بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,199

حمايت از زنان سرپرست خانوار

  1392/4/1
خلاصه: پرسش اصلي پژوهش حاضر عبارت است از اينکه: زنان سرپرست خانوار به لحـاظ پارامترهـاي جامعـه شـناختي، روان شناختي، اقتصادي و رفاهي چه وضعيتي دارند و تحليل ثانويه بر اين پارامترها، چه يافته هايي را بر مـيتابـد؟ چه راهکارهايي را ميتوان جهت رويارويي زنان سرپرست خـانوار بـا مـسائل و مـشکلات اقتـصادي، فرهنگـي و يا اجتماعي پيش رو ارائه داد؟ پس از پيروزي انقلاب اسلامي و استقرار نظام سياسي- اجتماعي و فرهنگي مبتني بـر مـوازين ديـن مبـين اسـلام، قانون اساسي بر تامين نيازهاي افراد بي سرپرست و زنان سرپرست خانوار به عنوان اقشار آسيب پذير جامعـه تاکيـد کرده است. قانونگذار نظام اسلامي با توجه به اصل حفظ نهاد خـانواده، اصـل برقـراري عـدالت اجتمـاعي، اصـل پيشگيري از مفاسد اجتماعي و اصل رعايت حقوق شهروندي موظف بوده است تا الان گروه را زير چتـر حمـايتي خود قرار دهد. با تشکيل کميته امداد اين مسئوليت خطير به عهده اين نهاد و بخـشي از آن را بـر عهـده سـازمان بهزيستي گذاشت. دراين مقاله به با اشاره به فعاليتهاي کميته امداد درسـال 1387 و چـشم انـدازي بـه گذشـته بـه سهولت مي توان نتيجه گرفت که با افزايش اعتبارات و راهکارهاي نوين روند حل مشکل يکي از گروهاي هـدف به وسيله کميته امداد امام خميني(ره) به جرأت مي توان گفت به طور کلي مرتفع خواهد شد . سرپرستي خانوار از سوي زنان به دلايل گوناگوني همچون مرگ همسر، زنداني بودن، از کارافتادگي او، طـلاق و...به وجود ميآيد. اين نقش طاقت فرسا براي زنان باعث به وجود آمدن مشکلات ديگر شده است. چرا که دو نقش متفاوت را بر عهده دارند. گذشته از سرپرستي خانواده و امرار معـاش و هزينـه خـانواده، نقـش تربيـت و اصلاح فرزندان و بزرگ کردن صحيح بچه ها نيز بر عهده آنهاست. عده اي به خاطر مشکلات جسمي ـ کم سوادي ـ نداشتن مهارتهاي لازم براي انجام کارهاي تخصصي، بهره منـد نبودن از بيمه و مستمري و... توانايي لازم را در برآوردن احتياج هاي مقدماتي زندگي هم ندارند. شماري ديگـر بـا داشتن سواد لازم و سلامت جسمي، داشتن مهارت تخصصي و استفاده از بيمـه و مـستمري گلـيم خـود را از آب کشيده و گذران زندگي ميکنند اما همگي اين زنان داراي مشکلاتي هستند که نبايد از نگاه مسولين پنهان بماند.

مقدمه


زنان سرپرست خانوار از جمله گروههاي آسيب پذير جامعه هستند که گاه عواملي چون طلاق، فوت، اعتياد همسر،از کارافتادگي همسر و رها شدن توسط مردان مهاجر ، موجب آسيب پذيري اين طيف وسيع از جامعـه،ميشود. اين گروه از زنان که با عنوان زنان سرپرست خانوار يا خودسرپرست در جامعه ناميده ميشوند، با مسائل،مشکلات و موانع زيادي در زندگي مواجهند. توجه و بررسي همه جانبه و دقيق مسائل و مشکلات زنان سرپرسـت خانوار و ارائه راهکارهاي درست و اصولي به منظور حمايـت از آنهـا، از جملـه وظـايف نهادهـا و سـازمانهـاي خدمات اجتماعي در هر کشور است.

متاسفانه در جامعه ما، زندگي زنان پس از ترك شوهر (به دليل فوت، طـلاق و...) غالبا با ابهامات و مخاطراتي روبه روسـت؛ از جملـه سرپرسـتي فرزنـدان بتنهـايي و گـاه بـسختي، مـشکلات اقتصادي، زندگي در تنهايي و همراه با افسردگي و نااميدي، همچنين نگرش غلط جامعه نسبت بـه زنـان مطلقـه و بيوه در نبود همسرانشان، آنان را در روابط اجتماعي و حضور در اجتماع با مشکلات عديدهاي روبه رو ميکنـد. بـا توجه به روند رو به افزايش شمار زنان سرپرست خانوار در سالهاي اخير در نتيجه افزايش ميزان طلاق در جامعه، لزوم توجه بيشتر به اين قشر از افراد جامعه، ملموستر است.

تعريف فقر:


برخوردار نبودن فرد يا گروه از درامد – دارايي - خدمات عمومي – درامد متناسب با هدفهاي ملي يک جامعه ؛ فقر يعني محروميت نسبي – محصول نابرابري-انسدادهاي مختلف قدرت وسلطه 

انواع فقر:


1. فقر مطلق :(absolute poverty) ناتواني مطلق در تامين نيازهاي ضروري وحياتي
2. فقر نسبي:(relative poverty) فقري که ناشي از طبقه بندي بر اساس خط فقر است
 3. فقر شرم اور:( disreputable poverty) فقرناشي از بد نامي
 4. فقرجزيره اي :(insular poverty ) همه افراد جامعه فقيرباشند
 5. فقر چرخه زندگي  :(life-cycle poverty) درمرحله بخصوصي اززندگي اتفاق بيفتد
 6. فقر اولين : (primary poverty) فقر بدون ولخرجي
 7. فقر دومين :(secondary poverty) فقر ناشي از ولخرجي
 8. فقر سومين :( tertiary poverty) فقر ناشي از گراني کايودرامد کم
 9. فقر موردي: ( case poverty)ناشي از خصوصيات خانواده
 10. فقر بحران زاد:(crisis poverty) ناشي از تصادف –بيکاري –سيل-زلزله

اشتراك تعاريف فوق درهمان مفهوم فقراست اما از ان جهت که قدرت خريد کالا وخـدمات درميـان ايـن کـروه از جامعه بررسي شود ياد اوري انواع فقر لازم به نظر ميرسد .
درنگاه اوليه مي بينيم که اين گروه از جامعه دچار فقرنوع 3-4-7-9 نبوده بلکه دچارانواعي از فقرند که بيشتر ناشي  از وضعيتهاي خارج از کنترل فرد و متاثر از وضعيت اجتماعي-اقتصادي کشوراست.

وضعيت زنان سرپرست خانوار در ايران وجهان


واژه "خانوادة زن سرپرست" از واژه هائي است که دريک دهه اخيردر ايران رايج شده است و بـر آن دسـته از واحـدهاي خويشاوندي اتلاق مي شود که گاه مادر و پدري پير و يا چند فرزند را در بر ميگيرد. نان آور ايـن واحـد هـا زنيست که يا شوهرش را از دست داده است ، يا طلاق گرفته است و يا شوهرش متواري است و يا از کـار افتـاده است. برخي از اين زنان که از معلوماتي کم و فقري شديد ويا درآمدي که از طريق کارهاي موسمي و کم دستمزد بدست مي آورند از کمک دولت يا بنياد هاي ديگر نيز برخوردارند که بسيار ناکافي به نظر ميرسد.

گروه بندي زنان بي سرپرست در مواجه شدن با جامعه وپديده فقر:


گروه اول :زنان بدون شغل –درامد-فاقدفرزند بزرگ(مخصوصا"فرزند ذکور) –بدون حمايت تامين اجتماعي -کـه با وقوع حادثه اي نان اور خانواده رااز دست مي دهد بحراني ترين حالت در اين گروه ديده ميشود. 
گروه دوم :زنان بدون شغل ودرامدي که به دليل عدم توانايي حامي مانند اعتياد –بيماري –بيکاري دايم-تـصادف منجر به نقص عضو- معلوليت نان اور خانواده و...فاقد درامد ميشوند 
گروه سوم:زنان داراي شغل و درامد که با از دست دادن مرد خانواده بار مديريت خانواده راخود به دوش مي گيرندي . اين زنان بيشتر ساکن شهرها ميباشند وزنان روستايي بدليل بافت فرهنگي روستا واشتغال مبتنـي بـر نيـروي بـدني مانند کشاورزي ودامداري عموما" دراين گروه قرار ندارند
گروه چهارم:زناني که نان اور خانواده شان بيمه بوده و پـس از فـوت از طريـق تـامين اجتمـاعي حقـوق ماهيانـه دريافت ميکنند
گروه اول ودوم معمولا"مورد حمايت خدمات نهاد هاي حمايتي مانند کميته امداد و بهزيـستي قرارمـي گيرنـد کـه کمک هزينه اي تقريبا"معادل يک دهم دريافتي کارکنان دولت که نزديک خط فقر قراردارنـد دريافت ميکننـد يعنـي  اين گروه ده برابر بيشتر از کارکنان دولت که خود دچار فقر نسبي اند ، فقيرترند.
اين دو گروه عموما" در روستا ها و شهرهاي کوچک قرار دارند. فرصت اشتغال در شهر ها نسبت به روستا ها بـسيار بالا تراست ودرصدي از اين دو گروه که در شهر هاي بزرگ قرار دارند بسته به ميزان تواناييشان معمولا شغلي پيدا مي نمايند.

حمايت ازاين گروه از اجتماع به يکي از روشهاي زير صورت ميگيرد:
حمايتهاي دولتي از طريق کميته امداد-بهزيستي-تامين اجتماعي-بنيادشهيد 
حمايتهاي جامعه(مردمي):اين حمايتها توسط اقوام واشنايان خانواده صورت ميگيرد که خود مستلزم توانـايي مـالي و اگاهي فرهنگ مترقي حاميان است
حمايتهايي که از طريق طرح بسيار موفق اکرام ايتام صورت مي گيرد و باري از دوش اين زنان برداشته مي شود ،حمايتهايي که از طريق موسسات خيريه هرچند پراکنده صورت مي گيرد .
به هر حال حمايتهاي جامعه(مردمي) بهترين نوع حمايت نيز مي باشد چرا که باعث افزايش اگاهي و تغيير نوع نگـاه به جامعه و اميدواري جهت گسترش ان خواهد بود.
بنظـر ميرسـد که سياسـتهـاي حمـايتي در راسـتاي بهبود وضـعيت ايـن گـروه بايـد طـوري چيـده شـود که :
بارحمايت مالي اين خانواده ها اولا بدوش خود خانواده بيفتد که لازمه ان واگذاري امکانات وتسهيلات به خانواده و وجود نيروي جوياي کار در درون خانواده است
دوما" بارحمايت مالي خانواده ها بدوش جامعه بيفتد که مستلزم برنامه ريزي وتبليغات وسيع واطلاع رساني هدفمندي در رسانه ها ميباشد.
سوما"دولت بار حمايت مالي از خانواده ها راتقبل نمايد که امکانات واعتبارات وسيع لازم است .
اگر چه امروز هر سه حالت فوق در حال اجراست اما تمرکز نيرو وسرمايه وبرنامـه بايـد مطـابق ايـن رونـد باشـد تا اينکه دست دولت براي توانمند سازي خانواده هاي نيازمند بيشتر باز شود ؛ با اين حال در اين راستا بالاترين رقمي که بهزيستي يا کميته امداد در سال 1387 به عنوان مستمري بـه زنـان سرپرسـت خانوارمورد حمايت مي دهند 60 هزار تومان است . اين 60 هزار تومان به زني تعلق مي گيرد کـه در خـانواده اش سرپرستي حداقل پنج نفر ديگر را برعهده داشته باشد وگرنه به يک زن سرپرست خانوار به عنوان يک نفر 32 هزار تومان در ماه پرداخت مي شود.
براساس قانون مستمري ها هرساله بايد 40 درصد حداقل حقوق و دستمزد سالانه بـه عنـوان مـستمري بـه زنـان سرپرست خانوار مورد حمايت بهزيستي يا کميته امداد تعلق گيرد اما در حال حاضر مستمري آنهـا تنهـا 10 تـا 20 درصد حداقل دستمزد سالانه است. در سال جاري وزارت کار حداقل حقوق و دستمزد را 325 هزار تومان اعـلام کرد که 40 درصد آن رقمي معادل 310 تا 310 هزار تومان مي شود. اما در عمل آنچه بـه دسـت زنـان سرپرسـت خانوار مي رسد نهايتا 60 هزار تومان است.
با توجه به افزايش تورم در اين سال ها نه تنها طبقه کارگر که طبقه متوسط نيز با مـشکلات اقتـصادي دسـت بـه گريبان شده اند. در چنين شرايطي زنان سرپرست خانوار مجبورند براي اداره زندگي خود و فرزندانشان به سازمانهايي مانند بهزيستي و کميته امداد مراجعه کنند اما مبلغي که اين سازمان هاي حمايتي مي پردازند؛ چه کمکـي بـه اين دسته از خانواده ها مي کند؟
افراد زيادي هستند که تحت عنوان زنان سرپرست خانوارهم مادرند و هم پدر. آنها به خاطر طلاق ، فوت همسر ،از کار افتادگي همسر، متواري بودن و يا نگهداري اجباري ، سرپرستي خانواده را به طور دايم يا موقـت بـه عهـده گرفته اند.

رشد زنان سرپرست خانوار، 35 درصد بيش از حد مورد انتظار

روز به روز بر تعداد زنان سرپرست خانوار افزوده مي شود به طوري که در 10 سال اخيـر تعـداد زنـان سرپرسـت خانوار 35 درصد بيشتر از حد مورد انتظار افزايش داشته است.
در سرشماري سال 1357، يک ميليون و 35 هزار زن سرپرست خانوار در کشور داشته ايم که تعداد آنهـا در سـال 1385 به يک ميليون و 641 هزار نفر رسيده است در حالي که اگر قرار بود روند رشد آنها همان رونـد سـال هـاي گذشته را طي کند در سال 85 بايد يک ميليون و 200 هزار زن سرپرست خانوار در کشور مي داشتيم .
ميتوان گفت که رشد زنان سرپرست خانوار 53 درصد بيشتر از رشد مورد انتظار بوده است کـه بـه منزلـه هـشدار است و بايد برنامه ريزي دقيقي براي آنها شود.
شهلا کاظمي پور ، معاون پژوهشي مرکز مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه نيز افزايش درصد زنان سرپرست خانوار در سالهاي اخير را تاييد مي کند. او مي گويد:" در سال 1385 ميزان مردان سرپرست خانوار 90  درصد و زنان سرپرست خانوار، کمتر از 10 درصد بود، از سـال 1335 تـا 1375، تعـداد زنـان سرپرسـت خـانوار کاهش يافت. اما از سال 75 تا 85 با وجود حذف عواملي مثل جنگ تحميلي که بر ميـزان تعـداد زنـان سرپرسـت خانوار تاثيرگذار است، آمارها نشان ميدهد تعداد زنان سرپرست خانوار در کشور افزايش يافته است".
به گفته او بر اساس آمارهاي موجود، استان کهگيلويه و بويراحمد با 7/5درصـد کمتـرين آمـار و اسـتان خراسـان جنوبي با 12 درصد بيشترين آمار زنان سرپرست خانوار را در کشور تشکيل مي دهند. هر چه از سـمت غـرب بـه سمت شرق کشور حرکت کنيم، تعداد اين زنان افزايش مييابد.
او بر خلاء اطلاعات دقيق درخصوص وضعيت زنان سرپرست خانوار اشاره مي کند. 
کاظمي پور مي گويد:" آمار زنان سرپرست خانوار از کمتر از 20 درصد در کـشورهاي جنـوب و جنـوب شـرقي آسيا تا 50 درصد در کشورهاي آفريقايي متفاوت است و در کشور ما اين ميزان 9 درصد اسـت. امـا بـا توجـه ب تفاوت در نحوه آمارگيري نميتوان گفت اين ميزان دقيق و شرايط کشور ما بهتر از کشورهاي جنوب شـرقي آسـيا است.". 
به اعتقاد اين جمعيت شناس فقر در دنيا روندي زن گرايانه يافته است و خانواده هاي زن سرپرست بـيش از خانواده هاي تک سرپرست که پدران عهده دار سرپرستي هستند، از فقر رنج ميبرند.
معاون پژوهشي مرکز مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه تاکيد مي کند هر چه سـن زنـان افـزايش مييابد، سهم سرپرستي خانوار در آنها نيز افزايش مييابد، به طوري که سرپرست خانوار در زنان از حـدود 25 سالگي شروع و در حدود بالاي 65 سالگي به بيشترين حد خود ميرسد، بنابراين از آنجا که زنان سرپرست خانوار اغلب سالمندان هستند، فقر و ناتواني اقتصادي در ميان آنها بيشتر است.





نويسنده: سيد حشمت موسوي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان