بسم الله
 
EN

بازدیدها: 3,544

ايران بمب اتمي دارد!

  1389/10/8
خلاصه: روزنامه کيهان مطلبي را به قلم الکساندر پروخانوف به شرح زير منتشر کرده است...
روزنامه کيهان مطلبي را به قلم الکساندر پروخانوف به شرح زير منتشر کرده است:

تازه از ايران بازگشته ام: شهرهاي مدرن و جاده هاي عالي، سيلي از اتومبيل ها و آسمان خراش هاي بلورين که در چهارراه ها و بلوارهاي پرجمعيت واقع شده اند. منزل کوچک و ساده اي که آيت الله خميني رهبر کبير ايران در آنجا زندگي مي کرد، کسي که انقلاب روحاني بي سابقه اي را در جهان انجام داد و ايران را در کانون تمدن جهاني قرار داد. مساجد و مقبره هاي شگفت انگيزي که مانند صدف برق زده و گنبدهاي طلايي خود را به آسمان نيلگون بلند کرده اند.

شهر مقدس قم که قدرت روحاني ايران درآنجا متمرکز شده است و دانشگاه ها و مدارس اسلامي فراواني که سوره ها و آيات قرآن را در آنجا مطالعه و تفسير مي کنند. ملاقات هايي با کارگزاران، وزراء، روشنفکران و سردبيران روزنامه هاي برجسته کشور انجام شد. گفتگوهايي با فقها نيز بعمل آمد. بازديد از مراکز رايانه اي بعمل آمد، جائي که در سالن ها و آزمايشگاه هاي با تجهيزات عالي، برنامه هاي رايانه اي طراحي مي شوند. قرآن به کمک اين نرم افزارها با تعابير و تفاسير مختلف مورد مطالعه قرار مي گيرد. گفتگوهايي با تکنوکرات ها و دانشمندان داشتم که در مورد نوسازي ايران و برنامه هسته اي آن کشور بود. در مراسم تعزيه مذهبي عاشورا شرکت کردم، مراسمي که هزاران مسلمان شب هنگام به خيابان هاي شهرها ريخته و در عزاداري شهادت امام حسين شرکت مي کنند.

من در درون صدها هزار نفر از مردم عزادار ايران که ناله و گريه مي کردند و همچنين در ميان علم هاي سنگين وزن که با پر شترمرغ تزيين شده بودند، حرکت مي کردم. در کنار من جوانان، کودکان و پيرمردان ريش سفيد حرکت مي کردند و بطور نمادين خود را با زنجير مي زدند تا غم و همدردي خود را نه تنها با امام شهيد، بلکه با همه غم زدگان جهان، رنج ديدگان و تمامي کساني که حقوق آنها بطور ناعادلانه پايمال شده است را ابراز کنند.

من اينگونه براي خود نتيجه گيري کردم که آري، ايران معاصر بمب دارد. اين بمب، همان سيماي جامعه و همان نظام اجتماعي و معنوي است که ايران پس از انقلاب اسلامي با آن وارد صحنه جهاني شد و تمامي نظام سلطه گر جهاني را به چالش کشيد.

اين نظام و جامعه- تکامل معنوي، بينش معنوي و حس عدالت الهي را در کانون حيات بشري قرار مي دهند و به اين اصل واقعاً يک مفهوم فراگير جهاني مي بخشند. زندگي دنيوي، عرف انساني، معيشت، فعاليت انساني، حرفه ها، علوم و کردار دنيوي را از نظر ارزش هاي آسماني مورد تفکر قرار داده و توجيه خود را در مکتب ديني و نيت الهي بدست مي آورند.

انرژي که انسان به زندگي خود اختصاص مي دهد براي مصرف ديوانه وار و ارضاي هوس هاي بي معني و مزمن، رفع نيازها، بوالهوسي ها و شهوات نيست، بلکه براي دستيابي به کمال، خلاقيت، جستجوي حقيقت و تطبيق زندگي دنيوي با زندگي بي پايان الهي و آسماني است.

ايران کشور باشگاه هاي شبانه و مراکز تفريحي، رستوران هاي مجلل و بارهاي استريپ تيز، شهوت راني و لذت پرستي نيست. در ايران اتکاي بي انتها به اين زندگي زودگذر- که بايستي در جريان آن لذت هاي بيشتري را بدست آورد، خريداري و پس انداز کرد- را مشاهده نمي کنيد. ايران، کشور دانشگاه ها و بسياري از مدارس، کشور کتابخانه ها و کرسي هاي واعظين، کشور ملت جوان خوشبين و به دور از الکل است، کشوري که عقل ملت جوان آن با هذيان الکل و مه مواد مخدر کدر نشده است. هنر و فلسفه ايران، رفتار نيک با يکديگر، با طبيعت و تمامي جهان مادي و معنوي را آموزش داده، احساسات حيواني درون انسان را رام کرده و ماهيت باطني و الهي را در انسان بيدار مي کنند.

عدالت- نکته اصلي فلسفه ديني و کشوري ايران است. همين عدالت است که در ايران نوع خاصي از دموکراسي را بوجود آورده است، اصل انتخابات از جمله مقررات الزامي و برطرف نشدني ايران است و شامل مجلس، احزاب، نهاد رياست جمهوري و قدرت مذهبي روحاني مي شود. آيت الله که رهبر عالي است و قدرت مذهبي و روحاني را در اختيار دارد از آسمان براي مردم نازل نشده، بلکه ثمره انتخاباتي است که در محيط روحاني برگزار مي شوند. حکومت ايران به دور از تصميمات خودسرانه و انفرادي است. حکومت ايران تعداد بي شماري از مصالحه ها و هماهنگي ها است که بين چند مرکز نفوذ و قدرت بعمل مي آيند. همين هماهنگي ها و جستجوي دايم مصالحه ها است که باعث مي شوند تا فرآيند سياسي ايران تا حدي کند شده، ولي از طرف ديگر، آن را بسيار موزون، منسجم و به دور از فراز و نشيب هاي تند نگه داشته است.

ايران تنها کشور مردان جوان پويا و فعال نيست. ايران کشور زنان جوان و آراسته که کاملا احساس آزادي مي کنند نيز است. زن ايراني موجودي اخمو، قوز کرده، فاقد حقوق و زنداني در پيله خود نيست. زن ايراني عضو زنده و فعال جامعه ايران است و در کنار مردان به سياست، علم و فرهنگ مي پردازد و تحصيلات کيفي را دريافت مي کند. زن ايراني از طريق نهادهاي سياسي و فرهنگي، اينترنت و مطبوعات آزاد با جامعه ايران ارتباط دارد و در اين جامعه همراه با مردان نقش مهم و برجسته اي را ايفا مي کند.

من ضمن بازديد از کلاسهاي دانشگاهي، آزمايشگاه هاي علمي، مدارس فقهي و خيابانهاي شهرهاي ايران هميشه انرژي جوان و خروشاني که در همه جا بود را احساس مي کردم. اين انرژي همان پلاسماي گرما هسته اي است که نظام مديريت دولتي و اجتماعي کشور آن را درک کرده و به کار گرفته است. اين انرژي قادر به شگفتي آفريدن در پيشرفت علمي و فکري، دلاوري نظامي و بصيرت الهي است.

آيت الله العظمي خميني اين انرژي را زنده کرد. او مردي صالح بود که پس از تبعيد به تهران آمد و ميليون ها نفر از ايرانيان مؤمن و حقيقت جو که توپ ها و مسلسلهاي شاه را شکست داده بودند را به سوي انقلاب هدايت کرد.

تنفر آمريکا از ايران در تمايل آمريکائيها براي تصاحب ثروتهاي بي شمار لايه هاي نفتي ايران نيست، در ترس از مشاهده بمب اتم در دست نظاميان ايران و تمايل سلطه بر اين منطقه بسيار حساس خاورميانه نيست. ترس و تنفر غرب از ايران به اين خاطر است که ايران با نظام دولتي و اجتماعي خود تمام جهان غرب را که جهاني فرتوت، متکبر، متجاوز و در حال نابودي است، به چالش کشيده است.
غرب که اقتدار خود را بر کيش ثروت، پول، بازارهاي اوراق بهادار و مصرف ديوانه وار استوار کرده است، نيروهاي زنده بشريت را تباه کرده و امروز اين جهان با شکست مواجه شده است.

ايران الگوي رفتاري ديگر و سازماندهي ديگري از جامعه که بر مبناي هماهنگي زمين و آسمان، ماشين و انسان، روح و ماده است را پيشنهاد مي کند. سيمايي که ايران به جهانيان عرضه مي کند، بسيار جذاب است. شايد دقيقاً در همين جا، در ايران است که پس از فروپاشي شوروي که نتوانست انديشه عدالت را تحقق بخشد، تلاش دلخواه و مطلوب بشريت براي ساخت جامعه هماهنگ و ايده آل تحقق يابد.

ايران دشمنان بسياري دارد. آنها کشور را محاصره کرده و تحريم هاي اقتصادي و نظامي را اعمال مي کنند. دانشمندان هسته اي ايران را به قتل رسانده، از ايران چهره اهريمني ساخته و آن را در جلوي چشمهاي افکار عمومي جهان تبديل به هيولاي وحشتناک مي کنند.

جاي بسي تأسف است که روسيه در اين نبرد خير و شر به دشمنان ايران ملحق شده و از شر جانبداري مي کند. روسيه خود را در جهان فرتوت در حال مرگ و محکوم به نابودي قرار داده و از ثروت مهم تاريخي خود، يعني انديشه عدالت دست کشيده است. روسيه قرن بيستم را در تلاش براي تحقق اين انديشه سپري کرد.

من شب در ميان انبوه مردم تهران حرکت مي کردم. صداي طبل ها و غريو شيپورها گوشم را پر کرده بودند. پرهاي شترمرغ بر فراز من تکان مي خوردند. در ميان آتش ها، چهره آيت الله خميني به من مي نگريست. ميليون ها نفر که به خيابان ها آمده بودند با همديگر نفس مي کشيدند و همزمان به شانه و قلب خود دست مي کوبيدند. همه اين صداها، ضربات و ريتم ها، ضربات دايره ها و تپش ميليون ها قلب، يک ارتعاش خاصي را بوجود مي آوردند و کوههاي پيرامون شهر و ستاره هاي آسماني از آن مي لرزيدند، آبهاي درياهاي اطراف ايران موج مي زدند و ملت ها و کشورهاي همسايه آن را مي شنيدند. بنظرم آمد که اين ارتعاش چهره جهان را دگرگون ساخته است. من سعادت دارم که بخشي از اين جهان دگرگون يافته هستم.

من در ميان انبوه مسلمانان راه مي رفتم و در همان حال با خداي ارتدوکس خود راز و نياز مي کردم و روسيه عزيز خود را دعا مي کردم

به نقل از سايت گردان حضرت علي اکبر عليه السلام

تگ ها: بمب خبر 




برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان