بهتر ، دادستان کيفر خواست را قرائت و باارائه دلايل و شواهدي متقن بمانند تعرفه شهودي که شاهد عيني واقعه بوده اند و آلت قتاله متعلق به متهم ،تقاضاي محکوميت متهم را به اعدام نموده است و وکيل مدافع تسخيري نيز مدافعات خود را به اتمام رسانده، رياست دادگاه با بيان اينکه مراحل قانوني رسيدگي به اتهام  قتل عمد طي شده ، مسئوليت سنگيني بر روي دوش اعضاء هيات منصفه است و تشخيص گناه کاري يا بي گناهي انساني به عهده آن ها گذاشته شده است و اکنون زندگي انساني در دستان آن ها است، اعضاء هيات منصفه را جهت شور و اتخاذ تصميم به اتاق مخصوص هيات منصفه هدايت مي نمايد و فيلم به عنوان ابزار بيان حقوق اجتماعي انسان ها از اين جا شروع مي شود.

      اعضاء هيات منصفه به ترتيب شماره دور ميز داوري مي نشينند و از بين دو روش "بحث و بررسي در مورد پرونده و سپس راي گيري" و "راي گيري بدون بحث و بررسي" ، راه حل دوم را که ساده تر و زود تر به نتيجه مي رسد  انتخاب و مبادرت به راي گيري در مورد گناهکار بودن متهم يا بي گناهي وي مي نمايند.نتيجه راي گيري کمي عجيب است ، 11 راي متفق بر گناهکاري است چون از نظر اين يازده عضو همه قرائن و شواهد بر گناهکاري متهم دلالت دارد . ليکن ،يک نفر از اعضاء هيات منصفه بنام ديويس که عضو شماره 8 هيات است(با هنرپيشگي ستايش شده هنرپيشه اسکاري هنري فوندا henry fonda) راي مخالف مي دهد. نکته جالب اين است که وي در گناهکار بودن متهم شک دارد و معتقد به بي گناهي متهم نيست . زيرا که؛ به نظرش وکيل مدافع تسخيري متهم دفاع درستي از وي به عمل نياورده است و تمامي ادله مفيد به حال متهم را ارائه ننموده است و در نتيجه در دفاع از متهم کوتاهي شده است و ضرورت دارد به دلايل و مدارک و قرائن و شواهد با دقت بيشتري نگريسته شود .

     با سوال يکي از اعضاي هيات منصفه از وي که چرا نامبرده با گناهکاري متهم مخالف است و دلايل وي بر اين شک چيست؟ فيلم وارد فضاي اصلي خود مي شود و کشمکش و اضطراب اعضاي هيات منصفه در طرح شک وترديدها ، انسان را چنان درگير فيلم مي کند که ناخودآگاه خود را بعنوان عضوي از اعضاي هيات منصفه به شمار آورده و شايد به عنوان عضو سيزدهم به بررسي دلايل بيگناهي متهم پرداخته ،هنرپيشگان را در بررسي و تجزيه وتحليل يک يک دلايل همراهي مي کند .فيلمنامه مستحکم فيلم ،بازي روان بازيگران ، کارگرداني موثر و ستايش شده کارگردان ، انسان را تا آخر فيلم و تغيير نگرش و نظر و راي يازده عضو هيات منصفه و صدور راي متفق بر بيگناهي متهم همراه خود مي برد. اين در حالي است که تمام داستان فيلم دريک اتاق ( اتاق شور هيات منصفه) مي گذرد و فيلمبرداري شده است.

     از نگاه حقوقي ، فيلم جايگاهي است براي بيان حقوق اجتماعي و انساني پذيرفته شده به عنوان ميراث مشترک مردم جهان وتاکيد بر رعايت آن ها ، مبتني بر «حق بر محاکمه عادلانه» و «دادرسي منصفانه» و به صراحت نشان مي دهد که رعايت اصول و قواعد جهاني عدالت کيفري و استاندارد هاي دادرسي عادلانه در يک رسيدگي قضايي ، منجر به اجراي درست قانون مي شود و اجراي صحيح قانون تضمين کننده حقوق متهم است. يکي از اصلي ترين حقوق انساني پذيرفته شده از سوي قانون گذاران که تضمين کننده عملکرد صحيح دستگاه قضايي است،حق داشتن وکيل در محاکمه است. از ملزومات اين اصل، حق داشتن وکيل تسخيري در صورت عدم توانايي مالي متهم بر استفاده از خدمات حقوقي وکيل انتخابي است.نظر به مسلم بودن اين حقوق در تمام سيستم هاي حقوقي جهان و حتي در حقوق ايران از جمله در اصل 35 قانون اساسي ، فيلم با مفروض دانستن اين حق ، بر مبناي تصور عمومي که در خصوص کم کاري وکيل تسخيري وجود دارد ، نگرشي اساسي بر کارکرد و نقش و حضور وکيل تسخيري در پرونده ها و رسيدگي هاي کيفري دارد و با طرح بحث ، کوتاهي وکيل تسخيري در دفاع جانانه از موکل ، به نقد عملکرد و حضور تشريفاتي وکيل تسخيري در رسيدگي قضايي پرداخته ، فلسفه حضور وکيل تسخيري را به وکلاي دادگستري و قضات دادگاه ها و تکليف آن ها بر صيانت از حقوق دفاعي متهم خاطر نشان ساخته ، تاثير و نقش و دخالت وکيل دادگستري در معاضدت به دستگاه قضايي و در روند صحيح رسيدگي و اتخاذ تصميم قضايي و اجراي درست قانون نمايان مي سازد و به صراحت نشان مي دهد حضور موثر وکيل تسخيري در محاکمه و دفاع معقول وي از متهم ، در پرتو باور موکل و ايمان به موکل ، همانگونه که در وکالت انتخابي تبلور دارد و در جمع آوري و ارائه ادله مناسب وکافي ولايحه دفاعي موثر و دفاع شايسته نمود پيدا مي کند ، يکي از اساسي ترين تضمين هاي رعايت حقوق دفاعي متهم مي باشد و با حضور موثر و پر شور و دفاع معقول و متعارف وکيل تسخيري است که ميتوان باور داشت رعايت حقوق متهم در دادرسي شده و متهم از حقوق قانوني  که دارد برخوردارگرديده است .

     عمده استدلال هنري فوندا در نقش عضو شماره 8  به عنوان يک آرشيتکت  که نماد روشن فکر و تحصيل کرده هيات منصفه است و از تفکر و مغز رياضي و منطقي همانند حقوقدانان برخوردار است ، اين جمله کليدي است که:«حقوق متهم در نظر گرفته نشده است چون دفاع خوبي از وي صورت نپذيرفته است» در اينجا فيلم به نقش و وظيفه قضات رسيدگي کننده به به پرونده در جلوگيري از کوتاهي و کم کاري  وکيل تسخيري و جلوگيري از آثار ناخوشايند آن در برخورداري متهم از حقوق دفاعي و مسئوليت دادرسان دادگاه ها در سد نمودن  حضور تشريفاتي وکيل تسخيري تصريح مي نمايد ونشان مي دهد دادرس نبايد بي اعتنا از کنار حضور تشريفاتي وکيل تسخيري بگذرد . تنها در اين صورت است که مي توان گفت متهم از حق دسترسي  به محاکمه منصفانه برخوردار بوده است. 

     در ادامه ، فيلم بر مبناي همان تفکرمنطقي ، با نشان دادن خطرات دخالت احساسات در کار قضايي و تاثير فضا ،زمان و مکان بر تصميم گيري قضايي ، با طرح ظريف يکي از اصلي و اساسي ترين حقوق اوليه متهم يعني اصل  برائت که نمود عيني آن در فرض بي گناهي متهم و شک درگناهکار بودنش است و يکي از اصول پذيرفته شده  حقوقي و ميراث مشترک حقوقي همه ملل جهان است و در حقوق ايران نيز در اصل 37 قانون اساسي بر آن تاکيد شده است و در حقوق اسلامي نيز قاعده  فقهي "الحدود تدراء بالشبهات " (حدود به وسيله شک ها برطرف مي شود) که به نظر اکثر اساتيد فقه و حقوق در همه جرايم کاربرد دارد همين کارکرد را دارد. با ارائه  استدلال هاي منطقي بدون نقض ، کم کم و به آر امي شک را بر دل ساير اعضاي هيات منصفه مي نشاند و با هر شک و ترديد منطقي بخشي از کمبود هاي رسيدگي را آشکار مي نمايد. طرح اين ترديد هاي معقول ـ بمانند امکان وجود نمونه ديگري از آلت منحصر بفرد قتاله وارائه نمونه که نفس را در سينه تماشاگر بند مي آورد وانسان را برجا ميخکوب مي کند ـ  که نشات گرفته از پيش زمينه وجايگاه اجتماعي هريک از اعضاي هيات منصفه وتجربه و دانش و اطلاعات عمومي جمع اعضاي هيات منصفه است ، ضرورت آگاهي ، آشنايي و تسلط قاضي رسيدگي کننده به پرونده را علاوه بر قانون و حقوق به تجربه و علوم و دانش هاي بشري همچون روانشناسي، جرم شناسي،پزشکي، مهندسي و فني و حسابرسي و حسابداري و غيره به روشني به تصوير مي کشد و هرچه بحث و بررسي بيشتر جلو مي رود هريک از اعضاي هيات منصفه بر مبناي اندوخته هاي علمي و تجربي خود نقاط کور پرونده را و حرف هاي حرفه اي دادستان را زير سئوال برده و خدشه دار مي نمايند و در نتيجه اعضاي هيات منصفه تک به تک نظر خود را از گناهکاري متهم به بي گناهي تغيير مي دهند و حتي تغيير نظر دوباره اعضاء مذموم شمرده نمي شود.

     اين شک و ترديد به ترديد در شهادت شهود نيز تسري مي يابد و با بازسازي صحنه جرم از سوي اعضاي هيات منصفه و توصيف دقيق شهود و انگيزه آن ها از شهادت وبي دقتي آنها ، نتيجه گرفته مي شود اظهارات شهود با صحنه بازسازي شده جرم تطبيق نمي کند واحتمال اينکه شهود اشتباه کرده باشند قوت مي گيرد . فيلم با جمله «شهود انسان هستند و همه انسانها ممکن است اشتباه کنند» به درستي نشان مي دهد امروزه شهادت شهود به علت اشتباه شهود در مشاهده ودرک واقعه وحفظ و بازگو کردن آن ،تاثير تمايلات شخصي وتخيلاتش بر حادثه   به تنهايي نميتواند مبناي تصميم گيري قضايي قرار گيرد و اين پيغام را مي دهد که چون صحت وصداقت شهادت  رابطه مستقيم با زمان ،مکان ،جنس ،سن وشخصيت شاهد دارد ،نبايد بيش از حد در قضاوت ، به شهادت شهود اتکاء نمود و مبناي صدور حکم قرار داد.

     کارگردان با طرح فرضيه هاي مختلف چرا که حقوق ، علم تصورات و فرضيه هاست، باورهاي عمومي و شايد خرافي را در پرتو شک  به حادثه به چالش مي کشد و ضمن نقد  قضاوت بر مبناي باور هاي غلط وشايع  با طرح باور پيش داورانه  «بازگشت قاتل به صحنه قتل» به خوبي تغيير عقيد? اعضاي هيات منصفه را به تصوير مي کشد و در هر راي گيري دوباره علني يا مخفيانه يکي از اعضا از نظر قبلي خود داير بر گناهکاري متهم بر ميگردد و در اين تغيير نگرش ، نشان مي دهد که هميشه حق و راي با اکثريت نيست و نبايد در قضاوت بدون توجه به نظريه اقليت به صرف راي اکثريت حکم نمود، چراکه هرکسي با استدلال منطقي درست مي تواند اشتباه بودن نظر اکثريت را نمايان سازد و در اثر قانع شدن ، تک تک افراد اکثريت شهامت پذيرش اشتباه را پيدا کنندودر نتيجه خود به اکثريت تبديل شوند. شاهکار فيلم در حقيقت نماياندن همين تغيير ديدگاه ها است.

     فيلم اين پيام اساسي را منتقل مي کند که 11 عضو هيات منصفه به عنوان قاضي با نگاه سطحي به مسئله و عدم درک مسئوليت خود و اينکه سرنوشت ،حيات و جان انساني در دستان آن ها است در بدو امر ، با احساس عدم نياز به موشکافي بيشتر و جهت رسيدن به امور شخصي  وکاري وعلايق فردي خويش،ساده ترين راه را براي حل مسئله  ـ که همانا پاک کردن صورت مسئله و فرستادن متهم به پاي چوبه دار است ـ  انتخاب ، و دقت در رسيدگي را فداي سرعت کرده اند و به اين طريق عدالت را که تحقق آن آرزوي جامعه انساني است قرباني نموده اند.سپس در ادامه با نماياندن تغيير راي اعضاي هيات در اثر دقت ،بررسي و رسيدگي بيشتر و تجزيه و تحليل پرونده و مدارک و مستندات و فداي سرعت به دقت در رسيدگي ، نشان ميدهد با اجراي صحيح قانون مي توان به عدالت رسيدو بدين طريق انسانيت و حيثيت ذاتي متهم را رعايت و وي را از حقوق انساني اش برخوردار نمود .

در حقيقت فيلم با تاکيد بر مزايا و کارآمدي سيستم رسيدگي هاي کيفري با حضور هيات منصفه ، با وجود طرح معايب آن، نشان مي دهد فراينددادرسي مردمي به علت دموکراتيک بودن ، تصميم عاقلانه را در پي دارد . چرا که مبتني بر اجماع و توافق است و در يک اجماع جمعي ديگر عقايد شخصي و تعصبات فردي نمي تواند جلو ديدن حقيقت را بگيرد. فيلم عضوي را نشان مي دهد که با لجاجت وتکرار اين جمله که احساسات  شخصي اش را در ابراز عقيده اش دخالت نمي دهد از اول با بيگناهي متهم مخالف است ولي در پايان با پاره کردن عکس فرزندش   (تاثير احساسات شخصي در قضاوت ) ، راي بيگناهي متهم را تاييد مي کند. در همين جا فيلم به نکته اي بسيار اساسي اشاره و يکي از معايب هيات منصفه را که ناشي از تاثير نظر و احساس شخصي در تصميم گيري است به روشني نشان مي دهد در عين اينکه مزاياي مهم سيستم رسيدگي با حضور هيات منصفه را نيز آشکار مي سازدو به اين ترتيب به طور ملموس نشان ميدهد که عدالت اجرا شده است و اين يکي از جنبه هاي آموزنده فيلم است. غلبه بر پيش فرض هاي مسلط ، که تسلط اين پيش فرض ها بر ذهن قاضي مهم ترين خطر در رسيدگي کيفري است و به همين علت، قوانين يکي از حقوق اوليه متهم  و پايه رسيدگي قضايي را بر برائت و فرض بيگناهي متهم گذاشته اند .
 
    فيلم مارا به تماشاي ديدن، شنيدن، هوشياري، دقت،توجه به جزئيات، تجسم نا ممکن ها، ترد باورهاي نادرست ،پرهيز از پيش داوري  و نهايتا شک و ترديد معقول دعوت  مي کند .و ما را با تحليل هاي نو و نقد هاي جسورانه در قالب داستان فيلم که با گذشت 50 سال از عمر آن  هنوز موضوعش ، مسئله اساسي جامعه و سيستم قضايي ما است ، آشنا مي سازد و تفاوت نگرش قضايي در سيستم هاي حقوقي جهان با نگرش امروزي سيستم قضايي مان مواجه مي دهد که مقايسه آنها مجالي ديگر مي طلبد. بحث به درازا کشيد شمارا مجدداً به تماشاي فيلم با مشخصات فيلم شناسي * زير دعوت مي نمايم.
12مرد خشمگين محصول 1957 آمريکا است. کارگردان فيلم سيدني لومت کارگردان صاحب نام و بلند آوازه آمريکايي است که در سال 2005 جايزه افتخاري اسکار را دريافت نموده است.فيلم بر اساس داستاني از رجينا لد رز(reginald rose) به تهيه کنندگي هنري فوندا و فيلمبرداري حرفه اي بوريس کوفمن  وهنر نمايي هنري فوندا ـ  بازيگري که داراي اسکار براي بهترين بازيگري نقش اول در فيلم «در کنار برکه طلايي» است ـ  Leej.cobb و martin balsam تهيه شده است و نامزد سه جايزه اسکار براي کارگرداني ، فيلمبرداري و فيلمنامه بوده ، جايزه خرس طلايي جشنواره فيلم برلين را برده است و فيلم برگزيده  جشنواره گلدن گلاب بوده و نيز جايزه بهترين فيلم خارجي جشنواره بافتا را در يافت نموده است. موسيقي فوق العاده فيلم ساخته کنيون هاپکينز است و توزيع کننده فيلم کمپاني united artists مي باشد.
اين فيلم ششمين فيلم برگزيده در بانک اطلاعات اينترنتي فيلم (IMDB) و جزو صد فيلم برتر برگزيده تاريخ سينماست. بهترين تحليل و معرفي سينمايي و جامعه شناختي فيلم را مي توان در وب سايت هاي نقد فارسي و مصائب آنا مطالعه نمود .از اين فيلم دو نسخه در اختيار است. نسخه اول نسخه دوبله شده به زبان فارسي با صدا پيشگي استاد ناصر طهماسب و نسخه دوم نسخه16 ميلي متري يافت شده از کلکسيون ساموئل ليبووتيز در سال 2003 مي باشد. 
---------
*در تهيه اين  مطلب از وب سايت نقد فارسي بهره گرفته شده است.




نويسنده: ابراهيم گلستاني شيشوان - وکيل دادگستري





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان