بسم الله
 
EN

بازدیدها: 849

آشنائي با علوم اسلامي (منطق، فلسفه) -قسمت دوم

  1392/4/15
قسمت قبلي


علم منطق

يکي از علومي که از جهان خارج وارد حوزه فرهنگ اسلامي شد و پذيرش عمومي يافت، و حتي به عنوان مقدمهاي بر علوم ديني جزء علوم ديني قرار گرفت، علم منطق است.
علم منطق از متون يوناني ترجمه شد، واضع و مدون اين علم ارسطاطاليس يوناني است. اين علم در ميان مسلمين نفوذ و گسترش فوق العاده يافت، اضافاتي بر آن شد و به سر حد کمال رسيد. بزرگترين منطقهاي ارسطوئي که در ميان مسلمين تدوين شد منطق الشفاي بوعليسينا است، منطق الشفاء چندين برابر منطق خود ارسطو است. متن يوناني، ترجمه عربي، و هم ترجمه هاي ديگر منطق ارسطو به زبانهاي ديگر اکنون در دست است. منطق ارسطو را حنين بن اسحاق ترجمه کرد و اکنون عين ترجمه موجود است. محققاني که به زبان يوناني آشنا هستند و ترجمه حنين ابن اسحاق را با ساير ترجمه هاي مقايسه کرده اند مدعي شده اند که ترجمه حنين از دقيقترين ترجمه هاست.

در قرون جديد، به وسيله فرنسيس بيکن انگليسي و دکارت فرانسوي منطق ارسطوئي سخت مورد هجوم و ايراد قرار گرفت گاهي آنرا باطل خواندند و گاهي بي فايده اش دانستند، سالها و بلکه دو سه قرن گذشت در حالي که جهان اروپا ايمان خود را به منطق ارسطوئي به کلي از دست داده بود، ولي تدريجا از شدت حمله و هجوم به آن کاسته شده است.

براي ما لازم است، مانند عده اي، چشم بسته منطق ارسطوئي را نپذيريم و همچنين مانند عدهاي ديگر چشم بسته آنرا محکوم نکنيم. بلکه تحقيق کنيم و ببينيم ارزشي که منطق ارسطوئي براي خود قائل است چه ارزشي است. ناچار بايد اول آنرا تعريف کنيم و سپس غرض و فايده آنرا بيان نمائيم تا ارزش آن روشن گردد. ما بعدا در باب قياس، ايرادههائي که به منطق ارسطوئي گرفته شده است نقل و انتقاد خواهيم کرد و قضاوت نهائي خود را در آن خواهيم نمود.

تعريف منطق

منطق « قانون صحيح فکر کردن است». يعني قواعد و قوانين منطقي به منزله يک مقياس و معيار و آلت سنجش است که هرگاه بخواهيم درباره برخي از موضوعات علمي يا فلسفي تفکر و استدلال کنيم بايد استدلال خود را با آن مقياسها و معيارها بسنجيم و ارزيابي کنيم که بطور غلط نتيجه گيري نکنيم، منطق براي يک عالم و فيلسوف که از آن استفاده ميکند نظير شاقول يا طراز است که بنا از وجود آنها براي ساختمان استفاده ميکند و ميسنجد که آيا ديواري که بالا برده است عمودي است يا نه؟ و يا آيا سطحي که چيده است افقي است يا نه؟

لهذا در تعريف منطق ميگويند: آلة قانونية تعصم مراعاتها الذهن عن الخطا في الفکر. يعني منطق ابزاري است از نوع قاعده و قانون که مراعات کردن و بکار بردن آن ذهن را از خطاي در تفکر نگه ميدارد.

فائده منطق

از تعريفي که براي منطق ذکر کرديم فايده منطق نيز روشن ميشود معلوم شد فايده منطق جلوگيري ذهن است از خطاي در تفکر; ولي از تعريف نامبرده روشن نشد که منطق چگونه جلوي خطاي در تفکر را ميگيرد. توضيح کامل اين مطلب موقوف به اين است که ما قبلا ولو اجمالا با مسائل منطقي آشنا شده باشيم. ولي ما به طور اجمال در اينجا اين مطلب را بيان ميکنيم.
در اينجا لازم است فکر را تعريف کنيم، زيرا تا تعريف فکر، به مفهومي که منطق در نظر دارد روشن نشود، ابزار بودن منطق براي فکر و بعبارت ديگر « خطا سنج» بودن علم منطق براي فکر، روشن نميشود.
تفکر عبارت است از مربوط کردن چند معلوم به يکديگر براي بدست آوردن معلوم جديد و تبديل کردن يک مجهول به معلوم. در حقيقت تفکر عبارت است از سير و حرکت ذهن از يک مطلب مجهول به سوي يک سلسله مقدمات معلوم و سپس حرکت از آن مقدمات معلوم به سوي آن مطلوب براي تبديل آن به معلوم.
لهذا در تعريف فکر گاهي گفته شده است:
« ترتيب امور معلوم لتحصيل امر مجهول».
گاهي گفته شده است:
« ملاحظة المعقول لتحصيل المجهول».
و گاهي گفته شده است:
من المبادي الي المراد» « الفکر حرکة الي المبادي

ذهن آنگاه که فکر ميکند و ميخواهد از ترکيب و مزدوج کردن معلومات خويش مجهولي را تبديل به معلوم کند، بايد به آن معلومات شکل و نظم و صورت خاص بدهد. يعني معلومات قبلي ذهن تنها در صورتي مولد و منتج ميشوند که شکل و صورت خاصي به آنها داده شود منطق قواعد و قوانين اين نظم و شکل را بيان ميکند. يعني منطق به ما توضيح ميدهد که معلومات ذهني قبلي تنها در صورتي زاينده خواهند بود که بر اساس مقررات منطقي شکل و صورت گرفته باشد.

اساسا عمل فکر کردن، چيزي جز نظم دادن به معلومات و پايه قرار دادن آنها براي کشف يک امر جديد نيست، پس وقتي که ميگوئيم منطق قانون صحيح فکر کردن است، و از طرف ديگر ميگوئيم فکر عبارت است از حرکت و سير ذهن از مقدمات به نتايج، معنيش اين ميشود که منطق کارش اين است که « قوانين درستحرکت کردن ذهن را نشان ميدهد» درست حرکت کردن ذهن چيزي جز درست ترتيب دادن و درست شکل و صورت دادن به معلومات نيست.
پس کار منطق اين است که حرکت ذهن را در حين تفکر تحت کنترل خود قرار ميدهد.

خطاي ذهن

ذهن آنگاه که تفکر ميکند و اموري را مقدمه براي امري ديگر قرار ميدهد ممکن است صحيح عمل کند و ممکن است دچار خطا گردد. منشا خطا يکي از دو امر ذيل ممکن است بوده باشد:

1- آن مقدماتي که آنها را پايه قرار داده و معلوم فرض کرده خطا و اشتباه باشد. يعني مقدماتي که مصالح استدلال ما را تشکيل ميدهد فاسد باشد.

2- نظم و شکل و صورتي که به مقدمات داده شده غلط باشد يعني هر چند مصالح استدلال ما صحيح و درست است ولي شکل استدلال ما غلط است.

يک استدلال در عالم ذهن مانند يک ساختمان است. يک ساختمان آنگاه کامل است که هم مصالحش بي عيب باشد و هم شکل ساختمان روي اصول صحيح ساختماني باشد، هر کدام از اينها اگر نباشد آن ساختمان قابل اعتماد نيست. مثلا اگر گفتيم « سقراط انسان است و هر انساني ستمگر است پس سقراط ستمگر است» اين استدلال ما از نظر شکل و صورت صحيح است اما از نظر ماده و مصالح فاسد است زيرا آنجا که ميگوديم هر انساني ستمگر است درست نيست، اما اگر بگوئيم « سقراط انسان است، سقراط عالم است، پس انسان عالم است.» ماده و مصالح استدلال ما صحيح است و شکل و نظام آن منطقي نيست لهذا نتيجه غلط است، اين که چرا شکل و نظام منطقي نيست، بعدا در باب قياس روشن خواهد شد.

خطا سنجي منطق ارسطوئي منحصرا مربوط است به شکل و صورت استدلال، اما سنجش خطاي ماده استدلال از عهده منطق ارسطوئي خارج است، لهذا منطق ارسطوئي را منطق صورت مينامند اما آيا منطقي در جهان به وجود آمده که خطا سنج ماده و مصالح استدلال باشد يا نه مطالبي است که بعدا در باب قياس در اين باره بحث خواهيم کرد.
از مجموع آنچه گفته شد معلوم گشت که ارزش منطق ارسطوئي اين است که خطا سنج عمل فکر کردن است، يعني خطا سنج صورت و شکل استدلالهاي انساني است. اما اينکه منطق چه قوانيني براي درست استدلال کردن عرضه ميدارد مطلبي است که از مطالعه تفصيلي منطق روشن ميشود.



نويسنده: استاد شهيد مرتضي مطهري







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان