بسم الله
 
EN

بازدیدها: 613

نگاهي به وضعيت رشته مطالعات زنان

  1392/4/13
امسال براي دومين سال پي‌درپي شاهد گنجانده‌شدن سرفصل مطالعات زنان با عناوين «زن و خانواده» و «حقوق زن در اسلام» در دروس دانشگاهي بوديم. ظاهرا اين گرايش‌ها بناست با تغيير سرفصل‌هايشان جاي مطالعات زنان را که رشته‌اي نوپا در نظام آموزشي ما بود، بگيرند. اگرچه بحث گنجانده‌شدن سرفصل مطالعات زنان در زيرمجموعه رشته‌هاي دانشگاهي، عمر کوتاهي داشت و آغاز پيدايش آن با اوج‌گيري مطالبات مردمي در اواخر دهه 70 و اوايل دهه 80 رونق گرفت، اما به‌دنبال آنچه يا نگاه لزوم بازنگري در سرفصل‌هاي علوم انساني، در آغاز دهه 90 رخ داد، اين رشته در زمره 11 اولويت اول براي تغيير محتوا و مضامين دانشگاهي قرار گرفت.
 
مطالعات زنان مي‌توانست در ايجاد فضايي نو و منتقدانه نسبت به بسياري از حقايق دنياي امروز زنان و مردان نقشي فعال ايفا کند. مشروط بر اينکه به دانشجويان و استادان اين رشته اجازه داده مي‌شد تا ضمن کاوش جريان‌هاي فمينيستي و از جمله فمينيست‌هاي اسلامي به چرايي و چگونگي بسياري از بررسي‌هاي فقهي و حقوقي جامعه بپردازند. رشته مطالعات زنان از آن جهت حايز اهميت بوده و هست که باعث مي‌شود نگاهي نو به بسياري از مفاهيم از جمله مفاهيم فقهي و حقوقي داشته باشيم.
 
شايد اگر مسوولان و دست‌اندرکاران بحث سياستگذاري با فراغ خاطر بيشتري به موضوعات اين رشته دانشگاهي نگاه مي‌کردند، آن روزها کتاب «زنان پرده‌نشين و نخبگان جوشن‌پوش» نوشته فاطمه مرنيسي به‌يکباره از بازار کتاب حذف نمي‌شد. شايد اگر مسوولان فرهنگي ما نگاه فرهنگي‌شان را فراخ‌تر مي‌کردند کتاب «بازپژوهي حقوق زنان» فرصتي براي تامل دوباره اهل نظر باز مي‌کرد، تا نسل امروز پاسخي درخور براي بسياري از شبهاتش پيدا مي‌کرد. دانستن بسياري از مفاهيم فقهي و حقوقي براي پويندگان اين رشته دانشگاهي ضروري است کما اينکه دانستن نقدهاي آن الزامي.
 
اما آنچه جاي تاسف است با ايجاد تغيير در سرفصل‌هاي اين رشته دانشگاهي، آنچنان محتواي دروس اين رشته دستخوش تغيير و تحول شد که براي موسسان آن کاري جز تغيير نام اين رشته به نام رشته دانشگاهي «مطالعات خانواده و حقوق زن در اسلام» باقي نگذاشت. در حالي که براي دانشجويان مقطع کارشناسي ارشد همچنان سوالات کليدي بر قوت خود باقي است. از جمله بحث ديه زن و مرد که البته اظهارات مديرکل تدوين لوايح و مقررات قوه قضاييه در اين خصوص قابل‌توجه و تامل است.
 
جواد طهماسبي، که پيش از اين درباره اين موضوع با يکي از رسانه‌ها گفت‌وگو کرده بود در اين خصوص، گفت:«يکي از نوآوري‌ها در لايحه قانون مجازات اسلامي ضمن تاکيد بر مسووليت مرتکب جرم يا تقصير بر اساس ميزان مقرر در شرع مقدس که ديه کامل براي مردان و نصف ديه کامل براي زنان است، صندوق تامين خسارت‌هاي بدني که صندوقي مستقل بوده و به موجب قانون «بيمه اجباري مسووليت مدني دارندگان وسايل نقليه در برابر شخص ثالث» اداره مي‌شود را موظف به پرداخت مابه‌التفاوت ديه زن و مرد کرده است.
 
بنا بر گفته طهماسبي تصويب اين مقررات سبب تساوي ديه زن و مرد نمي‌شود و مبناي مسووليت مرتکب جرم يا تقصير همان است که در شرع مقدس و قانون مجازات اسلامي مقرر شده است، يعني پرداخت نصف ديه کامل، زيرا مابه‌التفاوت ديه از محل صندوق مزبور پرداخت مي‌شود و اين مقررات تا زمان تصويب نهايي هيچ اثر عملي ندارد و پس از آن نيز، تنها حوادث واقع‌شده در زمان حاکميت قانون جديد را شامل مي‌شود.
 
 به راستي در جايي که مطابق قانون موجود زن و شوهر در نگهداري از کودکان بايد با يکديگر معاضدت داشته باشند چه جايي براي اين صحبت که زن بايد از شوهر خود فرمانبرداري کند، مي‌ماند؟ مگر نه اينکه خانواده جايي است که مطابق همين کتاب قانون خودمان در آن زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت‌اند، پس چه جايي براي طرح واژگاني همچون فرمانبرداري است که لاجرم نقطه مقابل آن فرماندهي توسط مردان را در ذهن متبادر مي‌کند. چرا قانونگذار ما در يک‌جا سخن از لزوم معاضدت زوجين کرده و در جاي ديگر سخن از فرمانبرداري زن از شوهر.
 
عرصه زندگي در ذهن قانونگذار ما چه بود؟ ماوايي براي زوجين يا عرصه نبرد جانانه؟ البته اين قانون در شرايط عادي که زن و شوهر هر دو در کمال سلامت فکري عمل مي‌کنند بي‌اشکال است اما در جايي که مرد معتاد است يا الکلي چطور؟ مگر نه اينکه به سبب آنکه بار مالي خانواده بر دوش مرد است او فصل الختام شناخته شده، پس تکليف زن امروز که پابه‌پا و گاه فراتر از مرد حرکت مي‌کند و در چرخاندن اقتصاد خانواده ايفاي نقش مي‌کند، چيست؟ چرا در جامعه اسلامي ما آنقدر که روي برخي احاديث تاکيد مي‌شود، روي فوجي از احاديث مبني برلزوم کار و اشتغال تکيه نمي‌شود.
 
بر احاديثي مثل اين جمله معصوم(ع) که مي‌گويد: چنان براي دنيايت کار کن مثل کسي که مي‌خواهد هميشه در اين دنيا بماند و جاويدان باشد و براي آخرت چنان کار کن که گويا فردا مي‌خواهي بميري تاکيد نشده و نمي‌شود.
 
اگر دانشجويان اين رشته به سبب غربي خوانده‌شدن خاستگاه «نهضت احقاق حقوق زنان» - فمينيسم- از آشنايي واقعي با اين نظريه منع شده‌اند و آشنايي آنها با اين جنبش قرن بيست‌ويکمي در حد دو واحد درسي نقد و بررسي فمينيسم است (البته متوليان سياستگذاري نگفته‌اند که چطور هنوز متني را نخوانده، مي‌توان در دو واحد هم خواند و هم نقد آکادميک کرد)، چرا در جهان عرب که به لحاظ تاريخي از ما در اسلام آوردنشان مقدمند به اين مقوله مي‌پردازند و افرادي همچون، «شيخ‌محمد عبده»، «قاسم امين» و «هدي شعراوي» را به عنوان متفکران جهان عرب معرفي کرده‌اند.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان