بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,261

زن در نگاه فلاسفه اسلامي

  1392/2/13
خلاصه: همان‌طور که در ميان فلاسفه غرب به وضوح ديده مي‌شود که اغلب آنها ضدّ زن هستند، در ميان فلاسفه اسلامي نيز بسيار به اين نوع نگاه برمي‌خوريم. برخي از ازدواج سرباز مي‌زنند و برخي چون ملاصدرا زنان را جزوه گروه حيوانات مي دانند.اما در اين ميان کساني هم هستند که به برابري زن و مرد در خلقت قائلند و نر و ماده بودن را عارضي و امر عارضي را زائل مي‌شمارند.
پيغمبر اسلام(ص) زنان را محترم مي‌دانست، توصيه به تکريم و احترام به دختران و همسران بارها و بارها در روايات و سيره ائمه(س) تکرار شده است. با اين حال که گمان مي‌کنيم فلاسفه اسلامي مي‌بايست بيش از فلاسفه غرب، اعتقادي نسبت به تکريم زنان، رعايت حقوق آنان و برابري در خلقت داشته باشند. اما گاه شاهد نظراتي در بين ايشان هستيم که کاملا مغاير با اسلام است. همان‌طور که در ميان فلاسفه غرب به وضوح ديده مي‌شود که اغلب آنها ضدّ زن هستند، در ميان فلاسفه اسلامي نيز بسيار به اين نوع نگاه برمي‌خوريم. برخي از ازدواج سرباز مي‌زنند و برخي چون ملاصدرا زنان را جزوه گروه حيوانات مي دانند.اما در اين ميان کساني هم هستند که به برابري زن و مرد در خلقت قائلند و نر و ماده بودن را عارضي و امر عارضي را زائل مي‌شمارند.

ابن مسکويه:


ابن مسکويه  لذت زنان را حيواني، شهوي، زودگذر و غير الهي و دنيايي و ناقص ميداند و لذت مردان را فاعلي و عاقلانه و سعادت بخش و تام تلقي ميکند.اشکال اساسي و عمده وي اين است که در تمثيل به خطا رفته است. او بايست ميگفت: مردان و زنان دو نوع لذت دارند. او خيال کرده است مردان چون مردند لذت عقلي و کلي و زنان چون زنند لذت شهوي و جزئي دارند. درست است که واقعيت زن در جوامع آن روز غير از زنِ تربيت شده‌ي اسلامي است که اين مسأله منحصر به زن نيست بلکه شامل مرد هم مي‌شود. آيا درست است که او تا اين حد زنان را پايين بياورد، يعني آنها را در حد بهائم بداند که درکشان، جزئي و خَيالي و لذتشان زودگذر و غير حقيقي؟

ملاصدرا


صدرالمتألهين شيرازي در ضمن بر شمردن موارد عنايات حضرت حق، زن را از جمله آثار رحمت او ميشمارد و ميفرمايد: «و از عنايات الهي در خلقت زمين، تولد حيوانات مختلف است… که بعضي براي خوردن‌اند… و بعضي براي سوار شدن و زينت… و بعضي براي بار کشيدن… و بعضي براي تجمل و آسايش… و بعضي براي نکاح و آميزش… و بعضي براي تهيه ي پوشاک و خانه و اثاث… » ملاهادي سبزواري در توضيح آن بيان فرموده است:در ادراج و داخل کردن زن در سلک حيوانات، اشارة لطيفي وجود دارد، به اين معنا که «زن‌ها به سبب ضعف عقولشان و جمود و انحصارشان بر ادراک جزئيات و رغبت آنها در زخارف دنيا، از روي حق و صدق، نزديک است ملحق به حيوانات زبان بسته بشوند، چرا که اغلب، سيره آنها حکم چهار پايان را دارد ولي کساء و پوشش آنها به صورت انسان است، تا اينکه از مصاحبت با آنها و از برخوردشان تنفر حاصل نشود و در نکاح با آنها رغبت و ميل حاصل شود و از اين جهت در شرع مطهر، جانب و طرف مردان غلبه پيدا کرده است.»
تعبير ملاصدرا و تفسير ملاهادي، جزء تعجب، چيز ديگري در پي ندارد! اين افراط در نگاه به زنان، تا آنجا که آن‌ها را جزئي از حيوانات بدانند، بيش از هر چيز برگرفته از شرايط زندگي شخصي و اجتماعي آن‌روز اين فلاسفه بوده است.

ملاهادي سبزواري:

ملاهادي سبزواري، در شرح عبارت ملاصدرا درباره غلبه جزء نگري و ضعف عقل کل نگر در زنان و تمايل آنان به زيورها، کلمات مشهوري دارد. وي در اسرارالحکم نيز به ضعف قواي بدني زنان اشاره مي کند و دليل مکلف شدن زنان، پيش از مردان را ضعف زن درعقل نظري مي داند. به همين دليل است که شارع دختر را در سنين پايين تر مکلف کرده است تا با رعايت اخلاق، عقل عملي در وي استکمال يابد و ضعف وي در ناحيه عقل نظري جبران شود. افزون بر اين، تکليف، لطفي از جانب خداوند است و چون ارکان و جوارح دختر ضعيف تر است و چون گياهي لطيف زودتر پژمرده مي شود، زودتر تکليف شده است تا از اين لطف محروم نماند.

 

محي‌الدين عربي:


در انديشه ابن عربي زن و مرد بودن عارض بر انسانيت‌اند و در جوهره اصلي انسانيت دخيل نيستند. ابن عربي تصريح مي‌کند که زن از نظر کمالات معنوي حتي به مقام تعريف مي‌رسد و قطب هم مي‌شود هر چند به نبوت تشريعي نمي‌رسد. زن در چشم ابن عربي با مرد برابر است. و در توجيه آيات برتري مرد نسبت به زن، ابن عربي اين برتري را فقط در ايجاد ميداند نه در حقيقت انساني و کمالات.

ابن عربي زن را محل تکوين صور انساني، که در حقيقت صورت خداوند است، مي‌داند. بر اساس همين ديدگاه تساوي‌جويانه است که ابن عربي امامت زن در نماز را براي مردان جايز مي‌شمرد. او  علت سخن گفتن خدا با موسي را، خدمت او به خانواده و زنش مي‌داند، ابن عربي تصريح مي‌کند که ابتدا هيچ علاقه‌اي به ازدواج نداشته اما با شناخت مقام زن در نزد پيامبر(ص) ديدگاهش تغيير کرده است .

ابن عربي در تفسير آيه 228 سوره بقره مي‌گويد: انسانيت حقيقتي است که شامل زن و مرد مي شود. بنابراين مرد در انسانيت بر زن برتري ندارد و برتري هاي مرد عرضي است نه ذاتي، با اين حال، وي در توضيح اين آيه بر برتري مرد در ادراک عقلي و در توضيح آيه 282 از سوره بقره به تفاوت زن و مرد در قوه حافظه اشاره مي کند.

محي‌الدين زن را از مرد بيشتر محبوب دانسته، ميفرمايد: زن مظهري است که بيشتر جامع اسما و اوصاف الهي است، چون مرد مظهر قبول و انفعال و تحريک شدن در مقابل زن است و مخلوق از جانب اوست و زن مظهر و مجلاي انفعال الهي و خلقت از جانب اوست و فعل و تأثير الهي هم در او هست، به سبب اين که در مرد تصرف ميکند و او را مجذوب خود درمي‌آورد و محب خود ميسازد و اين نموداري از فاعليت خداوند است. اين نظر معارض و مغاير با رأي ابن مِسْکوَيْه است که ميفرمايد: لذت‌ انفعالي‌ شبيه ‌به لذت ‌زنان است و لذت‌ فاعلي ‌شبيه‌ به لذت مردان است ‌که نقد آن گذشت.محبت زن در نظر پيامبر(ص) و به تبع آن حضرت، محي‌الدين، معنوي و از نوع حبّ الهي است، نه بعد شهواني. محي‌الدين به اين دليل زن را در کمال بالاتر ميداند که پيامبر فرمود: حُبّب اِلَيَّ من دنياکم ثلاث: النساء و الطيب و قرة عيني في‌الصلوة ؛ از دنياي شما، زنان و عطر و بوي خوش محبوب منند و چشم روشني من در نماز است.

ابن رشد:


ابن رشد اندلسي، تحت تأثير انديشه هاي افلاطون بر اين باور بود که زنان از تمام استعدادهاي مردانه، از جمله رزم و فلسفه آموزي، البته در سطحي نازل‌تر، برخوردارند و مي توانند در الگوي دولت‌شهر افلاطوني به حکومت هم برسند. او معتقد بود که تفاوت‌هاي فاحش زن و مرد در علم، فهم و عمل چندان ناشي از ويژگي‌هاي طبيعي نيست و موقعيت فرودست آنان برخاسته از ظلم تاريخي است.

ابن سينا:


ابن سينا به جايگاه خانواده و نقش زن در آن معتقد است و عشق را گرامي مي‌دارد، او مي‌گويد: «زن شايسته شريک مرد، نگهبان مال او، جانشين او در خانه و امين او در تربيت فرزندان است.»

ابن سينا در «الشفاء الهيات» ازدواج را «برترين رکن مدينه» توصيف کرده و در تبيين انگيزه اجتماعي تشکيل خانواده گفته است: «فرزندي نياز است تا هنگام ناتواني و به وقت پيري، ياور پدر و مادر باشد و نسل ايشان را تداوم بخشد و ياد ايشان را پس از مرگ زنده بدارد. به نظر ابوعلي سينا، شوهر بايد همسر خود را تکريم نمايد و اگر بخواهد زن را به حسن رفتار و رعايت حرمت خويش وادارد، راهي جز اين ندارد و با تهديد و اجبار نمي تواند به اين هدف دست يابد. زيرا وقتي زن کرامت خود را ببيند، در حفظ و تداوم آن مي کوشد و از زوال آن مي ترسد.
ابن سينا در تبيين آنچه سبب تکريم زن مي شود نيز 3 نکته مهم را به اين شرح مورد توجه قرارداده است:

 دادن زينت نيکو به همسر

به گفته ابن سينا، با توجه به طبع زن و علاقه اش به زينت، مرد بايد باتوجه به وضع ظاهري وي، به شخصيت زن احترام بگذارد.

حفظ حجاب زن

ابن سينا با استناد به دستور شريعت اسلامي، رعايت ستر و پوشيدگي زن از بيگانگان را از ضرورت هاي تکريم و احترام زن دانسته و بر آن تأکيد کرده است.

?پرهيز از برانگيختن حسادت زن
ابن سينا، مرد را از توجه داشتن به زني غير از همسر خود و تحسين و تمجيد او نزد همسرش برحذر داشته و گفته است اين رفتار با هيبت مرد که رکن خانواده است، منافات دارد و سبب بروز نفرت و خصومت ميان زن و شوهر مي شود. از اين رو، سعادت خانواده و ضرورت پيروي از فضائل اخلاقي حکم مي کند که شوهر از اين شيوه رفتار بپرهيزد.

ابن سينا در «تدابير المنازل» به مسأله اشتغال زن نيز پرداخته و گفته است: زن اگر بيکار باشد، از نظر اخلاقي به بيراهه کشيده مي شود، احساس پوچي و بيهودگي مي کند و خود را با کارهاي لغو و بيهوده مشغول مي سازد؛ از اين رو، مرد بايد همسرش را به امور مهمه مشغول سازد.



نويسنده:مريم كمالي نژاد





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان