بسم الله
 
EN

بازدیدها: 670

آسيب شناسي وکالت دادگستري-قسمت چهارم

  1392/2/25
قسمت قبلي


آسيب هاي مربوط به وکلا


اين بررسي را بايد از آسيب هايي که مربوط به خود وکلاست آغاز کنيم. حرفه وکالت – اگر فرد شاغل به آن در پي انجامش به نحو بايسته و شايسته باشد- کاري تمام وقت، بلکه به تعبيري، بيست و چهار ساعته است. قسمتي از اين صرف وقت براي آن است که وکيل خود را از نظر جسمي و رواني در شرايطي مناسب براي اين کار بسيار دشوار نگه دارد و قسمتي ديگر صرف آماده نگه داشتن وکيل براي انجام کار به نحو مطلوب- از جهت علمي و فني مي شود و بديهي است همه اين ها به منظور انجام دادن درست و دقيق خودِ کارِ «وکالت» است که وکيل بقيه وقت خود را صرف آن خواهد کرد.

بنابراين خلاصه برنامه روزانه يک وکيل حرفه اي جدي چنين خواهد بود: بيدار شدن پيش از سپيده صبح. ورزش کردن به طور جدي(هميشه به دوستان و همکاران جوانم توصيه کرده ام و مي کنم که ورزش را نه يک تفنّن بلکه قسمتي جدي از کار تلقي کنند و اگر امکان و توان اش را دارند حتي به ورزش هاي رزمي نيز بپردازند.) صرف صبحانه و تنظيم وضع ظاهري، آن چنان که در خور يک وکيل است. مراجعه به دادسراها و دادگاه ها و شرکت ها مؤسسات طرف مشاوره.

در اين جا وکيل به نيم روز و ساعات بعد از ظهر خواهد رسيد و برنامه او يه صرف ناهاري ختم خواهد شد که اگر امکان صرف آن را با افراد خانواده اش داشته باشد فرد خوش شانسي است. زيرا معمولاً کمبود وقت او را وادار مي کند از وقت ناهار براي صرف ناهار به اصطلاح «کاري» با موکلين مهم استفاده و يا به خوردن غذايي به طور سريع و سرپايي اکتفا و از وقتي که صرفه جويي مي شود براي اجراي قسمت هايي از برنامه روزانه که در آن ها عقب مانده است، استفاده کند.

به اين ترتيب وقت بعد از ظهر وکيل، پس از صرف ناهار، مصروف مطالعه بايد بشود. به ياد داشته باشيم در کشور ما که خوش بختانه حقوق مدون و نوشته دارد و بحث «سوابق قضائي» آن چنان که در نظام قضائي آنگلوساکسون وجود دارد در آن مطرح نيست، وکيل حرفه اي بايد از آخرين آراء وحدت رويه ديوان عالي کشور و ديوان عدالت اداري، حتي المقدور آراء اصراري ديوان کشور، نظريات مشورتي اداره کل حقوقي قوه قضائيه و آخرين قوانين مصوب و اصطلاحات قوانين آگاه باشد. وقتي رويه هاي عملي دادسراها و دادگاه ها را- که گاهي با برداشت ارتجالي و مبني بر تبادر از متن قوانين متفاوت است- به اين مجموعه اضافه کنيم متوجه خواهيم شد که وکيل در اين زمينه کاري بس دشوار دارد.

اين را هم بگويم که اين گرفتاري در کشورهاي داراي حقوق نانوشته يا Judge made law  بزرگ تر و شديدتر است، هر چند که رايانه چه در اين کشورها و چه در کشور ما، کار را تا حدي سهل تر کرده است.

آن چه مسلم است فاصله زماني بين ساعت ناهار تا آغاز پذيرفتن موکلين در ساعات عصر براي انجام اين مطالعات و در عين حال نوشتن دادخواست و لايحه و تمهيد دفاع در پرونده ها کافي نيست.

با رسيدن ساعات عصر، وکيل ديدار با موکلين و افراد خواهان مشاوره را آغاز مي کند و وقتي بين 5/2 تا 4 ساعت- و گاهي بيشتر را – به اين امر اختصاص مي دهد. به اين ترتيب ساعات پاياني شب براي وکيل وقتي فرا مي رسد که هنوز کارهاي تحقيقي و مطالعاتي باقي مانده و لوايح و دادخواست هاي نانوشته و بلاخره تلفن هاي پاسخ داده نشده دارد. توصيه اين است که وکيل در جلسات مشاوره، به تلفن هيچ کس، جز همسر و پدر و مادرش، جواب ندهد و گفت و گوهاي تلفني را پس از پايان کار آخرين مشاوره انجام دهد.

مي بينيم روز وکيل در حالي به پايان مي رسد که ساعات باقيمانده از 24 ساعت اگر پاسخ گوي خواب و استراحت اش باشد، خوب است ولي معمولاً اين گونه نيست، زيرا هنوز کارهاي تحقيقاتي و نوشتني و تلفن هاي مهمي که بايد پاسخ داده شود، وجود دارد. در اين ميان خوردن شام با خانواده و صرف وقت با بچه ها- در مورد وکلاي متأهل- نيز از واجباتي است که اغلب قرباني شرايط کار مي شود. نتيجه اش اين که هر چند وکالت را کاري «آزاد» تلقي مي کنيم، اما وکلاي حرفه اي از هر «مستخدم در بند» ي «دربندتر» هستند.

البته شنيده ايم از وکلايي که هيچ يک از اين کارها را نمي کنند و وکيل هم هستند و حتي از نظر مالي هم مرفه و موفق اند. اين به «آسيب هاي» ديگري که ان شاالله بيان خواهيم کرد مربوط مي شود.

در بيان چگونگي زندگي وکلا از جهت رفاه و تنعّم از نعمات حيات گفته شده است:

وکيل در آغاز کارش نان ندارد (چون هنوز شناخته نشده و موکلين کافي ندارد و طبعاً وضع مادي اش خوب نيست.). در ميانه کار وقت ندارد (که تفصيل آن گذشت) و در پايان کار که – احتمالاً – هم نان دارد و هم وقت «دندان» براي خوردن ندارد! اين موضوع تا حد زيادي واقعيت دارد و مديريت کردن وضعيتي غير از آن، که براي وکيل نيز چون ديگر کسان زندگي متعادل و متعارفي ايجاد کند، با توجه به شرايط و مقتضيات کار وکالت در کشور ما، اگر محال نباشد، بسيار دشوار است.

ممکن است براي خواننده اين سؤال پيش بيايد که جذابيت شغلي با اين ويژگي ها چيست؟ سؤال کاملاً به جا و درستي است و در پاسخ به آن مي توان گفت:

اولاً- بسياري از کساني که وارد اين حرفه مي شوند خصوصيات آن را به طور دقيق نمي دانند. به همين جهت يا پس از ورود به اين حرفه ظرف مدت کوتاهي رهايش مي کنند و يا آن را به نحوي انجام مي دهند که با کار يک کارمند عادي در يک اداره دولتي- و يا در بهترين حالت در يک مؤسسه خصوصي- تفاوتي ندارد. به اين نحوه کار ايراد نمي توان گرفت، اگر ايرادي هست به انتخاب اوليه و رها نکردن کار پس از آن که فرد متوجه ويژگي هاي آن شد و دريافت که به اصطلاح «اين کاره نيست»، وارد است.

ثانياً- گروه ديگري با برنامه معين و با تمهيد مقدمات و در عين حال بدون احساس نياز به ابزارهاي علمي و فني که اشاره کرديم وارده اين حرفه مي شوند. هدف آن ها اين است که در کوتاه مدت به اصطلاح بارشان را ببندند و بروند. اين يکي از آسيب هايي است که به آن خواهيم پرداخت و شغل وکالت مطمئناً اين نيست.

ثالثاً- بالاخره کساني هستند که به دانش حقوق عشق مي ورزند و بهترين روش از قوه به فعل درآوردن آن را پرداختن به امر دفاع مي دانند. از جنبه هاي چالشي و مبارزه گونه کار وکالت لذت مي برند و وقتي به گرفتن حقي براي شخصي موفق مي شوند، رضايت خاطري که به ايشان دست مي دهد اولين و مهم ترين پاداش ايشان است و جنبه هاي مالي و مادي قضيه در مراحل بعدي قرار دارد. اين ها کساني هستند که برنامه روزانه زندگي شان را بيان کرديم. هر چند که دو گروه ديگر هم- به هر حال- نام وکيل بر خود دارند.

اين گروه سوم معمولاً «نام» را دارند، هر چند که ممکن است«نان» را –در حد گروه دوم- نداشته باشند.

با اين مقدمه که قسمت عمده آن به مسأله «وقت» براي وکيل دادگستري مربوط بود، در قسمتهاي بعدي به آسيب هاي وکالت ناشي از وکلا- به عنوان آحاد- مي پردازيم.



نويسنده:بهمن کشاورز






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان