بسم الله
 
EN

بازدیدها: 814

شکار شکارچيان غيرقانوني

  1392/2/27
انسان از قديم الايام شکارچي بوده است و هنوز که هنوز است اين خصلت خود را ترک نکرده است. اما تفاوتي که بشر امروز با روزگار قديم دارد، افزايش تعداد نسل اوست. امروز ميلياردها انسان در سطح کره زمين پخش شده است بنابراين اگر قرار باشد هر کدام مثل اجداد خود عزم شکار کنند ديگر چيزي براي ديگران باقي نخواهد ماند. براي همين است که شکار کردن ممنوع شده است. اما اين ممنوعيت هم نتوانسته خصلت درنده خويي بعضي از ما را مهار کند و گاه اين خصلت دامن گونه هاي کمياب حيواني را هم مي گيرد. هنوز فاجعه شکار ببر مازندران و خرس آن هم به شکل فجيع را از خاطر نبرده ايم. حالا اين سوال پيش مي آيد که آيا در اين گير و دار قانونگذار دست روي دست گذاشته است و تخريب محيط زيست را تماشا مي کند؟

جواب قطعا منفي است چون نه تنها در قوانين عامي مثل قانون مجازات اسلامي مجازات‌هايي براي شکارچيان غيرقانوني در نظر گرفته شده است بلکه قوانين خاصي هم در اين خصوص به تصويب رسيده است. قانون شکار و صيد مصوب سال 1346 يک نمونه از اين قوانين خاص است.

تعريف صيد و شکار غير مجاز

معني شکار روشن است؛ وقتي براي به‌دست آوردن حيوان از روش هاي مختلفي مثل تدارک دام براي گرفتار شدن حيوان يا تفنگ شکاري استفاده کنيم، شکار کرده ايم. اما شکار کردن هميشه جرم نيست بلکه وقتي غيرمجاز تلقي مي‌شود که بدون دارا بودن پروانه مخصوص شکار و صيد يا با رعايت نکردن مقررات در نظر گرفته شده در قوانين موضوعه انجام شود. لازم به ذکر است که اين دو عمل تنها با فعل مثبت و ايجابي قابل تحقق هستند.

برخورد با شکارچي غيرمجاز

در قانون مجازات اسلامي فصلي به نام «احراق و تخريب و اتلاف اموال و حيوانات» وجود داردطبق مفاد ماده 679 اين قانون هر کسي که به عمد و بدون ضرورت حيوان حلال گوشت متعلق به ديگري يا حيواناتي که شکار آنها توسط دولت ممنوع اعلام شده است را تلف کند، مجازات خواهد شد.ابتدا در مورد اين ماده بايد به اين نکته اشاره کرد که طبق ماده 727 قانون مجازات اسلامي جرمي که بيان کرديم از جرائم قابل گذشت است يعني اگر شاکي از شکايت خود گذشت کند پرونده بسته مي شود. قابل گذشت بودن جرم کشتن حلال گوشت متعلق به ديگري منطقي به نظر مي رسد اما نسبت به کشتار حيواناتي که شکار آنها توسط دولت بنا به دلايل خاصي از جمله مفيد بودن آن‌گونه جانوري براي طبيعت زيستي ممنوع اعلام شده است، درست نيست و بهتر بود قانونگذار دو بخش ماده را از يکديگر تفکيک مي‌کرد و در دو ماده جداگانه بيان مي‌كرد و جرم دوم را از جرائم غير قابل گذشت تلقي مي‌کرد. 
تلاش قانونگذار براي برخورد با شکارچيان در قانون مجازات اسلامي يک ايراد ديگر هم دارد؛ استفاده از عبارت «حيوان حلال گوشت» به اين معني است که براي تعيين مصداق حيوانات حلال گوشت بايد به منابع فقهي رجوع کنيم و احتمالا درگير اختلاف نظرهايي که در اين خصوص وجود دارد مي‌شويم. از طرف ديگر به نظر مي‌رسد محدود کردن اين جرم به حيوانات حلال گوشت توجيه منطقي نداشته باشد زيرا اصولا تمامي حيوانات صرفا از منظر استفاده از گوشت‌شان قابل بهره‌وري نيستند. بلکه ممکن است کارآيي‌هاي ديگري نيز داشته باشند مانند محافظت سگ‌ها از يک منطقه. بنابراين اينکه فقط کشتن حيوان حلال گوشت را جرم بدانيم زياد منطقي نيست. 
ماده بعدي در اين زمينه ماده 680 قانون مجازات اسلامي است که بر اساس مفاد آن هر کس بر خلاف مقررات و بدون مجوز قانوني اقدام به شکار يا صيد حيوانات و جانوران وحشي حفاظت شده کند، مجازات خواهد شد. خوشبختانه ماده فوق فاقد اشکالي است که راجع به قابل گذشت بودن جرم موضوع ماده 679 اشاره شد و جرم موضوع اين ماده ازجرائم غير قابل گذشت است. اشاره ماده به«جانوران وحشي حفاظت شده» نشانه حساسيت دولت نسبت به اين گونه‌هاي جانوري(مثلا به خاطر کمياب بودن آنها) و متعاقبا پيش‌بيني کيفر سنگين‌تر در اين ماده در قياس با ماده قبل است. 
جالب است بدانيد که اگر شروع به شکار کنيد حتي اگر چيزي شکار نکرديد باز هم مجازات در انتظار شما خواهد بود. در ماده 15 قانون شکار و صيد شروع به شکار حيوانات قابل شکار و صيد جرم شناخته شده است و مرتکب به حداقل مجازات مقرر محکوم خواهد شد. در حالي که شروع به جرائم مربوط به حوزه شکار و صيد در قانون مجازات اسلامي جرم‌انگاري نشده است.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان