بسم الله
 
EN

بازدیدها: 666

آسيب شناسي وکالت دادگستري-قسمت پنجم

  1392/3/19
قسمت قبلي



Iـ مواد دروني و شخصي


الف- کمبود وقت


از کمبود وقت- که تفصيل آن گذشت- نتايج منفي آتي به بار مي آيد:

1ـ اشکالات و اختلافات خانوادگي:


نداشتن زمان براي پرداختن به زن و فرزند، خواه ناخواه به استحکام خانواده لطمه مي زند. هر چند که اين کمبود ناشي از صرف وقت وکيل در مسيري است که رفاه خانواده اگر اولين و مهم ترين هدف آن نباشد، قطعاً از اولين و مهم ترين اهداف است.

اين عدم استحکام که آثار و تبعاتي دارد با توجه به تأثير و تأثر متقابل بر کار وکيل اثر مي گذارد و دور باطلي را پديد مي آورد که بسياري از وکلا و خانواده هايشان در چنبر آن گرفتاراند. کمبود وقت وکيل باعث گله گذاري و جبهه گيري همسرش مي شود. اين پديده بر فعاليت و کار وکيل تأثير مي گذارد و بازده کارش علي رغم صرف وقت نزولي مي شود و براي جبران اين نقصان ناچار وقت بيشتري صرف مي کند و از خانواده دورتر مي شود و اين خود گله بيشتر و برخورد بيشتر را در پي دارد.

از اين رو است که خانواده از هم پاشيده يا روابط خانوادگي ناموفق و سرد، در ميان وکلا کم نيست. هم چنين فرزنداني که به علت کمبود وقت پدر يا مادر وکليشان مشکلاتي پيدا کرده اند بسيارند.

اين که گفته اند در کنار هر وکيل موفقي همسري مدير و توانا قرار دارد درست است. چون خود وکيل، اگر بخواهد اقتضاآت حرفه را، به نحو کامل و مطلوب رعايت کند، ناخواسته وارد جرياني مي شود که مديريت آن، آن جا که اين فرآيند با خانواده اصطکاک پيدا مي کند، از توان او بيرون است. در اين جا همسر و فرزندان- البته وقتي به اندازه کافي بزرگ شده باشند- مي توانند استحکام خانواده را حفظ و عضوي از آن را که به کار وکالت مشغول است، حمايت کنند. بر عکس اگر همسر وکيل قادر به درک موقعيت و وضعيت نباشد و نتواند آن را مديريت کند، خانواده به سرعت به سوي تلاشي خواهد رفت.

2ـ مشکلات صحت و سلامتي


بدترين اثر کمبود وقت نپرداختن وکيل به ورزش است. ورزش جدي و حتي سنگين از آغاز تا پايان عمر بايد جزء برنامه روزانه وکيل باشد. نپرداختن به آن، مشکلات بدني و رواني و عصبي روزافزون را در پي خواهد داشت (که در وکلا زياد مي بينيم).

آثار ديگر اين کمبود وقت را درتغذيه شتاب زده و ناسالم، افسردگي ها و اضطراب هاي ناشي از انباشتگي کارهاي عقب مانده، اختلالات عروقي و قلبي و بلاخره بي اعتناعي به پيش گيري و درمان و علامات مربوط به احتمال بيماري، مي توان ديد. اين اشکالات هم، بر بازده کاري وکيل تأثير منفي دارد.

3ـ مشکلات مطالعه و يادگيري


اين مشکل در مورد کساني مصداق دارد که به لزوم مطالعه و يادگيري معتقد نباشند. زيرا کساني هستند که پس از دانش آموختگي از دانشکده حقوق و ورود به يکي از مشاغل ممکن، با کتاب وداع مي کنند. اما کساني که جزء گروه سوم وکلا (پيش گفته) هستند به دانستن بيش تر مطالب تازه احساس نياز شديد دارند و در عين حال زمان کافي براي ارضاء اين نياز به دست نمي آورند.

در بهترين حالت، اين افراد فرصت مطالعه مطالب تخصصي و حرفه اي را- به هر ترتيب- ايجاد مي کنند، اما جالي براي خواندن و شنيدن و ديدن ساير چيزهاي خواندني و شنيدني و ديدني- رمان ها و شعرها و قطعات موسيقي و فيلم ها و نمايش نامه ها- ندارند. از آن جا که وکلا معمولاً از روشنفکران جامعه هستند- يا بايد باشند- و از اين رو در همه ابواب و مسائل مورد سوأل قرار مي گيرند اين اثر کمبود وقت مي تواند آسيب جدي به وجهه وکيل و کالت بزند.

4ـ فاصله گرفتن از جامعه


اين مشکل ناشي از کمبود وقت هم جنبه اي تناقض آميز دارد. از يک سو وکالت شغلي است که لازمه اش تماس با مردم و شناخت ديدگاه ها و نيازها و دل مشغولي ها و ضعف ها و تعطيلات و خلاصه همه جنبه هاي منفي و مثبت زندگي آن ها است و از سوي ديگر اين تماس و شناخت مستلزم صرف وقت کافي است، چيزي که وکيل حرفه اي کم دارد.

اين که وقتي طرف مشاوره يا موکل بالقوه يا بالفعل مطالباتش را مطرح مي کند، در ميان گفته هايش چيز يا چيزهايي باشد که وکيل، به لحاظ عدم تماس کافي با جامعه آن را نفهمد يا به ميزان اهميت اش پي نبرد و بهاي کافي به آن ندهد، اشکال و آسيب مهمي است که باعث گسستگي روابط مردمي وکيل مي شود و اين خود به موضع او به عنوان وکيل لطمه مي زند و از تعداد موکلين و مقبوليت اجتماعي اش مي کاهد.

ب ـ مشکلات جسمي و رواني


در اين خصوص در بند «مشکلات صحت و سلامت» ناشي از ورزش نکردن نوشتيم و نيازي به بحث بيشتر نيست. فقط اين تذکر را لازم مي دانيم که هر چند آمار دقيقي در دست نداريم اما بر مبناي ديده ها و شنيده ها مي توانيم ادعا کنيم ميزان بيماري هاي عصبي و قلبي و عروقي در ميان وکلاي دادگستري به طور نسبي از ساير مشاغل بيشتر است. البته اين ادعا در مورد وکلاي آمريکا مستند به آمار است و اگر شرايط کاري آن ها را با وکلاي ايران مقايسه کنيم ناچار به اين نتيجه خواهيم رسيد که به قياس اولويت بايد وکلاي ما در وضعي بدتر و خطرناک تر از همکاران آمريکايي خود قرار داشته باشند. تعداد وکلايي که در دادگاه ها با دفتر خود سکته کرده و مرده اند کم نيست.



نويسنده:بهمن کشاورز






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان