بسم الله
 
EN

بازدیدها: 784

احکام خانواده و آداب ازدواج‏-قسمت سي و پنجم(قسمت پاياني)

  1392/3/11
قسمت قبلي


 4 - چگونگى گزينش همسر


   1 - در فصلهاى گذشته اين كتاب احاديثى را پيرامون ويژگيهاى‏زنى خوانديم كه شايسته است به عنوان شريك زندگى بر گزيده‏شود، ولى مهمترين اين ويژگيها گزينش زن است به سبب ديندارى اوونه براى مال وجمالش بدون در نظر گرفتن دين او.
   در حديثى از امام صادق‏عليه السلام آمده است: "هرگاه مردى به سبب‏جمال يا مالِ زنى با او ازدواج كرد به همان واگذار مى‏شود، وهرگاه به‏خاطر دينش با او ازدواج كرد خداوند مال وجمال را نيز بدو ارمغان‏كند."(454)
   2 - اسلام، ازدواج با خويشاوندان را تشويق مى‏نمايد، امام زين‏العابدين مى‏فرمايد: "كسى كه براى خدا وصله رحم ازدواج كندخداوند تاج فرشتگان بر سر او نهد."(455)
   3 - اسلام تشويق مى‏كند زنى زايا گرفته شود، نه زن نازا ولو زيباوخوش سيما هم باشد. امام باقرعليه السلام مى‏فرمايد: "بدانيد كه زن سياه‏اگر زايا باشد نزد من محبوبتر است از زن زيباى نازا."(456)
   4 - ونيز ايشان از جدش پيامبر اكرم روايت مى‏كند كه فرمود: "بادختر باكره زايا ازدواج كنيد، وبا زن نازاى زيبا ونيكو چهره ازدواج‏نكنيد كه من در روز رستاخيز به شما امت خود خواهم باليد."(457)
   البته اسلام از جنبه زيبايى نيز غافل نمانده، ودستور داده زن‏زيبايى انتخاب شود كه دين دارد وفرزند بسيار مى‏آورد. امام رضاعليه السلام‏از جدش محمد مصطفى‏صلى الله عليه وآله روايت مى‏كند كه: "پيامبر فرمود: خيررا نزد زنان زيبا روى بجوئيد كه كردار آنها شايسته‏تر است كه نيكوباشد."(458)

     5 - شتاب در شوهر دادن دختر


   1 - اسلام توصيه مى‏كند همين كه دختر به حد زنانگى رسيدشوهرش دهند، ونشانه آن قاعدگى ماهانه است. امام صادق‏عليه السلام‏فرمود: "از سعادت شخص آن است كه دخترش در خانه‏اش حيض‏نشود."(459)
   پيامبرصلى الله عليه وآله حكمت اين كار را مصونيت در برابر تباهى وفساددختران مى‏داند. حضرت‏صلى الله عليه وآله در خطبه شريفى مى‏فرمايد: "اى‏مردم! جبرئيل از خداوند لطيف وخبير براى من خبر آورد كه:دختران باكره همچون ميوه هستند بر روى درخت كه هرگاه اين ميوه‏برسد وچيده نشود آفتاب او را فاسد مى‏كند وباد او را مى‏پراكند.دختران باكره نيز هرگاه به حد زنان برسند دارويى ندارند مگر شوهر،ودر غير اين صورت از تباهى مصون نخواهند بود، زيرا آنها نيزانسانند."
   مردى برخاست وگفت: يا رسول‏اللَّه دختران خود را به كه بدهيم؟   فرمود: )به همتاهايشان( مرد عرض كرد: همتاهاى ايشان‏كيانند؟
   پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: "مؤمنان، كفو وهمتاى يكديگر هستند،مؤمنان كفو وهمتاى يكديگر هستند."(460)
   پيامبرصلى الله عليه وآله در همين معنا مى‏فرمايد: "خداوند با اسلام، كسى راكه در جاهليت ارجمند بود پست كرد، وكسى را كه در جاهليت پست‏بود، با اسلام ارجمند گرداند، وكسى را كه در جاهليت ذليل بود، بااسلام گرامى داشت، وبا اسلام همه تكبرهاى جاهلى وباليدن به‏عشيره وقبيله ونسب والا را از بين برد، پس همه مردم امروز خواه‏سفيد باشند يا سياه، قريشى باشند يا عرب يا عجم همگى از آدمندوآدم را هم خداوند از گل بسرشت، ومحبوبترين مردم نزد خداوندفرمانبرترين ومتقى‏ترين آنهاست."(461)
   پيامبرصلى الله عليه وآله عملاً به همين كار پرداخت تا پس از خود سنتى بر جاى‏نهاده باشد. او دختر زبير عمويش را به ازدواج مقداد بن اسود درآورد همانطور كه در حديث امام صادق‏عليه السلام آمده است: 
   "پيامبرصلى الله عليه وآله، ضباعه دختر زبير بن عبد المطلب را به ازدواج‏مقداد بن اسود در آورد. حضرت رسول اين كار را كرد تا ازدواج راآسان كند، وتا آن كه مردم از پيامبرصلى الله عليه وآله پيروى كنند، وبدانند كه‏گرامى‏ترين آنها نزد خداوند پرهيزگارترين آنهاست."(462)
   براساس همين روايت وروايات ديگر، فقها ازدواج دختر هاشمى‏با پسر غير هاشمى را روا دانسته‏اند.
   وملاك در مرد آن است كه اخلاق ودينى پسنديده داشته باشد. 
   2 - پيامبرصلى الله عليه وآله مى‏فرمايد: "اگر كسى به خواستگارى دختر شماآمد كه اخلاق ودين پسنديده‏اى داشت دختر خويش را به او بدهيد،واگر چنين نكنيد در زمين فتنه وتباهى بسيار پديد آيد."(463) امام‏صادق‏عليه السلام در روايتى شرط توانگرى مالى را نيز بدان مى‏افزايدومى‏فرمايد: "كفو وهمتا آن است كه پاكدامن باشد و )از نظر مالى(توانگر".(464)
   ترديدى نيست كه مرد توانگر بهتر از مرد نادار است، ولى اصل،ديانت واخلاق است، پس اگر كسى ثروتمند بود ولى ايمانى سست‏داشت واخلاقى ناپسند، بايد فقير مؤمن خوش اخلاق را به او برترى‏داد.
   3 - از نشانه‏هاى ديندارى است ترك اعمال و رفتارهاى تباه كننده ومهلك، بويژه ميگسارى، وشرع نهى نموده از آن كه دخترى را به باده‏گسارى داد. در حديثى از امام صادق‏عليه السلام رسيده است كه: "كسى كه‏دختر خود را به باده گسارى دهد قطع رحم او كرده است."(465)
   4 - ونيز اسلام مانع از آن شده كه به منحرف جنسى و)مخنَّث(دختر داد. در حديثى كه على بن جعفر از امام صادق روايت مى‏كندآمده است كه از حضرت درباره اين پرسيدم كه آيا دخترم با جوانى‏ازدواج بكند كه انسان نرمى است وپدرش هم اشكالى ندارد؟حضرت‏عليه السلام فرمود: )اگر بد كردار )مخنث( نيست به ازدواج او درآور."(466)
   5 - در بُعد اخلاق، شرع نهى مى‏كند از اين كه دختر را به ازدواج‏اقوامى در آورد كه از وفادارى دورند. در حديثى از امام صادق‏عليه السلام‏آمده است كه فرمود: "دختران خود را به اقوام زنجى وخزرى ندهيدكه بى وفا هستند."(467)
   ظاهر حديث دلالت بر آن دارد كه حكمت اين نهى، كاستى دروفادارى است واين حكمت همه موارد مشابه را در بر مى‏گيرد چنان‏كه با از ميان رفتن سبب، حكم نيز از ميان مى‏رود، پس اگر اهالى خزربه وفادارى شناخته شدند مى‏توان با آنان خويشاوندى بر قرار كرد. 
   6 -  از ديانت است خردمندى، پس شرعاً مكروه است زن نادان‏واحمقى را به همسرى گرفت. امير المؤمنين مى‏فرمايد: "بپرهيزيد ازازدواج با زن احمق كه همراهى با او بلا وفرزندش موجب تباهى‏است."(468)
   بيشتر از زن احمق، ازدواج با زن ديوانه كراهت دارد، زيرا جنون‏او در كودكان اثر مى‏نهد. 

     6 - آداب ازدواج‏


   1 - خواندن خطبه، پيش از عقد مستحب است، وبهتر است‏شامل حمد وثناى خداوند وتوصيه به تقوا باشد، وشايسته است هرآنچه را زن وشوهر وحضّار نياز دارند در خطبه يادآورى شود، ماننداصول ايمان ومحاسن اخلاق وآداب وآنچه را دانشمند خواننده‏خطبه مناسب ببيند.
   خطبه امامان معصوم براى ما نمونه خوبى است. در خطبه اميرالمؤمنين آمده است كه ايشان پس از حمد خدا چنين خطبه كردند:

   "اُوصيكم بتقوى اللَّه العظيم، فإنّ اللَّه عزّ وجلّ قد جعل للمتّقين‏المخرج ممّا يكرهون، والرزق من حيث لا يحتسبون، فتنجّزوا من اللَّه‏موعوده، واطلبوا ما عنده بطاعته، والعمل بمحابه، فإنّه لا يدرك الخيرإلّا به، ولا ينال ما عنده إلّا بطاعته، ولا تكلان فيما هو كائن إلّا عليه،ولاحول ولا قوة إلّا باللَّه.
   أمّا بعد، فإن اللَّه أبرم الاُمور وأمضاها على مقاديرها، فهي غيرمتناهية عن مجاريها دون بلوغ غاياتها، فيما قدر وقضى من ذلك، وقدكان فيما قدر وقضى من أمره المحتوم وقضاياه المبرمة، ما قد تشعبت به‏الأخلاف، وجرت به الأسباب، وقضى من تناهي القضايا بنا وبكم إلى‏حضور هذا المجلس الذي خصنا اللَّه وإيّاكم للذي كان من تذكرنا آلائه،وحسن بلائه، وتظاهر نعمائه، فنسأل اللَّه لنا ولكم بركة ما جمعنا وإيّاكم‏عليه، وساقنا وإيّاكم إليه، ثمّ انّ فلان بن فلان ذكر فلانة بنت فلان وهوفي الحسب من قد عرفتموه، وفي النسب من لا تجهلونه، وقد بذل لهامن الصداق ما قد عرفتموه، فردوا خيراً تحمدوا عليه وتنسبوا إليه‏وصلّى اللَّه على محمّد وآله وسلم."(469)
   2 - مستحب است گواهانى را بر ازدواج گرفت تا نسب و ارث‏اثبات گردد. وچه بسا حكمت اين مسأله شامل همه مواردى گردد كه‏نسب وارث را حفظ مى‏كند واختلافها را از ميان مى‏برد ؛ مثل ثبت درمحضر ونظاير آن. در حديثى از امام صادق‏عليه السلام آمده است: "بيّنه‏هابراى اثبات نسب وارث مقرّر شده است."(470)
   3 -  مستحب است در ازدواج، آن هم بدور از زياده روى وريا،وليمه داده شود، وبايد از اين طعام به فقرا نيز داده شود وتنها به‏توانگران وشخصيتها محدود نشود. ونبايد جشن ازدواج را بهانه‏اى‏قرار داد براى برترى جويى به مردم، وآنچه قشرهاى آسيب پذيروميانى را به سبب عدم توانايى در همراهى با توانگران به دشوارى‏افكند. از پيامبر صلى الله عليه وآله روايت است كه فرمود: "اطعام هنگام ازدواج ازسنتهاى پيامبران است."(471)
   ونيز پيامبرصلى الله عليه وآله مى‏فرمايد: "وليمه روز نخست، حق است، ودرروز دوم نيكى، وافزون برآن ريا وشهرت‏طلبى."(472)
   4 - از آداب ازدواج است گزينش وقت مناسب براى زفاف. پس‏دخول در شب بهتر از روز است، وروز براى وليمه بهتر از شب. درروايتى از امام صادق‏عليه السلام رسيده است كه: "عروسهايتان را شب‏زفاف كنيد، ووليمه را در روز دهيد."(473)
   اسلام شب زنده دارى را جز در سه مورد نهى كرده كه از آن جمله‏است زفاف. از پيامبرصلى الله عليه وآله رسيده است كه فرمود: "شب زنده دارى‏نيست جز در سه مورد: تهجّد با قرآن، يا در طلب دانش، يا عروسى‏كه به خانه بخت مى‏رود."(474)
   5 - اسلام خوش نمى‏دارد ساعت گرمى براى زفاف برگزيده شود.به امام باقرعليه السلام خبر رسيد كه مردى در ساعت گرم نيمروز ازدواج‏كرده، پس حضرت‏عليه السلام فرمود: "آنها را نمى‏بينم كه به توافق برسند"پس از هم جدا شدند.(475)
   6 - نيز اسلام خوش نمى‏دارد عروسى در روزى صورت پذيرد كه‏قمر در برج عقرب است. امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: "هركه به‏هنگامى كه قمر در برج عقرب است ازدواج كند روى خوبى رانخواهد ديد."(476)
   7 - همچنين است هنگام محاق ماه )روزهاى پايانى ماههاى‏قمرى( امام حسن عسكرى مى‏فرمايد: "كسى كه به هنگام محاق ماه‏ازدواج كند بايد تسليم سقط جنين شود."(477)
   8 - مستحب است هنگام دخول، مرد وضو داشته باشد ودعاى‏مأثورى را بخواند كه از امام صادق‏عليه السلام روايت شده است: "هرگاه برهمسرت وارد شدى دست بر پيشانى او بگذار وروى به قبله آوروبگو:
   "اللّهمّ بأمانتك أخذتها، وبكلماتك استحللتها؛ فإن قضيت منها ولداًفاجعله مباركاً تقيّاً من شيعة آل محمّد، ولا تجعل للشيطان فيه شركاًولانصيباً."(478)
   وهرگاه آهنگ نزديكى كند دعايى را بخواند كه از امام باقرعليه السلام‏رسيده است:
   "اللّهمّ ارزقني ولداً واجعله تقيّاً زكيّاً ليس في خلقه زيادة ولا نقصان،واجعل عاقبته إلى خير."(479)
   9 - وهنگام نزديكى شايسته نيست زن را به شتاب اندازد، ونبايدتا وقتى كه نياز زن بر آورده نشده او را رها سازد. اسلام از زبان‏حضرت على‏عليه السلام اين چنين به ما تعليم مى‏دهد: "هرگاه فردى از شماآهنگ همسر خود كرد نبايد او را به شتاب افكند، زيرا زنان نيزنيازهايى دارند."(480) حكمت اين كار آن است كه اگر زنى كامياب نشودچه بسا در انديشه مرد ديگرى افتد. امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: "چه‏بسا كسى از شما با همسرش همبستر شود وزنش از او چنان جدا شودكه اگر حتى مرد زنگى را هم ببيند به او در آويزد. پس هر كسى آهنگ‏همسر خود كرد بايد ميان آن دو ملاعبه‏اى صورت پذيرد كه اين بهتراست."(481)
   10 - مستحب است اگر مردى با ديدن زنى ديگر غريزه‏اش به‏هيجان آيد سراغ همسر خويش آيد واز او كام بگيرد. على‏عليه السلام به ماتعليم مى‏دهد كه: "هرگاه كسى از شما زنى را ديد كه از او خوشش‏آمد، كام از زن خود گيرد، زيرا زن او همان دارد كه آن زن، پس نبايددر قلبش براى شيطان راهى قرار دهد كه نگاه او را از زنش متوجه آن‏ديگرى كند."(482)
   ولى شايسته نيست آدمى با شهوت زن ديگرى خود را تحريك‏كند وسپس به شهوت آن زن با همسر خويش در آميزد، اين عمل برحسب روايت رسيده از پيامبرصلى الله عليه وآله مكروه است. چه، پيامبرصلى الله عليه وآله‏مى‏فرمايد: "اى على! با شهوت زن ديگرى با همسرت نزديكى‏مكن، زيرا در اين صورت من از آن بيم دارم كه اگر نطفه فرزندى منعقدگردد، كودك شما نامرد وبى عقل باشد."(483)
   11 - برخى از فقها، هنگام ميل و رغبت زن، آميزش با او رامستحب مى‏دانند، وحديث پيامبرصلى الله عليه وآله را مى‏آورند كه به مردى‏فرمود: "آيا با روزه وارد صبح شدى؟ عرض كرد: خير."
   فرمود: "پس تهيدستى را اطعام كردى؟ عرض كرد: خير."
   پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: "پس نزد همسرت برو وبا او آميزش كن، كه اوبراى تو به منزله صدقه است."(484)
   12 - شرعاً اشكالى ندارد كه مرد با هر وسيله ممكنى همسرش رااز نظر جنسى كامياب نمايد، ولى نبايد در كاميابى همسرش از چيزى‏جز اعضاى خودش )اعضاى مرد( بهره گيرد. امام صادق‏عليه السلام‏مى‏فرمايد: "اشكالى ندارد كه مرد در كاميابى با همسرش از همه‏قسمتهاى بدن خود كمك بگيرد، ولى نبايد با ابزارى غير از پيكر خودبه كامگيرى بپردازد."(485)
   13 - اگر چه نگاه كردن به شرمگاه همسر جايز است، ولى هنگام‏آميزش كراهت دارد، چنان كه سخن گفتن در آن حال نيز مكروه‏است.
   در احاديثى از پيامبرصلى الله عليه وآله رسيده است كه نگاه كردن به فرج زنان‏مكروه است زيرا كورى به بار مى‏آورد، ونيز مكروه است سخن گفتن‏به هنگام جماع كه لالى در پى دارد، ونيز آميزش جنسى زير آسمان‏مكروه است.(486)
   14 - مستحب است هر يك از زن وشوهر پس از جماع براى پاك‏كردن موضع، از دستمالى جداگانه استفاده كنند ويك دستمال به كارنبندند. پيامبرصلى الله عليه وآله به على‏عليه السلام مى‏فرمايد: "با همسرت نزديكى مكن‏مگر آن كه تو دستمالى داشته باشى واو دستمالى، وخود را با يك‏دستمال تميز نكنيد تا مبادا شهوت بر شهوت قرار گيرد، كه اين كاردشمنى ميان شما دو را در پى دارد."(487)
   15 - از حديثى چنين پيداست كه به هنگام حصر - يعنى نيازى كه‏آدمى را به شتاب اندازد - جماع كراهت دارد. امام صادق‏عليه السلام فرمود:"انسانى كه خضاب كرده جماع نمى‏كند" راوى عرض كرد: فدايت‏گردم چرا انسانِ خضاب كرده جماع نمى‏كند؟ فرمود: "زيرا در حصراست."(488)
   16 - نيز بلافاصله پس از خوردن غذا با شكم پر نبايد همبستر شد.از امام صادق‏عليه السلام روايت است كه فرمود: "سه چيز بدن را ويران‏مى‏كند وچه بسا آدمى را بكشد: با شكم پر به حمام رفتن، با شكم پربا همسر آميزش كردن وازدواج با پير زنان."(489)
   17 - شايسته است در اين اوقات كه در حديث امام باقر ذكر شده‏از مباشرت خوددارى كرد. ظاهراً آنچه همه اينها را گرد مى‏آوردحالت اضطراب وخوف است كه بر كودك حتى زن وشوهر اثرمى‏نهد. از امام‏عليه السلام پرسيدند: آيا وقتى هست كه جماع حلال در آن‏مكروه باشد؟ حضرت‏عليه السلام فرمود: "آرى، بين طلوع فجر وطلوع‏آفتاب، واز غروب آفتاب تا غروب شفق )يعنى سرخى آسمان(،ودر شب وروز خسوف وكسوف، ودر شب وروزى كه باد سياه ياسرخ يا زرد بوزد، وشب وروزى كه در آن زمين لرزه پيش آيد."
   امام‏عليه السلام سپس فرمود: "به خدا سوگند هيچ كس در اين اوقات كه‏پيامبر جماع در آن را نهى كرده وخبر اين روايت به او رسيده،همبسترى نكرد مگر آن كه خداوند كودكى بدو دهد كه آنچه دركودكش مى‏بيند وى را خوش آيد."(490)
   وممكن است هر گونه حالت اضطراب زايى همين حكم را داشته‏باشد، همچون آميزش هنگام ترس از سلطان ستمگر يا در وضعيتهاى‏جنگى ونظاير آن.
   پيامبرصلى الله عليه وآله نهى فرموده از اين كه در شب اول ماههاى قمرى‏همبسترى كنند، وبه على‏عليه السلام مى‏فرمايد: "اى على! در شب اول ماه‏ونيمه ماه وآخر ماه همبسترى مكن، كه هر كس چنين كند بيم آن‏مى‏رود كودكش كودن از كار در آيد."(491)
   18 - از نظر اسلام كراهت دارد مردى پس از بازگشت از سفرشبانگاه بر خانواده‏اش وارد شود، وبهتر است تا صبح شكيبايى كند.در حديثى از امام صادق‏عليه السلام روايت است كه فرمود: "كراهت داردمردى كه شبانگاه از سفر رسيده بر خانواده‏اش وارد شود، بلكه بايد تاصبح صبر كند."(492)
   19 - نيز كراهت دارد مردى در شب مسافرت كه غالباً با اضطراب‏همراه است واحتمال ضعف مى‏رود، با همسرش همبستر شود. ازپيامبرصلى الله عليه وآله رسيده است كه حضرت‏صلى الله عليه وآله كراهت داشت مرد در شبى‏مباشرت كند كه آهنگ سفر دارد.(493)
   چنين است هنگام سفرهاى كوتاه. در حديثى از پيامبر رسيده‏است كه فرمود:
   "اى على! هنگامى كه براى سفرهاى كوتاه به مدت سه شبانه روزاز خانه خارج مى‏شوى با همسرت در نياميز كه اگر فرزندى از شماپديد آيد يار ستمگر خواهد شد."(494)
   20 - اسلام دستور مى‏دهد همبستر شدن در پنهان صورت پذيردنه در حضور هوو ويا فرزندى كه صداى آنها را مى‏شنود وپيكرشان رامى‏بيند. از امام صادق‏عليه السلام روايت شده است كه فرمود: پيامبرصلى الله عليه وآله‏فرموده است: "سوگند به خدايى كه جان من در يد قدرت اوست،اگر مردى با زنش در آميزد در حالى كه كودكى بيدار آن دو را مى‏بيندوصدايشان را مى‏شنود وصداى نفسهاى زن وشوهر به گوش اومى‏رسد اين كودك روى رستگارى را نخواهد ديد، اگر پسر باشد زناكار خواهد شد، واگر دختر باشد زانيه خواهد شد."
   حديث مى‏افزايد: "هرگاه على بن الحسين‏عليه السلام آهنگ همسر شدن‏داشت، در را مى‏بست وپرده‏ها را مى‏انداخت وخدمتگزاران را بيرون‏مى‏كرد."(495)
   21 - اسلام كراهت دارد كسى زير آسمان(496) يا روى بام ساختمان(497) يادر برابر خورشيد(498) يا زير درختان ميوه دار(499) جماع كند.
   22 - احاديث حاكى از كراهت همبستر شدن رو و يا پشت به قبله،يا در حال برهنگى كامل، يا در كشتى يا بر سر راه. امام صادق‏عليه السلام به‏نقل از پدرانش فرموده است: "پيامبر نهى مى‏كرد از اين كه مردى روبه قبله، يا بر سر راهى آباد با زنش در آميزد وهركه چنين كند لعنت‏خدا وفرشتگان وهمه مردم بر او باد."(500)
   23 - اسلام كراهت دارد كه مردى ايستاده مباشرت كند وآن را كاردراز گوشها مى‏داند. در حديثى نبوى آمده است: "اى على! ايستاده‏با زنت جماع نكن كه اين كار دراز گوشهاست."(501)
   24 - نيز مباشرت پس از احتلام كراهت دارد. پيامبرصلى الله عليه وآله‏مى‏فرمايد: "كراهت دارد مردى پس از احتلام با زنش در آميزد، مگرآن كه از احتلام غسل كند، پس اگر بعد از احتلام وبدون غسل با زنش‏در آميخت وفرزندى ديوانه از او پديد آمد هيچ كس جز خود رانكوهش نكند."(502)
   25 - اسلام دستور مى‏دهد هنگام مباشرت به خداى توجه كرد وازشر شيطان بدو پناه برد. امير المؤمنين‏عليه السلام مى‏فرمايد: "هرگاه كسى ازشما مباشرت كرد بايد بگويد: بسم اللَّه وباللَّه اللهم جَنِّبْنِي الشيطانَ‏وَجَنِّبِ الشيطان ما رزقتني." وسپس فرمود: "پس اگر خداوند كودكى‏به آن دو داد هرگز شيطان زيانى بدو نرساند."(503)
   26 - اسلام توصيه مى‏كند پيش از مباشرت با زن حامله وضو گرفته‏شود. پيامبرصلى الله عليه وآله مى‏فرمايد: "اى على! هرگاه زنت باردار شد، با اونزديكى مكن مگر آن كه وضو داشته باشى."(504)
   27 - اسلام از اينكه مرد براى مدتى با همسرش آميزش جنسى‏نداشته باشد، نهى كرده است، چه بسا اين كار موجب فساد وتباهى‏زن گردد.
   امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد "هركه چند زن داشته باشد، وبا آنهانزديكى نكند، ويكى از آنها زنا كند گناهش به گردن او خواهد بود."(505)
   28 - اسلام نهى كرده از اين كه از پشت زنان با ايشان نزديكى كرد.پيامبرصلى الله عليه وآله مى‏فرمايد: "پشت زنان امت من بر مردان امت من حرام‏است."(506)
   29 - اسلام مردان را به غيرت دستور مى‏دهد، وزنان را از غيرت‏نسبت به مردان خود باز مى‏دارد، وبه شكيبايى بر غيرت )وناموس‏پرستى( مردان دستورشان مى‏دهد. امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد:"خداوند غيور است وهر غيورى را دوست دارد واز غيرت اوست كه‏بدكاريها را - چه پيدا وچه پنهان - حرام كرده است."(507)
   امام‏عليه السلام در حديث ديگرى مى‏فرمايد: "خداوند جهاد را بر مردان‏وزنان واجب كرد. جهاد مرد آن است كه مال وخونش را بدهد ودر راه‏خدا كشته شود، وجهاد زن آن است كه بر آزار همسرش وغيرت اوصبر كند."(508)
   امير المؤمنين‏عليه السلام مى‏فرمايد: "غيرت زن كفر است وغيرت مردايمان"(509)
   30 - شرع براى مرد حقوق بسيارى را بر عهده زن نهاده است، تااو را از كامجويى ولذت‏طلبى در جاى ديگر مصون بدارد. 
   در حديثى از امام صادق‏عليه السلام آمده است كه فرمود: "زنى نزدپيامبرصلى الله عليه وآله آمد وعرض كرد: يا رسول اللَّه! حق شوهر بر همسرچيست؟ فرمود: بيش از آن است كه تصور مى‏كنيد.
   آن زن عرض كرد: بخشى از آن را به من بگوييد. 
   پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: زن حق ندارد جز با اجازه شوهرش روزه‏مستحبى بگيرد، يا از خانه بيرون رود. زن بايد بهترين عطر خود رابزند، وبهترين جامه خويش را بر تن كند وزيباترين آرايش خود را به‏كار برد وبام وشام، خويش را به شوهرش عرضه كند وحقوق مرد برزن بيش از اينهاست."(510)
   در حديثى از پيامبرصلى الله عليه وآله آمده است كه: "حلال نيست زنى بخوابدپيش از آن كه خود را بر شوهرش عرضه كند، جامه خود را از تن‏برگيرد، وزير روانداز مرد رود، وپوست خود را به پوست او بچسباندواگر چنين كند خود را به شوهرش عرضه داشته است."(511)
   31 - حقوق ووظايف زن وشوهر طرفينى است، وهر كدام از آنهاديگرى را به خشم آورد عذاب خداوندى از آن او خواهد بود. درحديثى از پيامبرصلى الله عليه وآله بتفصيل، آداب رفتار زن وشوهر بيان شده‏است: "اگر زنى شوهرش را بيازارد نماز وحسنه‏اش پذيرفته نيست،مگر آن كه شوهر خود را راضى كند، واگر چنين نكند حتى در صورتى‏كه عمرش را روزه بگيرد وشب زنده دارى كند وبرده‏ها آزاد نمايدواموالش را در راه خدا انفاق كند باز نخستين كسى خواهد بود كه به‏آتش در مى‏آيد. سپس حضرت رسول‏صلى الله عليه وآله فرمود: مرد نيز همين كيفررا خواهد داشت اگر زنش را بيازارد وبدو ستم كند، وهر كس بر بداخلاقى زنش شكيبايى كند وآن را به روز جزا واگذارد، خداوند براى‏هر بار صبر پاداشى بدو دهد كه به هنگام سربلندى در آزمون بدومى‏دهد."(512)
   حتى شايسته نيست طولانى شدن نماز زن، توجيه كننده خوددارى زن از اهميت دادن به شوهر وپاسخ به تمايلات او باشد. 
   پيامبرصلى الله عليه وآله به زنان مؤمن چنين تعليم مى‏دهد: "نماز خود راطولانى نكنيد تا شوهرانتان را بازداريد."(513)
   پيامبرصلى الله عليه وآله بسيار مردان را به زنان توصيه مى‏كرد ومى فرمود:"بيشتر اهل بهشت زنان مستضعف هستند كه خداوند ضعف آنها رادانسته وبر آنها رحم گرفته است."(514)
   نيز پيامبرصلى الله عليه وآله مى‏فرمايد: "بهترين شما بهترين شماست براى‏خانواده‏اش، ومن بهترين شما هستم نسبت به خانواده‏ام."(515) در جاى‏ديگرى پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله مى‏فرمايد:
   "نفرين باد ونفرين بر كسى كه نانخور خود را تباه سازد."(516)
   امير المؤمنين‏عليه السلام در نامه‏اى به پسرش امام حسن‏عليه السلام مى‏فرمايد:"كارى را به زن نه سپار كه از مسائل شخصى او فزون باشد، كه اين‏براى وضع او بهتر، وبراى خيال او خشنود كننده‏تر، وبراى زيبايى اوماندنى‏تر است، وزن گل است نه پيشكار."(517)
   پيامبرصلى الله عليه وآله كارها را ميان صديقه كبرى فاطمة زهرا سلام اللَّه عليهاوهمسرش امام على‏عليه السلام تقسيم مى‏كرد وكارهاى داخل خانه را به‏فاطمه مى‏سپرد وكارهاى بيرون خانه را به على.(518)

----------------------
پي نوشتها:     
1) سوره نور، آيه 3.
2) سوره نور، آيه 4.
3) سوره نور، آيه 19.
4) سوره نور، آيات 28 - 27.
5) سوره نور، آيات 31 - 30.
6) سوره نور، آيه 31.
7) سوره نور، آيه 58.
8) سوره نور، آيه 59.
9) سوره نور، آيه 60.
10) سوره احزاب، آيه 32.
11) سوره احزاب، آيه 33.
12) سوره بقره، آيه 235.
13) سوره نور، آيه 32.
14) سوره نور، آيه 33.
15) سوره مؤمنون، آيات 7 - 5.
16) سوره نور، آيه 58.
17) سوره نور، آيه 59.
18) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏157، از ابواب مقدّمات نكاح، باب 119،حديث‏2.
19) سوره نور، آيات 31 - 30.
20) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏145، ابواب مقدّمات نكاح وآداب آن، باب 109،حديث 1.
21) همان، حديث 3.
22) همان، ص‏139، ابواب مقدّمات نكاح وآداب آن، باب 104، حديث 8.
23) تفسير الميزان، ج‏15، ص‏115، به نقل از كافى.
24) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏133، ابواب مقدّمات نكاح وآداب آن، باب‏98،حديث 1.
25) همان، حديث 4.
26) سوره نور، آيه 60.
27) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏144، باب 107، حديث 1.
28) سوره نور، آيه 31.
29) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏169، باب 126، حديث 3.
30) همان، حديث 2.
31) سوره احزاب، آيه 32.
32) سوره نور، آيه 31.
33) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏173، باب 131، حديث 1.
34) همان.
35) همان، ص‏174، باب 132، حديث 1.
36) همان، ص‏177، باب 136، حديث 2.
37) همان، ص‏151، باب 115، حديث 1.
38) همان، ج‏14، ص‏151، باب 115، حديث 2.
39) بنگريد به حديث قبلى امام صادق‏عليه السلام.
40) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏59، ابواب مقدّمات نكاح وآداب آن، باب‏36،حديث‏1.
41) همان، حديث 3.
42) همان، ص‏61، ابواب مقدمات نكاح وآداب آن، باب 36، حديث 11.
43) همان، ص‏59، حديث 5.
44) سوره نور، آيه 32.
45) سوره روم، آيه 21.
46) سوره نساء، آيه 1.
47) مستدرك الوسائل، ابواب مقدّمات نكاح، باب 1، حديث 15.
48) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏3، ابواب مقدّمات نكاح وآداب آن، باب 1،حديث 4.
49) همان، ص‏5، حديث 12.
50) سوره ذاريات، آيه 49.
51) سوره فاطر، آيه 11.
52) سوره نور، آيه 32.
53) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏25، باب 11، حديث 4.
54) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏3، باب 1، حديث 3.
55) همان، حديث 6.
56) همان، ص‏5، باب 1، حديث 9.
57) سوره روم، آيه 21.
58) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏5، باب 1، حديث 10.
59) همان، ص‏6، حديث 15.
60) همان، ص‏7، باب 2، حديث 2.
61) همان، ص‏8، باب 2، حديث 7.
62) همان، ص‏7، حديث 3.
63) سوره بقره، آيه 221.
64) سوره ممتحنه، آيه 10.
65) سوره مائده، آيه 5.
66) وسائل‏الشيعه، ج‏14، ص‏413، ابواب‏آنچه به‏سبب كفر حرام مى‏شود، باب‏2،حديث 4.
67) همان، ص‏412، باب 2، حديث 1.
68) همان، ص‏415، باب 4، حديث 2.
69) همان، ص‏416، ابواب آنچه با كفر حرام مى شود، باب 5، حديث 4.
70) همان، ج‏14، ص‏422، باب 9، حديث 6.
71) همان، ص‏421، باب 9، حديث 3.
72) همان، ج‏18، كتاب الحدود، ابواب حد المرتد، ص‏545، باب 1، حديث 3.
73) سوره نساء، آيه 23.
74) سوره نساء، آيه 23.
75) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏80، ابواب ما يحرم بالرضاع، باب 1، حديث 1.
76) همان، ص‏282، باب 2، حديث 1.
77) همان، ص‏283، حديث 2.
78) وسائل الشيعه، ج 14، ص‏302، ابواب آنچه با رضاع حرام مى شود، باب 9،حديث 1.
79) مستدرك الوسائل، ج‏2، ص‏574، كتاب النكاح، ابواب مايحرم بالرضاع،باب 11، حديث 1.
80) سوره نساء، آيه 23.
81) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏289، ابواب آنچه با رضاع حرام مى‏شود، باب 3،حديث 1.
82) همان، حديث 2.
83) همان، ص‏282، ابواب آنچه با رضاع حرام مى شود، باب 2، حديث 1.
84) همان، ص‏290، باب 4، حديث 1.
85) سوره بقره، آيه 233.
86) قطعه‏ايست از يك روايت طويل در: وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏290،باب 5، حديث 1.
87) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏291، باب 5، حديث 4.
88) همان، حديث 5.
89) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏294، باب 6، حديث 2.
90) همان، ص‏295، باب 6، حديث 7.
91) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏300، باب 8، حديث 6.
92) همان، حديث 5.
93) همان، حديث 7.
94) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏306، باب 16، حديث 1.
95) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏302، باب 10، حديث 1.
96) وسائل الشيعه، ج‏15، ص‏177، باب احكام اولاد، باب 70، حديث 5.
97) همان، ج‏15، ص‏184، باب 75، حديث 1.
98) همان، ص‏185، باب 76، حديث 1 .
99) همان، ص‏187، باب 77، حديث 1.
100) همان، ص‏188، باب 78، حديث 1 .
101) همان، حديث 4.
102) همان، حديث 6.
103) همان، ج‏15، ص‏189، باب 79، حديث 1.
104) همان، ص‏191، باب 81، حديث 3.
105) دو گونه زن محرم در ميان است. محرم سببى كه سبب تحريم جز پيوندخويشاوندى نسبى است كه در شرع مفصل آمده است همچون مادر زن،ومحرم نسبى كه پيوند خويشاوندى ورابطه نسب، سبب تحريم است همچون‏مادر وخواهر.
106) سوره فرقان، آيه 54.
107) سوره نساء، آيات 23 - 22.
108) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏313، ابواب آنچه با مصاهره ونظاير آن حرام شود.باب 2، حديث 2.
109) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏323، ابواب آنچه با مصاهره ونظاير آن حرام شود،باب 6، حديث 3.
110) سوره نساء، آيه 23.
111) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏356، باب 20، حديث 7.
112) همان، ص‏375، باب 30، حديث 1.
113) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏326، باب 8، حديث 1.
114) همان، ص‏327، باب 8، حديث 8.
115) همان، ص‏330، باب 11، حديث 1.
116) سوره نساء، آيه 23.
117) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏366، ابواب آنچه با مصاهره ونظاير آن حرام‏گردد، باب 24، حديث 1.
118) همان، ص‏367، باب 24، حديث 4.
119) همان، ص‏368، باب 25، حديث 2.
120) سوره بقره، آيه 235.
121) سوره بقره، آيه 230.
122) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏345، ابواب آنچه با مصاهره ونظاير آن حرام‏گردد، باب 17، حديث 3.
123) همان، ص‏350، باب 17، حديث 22.
124) همان، ص‏347، باب 17، حديث 10.
125) همان، ج‏2، كتاب الطهارة ابواب حيض، ص‏596، باب 47، حديث 1.
126) طلاق بائن طلاقى است كه به موجب آن شوهر حق ندارد به همسر سابقش‏رجوع كند مگر با عقد جديد، اما طلاق رجعى خلاف آن است، يعنى مردمى‏تواند تا همسرش از عده خارج نشده، هرگاه اراده كرد به همسرش رجوع‏كند.
127) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏341، ابواب آنچه با مصاهره ونظاير آن حرام‏گردد، باب 16، حديث 1.
128) همان، حديث 2.
129) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏347، باب 17، حديث 14.
130) همان، ج‏15، ص‏117، ابواب احكام الاولاد، باب 17، حديث 11.
131) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏378، باب 31، حديث 1.
132) همان، ج‏9، ص‏89، ابواب محرمات احرام، باب 14، حديث 1.
133) همان، ص‏92، باب 15، حديث 3 .
134) وسائل الشيعه، ج‏9، ص‏91، باب 15، حديث 2 .
135) سوره نور، آيه 3.
136) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏335، ابواب آنچه با مصاهره حرام گردد، باب 13،حديث 2.
137) همان، ص‏334، باب 12، حديث 6.
138) همان، ج‏14، ص‏333، باب 12، حديث 2.
139) همان، ص‏331، ابواب 11، حديث 4.
140) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏339، باب 15، حديث 1.
141) همان، ص‏340، باب 15، حديث 7.
142) همان، ص‏339، باب 15، حديث 2.
143) سنن بيهقى، ج‏7، ص‏170، به نقل از مستمسك العروة الوثقى .
144) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏353، ابواب آنچه با مصاهره ونظاير آن حرام‏گردد، باب 19، حديث 1.
145) همان، حديث 2 .
146) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏194، ابواب عقد النكاح واولياء العقد باب 1،حديث 2.
147) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏194، ابواب عقد النكاح واولياء العقد، باب 1،حديث 3 .
148) همان، ص‏195، حديث 6 .
149) سوره نساء، آيه 21.
150) عاقد فضولى؛ عاقدى است كه صيغه عقد را بدون اذن ولى براى خود ياديگرى جارى كند وتفصيل بيشتر آن بزودى خواهد آمد.
151) اين اصطلاح به انسانى اطلاق مى‏شود كه به سبب عدم خردورزى درتصرفات مالى وعدم درك مصلحت خويش حتى پس از رسيدن به سن بلوغ،توانايى تصميم‏گيرى براى خود را ندارد. خداوند مى‏فرمايد )وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَأَمْوالَكُم( واموالتان را در اختيار سفيهان قرار ندهيد.
152) خيار فسخ" يعنى اينكه عاقد، صحيح بودن خود عقد را معلق به تحقيق‏يافتن شرطى بكند، بطوريكه اگر آن شرط تحقق نيافت، عقد فسخ شود.
153) مهر المثل، همان مهريه عادى است كه معمولاً براى نظاير وهمتاهاى اين زن‏تعيين مى‏شود كه مهر او پيش از انقضاى مدت مهريه فسخ شده است.
154) سوره بقره، آيه‏232.
155) سوره بقره، آيه 237.
156) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏201، من ابواب عقد النكاح واولياء العقد، باب 3،حديث 1.
157) همان، ص‏205، باب 4، حديث 2.
158) همان، ص‏206، باب 5، حديث 1 .
159) همان، ج‏14، ص‏207، باب 6، حديث 3.
160) همان، ص‏211، باب 7، حديث 1.
161) زن بيوه اصطلاحاً به زنى گفته مى‏شود كه به سبب طلاق يا مرگ شوهر، از اوجدا شده باشد.
162) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏211، ابواب عقد النكاح، باب 7، حديث 3 .
163) همان، ص‏523، ابواب نكاح العبيد، باب 24، حديث 1.
164) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏226، ابواب عقد النكاح، باب 23، حديث 3.
165) همان، باب 23، حديث 1.
166) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏228، باب 25، حديث 2.
167) سوره نساء، آيه 4.168) سوره نساء، آيات 21 - 20.
169) سوره بقره، آيه 237 - 236.
170) سوره نساء، آيه 19.
171) سوره نساء، آيه 4.
172) سوره نساء، آيه 20.
173) سوره نساء، آيه 21.
174) سوره بقره، آيات 237 - 236.
175) سوره نساء، آيه 19.
176) وسائل الشيعه، ج‏15، ص‏23، ابواب المهور، باب 11، حديث 10.
177) همان، ج‏15، ص‏1، ابواب المهور، باب 1، حديث 2.
178) همان، حديث 3.
179) همان، ص‏19، باب 9، حديث 1 .
180) همان، ص‏3، باب 2، حديث 1.
181) همان، ج‏15، ص‏12، باب 7، حديث 2 .
182) همان، ص‏14، باب 8، حديث 2.
183) همان، ص‏4، باب 3، حديث 2 .
184) همان، ص‏36، باب 25، حديث 2.
185) سوره نساء، آيه 34.
186) وسائل الشيعه، ج‏15، ص‏26، باب 16، حديث 1.
187) همان، ص‏21، باب 11، حديث 1.
188) همان، ج‏15، ص‏20، باب 10، حديث 1.
189) همان، ص‏50، باب 40، حديث 4.
190) همان، ص‏29، باب 20، حديث 1.
191) همان، ص‏24، باب 12، حديث 1 .
192) همان، ج‏15، ص‏32، باب 21، حديث 4 .
193) همان، ص‏31، باب 21، حديث 1 .
194) همان، ص‏36، باب 25، حديث 2.
195) همان، ج‏15، ص‏43، باب 34، حديث 1 .
196) همان، ص‏36، باب 26، حديث 1 .
197) همان، ص‏55، باب 48، حديث 7.
198) همان، ج‏15، ص‏58، باب 49، حديث 7.
199) همان، ص‏26، باب 15، حديث 1.
200) سوره حجّ، آيه 78.
201) قَرَن( يا )عفل( به گوشت، استخوان يا غده‏اى گفته مى‏شود كه در دهانه رحم‏زن باشد ومانع نزديكى ويا موجب تنفر وناتوانى جنسى در مرد گردد.
202) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏592، ابواب العيوب، باب 1، حديث 1 .
203) همان، ص‏593، باب 1، حديث 3.
204) همان، ص‏594، باب 1، حديث 7.
205) همان، ج‏14، ص‏607، باب 12، حديث 1.
206) همان، باب 12، حديث 2.
207) همان، ص‏610، باب 14، حديث 1.
208) همان، ص‏614، باب 16، حديث 1.
209) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏593، ابواب العيوب والتدليس، باب 1، حديث 2.
210) همان، باب 1، حديث 3 .
211) همان، ج‏14، ص‏593، باب 1، حديث 5 .
212) همان، ص‏594، باب 1، حديث 7 .
213) همان، ص‏603، باب 8، حديث 2.
214) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏612، باب 14، حديث 9.
215) همان، ص‏613، باب 15، حديث 1.
216) همان، ص‏601، باب 6، حديث 1 .
217) سوره بقره، آيه 233.
218) سوره طلاق، آيه 7.
219) سوره نساء، آيه 34.
220) سوره بقره، آيه 229.
221) سوره بقره، آيه 233.
222) سوره طلاق، آيه 7.
223) سوره نساء، آيه 16.224) سوره نساء، آيه 32.
225) وسائل الشيعه، ج‏15، ص‏223، ابواب النفقات، باب 1، حديث 2.
226) وسائل الشيعه، ج‏15، ص‏226، باب 1، حديث 13.
227) همان، ص‏227، باب 3، حديث 1 .
228) همان، ص‏229، باب 6، حديث 1 .
229) همان، ج‏15، ص‏230، باب 7، حديث 1 .
230) همان، ص‏232، باب 8، حديث 2 .
231) وسائل الشيعه، ج‏15، ص‏240، ابواب المهور، باب 15، حديث 1 .
232) همان، ص‏242، باب 16، حديث 2.
233) همان، ص‏257، باب 25، حديث 2.
234) همان، ج‏15، ص‏259، باب 25، حديث 11.
235) همان، ص‏260، باب 26، حديث 1.
236) سوره فرقان، آيه 67.
237) وسائل الشيعه، ص‏264، باب 29، حديث 6.
238) همان، ص‏248، باب 20، حديث 2 .
239) همان، ج‏15، ص‏249، باب 20، حديث 6.
240) همان، ص‏250، باب 21، حديث 1.
241) همان، ص‏251، باب 21، حديث 5.
242) همان، ص‏252، باب 22، حديث 3.
243) همان، ج‏15، ص‏253، باب 22، حديث 7.
244) همان، ص‏255، باب 23، حديث 7.
245) همان، ص‏255، باب 23، حديث 8 .
246) همان، ص‏256، باب 23، حديث 9.
247) همان، ج‏15، ص‏245، باب 17، حديث 13.
248) سوره نساء، آيه 24.
249) سوره معارج، آيه 31.
250) تفسير الميزان نسخه عربى، ج‏4، ص‏290 .
251) همان، ص‏291 .
252) تفسير فخر رازى، ج‏10، ص‏53 .
253) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏436، ابواب المتعه، باب 1، حديث 2 .
254) همان، ج‏14، ص‏438، باب 1، حديث 7 .
255) همان، ص‏440، باب 1، حديث 23.
256) همان، ص‏442، باب 2، حديث 1 .
257) همان، حديث 6 .
258) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏443، باب 2، حديث 10 .
259) همان، ص‏445، باب 3، حديث 2 .
260) همان، ص‏449، باب 5، حديث 2 .
261) همان، ص‏450، باب 5، حديث 4.
262) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏451، باب 6، حديث 1.
263) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏466، باب 18، حديث 1 .
264) همان، ص‏467، باب 18، حديث 5.
265) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏438، ابواب المتعه، باب 1، حديث 11 .
266) همان، ص‏452، باب 7، حديث 2 .
267) همان، ص‏462، باب 13، حديث 2 .
268) همان، حديث 5.
269) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏452، باب 7، حديث 3 .
270) همان، ج‏14، ص‏453، باب 8، حديث 2 .
271) همان، ص‏454، باب 8، حديث 3 .
272) همان، ص‏455، باب 9، حديث 4 .
273) همان، ج‏14، ص‏333، ابواب ما يحرم بالمصاهره، باب 12، حديث 2 .
274) همان، ص‏456، باب 10، حديث 1 .
275) همان، ص‏458، باب 11، حديث 2 .
276) همان، باب 11، حديث 5 .
277) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏465، باب 17، حديث 1 .
278) همان، باب 17، حديث 3 .
279) همان، ص‏471، باب 21، حديث 5 .
280) همان، ص‏471، باب 21، حديث 8 .
281) همان، ج‏14، ص‏481، باب 27، حديث 1 .
282) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏465، باب 17حديث 1 .
283) همان، ص‏469، باب 20، حديث 1.
284) همان، ص‏471، باب 21، حديث 4 .
285) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏468، باب 19، حديث 1 .
286) همان، ص‏485، باب 32، حديث 1 .
287) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏467، باب 18، حديث 6 .
288) همان، ص‏488، باب 33، حديث 1.
289) همان، ج‏15، ص‏605، ابواب اللعان، باب 10، حديث 1 .
290) همان، ج‏14، ص‏473، باب 22، حديث 3 .
291) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏473، باب 21، حديث 4.
292) همان، ص‏474، باب 21، حديث 7 .
293) همان، ج‏15، ص‏484، ابواب العده، باب 52، حديث 2 .
294) عزل آن است كه مرد مانع از آن شود كه آبش به رحم زن رسد.
295) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏107، ابواب مقدمات النكاح وآدابه، باب 76،حديث 4 .
296) همان، ج‏14، ص‏105، باب 75، حديث 3 .
297) مستدرك الوسائل، باب‏56، ابواب مقدمات النكاح، حديث 1 .
298) سوره بقره، آيه 228.
299) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏100، باب 71، حديث 1 .
300) سوره بقره، آيه 223.
301) سوره بقره، آيه 222.
302) سوره هود، آيه 78.
303) سوره حجر، آيه 71.
304) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏103، باب 73، حديث 2 .
305) همان، حديث 6 .
306) همان، ج‏14، ص‏102، باب 73، حديث 1.
307) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏70، باب 45، حديث 1.
308) همان، ص‏71، باب 45، حديث 7 .
309) افضاء( يعنى دريدن ديواره فاصل ميان مجراى بول ومجراى حيض بسبب‏آميزش جنسى وشايد شامل هرگونه دريدنى شود كه زن را بى فايده كند.
310) نزديكى كردن به شبهه يعنى آميزش جنسى مرد با زنى به گمان اين كه اين زن‏براى وى حلال است، ولى بعداً معلوم شود كه آن زن براى وى حلال نبوده‏است .
311) سوره آل عمران، آيه 14.
312) سوره نساء، آيه 1.
313) سوره حجرات، آيه 11.
314) سوره آل عمران، آيه 195.
315) سوره نساء، آيه 75.
316) سوره نساء، آيه 3.
317) سوره نساء، آيه 4.
318) سوره نور، آيه 32.
319) سوره بقره، آيه 229.
320) سوره بقره، آيه 231.
321) نور الثقلين، ج‏1، ص‏226، حديث 878 .
322) سوره بقره، آيه 232.
323) سوره بقره، آيه 228.
324) نور الثقلين، ج‏1، ص‏220، حديث 845 .
325) سوره نساء، آيه 128.
326) سوره نساء، آيه 34.
327) نور الثقلين، ج‏1، ص‏478 .
328) نور الثقلين، ج‏1، ص‏478، در روايتى از امام باقرعليه السلام .
329) سوره بقره، آيه 233.
330) سوره بقره، آيه 231.
331) سوره بقره، آيه 232.
332) سوره بقره، آيه 235.
333) الميزان، ج‏2، ص‏256.
334) نور الثقلين، ج‏1، ص‏226.
335) نور الثقلين، ج‏1، ص‏227 .
336) همان .
337) سوره بقره، آيه 222.
338) سوره بقره، آيه 223.
339) سوره بقره، آيات 227 - 226.
340) سوره مجادله، آيات 3 - 2.
341) سوره نساء، آيه 32.
342) سوره نساء، آيه 7.
343) سوره نساء، آيه 19.
344) تفسير الميزان )به زبان عربى(، جلد چهارم، ص‏259 از كتاب الدرر المنثور.
345) سوره نساء، آيات 21 - 20.
346) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏127، باب 93، حديث 1.
347) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏130، باب‏95، حديث 1، به نظر مى‏رسد منظورجايگاههايى است كه احتمال اختلاط زن ومرد مى‏رود يا احتمال فتنه وفساد درآن هست يا جاهايى كه لهو وفجور در آنها يافت مى‏شود.
348) همان، ص‏132، باب 97، حديث 1 .
349) همان، ص‏133، باب 98، حديث 1 .
350) همان، ص‏133، باب 99، حديث 2.
351) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏142، باب 105، حديث 1.
352) همان، ص‏143، باب 106، حديث 4 .
353) همان، ص‏145، باب 108، حديث 4 .
354) همان، ج‏14، ص‏146، باب 109، حديث 2.
355) همان، ص‏151، باب 115، حديث 2 .
356) همان، ص‏157، باب 118، حديث 1 .
357) همان، ص‏170، باب 127، حديث 2 .
358) همان، ج‏14، ص‏171، باب 128، حديث 1 .
359) همان، ص‏173، باب 131، حديث 1 .
360) همان، ص‏174، باب 132، حديث 1 .
361) همان، ص‏176، باب 136، حديث 1.
362) همان، ج‏14، ص‏185، باب 145، حديث 1 .
363) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏162، باب 123، حديث 1، اين حديث مفصل‏است وما تنها به قدر نياز به آوردن عباراتى بسنده كرديم.
364) همان، ج‏15، )ابواب احكام الاولاد( ص‏95، باب 1، حديث 6 .
365) همان، ص‏96، باب 1، حديث 10.
366) همان، ص‏97، باب 2، حديث 2 .
367) همان، ص‏98، باب 2، حديث 7 .
368) همان، ج‏15، ص‏99، باب 3، حديث 1 .
369) همان، ص‏100، باب 4، حديث 4 .
370) همان، ص‏103، باب 5، حديث 7 .
371) همان، ص‏104، باب 7، حديث 1 .
372) همان، ج‏15، ص‏106، باب 8، حديث 2 .
373) همان، ص‏108، باب 10، حديث 3 .
374) همان، ص‏109، باب 11، حديث 1.
375) همان، ج‏15، ص‏133، باب 32، حديث 2 .
376) سوره مريم، آيه 25.
377) همان، ص‏134، باب 33، حديث 1.
378) همان، ص‏136، باب 34، حديث 1 .
379) همان، ص‏113، باب 14، حديث 7 .
380) همان، ج‏15، ص‏120، باب 20، حديث 1.
381) همان، ص‏121، باب 21، حديث 1.
382) همان، ص‏122، باب 22، حديث 1.
383) همان، ج‏15، ص‏123، باب 22، حديث 5.
384) همان، ص‏124، باب 22، حديث 6.
385) همان، ص‏124، باب 23، حديث 1 .
386) همان، ص‏125، باب 23، حديث 3 .
387) همان، ج‏15، ص‏125، باب 24، حديث 1 .
388) همان، ص‏127، باب 24، حديث 5.
389) همان، ص‏128، باب 26، حديث 1.
390) همان، ص‏129، باب 27، حديث 1.
391) همان، ص‏129، باب 27، حديث 2.
392) همان، ج‏15، ص‏130، باب 28، حديث 1.
393) همان، ص‏136، باب 35، حديث 1.
394) همان، ص‏137، باب 36، حديث 1.
395) همان، ص‏138، باب 36، حديث 2.
396) وسائل الشيعه، ج‏15، ص‏142، باب 36، حديث 15 .
397) همان، ص‏143، باب 38، حديث 1 .
398) همان، ص‏145، باب 39، حديث 3.
399) همان، ص‏146، باب 41، حديث 2.
400) همان، ص‏146، باب 40، حديث 2.
401) همان، ص‏148، باب 43، حديث 1.
402) همان، ص‏152، باب 44، حديث 17.
403) همان، ص‏153، باب 45، حديث 1 .
404) همان، ص‏154، باب 46، حديث 1 .
405) همان، ص‏156، باب 47، حديث 1.
406) همان، ص‏157، باب 48، حديث 1.
407) همان، ص‏161، باب 52، حديث 4.
408) وسائل الشيعه، ج‏15، ص‏164، باب 53، حديث 1.
409) همان، ص‏167، باب 56، حديث 2 .
410) همان، ص‏167، باب 56، حديث 3.
411) همان، ص‏169، باب 59، حديث 1.
412) وسائل الشيعه، ج‏15، ص‏171، باب 63، حديث 1.
413) همان، ص‏174، باب 67، حديث 1.
414) همان، ص‏175، باب 68، حديث 2.
415) همان، ص‏176، باب 69، حديث 1 .
416) همان، ج‏15، ص‏176، باب 70، حديث 1.
417) همان، ص‏180، باب 72، حديث 1.
418) همان، ص‏184، باب 75، حديث 1.419) وسائل الشيعه، ج‏15، ص‏185، باب 76، حديث 1.
420) همان، ص‏187، باب 77، حديث 1.
421) همان، ص‏187، باب 78، حديث 1.
422) همان، ص‏188، باب 78، حديث 2.
423) همان، ص‏189، باب 79، حديث 2.
424) وسائل الشيعه، ج‏15، ص‏201، باب 88، حديث 3 .
425) همان، ص‏201، باب 88، حديث 4 .
426) همان، ص‏202، باب 89، حديث 1 .
427) همان، ص‏202، باب 89، حديث 2.
428) همان، ص‏204، باب 91، حديث 3.
429) وسائل الشيعه، ج‏15، ص‏198، باب 86، حديث 1.
430) همان، ص‏198، باب 86، حديث 3 .
431) همان، ص‏199، باب 86، حديث 8.
432) همان، ص‏194، باب 83، حديث 1 .
433) وسائل الشيعه، ج‏15، ص‏193، باب 82، حديث 2 .
434) همان، ص‏194، باب 83، حديث 3 .
435) همان، ص‏195، باب 83، حديث 7.
436) همان، ص‏197، باب 84، حديث 6.
437) وسائل‏الشيعه، ج‏14، ص‏2، ابواب مقدمات النكاح وآدابه، باب‏1، حديث‏1.
438) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏5، باب 1، حديث 9.
439) همان، ص‏3، باب 1، حديث 3 .
440) همان، ص‏7، باب 2، حديث 3 .
441) همان، ص‏7، باب 2، حديث 4 .
442) سوره نور، آيه 32.
443) همان، ص‏24، باب 10، حديث 1 .
444) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏9، باب 3، حديث 1 .445) همان، حديث 2.
446) همان، ج‏14، ص‏10، باب 3، حديث 9.
447) سوره تغابن، آيه 14.
448) همان، ص‏12، باب 4، حديث 4.
449) همان، حديث 6.
450) همان، ج‏14، ص‏21، باب 9، حديث 1.
451) همان، ص‏22، باب 9، حديث 4.
452) سوره نور، آيه 32.
453) همان، ص‏26، باب 12، حديث 1 .
454) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏30، باب 14، حديث 1 .
455) همان، ج‏14، ص‏31، باب‏14، ح‏6 .
456) همان، ص‏33، باب 15، حديث 3 .
457) همان، ص‏33، باب 16، حديث 1 .
458) همان، ص‏37، باب 21، حديث 4.
459) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏39، باب 23، حديث 1.
460) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏39، باب 23، حديث 2.
461) همان، ص‏44، باب 25، حديث 1 .
462) همان، ج‏14، ص‏45، باب 26، حديث 1 .
463) همان، ص‏51، باب 28، حديث 1 .
464) همان، ص‏52، باب 28، حديث 5 .
465) همان، ص‏53، باب 29، حديث 1 .
466) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏54، باب 30، حديث 2.
467) همان، ص‏55، باب 31، حديث 2 .
468) همان، ص‏56، باب 33، حديث 1.
469) الفروع من الكافى، ج‏5، ص‏370.
470) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏67، باب 43، حديث 1 .
471) همان، ج‏14، ص‏64، باب 40، حديث 1 .
472) همان، ص‏65، باب 40، حديث 4.
473) همان، ص‏62، باب 37، حديث 2 .
474) همان، ص‏63، باب 37، حديث 5 .
475) همان، ج‏14، ص‏63، باب 38، حديث 1.
476) همان، ج‏14، ص‏80، باب 54، حديث 1.
477) همان، ص‏80، باب 54، حديث 3.
478) همان، ص‏81، باب 55، حديث 2.
479) همان، ص‏82، باب 55، حديث 5 .
480) همان، ص‏83، باب 56، حديث 4.
481) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏82، باب 56، حديث 3.
482) همان، ص‏73، باب 47، حديث 3 .
483) همان، ص‏188، باب 150، حديث 1.
484) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏75، باب 49، حديث 1.
485) همان، ص‏77، باب 51، حديث 2.
486) همان، ص‏85، باب 59، حديث 6.487) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏188، باب 150، حديث 1.
488) همان، ص‏87، باب 61، حديث 1.
489) همان، ص‏191، باب 152، حديث 1.
490) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏89، باب 62، حديث 1.
491) همان، ص‏90، باب 64، حديث 1 .
492) همان، ص‏93، باب 65، حديث 1.
493) همان، ص‏189، باب 150، حديث 2.
494) همان، ج‏14، ص‏189، باب 150، حديث 1.
495) همان، ص‏94، باب 67، حديث 2.
496) همان، ص‏188، باب 149، حديث 2 .
497) همان، ص‏189، باب 150، حديث 1.
498) همان، ص‏187، باب 149، حديث 1.
499) همان .
500) همان، ج‏14، ص‏98، باب 69، حديث 3.
501) همان، ص‏189، باب 150، حديث 1 .
502) همان، ص‏99، باب 70، حديث 1.
503) همان، ص‏96، باب 68، حديث 3.
504) همان، ج‏14، ص‏189، باب 150، حديث 1 .
505) همان، ص‏100، باب 71، حديث 2.
506) همان‏ص‏101، باب 72، حديث 5 .
507) همان، ص‏107، باب 77، حديث 2.
508) همان، ص‏111، باب 78، حديث 6.
509) همان، ج‏14، ص‏111، باب 78، حديث 8.
510) همان، ص‏112، باب 79، حديث 2.
511) همان، ص‏126، باب 91، حديث 5 .
512) همان، ج‏14، ص‏116، باب 82، حديث 1، حديث مفصل است وما تنهاقسمتى از آن را آورده‏ايم.
513) همان، ص‏117، باب 83، حديث 1 .
514) همان، ص‏119، باب 86، حديث 4.
515) همان، ج‏14، ص‏122، باب 88، حديث 8 .
516) همان، حديث 6.
517) همان، ص‏120، باب 87، حديث 1، حديث مفصلتر از اين است.
518) همان، ص‏123، باب 89، حديث 1 .


نويسنده:آيت الله محمد تقي مدرسي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان