بسم الله
 
EN

بازدیدها: 756

اخلاق در قرآن-قسمت سي و هفتم

  1392/3/22
خلاصه: اخلاق در قرآن (جلد 1: اصول مسائل اخلاقي)-قسمت سي و هفتم
قسمت قبلي

چگونگي تاثير «عمل» در «اخلاق» در روايات اسلامي

آنچه در بالا در آيات فوق در مورد رابطه عمل و اخلاق منعکس بود، در روايات اسلامي نيز بوضوح ديده مي شود، از جمله:
1- در حديثي از امام باقر عليه السلام مي خوانيم که فرمود: «ما من عبد الا و في قلبه نکتة بيضاء فاذا اذنب ذنبا خرج في النکتة نکتة سوداء فان تاب ذهب ذلک السواد، و ان تمادي في الذنوب زاد ذلک السواد حتي يغطي البياض، فاذا غطي البياض لم يرجع صاحبه الي خير ابدا، و هو قول الله عزوجل: کلا بل ران علي قلوبهم ما کانوا يکسبون؛ هيچ بنده اي نيست مگر اين که در قلب او نقطه روشني است (که حقايق را با آن درک مي کند و او را به سوي سعادت و فضيلت فرا مي خواند) هنگامي که گناهي مرتکب مي شود، در آن نقطه روشن، نقطه سياهي پيدا مي شود؛ اگر توبه کند، آن نقطه سياه برطرف مي گردد؛ و اگر به گناهان خويش ادامه دهد، پيوسته آن سياهي رو به فزوني مي رود تا تمام نقطه روشن را بپوشاند؛ هنگامي که نقطه روشن پوشيده شد، آن شخص هرگز به سوي خير و نيکي بر نمي گردد؛ و اين همان است که خداوند عزوجل فرموده: چنين نيست که آنها مي پندارند، بلکه اعمالشان همچون زنگاري بر دلهايشان نشسته است! » (65)
اين روايت بخوبي نشان مي دهد که تراکم گناهان، سبب پيدايش رذائل و دور ماندن از فضائل است، تا آنجا که روح بکلي تاريک مي شود و پلهاي پشت سر ويران مي گردد، و راه بازگشت وجود نخواهد داشت!
2- در وصيتنامه معروف اميرمؤمنان علي عليه السلام به فرزند رشيدش امام حسن عليه السلام مي خوانيم: «ان الخير عادة؛ نيکي عادت است! » (66)
همين مضمون در کنزالعمال از پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله نقل شده است که فرمود: «الخير عادة و الشر لجاجة؛ نيکي عادت است و شر لجاجت است! » (67)
باز همين معني به شکل ديگري در سخنان امام سجاد علي بن الحسين عليهما السلام ديده مي شود، فرمود: «احب لمن عود منکم نفسه عادة من الخير ان يدوم عليها ؛ دوست دارم کسي که از شما عادت نيکي را پذيرفته است آن را پيوسته ادامه دهد! » (68)
از اين روايات مي توان استفاده کرد که تکرار عمل اعم از نيک و بد سبب مي شود که حالتي در نفس به عنوان عادت به نيکي يا بدي پيدا شود؛ يا به تعبير ديگر، خلق و خوي خاصي از آن شکل گيرد و همان خلق و خوي در آينده مبدا اعمال مشابه مي شود؛ در نتيجه، هم اعمال نيک و بد، در ايجاد اخلاق نيک و بد اثر مي گذارد و هم اخلاق نيک و بد در ايجاد اعمال نيک و بد مؤثر است (تاثيرمتقابل) .
3- در حديث ديگري از اميرمؤمنان علي عليه السلام در همان وصيتنامه معروف امام حسن عليه السلام مي خوانيم: «و عود نفسک التصبر علي المکروه، و نعم الخلق التصبر في الحق؛ خود را به شکيبايي در برابر ناملايمات عادت ده! و چه نيک است شکيبايي در طريق حق! » (69)
در اينجا نيز به روشني رابطه «عادت» که زاييده تکرار عمل است با خلق و خوي شکيبايي و صبر ديده مي شود.
4- در بسياري از روايات توبه آمده است که بايد در توبه از گناه، تعجيل کرد و از «تسويف» يعني به عقب انداختن آن پرهيز نمود (مبادا آثار گناه در دل بماند و با گذشت زمان تبديل به يک خلق و خو شود؛ در حديثي از امام جواد عليه السلام مي خوانيم: «تاخير التوبة اغترار، و طول التسويف حيرة ... و الاصرار علي الذنب امن لمکر الله؛ تاخير توبه موجب غرور و غفلت، و امروز و فردا کردن سبب حيرت، و اصرار بر گناه موجب بي اعتنايي به مجازات الهي است. » (70)
تعبير جالب ديگري در حديث نبوي که در زمينه توبه وارد شده است، ديده مي شود، مي فرمايد: « من تاب، تاب الله عليه و امرت جوارحه ان تستر عليه، و بقاع الارض ان تکتم عليه و انسيت الحفظة ما کانت تکتب عليه؛ کسي که توبه کند و به سوي خدا باز گردد، خداوند به سوي او باز مي گردد؛ و به اعضاء و جوارح او دستور داده مي شود که گناه را مکتوم دارند و به نقاط مختلف زمين (که بر آن گناه کرده) نيز همين دستور داده مي شود، و فرشتگان نويسنده اعمال، آنچه را نوشته بودند به فراموشي مي سپرند. » (71)
اين تعبير نشان مي دهد که توبه، آثار گناه را مي شويد و صفا و قداست اخلاقي نخستين را با مي گرداند.
همين معني بطور آشکارتر در حديث علوي آمده است، مي فرمايد: «التوبة تطهر القلوب و تغسل الذنوب؛ توبه قلبها را پاک مي کند و گناهان را مي شويد! » (72)
اين تعبير نيز بخوبي نشان مي دهد که گناه آثاري بر قلب مي گذارد که تدريجا به صورت خلق و خوي باطني در مي آيد و توبه اين آثار را مي شويد و اجازه نمي دهد تشکيل خلق و خوي دهد.
تعبير به «طهور» بودن «توبه» در روايات متعدد ديگر نيز آمده است که همه حاکي از رابطه گناه و تشکيل حالات زشت دروني است. (73)
در مناجاتهاي پانزده گانه معروف و بسيار پرمعناي امام علي بن الحسين عليه السلام، در مناجات اول که مناجات توبه کنندگان است، چنين آمده است: «وامات قلبي عظيم جنايتي فاحيه بتوبة منک يا املي و بغيتي ؛ خداوندا! جنايت بزرگ من موجب مرگ قلبم شده و از تو مي خواهم که با توبه آن را زنده کني اي اميد و آرزوي من! » (74)
آري! گناه روح و جان انسان را آلوده تر مي کند و بر اثر تکرار چنان مي شود که گويي مرده است؛ و توبه موجب حيات دل و نشاط جان مي شود!
بنابراين، پويندگان راه فضيلت و سير و سلوک الي الله، براي تحکيم پايه هاي فضائل اخلاقي بايد دقيقا مراقب آثار مثبت و منفي اعمال نيک و بد در روح و جان خود باشند و بدانند هيچ عملي نيست مگر اين که در دل و جان اثر مي گذارد؛ اگر اعمال پاک و نيک است، روح را به رنگ خود در مي آورد و اگر زشت و آلوده و ناپاک است، آلودگي را به درون روح و جان و اخلاق مي کشاند.

7- رابطه «اخلاق» و «تغذيه»

شايد در ابتداي امر، عنوان بالا براي بعضي مايه شگفتي شود، که چگونه مي تواند تغذيه در اخلاق و روحيات و ملکات نفسي اثر بگذارد؟ چرا که آن مربوط به جسم است و اين مربوط به روح، ولي با توجه به رابطه بسيار نزديک و تنگاتنگي که در ميان جسم و روح آدمي است، جايي براي اين تعجب باقي نمي ماند.
بسيار مي شود که يک حالت بحراني روحي و غم و اندوه شديد جسم را در مدت کوتاهي، ضعيف و پژمرده و ناتوان مي سازد، موهاي انسان را سفيد، چشم را کم نور، قوت و توان را از دست و پا مي گيرد؛ عکس اين مساله نيز صادق است که حالات خوب جسماني در روح انسان اثر مي گذارد، روح را شاداب و فکر را قوت مي بخشد.
از قديم الايام تاثير غذاها بر روحيات اخلاق انساني مورد توجه دانشمندان بوده است و حتي اين مطلب جزء فرهنگ توده هاي مردم شده است؛ مثلا، خونخواري را مايه قساوت و سنگدلي مي شمردند، و معتقد بودند که عقل سالم در بدن سالم است.
در آيات قرآن مجيد و روايات اسلامي نيز نشانه هاي روشني براي اين معني ديده مي شود.
از جمله در آيه 41 سوره مائده درباره گروهي از يهود که مرتکب کارهاي خلافي از قبيل جاسوسي بر ضد اسلام و تحريف حقايق کتب آسماني شده بودند، مي فرمايد:
«آنها کساني هستند که خدا نخواسته است دلهايشان را پاک کند (اولئک الذين لم يرد الله ان يطهر قلوبهم ... ) !
و بلافاصله در آيه بعد مي فرمايد: «سماعون للکذب اکالون للسحت؛ آنها بسيار به سخنان تو گوش فرا مي دهند تا آن را تکذيب کنند و بسيار مال حرام مي خورند! »
اين تعبير نشان مي دهد که آلودگي دلهاي آنها بر اثر اعمالي همچون تکذيب آيات الهي، و خوردن مال حرام بطور مداوم بوده است؛ زيرا بسيار از فصاحت و بلاغت دور است که اوصافي را براي آنها بشمرد که هيچ ارتباطي با جمله «لم يرد الله ان يطهر قلوبهم» نداشته باشد.
و از اين جا روشن مي شود که خوردن مال حرام سبب تيرگي آيينه دل و نفوذ اخلاق رذيله و فاصله گرفتن با فضائل اخلاقي است.
در آيه 91 سوره مائده درباره شراب و قمار مي فرمايد: «شيطان مي خواهد در ميان شما به وسيله شراب و قمار، عداوت ايجاد کنند؛ انما يريد الشيطان ان يوقع بينکم العداوة و البغضاء في الخمر و الميسر» .
بي شک عداوت و بغضاء دو حالت دروني و اخلاقي است که در آيه بالا رابطه ميان آن و نوشيدن شراب ذکر شده، و اين نشان مي دهد که غذا و نوشيدني حرامي همچون شراب مي تواند در شکل گيري رذائل اخلاقي همانند پرخاشگري و ستيزه جويي و عداوت و دشمني اثر بگذارد.
در آيه 51 سوره مؤمنون مي خوانيم: «اي پيامبر! از غذاهاي پاکيزه بخوريد و عمل صالح انجام دهيد؛ يا ايها الرسل کلوا من الطيبات و اعملوا صالحا» .
بعضي از مفسران معتقدند ذکر اين دو (خوردن غذاهاي پاک و انجام عمل صالح) پشت سر يکديگر دليل بر وجود يک نوع ارتباطي بين اين دو است، و اشاره به اين است غذاهاي مختلف آثار اخلاقي متفاوتي دارد، غذاي حلال و پاک، روح را پاک مي کند و سرچشمه عمل صالح مي شود، و غذاهاي حرام و ناپاک روح و جان را تيره و سبب اعمال ناصالح مي گردد. (75)
در تفسير «روح البيان» بعد از اشاره به ارتباط عمل صالح با بهره گيري از غذاي حلال به اشعار زير استناد شده:
علم و حکمت زايد از لقمه حلال عشق و رقت آيد از لقمه حلال! لقمه تخم است و برش انديشه ها لقمه بحر و گوهرش انديشه ها
و در شعر ديگري نقل مي کند:
قطره باران تو چون صاف نيست گوهر درياي تو شفاف نيست! (76)
در تفسير اثني عشري، در ذيل همين آيه نيز اشاره به رابطه صفا و نورانيت قلب و اعمال صالح با تغذيه حلال شده است. (77)

--------------
65- اصول کافي، جلد 2، صفحه 273، حديث 20 .
66- بحار الانوار، جلد 74، صفحه 232.
67- کنز العمال، حديث 28722.
68- بحارالانوار، جلد46، صفحه 99.
69- نهج البلاغه، نامه 31.
70- بحار، جلد6، صفحه 30.
71- کنزالعمال، حديث 10، صفحه 79.
72- غرر الحکم، شماره 3837.
73- بحار، جلد69، صفحه 121 و جلد 91، صفحه 133.
74- بحار، جلد 91، صفحه 142.
75- به تفسير نمونه، جلد 14، ذيل آيه 51 مؤمنون مراجعه شود.76
- «روح البيان» ، جلد6، صفحه 88.
77- تفسير «اثني عشري» ، جلد9، صفحه 145.



نويسنده:ناصر مکارم شيرازي






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان