بسم الله
 
EN

بازدیدها: 789

بحثي در تفسير قاعده لا ضرر-قسمت سيزدهم

  1392/4/6
قسمت قبلي


صورت دوم: اذا دار الامر بين ضرر الجار و بين عدم انتفاع هذا الشخص.

حكم صورت سوم: اذا دارالامر بين الضررين, صورت سوم اين بود كه امر دائر است بين اينكه يا همسايه ضرر ببيند و يا اين شخص, متحمل ضرر بشود, مثل اينكه شخصي, در كنار خانه ديگري زميني دارد كه اگر بخواهد در زمينش تصرف كند, خانه او ضرر مي‌بيند, اگر تصرف هم نكند, خودش ضرر مي‌بيند, زيرا اين زمين بدون استفاده باقي مي‌ماند, اين صورت, خودش هم دو صورت دارد:
1- تصرف صاحب زمين, در زمينش موجب تصرف در ملك مردم است, اصلاً متلازمان هستند, صاحب زمين اگر بخواهد در زمينش تصرف كند, تصرف او در زمينش, موجب تصرف در ملك همسايه است, مثلاً اگر صاحب زمين بخواهد چاله برادي و گود برداري كند, خانه همسايه چون از استحكام خوبي برخوردار نيست, شكاف و ترك برمي‌دارد, يعني هر نوع چاله برادري و گود برداري, ملازم با تصرف درخانه‌ همسايه است.

2- صورت دوم اين است كه اگر صاحب زمين بخواهد در ملك خودش تصرف كند, همسايه متضرر مي‌شود, نه اينكه تصرف او در زمينش, مستلزم تصرف در خانه همسايه است.,
حكم صورت اول( از صورت سوم): اما صورت اول كه اگر صاحب زمين بخواهد در زمينش تصرف كند,( علاوه بر ضرر) مستلزم تصرف در خانه همسايه است, يعني امر دائر است بين اينكه يا او متضرر بشود يا صاحب زمين, صاحب زمين اگر در زمينش تصرف نكند, ضرر است نسبت به او, نه عدم النفع, چون اينگونه تصرف نكردن,باعث مي‌شود كه دست انسان بطور كلي نسبت به ملكش بسته بشود, اگر تصرف كند, همسايه ضرر مي‌بيند, پس در اينصورت چه كار بايد كرد, يعني حكم اينصورت چيست؟

حكمش اين است كه( از باب جمع بين الحقيقن), صاحب زمين حق دارد كه در زمينش تصرف نمايد, ولي بشرط اينكه ضرري كه از ناحيه تصرف در زمينش, بر خانه همسايه وارد مي‌شود جبران كند.

حكم صورت دوم (از صورت سوم): صورت دوم از صورت سوم اين است كه اگر صاحب زمين بخواهد در زمينش تصرف كند, تصرف او در زمينش مستلزم تصرف در خانه همسايه نيست, بلكه موجب ضرر است نسبت به خانه همسايه, مثلاً اگر صاحب زمين, زمينش رابسازد, ساختن او, مستلزم هيچ نوع تصرف در خانه همسايه نيست,ولي باعث مي‌شود كه نور خانه همسايه را بگيرد, خانه همسايه مي‌شود تاريك و فاقد نور, وخانه فاقد نور, لانه انواع ميكروب‌ها است و موجب پيدايش سل, معمولاً سل‌ها از خانه‌هاي برمي‌خيزند كه در آنجا, نور خورشيدي نباشد, تصرف در خانه همسايه نمي‌كند, ولي ضرر به خانه همسايه وارد مي‌شود, بنابراين بايد بفهميم كه حكم اين صورت چيست؟ 

در اينجا ما نمي‌توانيم به صاحب زمين بگوييم كه در زمينت تصرف نكن كه تصرف كردنت موجب ضرر به خانه همسايه مي‌باشد, در اينجا ظاهراً الناس مسلطون علي اموالهم جاري است, و جاي براي قاعده لاضرر نيست, چرا؟ چون در اينجا هردو الناس مسلطون علي اموالهم دارد, هردو قاعده لاضرر دارد, هردو لاضرر تعارض مي‌كنند و تساقط, رجوع مي‌كنيم به ادله اوليه, چطور؟ صاحب زمين لاضرر دارد, چون اگر زمينش را نسازد, بدون استفاده مي‌ماند و دچار ضرر مي‌شود, اگر بسازد, همسايه‌اش ضرر مي‌بيند, چون خانه همسايه فاقد نور مي‌شود و تاريك. فلذا هردو لاضرر, باهم تعارض مي‌كنند و تساقط. فلذا رجوع به ادله اجتهاديه مي‌كنيم, ادله اجتهاديه عبارت است از : الناس مسلطون علي اموالهم). بنابراين در صورت سوم, ما دوصورت ديگر قائل شديم:

الف) اگر تصرف صاحب زمين, تصرف در خانه همسايه است, صاحب زمين حق دارد كه در زمين خودش تصرف كند, ولي ضرر و خسارتي كه بر خانه همسايه‌اش وارد مي‌شود جبران نمايد, اما اگر تصرف او‌ در زمينش , تصرف در خانه همسايه نيست, ولي ضرر نسبت به خانه همسايه وارد مي‌كند, مثل اينكه جلوي نور خانه‌ او را بگيرد.
پس اگر صاحب زمين در زمينش تصرف نكند ضرر مي‌بيند, اگر تصرف كند همسايه‌اش ضرر مي‌بيند, فلذا هردو ضرر باهم تعارض مي‌كنند و تساقط, رجوع به ادله اجتهاديه مي‌كنيم, وادله اجتهادي در اينجا عبارت است از: (الناس مسلطون علي اموالهم),

حكم صورت چهارم: اذا دار الامر بين حرجين, او اذا دار الامر بين الضرر و الحرج, حكم چهارم و پنجم, همانند حكم صورت سوم است, يعني هر چه را كه در صورت سوم گفتيم, در صورت چهارم و پنجم هم همان را قائل هستيم, در صورت سوم عرض كرديم كه اگر تصرف صاحب زمين, مايه تصرف در خانه همسايه نيست, دوتا لاضرر باهم ديگر تعارض مي‌كنند و تساقط, فلذا رجوع به ادله اجتهاديه مي‌كنيم كه الناس مسلطون علي اموالهم باشد. در صورت چهارم و پنجم هم دوتا لاحرج و يا لاحرج با لاضرر تعارض مي‌كنند و تساقط. فلذا به ادله اجتهاديه كه (الناس مسلطون علي اموالهم) باشد رجوع مي‌كنيم, بنابراين كليه ضوابطي كه شهرداري‌ها براي ساخت و ساز خانه‌ها مي‌دهند, بايد بر طبق اين صور خمسه‌ي كه ما عرض كرديم باشند.

التنبيه العاشر: اذا تضرر شخص بتوجه تكليف الي شخص آخر.

تنبيه دهم اين است كه اگر از توجه تكليف به شخصي, به كسي ديگر ضرر وارد بشود, يعني اگر يك شخصي را تحت تكليف قرار بدهيم, خود آن شخص متضرر نمي‌شود, اما فرد ديگر متضرر مي‌شود, آيا در اينجا هم قاعده لاضرر جاري است يا اينكه جاري نيست, مثل زن مرضعه, يعني زني كه به بچه‌اش شير مي‌دهد كه اگر به او دستور بدهيم كه روزه بگيرد, روزه مي‌گيرد و روزه گرفتن هيچ ضرري هم به او ندارد, ولي روزه گرفتن مادر, موجب مي‌شود كه بچه‌ي شير خوارش ضرر ببيند, يعني لاغر و يا بيمار بشود, آيادر چنين جاي هم لاضرر جاري است يا اينكه لاضرر جاري نيست, يعني مي‌توانيم به اين مادر بگوييم كه روزه بگير يا نمي‌توانيم؟ البته ما در قران, يك چنين چيزي را نداريم, بله! در روايات داريم, اما در قران نداريم, آنچه كه در قران استثناء شده اين است: ((و علي الذين يطيقونه)), (يطيقونه) يعني روزه مي‌گيرند با نهايت طاقت , به عبارت ديگر آخرين قدرت خود را صرف مي‌كنند و روزه مي‌گيرند, اطاق و يطيق در لغت عرب, معنايش اين است : بذل عامه قدرته و طاقاته, ولي مرضعه در روايات آمده, اگر در روايت هم نبود, ما از لاضرر مي‌توانيم استفاده كنيم, چرا؟ چون الناس امام الله سواء, يعني همه مردم در پيشگاه خدا يكسانند, به زن مرضعه اگر حكم به روزه گرفتن كنيم, هرچند كه او روزه مي‌گيرد, ولي روزه گرفتن او, سبب لاغري, بيماري و ضرر هاي ديگر نسبت به كودكش مي‌شود, فلذا در روايات و هم چنين مراجع هم در رساله‌هاي عمليه شان, اين را استثناء مي‌كنند.

مرحوم سيد كاظم يزدي در كتاب عروه مي‌فرمايد: (الحامل المقرب), يعني زني كه آبستن و حامل است و هنوز وضع حمل نكرده, ولي امروز و فردا است, يعني زمان وضع حملش نزديك شده، (الحامل المقرب الذي يضره الصوم او يضر حملها, فتفطر فتصدق بمالها بالمد او المدين)، در مورد ديگر مي‌فرمايد: (المرضعه القليله اللبن اذا اضر بها الصوم, او اضر بالولد يجب عليها التصدق بالمد او المدين)،(سمعت اباجعفر(عليه السلام) الحامل المقرب, المرضعه القليله اللبن لا حرج عليهما ان تفطرا في شهر رمضان)(2). مثالهاي ديگر هم مي‌شود زد كه تكليف يك نفر, مستلزم ضرر, به ديگري باشد.

------------
1. سوره الحج/78.
2. وسائل، ج 7، باب 17, از ابواب ما يصح منه الصوم, ح 1.


متن سخنراني آيت الله سبحاني







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان