بسم الله
 
EN

بازدیدها: 775

رقص آتش-قسمت بيستم

  1392/3/14


ازابتداي پرداختن به حرفه وکالت بعلت شرايط نامطلوب اين حرفه  براي کسب درآمد، عدم وابستگي معيشتي به اين حرفه يکي از دغدغه هاي من شد.قبل ازآن مدت بسيار کوتاهي در بازارحضور پيداکرده بودم ولي اطلاعاتم ناچيزبود.حضوردربازاربايد مستمرباشد تا شايد پس از سالها بتوان اعتباري کسب کرد واستعداد اين کار را نيزداشت،شرايط سني ام و وجود خانواده هم اجازه حضور مستمر را به من نداد.ليکن همان اطلاعات مختصر و توصيه يکي از پيش کسوتان بر اينکه براي گرفتن پروانه وکالت سالها زحمت کشيده اي آن را حفظ بکن، توجه مرا جلب کرد که موازي با کار وکالت درفکر منبع يا منابع درآمد ديگري باشم .

از اصول فعاليت آزاد براي کسب درآمد پائين آوردن هزينه ها و بالابردن سود است و اينکه ميزان سود هرچند کم هم باشد بايد کسب کرد.گفته مي شود يک تاجر بايد سرمايه خود را سه قسمت نمايد يک قسمت صرف امور تجاري اصلي و يک قسمت صرف امور تجاري ديگر، براي اينکه اگر در زمينه تجارت اصلي با رکود مواجه شد از طريق ديگر فعاليت تجاري خود را ادامه دهد ويک قسمت را پس انداز داشته باشد براي روز مبادا.

درمسافرتي با قطار به اهواز با يکي از هم کوپه اي ها که فرد تحصيلکرده و دانائي بود مشغول صحبت شدم. بعضي نظراتم براي او جالب بود به من گفت چرا اين نظرات را نمي نويسي وبه چاپ نمي رساني گفتم اتفاقا مقداري نوشته ام ولي آشنا با چاپ کتاب واين قبيل مسائل نيستم گفت من ناشرم! پس از مسافرت با من تماس بگير و نوشته هايت را بياور ببينم اين آشنائي باعث چاپ اولين کتابم شد.ابتدا توجهي به سود دهي آن نداشتم ليکن درچاپ دومين کتابم متوجه شدم که موضوع  نشر آثار مي تواند منبع درآمدي هرچند مختصرباشد.سال هشتاد و شش به يکي ازدوستان هنرمندم سپرده بودم اگرجائي براي کسب درآمد بود به من اطلاع بدهد روزي زنگ زد و گفت يکي ازفرهنگسراهاي تازه تاسيس، محلي از فرهنگسرا را براي کافي شاپ اجاره مي دهد.هيچ آشنائي نداشتم مراجعه کردم ومحل را اجاره کردم ! يکماه تمام نسبت به کافي شاپ مطالعه وتحقيق کردم.با اينکه مدتي اززمان اجاره گذشته بود.کافي شاپ زيبائي برپا شد! مدتي جذب مشتري صورت گرفت ليکن کم تجربگي من دراجاره محل ، ادامه کار را مقدور نساخت چرا که محيط اداري بود و تابع زمان خاص درحاليکه فعاليت کسب آزاد زمان خاصي را نمي طلبد و هرزمان که مشتري باشد بايد درمحل کار حاضر بود.رونق کار کافي شاپ هم که اسمش را گذاشته بودم قهوه سرا تازه ازغروب شروع مي شد. به همين صورت بوفه اي در يکي از دانشکده ها اجاره کردم غافل از آنکه سه ماه تابستان وايام تعطيل بايد اجاره پرداخت مي شد ولي درآمدي نبود! ازديگرمحدوديتهاي اين دو تجربه اين بود که اگر چه کارگر استخدام کرده بودم ولي شخصا بايد بالاي سرکار حضور مي داشتم وشرايطم اجازه نمي داد.

 يکي ازهمکاران مي گفت : من هم دغدغه شما را داشتم روزي دردفتر نشسته بودم ودراين زمينه فکرمي کردم موکل معماري براي مشورت مراجعه کرد نگاهي به دفتر کرد وگفت نياز به بازسازي دارد! ازهزينه سوال کردم ديدم ازعهده آن برمي آيم به فکرم رسيد با تغييراتي درداخل دفتربه اطاق ها اضافه کنم.وبا اجاره آن به همکاران، مختصردرآمد غير وکالتي کسب نمايم. اين هم تجربه خوبي بود.بعضي مشاغل آزاد با توجه به فرهنگ وکالتي که از قبل مانده متناسب شان وکالت محسوب نمي شود و گاه ممکن است مورد ايراد دادسراي کانون باشد و يا روحيه خود انسان هم پذيرا نباشد ولي امروزه اين فرهنگ بعلت شرايط خاص معيشتي وکلا تعديل پيدا کرده است.از جمله فعاليت هنري.بسياري از همکاران با صداي گرم ومخملي يکي ازهمکاران که در مستند "راه ابريشم" سخن مي گفت آشنا هستند. روزي با ايشان صحبت مي کردم،مي گفت اوايل شروع کار "دوبلوري" کانون وکلا مخالفت مي کرد ومانع کارم مي شد.به هرحال با سختي توانستم موافقت کانون را بگيرم.وي امروزه از پيش کسوتان اين هنراست.

اخيرا سخني از رياست محترم دادسراي کانون ديدم که فعاليت هنري به عنوان مثال هنرخطاطي رامنافي شئون وکالت ندانسته است.

 تا آنجا که اطلاع دارم بعضي ازهمکاران به فعاليت تجاري مشغول ، يا در زمينه بورس سرمايه گذاري نموده اند و يا با سپردن وجه به بانک ها يا موسسات معتبر و معتمد بصورت مضاربه اي و غيره به کسب درآمد هرچند محدود مي پردازند.سالها پيش به دعوت يکي از پيش کسوتان به منزل ايشان که حياط بزرگي داشت رفته بودم .گوشه حياط يک دستگاه تاکسي! پارک شده بود.پرسيدم تاکسي براي چيست؟ گفت يکي ازمنابع درآمدم است! خريده ام و بدست راننده معتمد مي دهم و مختصري برايم مي ماند.شايد ذکر اين موارد خوشايند نباشد. ولي آيا مي توان از واقعيت ها گريخت؟ خصوصا امروزه که براحتي شغل ايجاد مي شود ولي اشتغال خير؟ آيا نمي توان اشتغال براي وکلا ايجاد کرد ؟ درکتاب "وکالت" دکترحسينقلي کاتبي خوانده بودم که درقانون ثبت شرکت هاي تجارتي عراق هرشرکتي که مي خواهد به ثبت برسد بايد يک وکيل دادگستري به عنوان وکيل شرکت معرفي شود.موثق شنيده ام درسوريه کليه مراجعات اداري اشخاص توسط وکلاي دادگستري انجام مي شود.آيا اگر ذيل قراردادهائي که آژانسهاي املاک يا اتومبيل منعقد مي نمايند امضاي يک وکيل دادگستري باشد موجبات اعتبار قرارداد و کاهش دعاوي به مراجع قضائي فراهم نمي شود؟

 شخصي که ازکشوري اروپائي آمده بود (خاطرم نيست کدام کشور) به دفتر مراجعه وخواستار گواهي امضايش شد گفتم به دفاتر اسناد رسمي مراجعه نمايد مي گفت در کشورمورد اقامتش وکلا اين کار را انجام مي دهند. آيا وکيل دادگستري نميتواند گواهي امضا اشخاص را بنمايد؟که ضمن حفظ اعتبار و شأن وکيل، منبع درآمدي براي او باشد؟ اگرچه موضوع اشتغال امروزه بيشتروکلاي جوان را با مشکل مواجه کرده است ولي هنوزمورد دغدغه بسياري است.انتظارم ازهيئت مديره کانون اين است که فکري براي اين مسئله بنمايند. هرچند مي دانم در شرايط موجود نمي توانند.



نويسنده:رحمن زارع-وکيل پايه يک دادگستري






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان