بسم الله
 
EN

بازدیدها: 712

نظام حقوق زن در اسلام-قسمت دوازدهم

  1392/3/11
خلاصه: نظام حقوق زن در اسلام-گزيده اي از مجموعه آثار شهيد مطهري(جلد19)-قسمت دوازدهم
قسمت قبلي


حديثي از علي عليه السلام

آقاي مهدوي نويسنده «چهل پيشنهاد» در شماره 87 مجله زن روز مي نويسد:
«در کتاب الاحوال الشخصيه تاليف شيخ محمد ابو زهره از امير المؤمنين نقل شده است: لا اعلم احدا تمتع و هو محصن الا رجمته بالحجارة.»
آقاي مهدوي اين عبارت را اينچنين ترجمه کرده اند:
«هر گاه بدانم شخص نا اهلي متعه کرده است، حد زناي محصن را بر او جاري ساخته و سنگسارش خواهم کرد.»
اولا اگر بناست ما در مقابل گفتار امير المؤمنين عليه السلام تسليم باشيم، چرا اينهمه رواياتي که از آن حضرت در کتب شيعه و غير شيعه در باب متعه روايت شده کناربگذاريم و به اين يک روايت که ناقل آن يکي از علماي اهل تسنن است و سند معلومي ندارد بچسبيم؟
از سخنان بسيار پر ارزش امير المؤمنين اين است که:
«اگر عمر سبقت نمي جست و متعه را تحريم نمي کرد، احدي جز افرادي که سرشتشان منحرف است زنا نمي کرد» .
يعني اگر متعه تحريم نشده بود، هيچ کس از نظر غريزه اجبار به زنا پيدا نمي کرد؛ تنهاکساني مرتکب اين عمل مي شدند که همواره عمل خلاف قانون را بر عمل قانوني ترجيح مي دهند.
ثانيا معني عبارت بالا اين است: «هر گاه بدانم شخص زنداري متعه کرده است، اورا سنگسار مي کنم» . من نمي دانم چرا آقاي مهدوي کلمه «محصن» را که به معني مردزندار است «نا اهل» ترجمه کرده اند.
عليهذا مقصود روايت اين است که افراد زندار حق ندارند نکاح منقطع کنند. و اگرمقصود اين بود که هيچ کس حق ندارد متعه بگيرد، قيد «و هو محصن» لغو بود.
پس اين روايت، اگر اصلي داشته باشد، آن نظر را تاييد مي کند که مي گويد: «قانون متعه براي مردمان نيازمند به زن يعني افراد مجرد يا افرادي که همسرانشان نزدشان نيستند تشريع شده است» . پس اين روايت دليل بر جواز ازدواج موقت است نه دليل بر حرمت آن.

بخش سوم: زن و استقلال اجتماعي


استقلال در انتخاب سرنوشت

دخترک، نگران و هراسان آمد نزد رسول اکرم:
- يا رسول الله، از دست اين پدر. . .
- . . . مگر پدرت با تو چه کرده است؟
- برادر زاده اي دارد و بدون آنکه قبلا نظر مرا بخواهد، مرا به عقد او در آورده است.
- حالا که او کرده است، تو هم مخالفت نکن، صحه بگذار و زن پسر عمويت باش.
- يا رسول الله! من پسر عمويم را دوست ندارم. چگونه زن کسي بشوم که دوستش ندارم؟
- اگر او را دوست نداري، هيچ. اختيار با خودت، برو هر کس را خودت دوست داري به شوهري انتخاب کن.
- اتفاقا او را خيلي دوست دارم و جز او کسي ديگر را دوست ندارم و زن کسي غير ازاو نخواهم شد. اما چون پدرم بدون آنکه نظر مرا بخواهد اين کار را کرده است، عمداآمدم با شما سؤال و جواب کنم تا از شما اين جمله را بشنوم و به همه زنان اعلام کنم ازاين پس پدران حق ندارند سر خود هر تصميمي که مي خواهند بگيرند و دختران را به هر کس که دل خودشان مي خواهد شوهر دهند.
اين روايت را فقها مانند شهيد ثاني در مسالک و صاحب جواهر در جواهر الکلام از طرق عامه نقل کرده اند. در جاهليت عرب، مانند جاهليت غير عرب، پدران خود رااختياردار مطلق دختران و خواهران و احيانا مادران خود مي دانستند و براي آنها درانتخاب شوهر اراده و اختياري قائل نبودند؛ تصميم گرفتن حق مطلق پدر يا برادر و درنبودن آنها حق مطلق عمو بود.
کار اين اختيار داري به آنجا کشيده بود که پدران به خود حق مي دادند دختراني را که هنوز از مادر متولد نشده اند، پيش پيش به عقد مرد ديگري درآورند که هر وقت متولدشد و بزرگ شد آن مرد حق داشته باشد آن دختر را براي خود ببرد.

شوهر دادن قبل از تولد

در آخرين حجي که پيغمبر اکرم انجام داد، يک روز در حالي که سواره بود وتازيانه اي در دست داشت، مردي سر راه بر آن حضرت گرفت و گفت:
شکايتي دارم.
- بگو.
- در سالها پيش در دوران جاهليت، من و طارق بن مرقع در يکي از جنگها شرکت کرده بوديم. طارق وسط کار احتياج به نيزه اي پيدا کرد. فرياد برآورد: کيست که نيزه اي به من برساند و پاداش آن را از من بگيرد؟ من جلو رفتم و گفتم: چه پاداش مي دهي؟ گفت: قول مي دهم اولين دختري که پيدا کنم براي تو بزرگ کنم. من قبول کردم و نيزه خود را به او دادم. قضيه گذشت. سالها سپري شد. اخيرا به فکر افتادم واطلاع پيدا کردم او دختردار شده و دختر رسيده اي در خانه دارد. رفتم و قصه را به ياداو آوردم و دين خود را مطالبه کردم. اما او دبه درآورده و زير قولش زده، مي خواهدمجددا از من مهر بگيرد. اکنون آمده ام پيش تو ببينم آيا حق با من ست يا با او؟
- دختر در چه سني است؟
- دختر بزرگ شده. موي سپيد هم در سرش پيدا شده.
- اگر از من مي پرسي، حق نه با توست نه با طارق. برو دنبال کارت و دختر بيچاره رابه حال خود بگذار.
مردک غرق حيرت شد. مدتي به پيغمبر خيره شد و نگاه کرد. در انديشه فرو رفته بود که اين چه جور قضاوتي است. مگر پدر اختياردار دختر خود نيست؟ ! چرا اگر مهرجديدي هم به پدر دختر بپردازم و او به ميل و رضاي خود دخترش را تسليم من کند، اين کار نارواست؟
پيغمبر از نگاههاي متحيرانه او به انديشه مشوش او پي برد و فرمود:
مطمئن باش با اين ترتيب که من گفتم، نه تو گنهکار مي شوي و نه رفيقت طارق.

معاوضه دختران يا خواهران

نکاح «شغار» يکي ديگر از مظاهر اختيارداري مطلق پدران نسبت به دختران بود.
نکاح «شغار» يعني معاوضه کردن دختران. دو نفر که دو دختر رسيده در خانه داشتند با يکديگر معاوضه مي کردند، به اين ترتيب که هر يک از دو دختر مهر آن ديگربه شمار مي رفت و به پدر او تعلق مي گرفت. اسلام اين رسم را نيز منسوخ کرد.

پيغمبر اکرم دخترش زهرا را در انتخاب شوهر آزاد مي گذارد

پيغمبر اکرم خود چند دختر شوهر داد. هرگز اراده و اختيار آنها را از آنها سلب نکرد. هنگامي که علي بن ابيطالب عليه السلام براي خواستگاري زهراي مرضيه عليها السلام نزد پيغمبراکرم رفت، پيغمبر اکرم فرمود: تا کنون چند نفر ديگر نيز به خواستگاري زهرا آمده اند ومن شخصا با زهرا در ميان گذاشته ام. اما او به علامت نارضايي چهره خود را برگردانده است. اکنون خواستگاري تو را به اطلاع او مي رسانم.
پيغمبر رفت نزد زهرا و مطلب را با دختر عزيزش در ميان گذاشت. ولي زهرابر خلاف نوبتهاي ديگر چهره خود را برنگرداند، با سکوت خود رضايت خود رافهماند. پيغمبر اکرم تکبير گويان از نزد زهرا بيرون آمد.

نهضت اسلامي زن، سفيد بود

اسلام بزرگترين خدمتها را نسبت به جنس زن انجام داد. خدمت اسلام به زن تنها درناحيه سلب اختيارداري مطلق پدران نبود؛ به طور کلي به او حريت داد، شخصيت داد، استقلال فکر و نظر داد، حقوق طبيعي او را به رسميت شناخت. اما گامي که اسلام درطريق حقوق زن برداشت، با آنچه در مغرب زمين مي گذرد و ديگران از آنها تقليدمي کنند دو تفاوت اساسي دارد:
اول در ناحيه روانشناسي زن و مرد. اسلام در اين زمينه اعجاز کرده است. ما درضمن مقالات آينده در اين باره بحث خواهيم کرد و نمونه ها از آن به دست خواهيم داد.
تفاوت دوم در اين است که اسلام در عين آنکه زنان را به حقوق انسانيشان آشنا کردو به آنها شخصيت و حريت و استقلال داد، هرگز آنها را به تمرد و عصيان و طغيان وبدبيني نسبت به جنس مرد وادار نکرد.
نهضت اسلامي زن، سفيد بود، نه سياه و نه قرمز و نه کبود و نه بنفش؛ احترام پدران رانزد دختران و احترام شوهران را نزد زنان از ميان نبرد، اساس خانواده ها را متزلزل نکرد، زنان را به شوهرداري و مادري و تربيت فرزندان بدبين نکرد، براي مردان مجردو شکارچي اجتماع که دنبال شکار مفت مي گردند وسيله درست نکرد، زنان را ازآغوش پاک شوهران و دختران را از دامن پر مهر پدران و مادران تحويل صاحبان پست اداري و پولداران نداد؛ کاري نکرد که از آن سوي اقيانوسها ناله به آسمان بلندشود که اي واي کانون مقدس خانواده متلاشي شد، اطمينان پدري از ميان رفت، بااينهمه فساد چه کنيم؟ با اينهمه بچه کشي و سقط جنين چه کنيم؟ با چهل درصد نوزادزنا چه کنيم؟ نوزاداني که پدران آنها معلوم نيست و مادران آنها چون آنها را در خانه پدري مهربان به دنيا نياورده اند علاقه اي به آنها ندارند و همينکه آنها را به يک مؤسسه اجتماعي تحويل مي دهند هيچ وقت به سراغ آنها نمي آيند.
در کشور ما نيازمندي به نهضت زن هست اما نهضت سفيد اسلامي، نه نهضت سياه وتيره اروپايي، نهضتي که دست جوانان شهوت پرست از شرکت و دخالت در آن کوتاه باشد، نهضتي که براستي از تعليمات عاليه اسلامي سرچشمه بگيرد نه اينکه به نام تغيير قانون مدني قوانين مسلم اسلامي دستخوش هوا و هوس قرار گيرد، نهضتي که دردرجه اول به يک بررسي عميق و منطقي بپردازد تا روشن کند در اجتماعاتي که نام اسلام بر خود نهاده اند چه اندازه تعليمات اسلامي اجرا مي گردد.
اگر به ياري خدا توفيق ادامه اين مقالات همراه باشد، پس از آن که در همه مسائل لازم حث خود را به پايان رسانديم کارنامه نهضت اسلامي زن را منتشر خواهيم کرد. آن وقت زن ايراني خواهد ديد مي تواند نهضتي بپا کند که هم نو و دنيا پسند و منطقي باشد و هم از فلسفه مستقل چهارده قرني خودش سرچشمه گرفته باشد، بدون اينکه دست دريوزگي به طرف دنياي غرب دراز کرده باشد.



نويسنده:استاد شهيد مرتضي مطهري






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان