بسم الله
 
EN

بازدیدها: 723

آشنائي با علوم اسلامي (منطق، فلسفه) -قسمت اول

  1392/3/21

درس اول مقصود از علوم اسلامي چيست؟

در اين درس لازم است که بعنوان مقدمه درباره کلمه « علوم اسلامي» اندکي بحث کنيم و تعريف روشني از آن بدهيم تا معلوم گردد مقصود از علوم اسلامي چه علومي است و کلياتي که در اين درسها ميخواهيم بياموزيم درباره چيست؟

علوم اسلامي را که اکنون موضوع بحث است چند گونه ميتوان تعريف کرد و بنا به هر تعريف، موضوع فرق ميکند.

1- علومي که موضوع و مسائل آن علوم اصول يا فروع اسلام است و يا چيزهائي است که اصول و فروع اسلام به استناد آنها اثبات ميشود، يعني قرآن و سنت، مانند علم قرائت، علم تفسير، علم حديث، علم کلام نقلي،(1) علم فقه، علم اخلاق نقلي.(2)

2- علوم مذکور در فوق به علاوه علومي که مقدمه آن علوم است، علوم مقدمه مانند: ادبيات عرب از صرف و نحو و لغت و معاني و بيان و بديع و غيره و ماننده کلام عقلي، و اخلاق عقلي، و حکمت الهي، و منطق، و اصول فقه، و رجال و درايه.

3- علومي که به نحوي جزء واجبات اسلامي است، يعني علومي که تحصيل آن علوم و لو به نحو واجب کفائي بر مسلمين واجب است و مشمول حديث نبوي معروف ميگردد: طلب العلم فريضة علي کل مسلم يعني دانش طلبي بر هر مسلماني واجب است. ميدانيم علومي که موضوع و مسائل آنها اصول و يا فروع اسلامي است و يا چيزهائي است که به استناد آنها آن اصول و فروع اثبات ميشود، واجب است تحصيل و تحقيق شود، زيرا دانستن و شناختن اصول دين اسلام براي هر مسلماني واجب عيني است و شناختن فروع آن واجب کفائي است.
شناختن قرآن و سنت هم واجب است، زيرا بدون شناخت قرآن و سنتشناخت اصول و فروع اسلام غير ميسر است. و هم چنين علومي که مقدمه تحصيل و تحقيق اين علوم است نيز از باب مقدمه واجب واجب است، يعني در حوزه اسلام لازم است لااقل بقدر کفايت همواره افرادي مجهز به اين علوم وجود داشته باشند، بلکه لازم است همواره افرادي وجود داشته باشند که دائره تحقيقات خود را در علوم متن و در علوم مقدمي توسعه دهند و بر اين دانشها بيافزايند.
علماء اسلامي در همه اين چهارده قرن همواره کوشش کردهاند که دامنه علوم فوق را توسعه دهند و در اين جهت موفقيتهاي شاياني بدست آوردهاند و شما دانشجويان عزيز تدريجا به نشو و نمو و تحول و تکامل اين علوم آشنا خواهيد شد.
اکنون ميگوئيم که علوم « فريضه» که بر مسلمانان تحصيل و تحقيق در آنها واجب است منحصر بعلوم فوق نيست. بلکه هر علمي که بر آوردن نيازهاي لازم جامعه اسلامي موقوف بدانستن آن علم و تخصص و اجتهاد در آن علم باشد بر مسلمين تحصيل آن علم از باب باصطلاح « مقدمه تهيوئي» واجب و لازم است.
توضيح اينکه اسلام ديني جامع و همه جانبه است، ديني است که تنها به يک سلسله پندها و اندرزهاي اخلاقي و فردي و شخصي اکتفا نکرده است، ديني است که جامعه ساز، آنچه را که يک جامعه بدان نيازمند است، اسلام آن را به عنوان يک واجب کفائي فرض کرده است. مثلا جامعه نيازمند به پزشک است، از اين رو علم پزشکي واجب کفائي است، يعني واجب است بقدر کفايت پزشک وجود داشته باشد و اگر به قدر کفايت پزشک وجود نداشته باشد بر همه افراد واجب است که وسيلهاي فراهم سازند که افرادي پزشک شوند و اين مهم انجام گيرد.
و چون پزشکي موقوف است به تحصيل علم پزشکي، قهرا علم پزشکي از واجبات کفائي است. همچنين است فن معلمي، فن سياست، فن تجارت، انواع فنون و صنايع. و در مواردي که حفظ جامعه اسلامي و کيان آن موقوف به اين است که علوم و صنايع را در عاليترين حد ممکن تحصيل کنند آن علوم در همان سطح واجب ميگردد. اين است که همه علومي که براي جامعه اسلامي لازم و ضروري است جزء علوم مفروضه اسلامي قرار ميگيرد. و جامعه اسلامي همواره اين علوم را فرائض تلقي کرده است عليهذا علوم اسلامي بر حسب تعريف سوم شامل بسياري از علوم طبيعي و رياضي - که مورد احتياج جامعه اسلامي است - نيز ميشود.

4- علومي که در حوزههاي فرهنگي اسلامي رشد و نما يافته است اعم از آنکه از نظر اسلام، آن علوم واجب و لازم بوده، و يا نه و اعم از آنکه آن علوم از نظر اسلام ممنوع بوده استيا نه، ولي بهر حال در جامعه اسلامي و در ميان مسلمانان راه خود را طي کرده است، مانند نجوم احکامي (نه نجوم رياضي) و بعضي علوم ديگر.
ميدانيم که علم نجوم تا آنجا که به محاسبات رياضي مربوط است و مکانيسم آسمان را بيان ميکند و يک سلسله پيشگوئيهاي رياضي از قبيل خسوف و کسوف دارد، جزء علوم مباح اسلامي است، و اما آنجا که از حدود محاسبات رياضي خارج ميشود و مربوط ميشود به بيان روابط مرموز ميان حوادث آسماني و جريانات زميني و به يک سلسله غيب گوئيها درباره حوادث زميني منتهي ميشود، از نظر اسلام حرام است. ولي در دامن فرهنگ و تمدن اسلامي هر دو نجوم وجود داشته است.(3)

اکنون که تعاريف مختلفي از کلمه « علوم اسلامي» بدست داريم و معلوم شد که اين کلمه در موارد مختلف در معاني مختلف استعمال ميشود که بعضي از آن معاني از بعضي ديگر وسيعتر و يا محدودتر است، بايد بگوئيم که مقصود از علوم اسلامي که بنا است کلياتي از آن گفته شود، همان است که در شماره 3 تعريف کرديم، يعني علومي که به نوعي از نظر اسلام « فريضه» محسوب ميشود و در فرهنگ و تمدن اسلامي سابقه طولاني دارد و مسلمانان آن علوم را از آن جهت که به رفع يک نياز کمک ميکرده و وسيله انجام يک فريضه بوده محترم و مقدس ميشمردهاند.

در اين درس که اولين درس ما است لازم است دانشجويان عزيز از هم اکنون يک نکته را بدانند و در پي جستجو و تحقيق بيشتر بر آيند و خويشتن را کاملا مجهز سازند و آن اينکه فرهنگ اسلامي خود يک فرهنگ ويژه و خاصي است در ميان فرهنگهاي جهان، با يک روح خاص و يک سلسله مشخصات مخصوص به خود. براي اينکه يک فرهنگ را بشناسيم که آيا اصالت و شخصيت مستقل دارد و از روح و حيات ويژهاي برخوردار است، و يا صرفا التقاطي است از فرهنگهاي ديگر و احيانا ادامه و استمرار فرهنگهاي پيشين است، لازم است انگيزههاي حاکم بر آن فرهنگ، جهت و حرکت، آهنگ رشد، و همچنين عناصر برجسته آن را زير نظر بگيريم، اگر فرهنگي از انگيزههائي ويژه برخوردار باشد، جهت و حرکت مخصوص به خود داشته باشد، آهنگ حرکتش با آهنگ حرکتساير فرهنگهاي متفاوت باشد، عناصر ويژهاي وارد کند و آن عناصر بر جستگي خاصي داشته باشد، دليل بر اين است که آن فرهنگ اصالت و شخصيت دارد.

بديهي است که براي اثبات اصالتيک فرهنگ و يک تمدن ضرورتي ندارد که آن فرهنگ از فرهنگها و تمدنهاي ديگر بهره نگرفته باشد، بلکه چنين چيزي ممکن نيست. هيچ فرهنگي در جهان نداريم که از فرهنگها و تمدنهاي ديگر بهره نگرفته باشد، ولي سخن در کيفيت بهرهگيري و استفاده است.
يک نوع بهره گيري آن است که فرهنگ و تمدن ديگر را بدون هيچ تصرفي در قلمرو خودش قرار دهد. اما نوع ديگر اين است که از فرهنگ و تمدن ديگر تغذيه کند; يعني مانند يک موجود زنده آنها را در خود جذب و هضم کند و موجودي تازه بوجود آورد.

فرهنگ اسلامي از نوع دوم است، مانند يک سلول زنده رشد کرد و فرهنگهاي ديگر را از يوناني و هندي و ايراني و غيره در خود جذب کرد و بصورت موجودي جديد با چهره و سيمائي مخصوص بخود ظهور و بروز کرد و به اعتراف محققان تاريخ فرهنگ و تمدن، تمدن اسلامي در رديف بزرگترين فرهنگها و تمدنهاي بشري است.
اين سلول حياتي فرهنگي در چه محلي و بدست چه کسي و از چه نقطهاي آغاز کرد؟
اين سلول مانند هر سلول ديگر که در آغاز کوچک و نامحسوس است، در شهر مدينه، بوسيله شخص پيامبر گرامي پايه گذاري شد، و از علوم اسلامي نوع اول آغاز بکار کرد. براي آگاهي بيشتر بايد به کتب مربوطه مراجعه کنيد.(4)
ضمنا لازم است يادآوري شود که کليات علوم اسلامي به دو بخش تقسيم ميشود.
علوم عقلي و علوم نقلي.
اکنون ما از منطق که جزء علوم عقلي است آغاز ميکنيم.
-------------------
پاورقي:
1- بعدا گفته خواهد شد که کلام دو قسم است: عقلي و نقلي و فرق اين دو خواهد آمد.
2- اخلاق نيز مانند علم کلام دو گونه است: عقلي و نقلي و بعدا در اين باره نيز بحث خواهد شد.
3- براي آشنائي با علومي که در حوزه فرهنگ اسلامي پيدا شد يا راه يافت و رشد کرد رجوع شود به کتاب « کارنامه اسلام» تاليف آقاي دکتر عبدالحسين زرين کوب.
4- رجوع کنيد به کارنامه اسلام، تاليف دکتر زرين کوب و تاريخ تمدن اسلامي جرجي زيدان - جلد سوم، و خدمات متقابل اسلام و ايران - مرتضي مطهري - بخش سوم.




نويسنده: استاد شهيد مرتضي مطهري






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان