بسم الله
 
EN

بازدیدها: 735

خط‌‌‌دهي به افکار عمومي در شبکه‌هاي اجتماعي

  1392/2/22
خلاصه: وقتي مي­خواهيم نقش و تأثير شبکه­هاي اجتماعي را در موضوعي مانند انتخابات بسنجيم، لازم است که تفاوت کاربران از نظر ماهيت و نوع استفاده­اي آن‌ها از اين شبکه­ها را نيز مد نظر قرار دهيم. اين تفاوت نشان مي­دهد که درباره‌ي تأثير فضاي مجازي اجتماعي، بيشتر مي­توان پيش‌بيني­هايي ارائه داد تا اينکه با قطعيت از آن سخن گفت.

تفاوت کاربران شبکه­هاي اجتماعي

 
وقتي مي­خواهيم وضعيت شبکه­هاي اجتماعي مجازي در دوران انتخابات را بررسي کنيم، بايد اين نکته را مد نظر قرار دهيم که کاربران شبکه­هاي اجتماعي متفاوت هستند. آن­ها از قابليت­ها و امکانات متنوع شبکه­هاي اجتماعي به يک ميزان و در يک سطح استفاده نمي­کنند. برخي کاربران اينترنتي در چند شبکه‌ي اجتماعي عضو هستند، روزانه به اين سايت­ها سر مي­زنند و اکثر امکانات آن­ها را به کار مي­گيرند و برخي ديگر ممکن است تنها در يک سايت عضو باشند و هرازچندگاهي تنها به صفحه‌ي شخصي خودشان مراجعه کنند. بين اين دو گروه نيز کاربران اينترنتي بر حسب ميزان و نوع استفاده­شان از شبکه­هاي اجتماعي، در طيف وسيعي قرار مي­گيرند.
 
 کاربران اينترنتي را بر حسب نوع مواجهه­شان با شبکه­هاي اجتماعي به شکل­هاي مختلف دسته­بندي کرده‌اند. از جمله اين دسته­بندي­ها در پژوهش سايت «اندرسون آناليتيکس» درباره‌ي کاربران شبکه­هاي اجتماعي انجام شده است. اين پژوهش بر روي کاربران اينترنتي آمريکايي، با تأکيد بر چهار شبکه‌ي اجتماعي توييتر، فيس‌بوک، لينکدين و ماي‌اسپيس  انجام شده است. پس از گردآوري اطلاعات مربوط به نوع مواجهه‌ي اين کاربران با شبکه‌هاي اجتماعي، آن‌ها در هفت گروه دسته‌بندي شده‌اند. چهار گروه اعضاي اين سايت­ها، کاربران ماهر،[1] کاربران فراغتي،[2] کاربران به دنبال سرگرمي[3]و کاربران تجاري[4]نام‌گذاري شده‌اند. اما در اينترنت کاربراني هم وجود دارند که در استفاده از امکان­هاي جديد اينترنتي پيشگام هستند، ولي نسبت به عضويت در شبکه­هاي اجتماعي اشتياقي نشان نمي­دهند و در فعاليت­هاي آنلاين­شان آن‌ها را به کار نمي­گيرند. اين نوع کاربران غير شبکه­هاي اجتماعي نيز در سه گروه قرار گرفته‌اند. آن‌ها دليل عدم استفاده از اين سايت­ها را نداشتن وقت کافي، احساس عدم امنيت و احمقانه دانستن فعاليت در اين نوع شبکه­ها اعلام کرده‌اند و به ترتيب، کاربران پُرمشغله،[5] کاربران نگران[6]و کاربران بدبين[7]نام‌گذاري شده‌اند.
 
کاربران ماهر،فعال­ترين، حرفه­اي­ترين و کليدي­ترين گروه کاربران شبکه­هاي اجتماعي هستند. آن­ها پس از ورود به شبکه­هاي اجتماعي، به سرعت با محيط انطباق پيدا مي­کنند و تمايل دارند با اشخاص جديد در اين سايت­ها ارتباط برقرار کنند. اين گروه از کاربران در هر جايي، از جمله خانه و محل کار، به شبکه­هاي اجتماعي متصل مي­شوند، ولي بيشتر زمان استفاده‌شان از اين سايت­ها در محل کار است.
 
کاربران فراغتي، اغلب از طرف دوستان، اعضاي خانواده، همکاران يا ساير آشنايان به شبکه­هاي اجتماعي دعوت شده‌اند. آن‌ها کاربران به نسبت منفعل سايت­هاي شبکه اجتماعي محسوب مي­شوند که دريافت و توليد کمتري در اين رسانه­ها دارند. اين گروه اغلب تمايل دارند با دوستان و اعضاي خانواده‌شان در ارتباط باشند.
 
کاربرانِ به دنبال سرگرمي، استفاده‌ي تفنني از شبکه­هاي اجتماعي دارند و براي اين گروه از کاربران، شبکه­هاي اجتماعي تبديل به بخشي از زندگي شده است و هر روز به اين سايت­ها مراجعه مي­کنند. سرگرمي و تعامل با دوستان دو انگيزه‌ي اصلي آن‌ها براي مراجعه‌ي روزانه به شبکه­هاي اجتماعي هستند.
 
کاربران تجاري، شبکه­هاي اجتماعي را هدفمندتر به کار مي­گيرند. آن­ها نسبت به استفاده از اين شبکه­ها برخوردي حسابگرانه و منطقي دارند. آن­ها از شبکه­هاي اجتماعي استفاده مي­کنند چون ارزش شبکه‌سازي مجازي را دريافته‌اند و به مزايا و کاربردهاي مفيد آن در زندگي و تجارتشان پي برده‌اند و اين سايت­ها را در مواردي از قبيل سفرهاي بين‌المللي، ورزش و آموزش به کار مي­گيرند.
 
کاربران پرمشغله، عموماً از شبکه­هاي اجتماعي استفاده نمي­کنند. آن‌ها ديدگاه منفي نسبت به رسانه­هاي اجتماعي ندارند و تنها به دليل محدوديت زمان است که کاربر جدي اين سايت­ها به شمار نمي­آيند. از اين رو، اين گروه همواره در معرض پيوستن به شبکه­هاي اجتماعي قرار دارند و برخي از آن­ها از تعدادي از رسانه­هاي اجتماعي در سطح محدودي استفاده کرده­اند يا مي­کنند.
 
کاربران نگران، ترديدهايي درباره‌ي وضعيت امنيت و حريم خصوصي­شان در اين شبکه­ها دارند. آن­ها معمولاً پس از دريافت چند دعوت‌نامه از منابع مورد اعتمادشان به شبکه­هاي اجتماعي مي­پيوندند و در دسته‌ي کاربران فراغتي قرار مي­گيرند.
 
کاربران بدبين، کمترين تمايل و رغبت براي استفاده از شبکه­هاي اجتماعي دارند. تعدادي از اين کاربران استفاده­کنندگان حرفه­اي برخي ديگر از ابزارهاي تکنولوژيک و اينترنت هستند، ولي ديدي منفي نسبت به شبکه­هاي اجتماعي دارند. آن­ها هيچ گونه نگراني بابت مسائلي از قبيل حريم خصوصي در محيط شبکه­هاي اجتماعي ندارند، ولي شبکه­هاي اجتماعي را غيرمفيد و استفاده از آن‌ها را بيهوده توصيف مي­کنند.
 
نوع ديگري از تفاوت بين کاربران وجود دارد که مي­تواند در ارتباطات سياسي، به ويژه در زمان انتخابات، نقش مهمي ايفا کند؛ اگر نظريه‌ي الگوي دومرحله‌اي اطلاعات و نقش رهبران افکار در تأثيرگذاري بر افکار عمومي را بپذيريم، بايد ميان نقش و تأثير صفحات شبکه­هاي اجتماعي افراد و گروه­هاي مختلف تفاوت قائل شويم. به اين ترتيب، مي­توان گفت که ميان صفحات افراد مختلف زير و تأثير آن بر ساير کاربران اينترنتي تفاوت وجود دارد:
 
- صفحات مربوط به افراد عادي که از کانديداي مورد نظر خود طرفداري مي­کنند.
 
- صفحات خود کانديداها يا صفحه­هايي که به نام کانديداها ساخته مي­شوند.
 
- صفحات فعالان سياسي و احزاب مرتبط با هر کانديدا.
 
- صفحات فعالان مطبوعاتي.
 
- صفحات رسانه­هاي بيگانه‌ي فارسي‌زبان
 
انتخابات دوره دهم رياست جمهوري اولين و گسترده­ترين حضور فضاي مجازي و شبکه­هاي اجتماعي در عرصه سياست در ايران بود . پژوهش­هاي صورت گرفته در خارج از کشور درباره وقايع انتخابات رياست جمهوري سال 1388، در اغلب موارد فضاي مجازي و شبکه­هاي اجتماعي در ايران را به عنوان فضايي براي اعتراض مطرح کردند.
 
وقتي مي­خواهيم نقش و تأثير شبکه­هاي اجتماعي را در موضوعي مانند انتخابات بسنجيم لازم است که تفاوت کاربران از نظر ماهيت و نوع استفاده­اي که از اين شبکه­ها دارند را نيز مد نظر قرار دهيم. اين تفاوت نشان مي‌دهد که درباره‌ي تأثير فضاي مجازي و شبکه­هاي اجتماعي در انتخابات و وقايع و نتايج آن، بيشتر مي­توان پيش‌بيني­هايي ارائه داد تا اينکه با قطعيت از آن سخن گفت.
 

شبکه­هاي اجتماعي در دهمين دوره‌ي انتخابات رياست‌جمهوري

 
انتخابات دوره‌ي دهم رياست‌جمهوري احتمالاً اولين و گسترده­ترين حضور فضاي مجازي و شبکه­هاي اجتماعي در عرصه‌ي سياست در ايران بود که هم در داخل و هم در خارج از کشور، مقالات و تحقيقات مختلفي درباره‌ي آن منتشر شده است. پژوهش­هاي صورت‌گرفته در خارج از کشور درباره‌ي وقايع انتخابات رياست‌جمهوري سال 1388، در اغلب موارد فضاي مجازي و شبکه­هاي اجتماعي در ايران را به عنوان فضايي براي اعتراض مطرح کردند. طبق گزارش اين پژوهش­ها، در ايران به طور تقريبي 700 هزار بلاگر وجود دارد و رسانه­هاي جديد مانند فيس‌بوک، توييتر و يوتيوب، نقش کليدي را در گسترش اخبار مخالفان بازي مي­کنند. به زعم آن‌ها، اينترنت در کشورهايي مانند ايران اغلب به عنوان عاملي براي تغيير اجتماعي شهرت دارد و اينکه توانسته است يک حوزه‌ي عمومي جديد را ايجاد کند. اين پژوهش­ها با ديدگاهي مغرضانه جنبش­هاي اعتراضي زمان انتخابات دوره‌ي دهم را «انقلاب توييتر» نام نهادند.
 
رجبي در پايان‌نامه‌ي کارشناسي ارشد خود، به بررسي شبکه­هاي اجتماعي، به ويژه فيس‌بوک، در دهمين دوره‌ي انتخابات رياست‌جمهوري مي­پردازد. از نظر او، اينترنت را مي‌توان اولين حوزه‌ي عمومي جدي براي جامعه‌ي ايران دانست؛ اما حوزه‌ي عمومي نه به معناي هابرماسي آن (که کاملاً معطوف به نقد دولت و آزادي بيشتر است)؛ بلکه به معنايي متفاوت، يعني عرصه­‌اي براي شکل‌گيري، گسترش و تقويت روابط و مناسبات افراد با يکديگر. اينترنت در ايران، به تعميق و گسترش نقد سياسي، به مفهومي که در حوزه عمومي هابرماسي مطرح است منجر نمي‌شود. در ايران، اينترنت به عنوان حوزه‌ي عمومي، بايد به معناي عرصه‌اي براي شکل‌گيري، تقويت و شفاف شدن هنجارها و قواعد رفتاري تلقي کرد. طبق نتايج اين تحقيق، در دوران انتخابات 1388 شرايط حاکم بر گفت­وگوها و مناظره­هاي بين کاربران فيس‌بوک چندان عقلاني و انتقادي نبود و با اينکه همه‌ي طرفداران نامزدها از قابليت­هاي فيس‌بوک، يعني کامنت و برخي اوقات چت براي بحث و گفت­وگو استفاده مي‌کردند، گاهي اوقات تخريب رقيب و فحاشي و تحمل نکردن ديدگاه­هاي رقيب نيز رخ مي­داد. اما اين امر به اين معنا نيست که همه‌ي قواعد اخلاق گفت­و­گو ناديده گرفته شده است. مشارکت در گفت­وگوها، حق ابراز نظر و بيان تمايلات سياسي در فضاي فيس‌بوک در زمان انتخابات محقق شده است. به ويژه اينکه بحث­هاي انتخاباتي اکثراً جدي­تر و اصولي­­تر از بحث‌هاي خياباني بود و همين امر خيلي­ها را مجاب کرده بود که فرصت­ فيس‌بوک را از دست ندهند (رجبي، 1389).
 
نتايج حاصل از يافته­هاي اين تحقيق نشان مي­دهد که آزادي فضاي فيس‌بوک و فضاي واقعي، در روزهاي منتهي به پايان انتخابات، منجر به خوداظهاري کاربران و آشکارا ابراز کردن علايق و عقايدشان شده است. همچنين دسترسي سريع و آسان و بدون هزينه به اين شبکه‌ي اجتماعي، فيلتر نبودن در اين مقطع زماني، نبود رسانه‌هاي آزاد و منتقد، کنترل کمتر اين رسانه، امکان درج نظر و اخبار در هر لحظه و امکان مشاهده‌ي انعکاس نظرات کاربران، نداشتن مخاطرات و هزينه­هاي بحث­هاي رودررو، از جمله دلايلي است که موجب خودگشودگي کاربران ايراني در فيس‌بوک شده است (همان).
 
انتخابات دوره‌ي دهم رياست‌جمهوري احتمالاً اولين و گسترده‌ترين حضور فضاي مجازي و شبکه‌هاي اجتماعي در عرصه‌ي سياست در ايران بود که هم در داخل و هم در خارج از کشور، مقالات و تحقيقات مختلفي درباره‌ي آن منتشر شده است. پژوهش‌هاي صورت‌گرفته در خارج از کشور درباره‌ي وقايع انتخابات رياست‌جمهوري سال 1388، در اغلب موارد، فضاي مجازي و شبکه‌هاي اجتماعي در ايران را به عنوان فضايي براي اعتراض مطرح کردند.
 
البته بايد به اين موضوع نيز توجه داشت که انتقال مباحث سياسي به فضاي مجازي، کساني را که به اين فضا دسترسي ندارند، محروم مي‌کند و بنابراين به شکل‌گيري يک حوزه‌ي عمومي انحصارگرايانه، نخبه‌گرايانه و به دور از الگوي آرماني کمک مي‌کند. بنابراين، ارتباط­دهندگي در اينترنت، متضمن يک حوزه‌ي عمومي نيرومند و مبتني بر نمايندگي نيست و شهروندان را به لحاظ سياسي فعال نمي‌کند.
 

پيش­بيني­ها براي انتخابات دوره‌ي يازدهم

 
همان ­طور که پيش‌تر گفته شد، درباره‌ي تأثير فضاي مجازي و شبکه­هاي اجتماعي در انتخابات و وقايع و نتايج آن نمي­توان نظري قطعي ارائه کرد، بلکه مي­توان احتمالات و پيش­بيني­ها را مورد توجه قرار داد. علت اين موضوع از يک سو، تفاوت کاربران است. به طور مثال، تأثيرگذاري و تأثيرپذيري کاربران ماهر و کاربران فراغتي متفاوت است و همين­ طور نقش و تأثير شبکه­هاي اجتماعي افراد عادي در مقايسه با افراد و گروه­هايي که رهبران فکري محسوب مي­شوند با هم برابر نيست. به علاوه متغيرهاي ديگري خارج از فضاي مجازي نيز در اين عرصه دخيل هستند و تجربه‌ي سال­ها انتخابات نشان داده است که رفتارهاي انتخاباتي ايرانيان به راحتي قابل پيش­بيني نيست.
 
از ديگر نکاتي که به آن اشاره کرديم تمايز قائل شدن ميان آنچه «درون» و «بيرون» مبارزات انتخاباتي رخ مي‌دهد است و اينکه فضاي مجازي در هر دو مورد کاربرد دارد. شاهد اين ادعا، نکاتي است که پايگاه خبري تحليلي پارسينه به آن اشاره مي­کند: وقتي در دنياي واقعي و فضاي شهري، تبليغات انتخاباتي رياست‌جمهوري طبق قانون کشور، مقطع و زمان خاصي دارد، براي برخي کانديداها دنياي مجازي فرصتي است تا اقداماتي که نمي­توانند در خيابان (و ديگر رسانه­ها) صورت دهند به اينترنت بکشانند و با هر نام و نشاني براي تبليغ خود استفاده کنند. بسيار آسان هم مي­توانند از زير بار مسئوليت اين صفحه­ها فرار کنند و آن را به افرادي غير از خود منتسب نمايند.
 
به همين دليل، شبکه­هاي اجتماعي اين روزها صفحه­هاي جديدي را در خود مي­بيند که هر يک به نفع کانديدايي خاص در حال تبليغ هستند و صفحاتشان دائماً به‌روز مي­شوند و انواع عکس و شعار و مطلب در آن قرار داده‌اند. در مورد يکي از کانديداها، تعداد صفحه­هايي که خود را به اين طيف نسبت مي­دهند آن قدر زياد هستند که نمي­توان ادعا کرد، کدام صفحه متعلق به آن‌هاست و کدام نيست و همه‌ي اين صفحات در قالب­هاي مختلف، پويشي را براي دعوت از اين کانديدا به راه انداخته‌اند.
 
در انتخابات دوره‌ي دهم، طرفداران برخي از کانديداها دسترسي بيشتري به شبکه‌هاي اجتماعي داشتند و تعاملات، ارتباطات و اطلاع‌رساني زيادي را از آن طريق انجام دادند. اين تجربه مي‌تواند اهميت شبکه‌‌هاي اجتماعي را براي ساير کانديداها نيز روشن کند و به نوعي ستادهاي انتخاباتي اينترنتي شکل بگيرد.
 
با توجه به آنچه گفته شد، چه فرضيات و احتمالاتي را مي­توان براي انتخابات دوره‌ي يازدهم ارائه داد؟ در انتخابات دوره‌ي دهم، طرفداران برخي از کانديداها دسترسي بيشتري به شبکه­هاي اجتماعي داشتند و تعاملات، ارتباطات و اطلاع­رساني زيادي را از آن طريق انجام دادند. اين تجربه مي­تواند اهميت شبکه­هاي اجتماعي را براي ساير کانديداها نيز روشن کند و به منظور افزايش مشارکت در انتخابات، فعاليت در شبکه­هاي اجتماعي گسترش پيدا کند يا حتي به نوعي ستادهاي انتخاباتي اينترنتي نيز شکل بگيرد. آيا همه‌ي کانديداها مي­توانند و يا مي‌خواهند در شبکه­هاي اجتماعي فعاليت کنند و از اين طريق نيز دست به تبليغات بزنند؟ وضعيت چه کانديداهايي در اين زمينه بهتر خواهد بود؟ وضعيت فيلترينگ اينترنت و شبکه­هاي اجتماعي در دوره‌ي انتخابات چگونه خواهد بود؟ آيا ممکن است تا زمان برگزاري انتخابات، کانديداها صفحه­هايي رسمي در شبکه­هاي اجتماعي براي خود در نظر بگيرند؟ در هر کدام از اين صفحات شاهد چه چيزهايي خواهيم بود؟ چه نمادهاي شاخصي وارد عمل مي­شوند؟ آيا مثل انتخابات دوره‌ي دهم رياست‌جمهوري، رنگ­ها به نماد تبديل مي­شوند؟ در اين صفحات چه گروه­هايي ايجاد مي­شود؟ کدام جنبش­هاي اجتماعي روز يا رويداد مهم جهاني مورد حمايت قرار مي­گيرد؟ چه لينک­هايي بيشتر به اشتراک گذاشته مي­شود؟ تصاوير پروفايل­ها چه خواهد بود و سرانجام چه جملات و شعارهايي روي ديوارنوشته­ها قرار مي­گيرد؟
 
------------- 
منابع:
 · رجبي، زهره (1389)، «بازنمايي گرايش‌هاي سياسي کاربران ايراني در شبکه‌هاي اجتماعي مجازي با مطالعه‌ي موردي فيس‌بوک»، پايان‌نامه‌ي کارشناسي ارشد علوم ارتباطات اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي.
 ·  کاشاني، مجيدو سميهزارع (1391)، «مطالعه‌يجمعيت‌شناختيشبکه‌هاياجتماعيمجازي باتأکيدبرکاربرانفيس‌بوکدرايران»، ماهنامه‌ي کتاب ماه علوم اجتماعي، ش 56، ص 78 تا 84.
 · خانيکي، هادي و محمود بابائي (1391)، «تأثير سازوکارهاي ارتباطي اينترنت بر الگوهاي تعامل کنشگران فضاي سايبر ايران»، فصلنامه‌ي علوم اجتماعي، ش 56، ص 73 تا 115.



نويسنده: اعظم صوفياني





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان