بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,560

ماخذشناسي قواعد فقهي-قسمت نهم

  1392/2/24
قسمت قبلي


تاريخچه قواعد فقه در اهل سنت

سه مرحله اساسي بر قواعد فقهي اهل سنت سپري شده است که به اختصار آن هارا توضيح مي دهيم:

1 - مرحله پيدايش قواعد فقه در اهل سنت

با باز بودن باب اجتهاد انگيزه اي براي روي کرد اهل سنت نسبت به قواعد فقهي وجود نداشت، اما هنگامي که باب اجتهاد بسته شد و تقليدگرايي بر حوزه هاي فقاهت اهل سنت سايه افکند، توجه به قواعد فقهي پديدار شد، چرا که پيروان مذاهب مي خواستند فروع بر جاي مانده از امامان مذاهب را حفظ کنند، براي پاسداري از اين فروع، قالب هاي محدودتر و کلي تر را براي فروع متشابه جست وجو کردند و اين يکي از عوامل روي کرد آنان به قواعد فقهي بود.
عامل ديگر اين بود که علماي مذاهب مختلف براي پاسخ گويي به حوادث جديددچار مشکلات جدي شدند؛ از طرفي نمي خواستند باب تقليد شکسته شود و ازسوي ديگر حوادث نو ظهور، احکام جديدي را طلب مي کرد، اين بود که آنان به فروع و احکام پراکنده اي که از صاحبان مذاهب بر جاي مانده مراجعه کردند و از آن هاقضاياي کلي ساختند که هم بر موارد متعدد قابل انطباق باشد و هم در قياس بتواندعلت آن را تعيين کند. بدين منوال فقيهان مذاهب اهل سنت، به خصوص مذهب حنفي در قرن چهارم، به قواعد فقهي روي آوردند.
بنابراين، اين گونه قواعد فقهي که به شيوه استقرا و اشباه و نظائري از فروع امام مذهب خودشان به دست مي آمد تناسب ويژه اي با قياس داشت، در نتيجه نقطه عزيمت اهل سنت به قواعد فقهي، تلاشي کم مايه براي رهايي از تبعات وگرفتاري هاي پديده جمود و تقليدگرايي بود.

2 - مرحله تدوين

اولين کسي که از اهل سنت قواعد فقهي را گردآوري کرد ابوطاهر وباس حنفي (متوفاي 340ق. ) بود. سيوطي در اين زمينه مي نويسد:
ابوطاهر وباس از فقيهان قرن چهارم مهم ترين مذهب امام ابوحنيفه را به هفده قاعده کلي برگرداند و شبان گاه که مردمان از مسجد خارج مي شدند، قواعد را تکرارمي نمود تا اين که ابوسعيد هروي شافعي به صورت مخفيانه در مسجد حضور يافت و هنگامي که ابوطاهر قواعد را تکرار مي نمود او نيز گوش فرا مي داد تا اين که پس ازتکرار چندقاعده، با شنيدن صداي عطسه او، ابوطاهر متوجه حضور او شد وبا زدن، او را از مسجد خارج کرد و پس از آن واقعه، او ديگر قواعد خود را تکرار نکرد.
به هر حال در ميان آن قواعد، چند قاعده به چشم مي خورد:
1 - الامور بمقاصدها؛
2 - اليقين لا يزول بالشک؛
3 - المشقة تجلب التيسير؛
4 - الضرر يزال؛
5 - العادة محکمة(37).
اما ابوالحسن کرخي (متوفاي 340ق. ) که معاصر ابوطاهر بود در اصول خود آن قواعد را نقل کرده است؛ بدين ترتيب کتاب «اصول کرخي» اولين کتاب قواعد فقهي در اهل سنت محسوب مي شود که محتوي 37 قاعده است. بر اين اساس مذهب حنفي در تدوين قواعد فقهي از ساير مذاهب گوي سبقت را ربود، و ساير مذاهب درقرن هفتم و هشتم که آن را قرون طلايي تدوين قواعد نام نهاده اند، تاليفاتي در زمينه قواعد فقهي ارائه کردند. محمدبن ابراهيم ابي جرمي السهلکي (متوفاي 613ق. ) کتاب «القواعد في فروع الشافعيه» را تدوين کرد و سپس عزالدين عبدالسلام (متوفاي 660ق. ) با تدوين کتاب «قواعد الاحکام في مصالح الانام» سبک جديدي از قواعدفقهي را فرا روي فقيهان قرار داد، و از فقيهان مالکي ابوالعباس ادريس بن عبدالرحمن معروف به قرافي (متوفاي 684ق. ) کتاب «الفروق» را به رشته تحرير درآورد وبالاخره ابن تيميه حراني (متوفاي 728ق. ) کتاب «القواعد النورانية الفقهيه» را به نگارش درآورد.

3 - مرحله قانوني شدن قواعد

در قرن سيزدهم تحول بزرگي که در زمينه فقه اهل سنت ايجاد شد، تاثيرات به سزايي در رشد و شکوفايي قواعد فقهي به دنبال داشت. دولت عثماني براي ايجادنظم امور، محاکم نظامي تشکيل داده بود و براي اجراي احکام شرعي نياز به دستورالعمل هاي شرعي روشن و شفاف و در عين حال به شيوه مواد قانوني داشت تاامکان استناد به آن ها سريع و ساده باشد، از اين روي دولت عثماني عده اي از علماي حنفي را جمع کرد تا آنان احکام شرعي در بخش معاملات را به شيوه مواد قانوني گردآوري کنند، حاصل اين تلاش ها کتابي با عنوان «مجلة الاحکام العدلية» شد؛ اين کتاب به شدت تحت تاثير اشباه و نظاير ابن نجيم و خاتمه مجامع الحقايق خادمي قرار داشت.
در مقدمه اين کتاب 99 قاعده فقهي گردآوري شده است و داراي شرح هاي متعددي است که يکي از مهم ترين آن ها «درر الاحکام في شرح مجلة الاحکام» نوشته علي حيدر است.

قواعد نانوشته

اهل بيت عليهم السلام با توجه و عنايت در القا و آموزش اصول به اصحاب ويژه خود، قواعد فقهي بي شماري را براي پيروان خود به جاي گذاشتند که اغلب با لفظ کل وساير ادوات عموم بيان مي شوند. تعدادي از اين قواعد در کتاب هاي قواعد فقهي مورد بحث قرار گرفته است، اما با اين وصف هنوز قواعد فراوان ديگري در لابه لاي روايات و احيانا کلمات فقها وجود دارد که استخراج نشده است، بر اين اساس پژوهش در روايات ابواب فقهي و کلمات فقيهان براي جست وجوي قواعد فقهي امري ضروري است، البته بخشي از اين قواعد را مرحوم ملاحبيب الله کاشاني در «تسهيل المسالک» جمع کرده است که تعداد آن ها به پانصد قاعده مي رسد. موارد ذيل بخشي از قواعدي است که از «وسائل الشيعه» استخراج شده است.
1 - «لا قطع في شي ء من طعام غير مفروغ منه» (38).
2 - «کل مسکر من الاشربة يجب فيه کما يجب في الخمر من الحد» (39).
3 - «الحد لا يورث» (40).
4 - «لا کفالة في حد» (41).
5 - «کل ما له قشر من السمک و ما ليس له قشر فلا تاکله» (42).


---------------
37) ابن نجيم، الاشباه و النظائر، ص 7.
38) حرعاملي، وسائل الشيعه، ج 28، ابواب حد السرقه، باب 23، ح 8.
39) همان، ابواب حد المسکر، باب 7، ح 1.
40) همان، ابواب حد القذف، باب 22، ح 3.
41) همان، ابواب مقدمات الحدود، باب 21، ح 1.
42) همان، ج 24، ابواب الاطعمة المحرمه، باب 8، ح 1.







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان