بسم الله
 
EN

بازدیدها: 612

چالشها و فرصتها براي زنان در بحران اقتصادي جاري آسيا-قسمت دوم

  1392/3/27
قسمت قبلي


بيکاري و ترک تحصيل دختران و زنان در بحران


 به طور کلي در بحرانهاي اقتصادي زنان بيش از مردان صدمه مي بينند. 

تحقيقات بعمل آمده در منطقه بحران زده اقتصادي بخشي از آسيا نشان مي دهد که فرصتهاي شغلي و تحصيلي براي زنان رو به کاهش گذاشته است. زنان به طور نامتناسبي شغل خود را از دست مي دهند و خانواده ها دختران خود را از مدرسه بيرون مي کشند يا حتي آنها را به مراکز فساد مي فروشند.

پس از بحران اخير نرخ رو به افزايش ثبت نام دختران در مدارس به شدت کاهش يافته و تعداد کودکان بيرون آورده شده از مدارس مناطق فقيرنشين اندونزي در چند ماهه گذشته دو برابر شده است که اکثريت آنها را دختران تشکيل مي دهند.

يک دختر 17 ساله اندونزيايي مي گويد: «مردم معتقدند بهتر است دخترها در خانه بنشينند و کار کنند تا براي پسرها پول ذخيره شود.»

همچنين بيکاري نرخ بالاتري در زنان نسبت به مردان دارد. در اندونزي زنان 40% نيروي کار را تشکيل مي دهند، اما 50% آنها بيکار هستند و در حال حاضر به دليل بحران اقتصادي، 43% از حدود 13 ميليون بيکار در اين کشور را زنان تشکيل مي دهند.

 در فيليپين نرخ بيکاري زنان در سال 1996، 2/8% در مقايسه با 7% در مردان بود.

 همچنين در حدود 60% از بيکاريهاي چين را زنان تشکيل مي دهند که اين نرخ در حال افزايش است. از سوي ديگر زنان کمتر از مردان مجددا به کار دعوت مي شوند. در کره جنوبي تنها 47% از زنان جوياي کار موفق به يافتن آن مي شوند. همچنين برنامه هاي رفاهي براي بيکاري مانند حق بيمه بيکاري و حمايتهاي دولتي در زمان از دست دادن شغل اغلب شامل زنان نمي شود.


زنان كارگر



صنايعي که زنان در آن اکثريت کارگران را تشکيل مي دهند، در زمان بحران آسيب پذيرتر هستند.

 صنعت پارچه بافي، بسته بندي صنايع غذايي، صادرات و به طور کلي آن دسته از صنايع که به نيروي کار غير حرفه اي نياز دارند، در زمان رخداد بحرانهاي اقتصادي بيشتر صدمه مي بينند و راحتتر نيروهاي انساني خود را که همان زنان هستند اخراج مي کنند.

از سوي ديگر، گويي در بازار کار شغلهاي کليشه اي و سنتي براي زنان تدارک ديده شده و زنان به تعداد بسيار کمي از مشاغل دسترسي دارند. آنها 32 نيروي کار در توليد البسه بافتني هستند که تنها 3 درصد از اين تعداد در مشاغل تخصصي و فني نقش داشته و فقط 32 از اين تعداد در شغلهاي مديريتي هستند.

 در اين حال، ميزان پايين مشارکت و رهبري زنان در اتحاديه هاي کارگري باعث شده تا به آنها وظايف حاشيه اي سپرده شود، مانند همان شغلهاي نيمه وقت، موقتي و شانسي که به آنها قبلاً اشاره شد. اين قبيل زنان به ندرت در تعيين خط مشي هاي جمعي در اتحاديه هاي کارگري و تجاري نقش داشته و مثمرثمر هستند. بنابراين، عضويت در اتحاديه کارگران همچنان در سيطره مردان باقي مانده، و اگرچه عضويت زنان در اين اتحاديه طي دهه گذشته از 39 درصد به بيش از 43 درصد افزايش يافته، اما آنان هنوز در سطح رهبري اتحاديه خود را نشان نداده اند. در اين ميان تعداد زنان کارگر مهاجر افزايش يافته و بيش از مردان شده است. اينان اينک به اقتصاد خانواده خود و اقتصاد جهاني کمک مي کنند.

 زنان فيليپيني سالانه بين 6 تا 7 ميليارد دلار پول به خانه مي فرستند، يعني تقريبا نصف هزينه ملي آن کشور. به هرحال نسبت زنان کارگر مهاجر به مردان در فيليپين 12 به 1، در اندونزي 3 به 1 و در سريلانکا 3 به 2 مي باشد.

 همچنين مهاجرت غير قانوني زنان در منطقه افزايش يافته و به طور مثال روند سريع افزايش تعداد مهاجرين زن اندونزيايي که به طور غير قانوني در خارج از کشور به دنبال کار مي گردند، مشاهده شده است. لازم به ذکر است که زنان کارگر عموما با سطح پايين سواد و مهارت و دسترسي کم به آموزش مواجهند.







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان