بسم الله
 
EN

بازدیدها: 721

شرحي بر ارث زوجه از اموال منقول-قسمت اول

  1392/2/28
خلاصه: در مواد 949 تا 946 ق.م. آمده است: «زوج از تمام اموال زوجه ارث مي‌برد ليکن زوجه (فقط) از اموال ذيل: 1- از اموال منقوله از هر قبيل که باشد 2- از ابنيه و اشجار... هرگاه، ورثه از اداء قيمت ابنيه و اشجار امتناع کنند زن مي‌تواند حق خود را از عين استيفاء نمايد». از آنجا که به نظر برخي از فقها زوجه از عين زمين ارث نمي‌برد ، قانون مدني هم به تبعيت از نظر اين گروه، زنان را از عين زمين محروم کرده است، همچنين در صورت نبود هيچ وارث ديگري به غير از زوج، شوهر از تمام ترکه زن متوفاي خود ارث مي‌برد، ليکن زن فقط نصيب خود را ارث مي‌برد و بقيه ترکه شوهر در حکم مال اشخاص بدون وارث خواهد بود؛ مورد ديگر فرقي است که بين ارث زوجه داراي فرزند و نداشتن فرزند در قانون مدني وجود دارد. در اين نوشتار نظرات فقهاي معاصر اعم از مخالف و موافق و ادله آنان در مورد ارث‌بري زن مورد بررسي و تحليل قرار مي‌گيرد و پيشنهاد اصلاح قانون ارث‌ زنان از اموال منقول و قيمت اموال غيرمنقول داده شده است.
ازدواج يک رابطه حقوقي، اخلاقي، اجتماعي است، مسائل حقوقي آن از قبيل نفقه، اجرت‌المثل، ارث و... در شرع و قانون مدني مواد آن بيان شده است. برخي از مسائل حقوقي خانواده بسيار مشکل و پيچيده مي‌باشد؛ يکي از اين موارد ارث است. در مورد ارث زنان از اموال منقول و غيرمنقول از جهت عين و قيمت نظرات و فتاواي متفاوتي وجود دارد؛ لذا به نظر مي‌رسد قانونگذار مي‌تواند با بهره‌گيري و تمسک به آن بسياري از مشکلات خانواده‌ها را در اين زمينه حل نمايد. در اين نوشتار ابتدا نظرات فقها و سپس مواد قانوني ارث زوجه صاحب فرزند و بدون فرزند و تنها وارث بودن زن مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

1) ارث در قانون مدني


هر آنچه که از اموال شخص متوفي باقي مي‌ماند، جزو احوال شخصيه است. يعني ميزان برخورداري هر فرد از ارث، بستگي به عنوان و نسبت وي با شخص متوفي دارد، مانند: ابوّت (پدر بودن)، اموّت (مادر بودن)، بنوت (فرزند بودن)، زوجه، زوج و... ميزان سهم هر يک از ورّاث را شرع تعيين نموده است. به طور کلي وراث به سه طبقه تقسيم مي‌شوند: طبقه اول والدين و فرزندان، طبقه دوم، خواهر و برادر و طبقه سوم عمه، خاله، دايي و عمو قرار دارند و زوجين با سه گانه همراه هستند. در ذيل سهم معين (فرض) هر يک از زوجين در قانون مدني بيان مي‌شود:

- ماده 913 ق.م. (طبقه اول): «....هر يک از زوجين که زنده باشد، فرض خود را مي‌برد و اين فرض عبارت است از نصف ترکه براي زوج و ربع آن براي زوجه در صورتي که ميت، اولاد يا اولادِ اولاد نداشته باشد و از ربع ترکه براي زوج و ثمن آن براي زوجه در صورتي که ميت، اولاد يا اولادِ اولاد داشته باشد و مابقي ترکه بر طبق مقررات مواد قبل ما بين ساير وراث تقسيم مي‌شود».

- ماده 927 ق.م. (طبقه دوم): «... هر يک از زوجين که باشد فرض خود را از اصل ترکه مي‌برد و اين فرض عبارت از نصف اصل ترکه براي زوج و ربع آن براي زوجه، متقربين به مادر هم، اعم از اجداد يا کلاله فرض خود را از اصل ترکه مي‌برند. هرگاه به واسطه ورود زوج يا زوجه نقصي موجود گردد نقص بر کلاله ابويني يا ابي يا بر اجداد ابي وارد مي‌شود».

- ماده 938 ق.م. (طبقه سوم): «... هر يک از زوجين که باشد فرض خود را از اصل ترکه مي‌برد و اين فرض عبارت است از نصف اصل ترکه براي زوج و ربع آن براي زوجه. متقرب به مادر هم نصيب خود را از اصل ترکه مي‌برد، باقي ترکه مال متقرب به پدر است و اگر نقصي هم باشد بر متقربين به پدر وارد مي‌شود».
1-1) ارث زوجين در قانون مدني

مبحث چهارم سهم الارث قانون مدني به طور کامل به نحوة ارث بردن زوجين در حالات مختلف اختصاص يافته که بيان مي‌شود:

1-1-1) ماده 940 ق.م: «زوجين که زوجيت آنها دائمي بوده و ممنوع از ارث نباشند از يکديگر ارث مي‌برند». پس زوجين به شرطي از يکديگر ارث مي‌برند که زوجيت و عقد نکاح آنها دائمي باشد (نه موقت)، از دين هم خارج نشده و قاتل مورث خود نيز نباشند.

2-1-1) ماده 946 ق.م: «زوج از تمام اموال زوجه ارث مي‌برد، ليکن زوجه (فقط) از اموال ذيل؛ 1. از اموال منقوله از هر قبيل که باشد 2. از ابنيه و اشجار ارث مي‌برد».

3-1-1) ماده 947 ق.م: «زوجه از قيمت ابنيه و اشجار ارث مي‌برد و نه از عين آنها و طريقه تقويم، آن است که ابنيه و اشجار با فرض استحقاق بقاء در زمين بدون اجرت تقويم مي‌گردد».

4-1-1) ماده 948 ق.م: «هرگاه در مورد ماده قبل ورثه از اداء قيمت ابنيه و اشجار امتناع کند، زن مي‌تواند حق خود را از عين آنها استيفاء نمايد».

5-1-1) ماده 949 ق.م: «در صورت نبودن هيچ وارث ديگري به غير از زوج يا زوجه، شوهر تمام ترکه زن متوفاة خود را مي‌برد، ليکن زن فقط نصيب خود را و بقيه ترکه شوهر در حکم مال اشخاص بلاوارث و تابع ماده 866 ق.م. خواهد بود».

زوجين تنها وارثاني هستند که با همه طبقات جمع مي‌شوند و دو سهم (فرض) دارند؛ سهم اعلي و ادني (بالاترين و کمترين) اگر فرزند نداشته باشند، سهم اعلي بـراي زوج و بـراي زوجــه و اگـر فرزنــد داشتــه باشـند، بـراي زوج و بـراي زوجـه است. اصطلاحاً فرزند مانع تعلق سهم اعلي به والدين مي‌شوند. مطابق فتواي برخي از فقها سهم زوجين مشخص بوده و کم و زياد نمي‌شود. «لاينقص الزوج شيئاً من النصف او الربع و لايزاد علي ذلک و کذلک الزوجة لاتنقص من الربع او الثمن و لاتزاد علي ذلک...» (ر.ک. ابن البراج، 1406ق: ج2، ص139؛ طوسي، بي‌تا: ص64؛ فاضل هندي، 1420ق: ج2، ص229). حال اين سؤال‌ مطرح مي‌شود که به چه دليل زوجه از اموال غيرمنقول زوج مثل زمين ارث نمي‌برد؟ سهم زوجه ذات ولد چگونه است؟ در موردي که زن تنها وارث است، به چه دليل فقط سهم خود را ( ) مي‌برد و بقيه اموال زوج در حکم مال بدون ‌وارث است؟ در حالي که اگر زوج تنها وارث زوجه باشد، تمام اموال زوجه را به ارث مي‌برد؟ براي پاسخ‌گويي به اين سؤال‌ها برخي از فتاواي فقها مورد نقد و بررسي قرار مي‌گيرد.

2) ارث و سهم زوجه


در اين خصوص سه نظر بين فقهاي شيعه وجود دارد:

- ابن جنيد: «زوجه از عين تمام ماترک شوهر ارث مي‌برد» (بحرالعلوم، 1362: ج3، ص81).

- سيد مرتضي: «زوجه از قيمت تمام اموال و ماترک شوهر ارث مي‌برد» (سيد مرتضي، 1415ق: ص585).

- مشهور فقها: «زوجه في الجمله از برخي اموال شوهر ارث نمي‌برد». (ر.ک. سبزواري، 1423ق: ج2، ص835؛ شهيدثاني، 1413ق: ج13، ص185؛ نراقي، 1415ق: ج29، ص359).

در اينکه زوجه از چه اموالي عيناً و قيمتاً ارث نمي‌برد و از چه اموالي فقط عيناً ارث نمي‌برد و از نظر قيمت ارث مي‌برد، نيز بين فقها سه نظر وجود دارد.
1-2) ادله ابن جنيد

1-1-2)قرآن


«و لکم نصف ماترک ازواجکم ان لم يکن لهن ولد فان کان لهن ولد فلکم الربع مما ترکن من بعد وصية يوصين بها او دين و لهن الربع مما ترکتم ان لم يکن لکم ولـد فان کـان لکم ولد فلهنّ الثمن مّمـا ترکتـم من بعد وصيـة تـوصون بهـا او ديـن...» (نـساء، 12). (بـراي شمـا مـردان ماترک زنانتان است، اگر بدون فرزند باشند، ولي اگر ذات ولد باشند، سهم شما از آن چه به جاي مي‌گذارند، است؛ البته پس از پرداخت ديون متوفي و عمل به وصيت ايشـان و زوجه غيـرذات ولـد از ماترک شما ارث مي‌برد و زوجه ذات ولد ....).

کلمه «ما» در «ماترک» اسم موصول و شامل تمام اموال مي‌شود، لذا اختصاص آن به برخي اموال نيازمند دليل است. همچنين اين کلمه چهار مرتبه تکرار شده و سياق يکي است و تفاوت قائل شدن ميان برخي، ترجيح بلامرجح و بدون دليل است.

2-1-2) روايات


1-2-1-2) «... ان الزوج لاينقص من النصف شيئاً اذا لم يکن ولد و الزوجة لاتنقص من الربع شيئاً اذا لم يکن ولد...» (حرعاملي، 1414ق: ج26، ص155). (زوجي که از زوجه متوفي داراي فرزند نباشد، کمتر از نصف نمي‌برد و زوجه‌اي که داراي فرزند از زوج متوفي نباشد، کمتر از نمي‌برد). بنابراين اگر کسي قائل شود، زوجه از عين زمين يا چيز ديگري ارث نمي‌برد از سهمش کمتر مي‌شود.

2-2-1-2) «عن ابي جعفر(ع) في حديث قال: ان الله ادخل الزوج و الزوجة علي جميع اهل المواريث فلم ينقصها من الربع و الثمن» (همان). (امام باقر(ع) فرمود: خداوند زوج و زوجـه را بر تمام طبقات وارثين وارد کرد و سهم آنـها را از (حداقل سهم زوج) و (حداقل سهم زوجه) کمتر قرار نداده، لذا اگر کسي قائل شود زن از عين برخي ماترک ارث نمي‌برد، سهم زوجه از کمتر مي‌شود).

3-2-1-2) «عن ابي بصير قال قرأ علي ابوجعفر (ع) .... رجل توفي و ترک امرأته قال: للمراة الربع و مابقي فللامام(ع)» (همان، ص203). (از امام باقر و صادق (ع) نقل شده، چنانچه مردي فوت کند و تنها وارثش زوجه باشد، سهم زوجه است و مابقي اموال در حکم مال بلاوارث تحويل امام مي‌شود). در ايـن روايـات بـراي سهم زوجه قيدي معين نشده، لذا نمي‌توان آن را مقيد به غيرزمين نمود، بلکه به طور کلي مي‌فرمايند سهم زوجه است و استثنايي قائل نشده‌اند. حال اگر ارث بردن زوجه از عين ارض، عقار و امثال آن جايز نبود، بايد استثناء آن بيان مي‌شد.

4-2-1-2) «عن ابي بصير عن ابي عبدالله(ع) في امراة ماتت و ترکت زوجها قال: المال کله له، قلت فالرجل يموت و يترک امراته قال: المال لها» (همان، ج6، ص203). (امام صادق(ع) در مورد زوجه‌اي که فوت کرده و شوهر تنها وارث وي مي‌باشد فرمود: همة اموال زوجه به شوهر مي‌رسد، راوي مي‌گويد: اگر مرد فوت کند و زن تنها وارث باشد، چه بايد کرد؟ امام فرمود: تمام مال به زوجه مي‌رسد). اين روايت هم علاوه بر سهم زوجه، مابقي اموال شوهر متوفي را در مالکيت زوجه دانسته است. به همين مضمون حديث ديگري نيز نقل شده (همان).

5-2-1-2) «... الفضيل بن يسار البصري قال: سالت اباالحسن الرضا (ع) عن رجل مات و ترک امرأةً قرابةً ليس له قرابة غيرها قال: يدفع المال کله اليها» (همان، ج26، ص205). (فضيل از امام رضا(ع) سؤال کرد مردي فوت مي‌کند و تنها وارث او همسرش مي‌باشد که نسبت فاميلي هم با وي دارد امام فرمود: تمام ماترک زوج به زوجه داده مي‌شود). اگر محروميت زوجه از برخي ماترک جزو متفردات شيعه بود، امام(ع) بايد اين استثنا را بيان مي‌کرد، اما ايشان هيچ استثنايي بيان نکرده‌اند.

ابن جنيد با استناد به آيه سوره نساء و مجموع روايات معتقد است: «زوجه سهم خود را ( يا ) از عين ماترک ارث مي‌برد».

2-2) ادله سيد مرتضي


سيد مرتضي معتقد است: «زوجه تمام يا سهم خود را از عين برخي ماترک و از قيمت برخي ديگر به ارث مي‌برد». در نظريه سيد مرتضي از سهم زوجه چيزي کم نمي‌شود، منتهي يا از اراضي و ابنيه از جهت قيمت به وي پرداخت مي‌شود (سيدمرتضي، 1415ق: ص585). وي معتقد است راه جمع بين حفظ ظاهر کتاب که به زن و ارث مي‌رسد و رواياتي که زن را از برخي اموال غيرمنقول محروم ساخته، اين است که سهم زن را از قيمت اموال غيرمنقول پرداخت مي‌نمايند؛ همانطور که در مسأله «حبوه» (ارث اختصاصي پسر بزرگتر از برخي اموال) چنين استدلال کرده است.








برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان