بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,084

سقط جنين در فقه اماميه-قسمت اول

  1392/3/27
از جمله مباحثي که در کليه‌ جوامع بشري مطرح بوده و هست و هماره از منظرهاي گوناگون مورد بحث و گفتگو قرار مي‌گيرد، مسئله سقط جنين است.
از يک طرف جنين به عنوان يک موجود زنده داراي حق حيات است و از سوي ديگر مادر نيز که بالفعل موجود و زنده است، يقيناً داراي همين حق خواهد بود.

تعريف سقط جنين

1.    «جنين»

واژه‌ «جنين» مأخوذ از «جنن» است. در لسان العرب ذيل اين واژه اينطور آمده است: «جَنَّ الشي‏ءَ يَجُنُّه جَنّاً: سَتَره و كلُّ شي‏ء سُتر عنك فقد جُنَّ عنك»(1) بنابراين «جنين» در لغت به معناي هر چيز پوشيده و مستور است و به بچه تا زماني که در شکم مادر است، جنين اطلاق مي ‌شود.(2) جنين درا اصطلاح فقهي نيز به همين معنا به کار رفته است. به عنوان مثال شهيد ثاني آوره است: جنين همان حمل در شکم مادر است که به خاطر استتار و پوشيده بودن آن در شکم مادر، به اين نام خوانده مي‌ شود.(3)

2.    «سقط»

واژه‌ «سقط» در لغت عربي به معناي بر زمين افتادن، منقطع شدن و فروافتادن است.(4) در اصطلاح فقها «سقط» به معناي افتادن جنين از درون رحم زن است.(5) اين اصطلاح عام بوده و شامل جنين دختر يا پسر و جنين پيش از دميده شدن روح و پس از آن مي‌ شود. 

3.    «ولوج»

واژه‌ ولوج مأخوذ از «ولج» است. در برخي جوامع لغوي ذيل اين واژه آمده است: الوُلُوجُ الدخولُ. وَلَجَ البيتَ وُلُوجاً و لِجَةً. ولوج به معناي داخل شدن است نظير داخل شدن در خانه و...(6) بنا براين ولوج روح بر جنين به ‌معناي داخل شدن روح در جسم او است.

مراحل رشد جنين

اگر چه به طور کلي در اصطلاح فقهي، جنين به فرزند انسان پيش از تولد اطلاق مي شود، اما رشد جنين مراحل مختلفي دارد که در اين بخش اجمالاً مورد بررسي قرار مي دهيم:
در آيه 13 و 14 سوره‌ مؤمنون آمده است: «ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً في‏ قَرارٍ مَكينٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقينَ».
«سپس او را به صورت‏ نطفه ‏اى در جايگاهى استوار قرار داديم. آنگاه نطفه را به صورت علقه درآورديم. سپس آن علقه را به صورت مضغه گردانيديم، و آنگاه مضغه را استخوان ‌هايى ساختيم، بعد استخوان ها را با گوشتى پوشانيديم، آنگاه جنين را درآفرينشى ديگر پديد آورديم. آفرين باد بر خدا كه بهترين آفرينندگان است.»

اين آيات مراحل رشد جنين را چنين مطرح نموده است: «نطفه»، «علقه»، «مضغه»، «عظام»، «لحم» که به ترتيب: آب و مايع(7)، خون بسته شده(8)، شبيه گوشت جويده(9) شده و شکل‌ گيري استخوان ‌ها و روئيدن گوشت بر استخوان ‌هاي جنين توصيف شده است. 

مراحل ذکر شده هر كدام براى خود عالم عجيبى دارد؛ مملو از شگفتي ‌ها كه در علم جنين ‏شناسى امروز دقيقاً مورد بررسى قرار گرفته و پيرامون آن كتاب ‌ها نوشته ‏اند، ولى روزى كه قرآن از اين مراحل مختلف خلقت جنينى انسان و شگفتي‌ هاى آن سخن مى‏گفت، اثرى از اين علم و دانش نبود.(10)
 
ديدگاه فقهاي اماميه در باب سقط جنين
از منظر فقهاي اماميه، اصل اولي در باب سقط جنين به استناد کتاب، سنت، عقل و اجماع، حرمت است. به جز مواردي که به عنوان ثانوي، مجاز شناخته شده است.

1.    قرآن و سقط جنين

آيات متعددي از قرآن کريم در بحث از حرمت سقط جنين مورد استناد قرار گرفته ‌اند. از جمله:
1.1.    دسته اول: آياتي که به طور کلي حرمت قتل نفس را بيان مي ‌دارند
نظير آيه 32 سوره مائده «انه من قتل نفساً بغير نفس او فساد في الارض فکانما قتل الناس جميعاً...»؛ «از اين روى بر فرزندان اسرائيل مقرر داشتيم كه هر كس كسى را جز به قصاص قتل، يا به كيفر فسادى در زمين بكشد، چنان است كه گويى همه مردم را كشته باشد.»
آيه 151 سوره انعام «و لا تقتلوا النفس التي حرم الله الا بالحق...»؛ «و نَفْسى را كه خدا حرام گردانيده، جز بحق مكشيد.»
آيه 29 سوره نساء «و لا تقتلوا انفسکم ...»؛ «و خودتان را مكشيد.»
و آيه 68 سوره فرقان «و لا يقتلون النفس التي حرم الله الا بالحق و لا يزنون...»؛ «و كسى كه خدا خونش را حرام كرده است جز به حق نمى‏كُشند.»
برخي بر مبناي اين آيات، سقط جنين را يکي از مصاديق «قتل نفس» دانسته اند.

1.2.    دسته دوم: آياتي که کشتن اولاد را حرام اعلام مي ‌كنند
نظير آيه 151 سوره انعام: «وَ لَا تَقتُلُوا اَولَادَکُم مِن إملاقٍ ....»؛ «و فرزندانتان را از ترس تنگدستى نكشيد.»
آيه 29 سوره الاسراء: «وَ لَا تَقتُلُوا اَولَادَکُم خَشيَـَة إملَاقٍ نَّحنُ نَرزُقُهُم...»؛ «فرزندان خود را از بيم تنگدستى نكشيد. اين ما هستيم كه آنان و شما را روزى مى ‏دهيم.»
اما آيا اين گونه آيات را مي توان در بحث سقط جنين، مورد استناد قرار داد؟ 
آن چه به طور کلي از آيات 14 ـ 12 سوره مؤمنون استفاده مي شود، اين است كه جنين آن هنگام به انسان داراي نفس تبديل مى‏ شود كه خداوند خلقتى ديگر را براي او ايجاد مي کند؛ خلقتى كه او را به موجودى متمايز از ديگر حيوانات تبديل کرده و مناسب نام و عنوان «انسان» مي ‏سازد؛ « ثم انشأناه خلقاً آخر». 

در قرآن کريم پيرامون خلقت آدم آمده است: «فَاذا سَوَّيته و نَفَختُ فيه من روحى فَقَعُوا له ساجدين»؛ «آن هنگام كه او را آراستم و از روح خويش در او دميدم، در مقابلش به سجده بيفتيد.»(11)

طبق اين آيه، حضرت آدم، حتى پس از آن كه جسمش کامل شد، هنوز شايستگى آن را نيافته بود كه ملائك بر او سجده كنند؛ اما پس از آن كه خداوند از روح خويش در او دميد، به خليفه و جانشين خداوند در ميان مخلوقات تبديل شد و مورد تكريم الهى قرار گرفت. بنابراين جنين نيز فقط بعد از دميده شدن روح است كه عنوان نفس محترمه مى‏ گيرد.

به نظر مي رسد نمي توان حرمت سقط جنين را در همه مراحل رشد و نمو آن، از آياتي استخراج کرد که از قتل نفس منع مي کند، زيرا جنين، در پنج مرحله اوليه، فاقد روح يا نفس انساني بوده و از مرحله ششم که انشاء خلق جديد است، واجد نفس انساني مي شود؛ بنابراين صرفاً سقط جنيني که روح در او دميده شده و موجودي زنده است، مشمول آيات مزبور بوده و در حکم قتل نفس خواهد بود.

و اما در مورد آياتي که در آنها از «قتل اولاد» منع شده، بايد گفت: اولاد يا ولد‌، ظهور در فرزندي دارد که به دنيا آمده و متولد شده است، نه جنيني که هنوز جامه ولادت نپوشيده است. 

نکته ديگر اين که شأن نزول اين گونه آيات نيز حاکي از آن است که اعراب جاهلي، پس از تولد فرزندشان، اگر دختر بود، او را زنده به گور مي کردند و اين دسته از آيات، در اين باره نازل شده است.(12) از اين رو به نظر مي رسد آيات دسته دوم دلالتي بر حرمت سقط جنين ندارند.

2.    روايات

در روايات بسياري مسئله حرمت سقط جنين به طور خاص مطرح شده که در آنها سقط در هر مرحله‌ اي از مراحل جنيني ممنوع و حرام است.

برخي از اين روايات از باب نمونه ذکر مي ‌شود: 
أ‌)     اسحاق بن عمار مي ‌گويد از امام کاظم(ع) سؤال کردم: آيا زني که از ادامه حاملگي خود مي ‌ترسد، مي ‌تواند دارويي استعمال کند تا جنين خود را سقط نمايد؟ حضرت پاسخ دادند: جايز نيست. اسحاق بن عمار مي‌ گويد: به حضرت عرض کردم، اگر حمل آن زن در مرحله نطفه باشد، چطور؟ حضرت فرمود: منشأ خلقت انسان همان نطفه است(يعني تفاوتي ندارد).(13)

در اين روايت، اسحاق بن عمار شبهه ‌اي را مطرح مي‌ کند مبني بر اينکه مدت کمي از حاملگي زن مي ‌گذرد و جنين در اولين مرحله از مراحل رشد است، امام در پاسخ، سقط نطفه را ممنوع و حرام اعلام مي‌ نمايد. از اين که اسحاق در مورد زني سؤال مي ‌کند که از ادامه حاملگي خوف دارد و امام سقط را نهي مي‌ فرمايد، معلوم مي‌ شود حتي در فرض شک، از باب احتياط در دماء، سقط جنين جايز نيست.(14)
 
ب‌)    زياد بن عيسي، ابوعبيده از امام باقر(ع) درباره مجازات زن حامله ‌اي که بدون اطلاع شوهرش عمداً و با علم و آگاهي، دارويي استعمال مي ‌کند و بچه اش را سقط مي ‌نمايد؛ سؤال مي ‌کند، امام مي ‌فرمايد: اگر جنين استخوانش شکل گرفته و بر آن گوشت روييده باشد، بايد ديه کامل به پدر جنين(شوهرش) بپردازد و اگر جنين هنگام سقط، در مرحله علقه يا مضغه باشد، بايد 40 دينار(مثقال طلا) يا قيمت برده ‌اي را به عنوان ديه به پدر جنين بدهد.(15)
 
اين روايت مشتمل بر مراحل علقه و مضغه نيز هست که يقيناً قبل از دميده شدن روح در جنين است. بنابراين طبق روايت فوق سقط جنين عمدي قبل از دميده شدن روح که شامل مرحله علقه و مضغه نيز مي ‌شود، حرام است. 

علاوه بر روايات فوق روايات زيادي که به حد تواتر يا نزديک به آن مي ‌رسند، حکم وضعي سقط جنين، يعني وجوب ديه را خواه قبل از دميده شدن روح و خواه بعد از آن بيان مي دارند که به دلالت التزامي بر حرمت سقط جنين دلالت مي ‌کنند.(16) زيرا ديه براي جبران خسارت حاصل از سقط جنين عمدي جنايي است و سقط عمدي حتي قبل از دميده شدن روح به جز در مواردي که اجازه آن از سوي شارع مقدس صادر شده، ممنوع و حرام است.(17)




نويسنده: معصومه نادري






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان