بسم الله
 
EN

بازدیدها: 801

چه مجرميني از سرپرستي کودک محرومند؟!

  1392/2/24
محکوميت جزايي موثر يعني چه؟ چه ربطي به گواهي عدم سوء پيشينه‌ي کيفري دارد؟ اصلا چرا بايد سابقه‌اش اينقدر در آتيه‌اش تاثير گذار باشد؟

چند سال از زندگيشان مي گذرد، خيلي دوست دارند پدر و مادر شوند، خيلي دوست دارند کسي «مامان»، «بابا» صدايشان کند، زندگيشان دارد از هم مي پاشد، ديگر زمان پدر شدن رسيده، وقت مادر شدن سالهاست که گذشته.

شوهر دوست دارد وقتي وارد خانه مي شود کودکي دوان دوان به سويش آمده، آغوش بر او بگشايد و کودک نازنينش را محکم در آغوش کشد. ديگر زمان آن رسيده که زن نام زيباي مادر اختيار کند، دلش مي‌خواهد موي هاي دخترش را ببافد، لباس پسرش را با عشق مرتب کند و با بوسه‌اي عميق راهي مدرسه‌اش کند و …

خيلي دارد دير مي‌شود، امروز مرد که از خانه بيرون مي‌رفت موي سپيد سرش را ديد و آهي کشيد و گفت: «عزيزم دارو و درمان ها بي نتيجه است آمده باش وقتي برگشتم با هم برويم بهزيستي… »

وقتي کارمند بهزيستي برگه ي مدارک لازم را به دستشان مي دهد نمي دانند يک مدرک را مي توانند بگيرند يا نه؛ «گواهي برگ عدم سوء پيشينه کيفري زوجين» اما چرا بايد هراسان باشند، سالهاست که توبه کرده، سابقا جرمي مرتکب شده اما مجازاتش را کشيده.

به اينجاي قصه که مي رسي غصه ات مي گيرد، زوجي بي فرزند يعني درختي بي ثمر، خانه اي بي کودک يعني باغي بي نشاط، چرا به خاطر يک جرم کوچک، يک اشتباه قديمي تا آخر عمر از «بابا» شنيدن محروم باشد؟ اصلا همسرش چه گناهي کرده؟ چرا او نبايد به آرزوي ديرينه اش برسد؟ چقدر بي رحمند آنها که اين قوانين را وضع کرده اند!

ماده 1 قانون حمايت از کودکان بي سرپرست مي گويد؛ «هر زن و شوهر مقيم ايران مي توانند با توافق يکديگر، طفلي را با تصويب دادگاه و طبق مقررات اين قانون سرپرستي نمايد» اين تک ماده را که مي نگري نگران مي شوي، «هر» در اول اين ماده نگران کننده است يعني هر زن و شوهري مي توانند؟ نگراني زياد نمي پايد چرا که 8 شرط ذکر شده در ماده ي 3 براي طفل بي سرپرست، سرپرستاني (و نه والديني!) موجه در نظر گرفته است.

يکي از اين 8 شرط اين است که « هيچ يک از زوجين داراي محکوميت جزايي موثر به علت ارتکاب جرائم عمدي نباشند». محکوميت جزايي موثر يعني چه؟ چه ربطي به گواهي عدم سوء پيشينه ي کيفري دارد؟ اصلا چرا بايد سابقه اش اينقدر در آتيه اش تاثير گذار باشد؟ مجازاتش را که چشيده، زندانش را که کشيده، الآن هم که مثل بقيه سر در لاک خود فروبرده و به دنبال لقمه اي حلال زحمت مي کشد، چرا بايد علاوه بر محروميت از حقوق اجتماعي از پدر شدن اعتباري محروم شود؟ اسلام که تا بدين حد يتيم نوازي را تکريم کرده، پس چرا نمي گذاريم يتيمي صاحب پدر و مادر شود ولو اينکه اعتباري باشند نه واقعي؟

حتما شما هم سريال خدا حافظ بچه را ديده ايد و دلتان سوخته، که چرا يک سارق حق ندارد سرپرست طفلي شود؟ که مگر همسرش چه گناهي کرده؟ حتما شما هم دوست داشتيد بتوانند بچه را به سرقت برده و نزد خويش بزرگ کنند. اما بايد از جعبه ي جادويي فاصله گرفت و به دامان جامعه بازگشت، ديگر داستان ساخته ي ذهن يک شخص نيست، واقعيت است، جان انساني و آينده ي انساني در ميان است، آيا مي توان طفل را به کسي سپرد که قبلا سارق بوده؟ آيا تضميني هست که سارق سابق، دوباره سرقت نکند؟ آيا تضميني هست که از اين طفل سارقي حرفه اي نسازد؟ آيا قادر است محيطي بسازد که کودک رشد يابد و تعالي پيدا کند؟ آيا اين شخص صلاحيت سرپرستي اين کودک را دارد؟

ابتدا بايد يک موضوع روشن شود، محکوميت جزايي موثر چيست؟ بگذاريد قانوني که در اين باب به تصويب رسيده را بيان کنم.

قانون تعريف محکوميت‌هاي مؤثر در قوانين جزايي


‌ماده واحده – مراد از محکوميت‌هاي مؤثر کيفري مذکور در قوانين جزايي مصوب مجلس شوراي اسلامي عبارت است از:

‌الف – محکوميت به حد.

ب – محکوميت به قطع عضو.

ج – محکوميت لازم‌الاجرا به مجازات حبس از يک سال به بالا در جرائم عمدي.

د – محکوميت قطعي به جزاي نقدي به مبلغ بيست ميليون ( 000/000 /20 ) ريال يا بالاتر در جرائم عمدي ( اصلاحي سال 82 )

ه – سابقه محکوميت لازم‌الاجرا دو بار يا بيشتر به علت جرم‌هاي عمدي مشابه با هر ميزان مجازات.
‌جرم‌هاي سرقت، کلاهبرداري، اختلاس، ارتشاء، خيانت در امانت جزء جرم‌هاي مشابه محسوب مي‌شوند.

‌قانون فوق مشتمل بر ماده واحده در جلسه روز يکشنبه بيست و ششم مهر ماه يک هزار و سيصد و شصت و شش مجلس شوراي اسلامي تصويب و‌در تاريخ 1366?8?5 به تأييد شوراي نگهبان رسيده است.

پس مرتکبين خرده‌جرم‌ها سابقه‌شان پاک است مجرمي که به هيچ يک از بندهاي فوق محکوم نشده مثلا به جزاي نقدي کمتر از بيست ميليون تومان محکوم شده باشد، پس کسي که جرمي کوچک مرتکب شده از اين حکم مستثني است، اما سوال اينجاست که آيا لازم است مرتکب جرم سرقت هم از سرپرستي کودکي بي سرپرست محروم شود؟

با توجه به ماده ي فوق متوجه مي شويم گواهي عدم سوء پيشينه براي هر کسي صادر مي شود مگر اينکه محکوميت او مشمول يکي از بند هاي مواد فوق نباشد.

اين هشتمين شرط که «هيچ يک از زوجين داراي محکوميت جزايي موثر به علت ارتکاب جرائم عمدي نباشند» براي حمايت از کودک است چرا که فرض کنيد کسي که سابقا سرقت کرده است بخواهد کودکي به سرپرستي بگيريد، آيا اين شخص صلاحيت نگهداري اين کودک را دارد؟ چه رسد به اينکه صلاحيت تربيت اين کودک را داشته باشد، تربيت کودکان امري بسيار خطير است و بايد در نظر داشت که اگر اين شرط نبود از کودکان بي سرپرست سوء استفاده مي شد يا اينکه مراد از سرپرستي کودکان بي سرپرست محقق نمي شد.

باز ممکن است اين سوال مطرح شود که کسي که سابقا سرقت کرده پيشينه ي محکوميت کيفري دارد و توبه کرده است چرا نبايد کودکي را به سرپرستي برگزيند؟ نکته اينجاست که احراز توبه ي مجرم با توجه به وضع موجود ممکن نيست چرا که از طرفي نمي توان کسي را تحت نظر قرار داد و در پي حقيقي بودن توبه ي او به تحقيق پرداخت و از طرف ديگر با خوش بيني بي پايه و اساس نمي توان کودکي را به عنوان فرزند خوانده به کسي که سابقا سارق بوده و ادعا دارد توبه کرده سپرد.

در هر حال اين بحث را از دو نظر مي توان بيان کرد از نگاه ايده آل گرايانه، اينکه کودک بي سرپرست صاحب سرپرست شود و تحت سرپرستي فردي که توانايي سرپرستي دارد در آيد مطلوب است اما با نگاه واقع گرايانه اگر بنگريم به دليل خطر هاي احتمالي که در آينده متوجه اين کودک است و نيز به دليل حمايت از کودک بي سرپرست بايد در اين مورد احتياط کرد.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان