بسم الله
 
EN

بازدیدها: 709

بحثي در فلسفه بشري و اسلامي-قسمت سوم

  1391/12/20
قسمت قبلي


3 ـ فلسفة ماترياليسم [11] اصالت ماده (ماديت) .


دستة آخر از فلاسفه كساني هستند كه بوجود چيزي جز ماديات و اجسام قائل نيستند ماده را مستقل در وجود حتي بي نياز از خالق و ازلي و ابدي پنداشته اند . و هوش ، ادراك ، تعقل و افكار و كلية آثار روحي را هم تابع ماده (مغز) و از آثار و خواص آن مي شمارند .

فلسفة ماديت را برخي از متاخرين ماديين بر دو قسم مي نمايند : ماديت متافيزيكي يا مكانيكي و ماديت ديالكتيكي.

***

اصول و قوانين ماديت متافيزيكي:


الف ـ اصل عينيت و ثبوت (اينهماني) : يعني كه شخص در مطالعة موجودات و امور و حوادث ، سكون را بر حركت و عينيت و ثبوترا بر تغيير و حركت تحولي [12] ترجيح دهد . گفته مي شود اين رجحان شرط اساسي سبك متافيزيك است . و انگلس مي گويد بر طبق آن جهان منجمد جلوه مي كند .

ب ـ اصل جدائي موجودات : آن است كه شخص موجودات و امور را جدا جدا از يكديگر بنظر گيرد و به يكديگر ارتباطي ندهد .

و از اينروست نيز نظر يكجانبه در اشياء يعني شيئي كه داراي جهات متعدده است شخص تنها به يك جهت آن نظر دوخته و در آن قضاوت كند.

ج ـ اصل تقسيمات دائمي : آنستكه شخص پس از اينكه بر وفق اصل سابق موجوداترا جدا از يكديگر مطالعه نموده و قهرا تقسيماتي براي آنها قائل شد اين تقسيمات را دائمي و هميشگي و غير قابل تغيير در نظر گيرد . و از اينرو گفته اند متافيزيسين (معتقد به اصول متافيزيك) موجوداترا براي ابد تقسيم بندي مي كند و هر كدام را مستقل از ديگران مي دانند و بين آنها حصارهائي با ديوار چين مي كشد.

د ـ اصل تضاد اضداد: عبارت از اين است كه در نتيجة مطالعه و استدلال بسبك و روش اصول گذاشته براي هميشه دو شيئي مخالف در نظر شخص بكلي از يكديگر مجزا بوده و هيچگونه ارتباط و موضوع مشتركي براي آنها مورد توجه او نگردد.

بخلاف روش قانون و اصل تضاد كه در اسلوب ديالكتيك خواهد آمد كه مي گويند هر چيزي خودش و ضد خودش را داراست . در داخل هر شيئي دو قوة مخالف و متناقض موجود است اين دو قوه هميشه در كشمكش هستند يكي از آنرا بطرف اثبات و بقاء ،ديگري بطرف نفي و فناء مي كشد تا شيئ بصورت ديگر متحول گردد و از اينرو اصل و قانون تحول (بشرحي كه بعدا بازخواهد آمد) بدست مي آيد.

باري اين قسم از ماديت را كه روش استدلالي و مطالعي آن(علاوه بر اصل ماديت مشتركه بين جميع ماديين) بر اصول و قوانين گذشته بوده است ماديت متافيزيكي گفتند چون اين روش مطالعه را ناشي از فلسفه متافيزيك (ماوراء الطبيعه) پنداشته اند كه در آن بحث از وجود خداي غير متغير و ثابت و بحث از روح دائمي و بي مرگ و بحث از نيكي و بدي ثابت و معين مي شود پس گفته اند در نظر اين فلسفه موجودات عالم همه جا خشك و جامد و جدا هستند بنابراين فلسفة مادي را كه در موجودات عالم طبيعت و امور آن چنين روش و سبك مطالعه داشته است ماديت متافيزيكي ناميدند.

مي گويند در عين حاليكه طرز فكر و روش فلاسفة قرن هيجدهم بر اصول سابقة (متافيزيكي) بوده ولي حركت مكاني نيز براي اشياء قائل بوده اند مانند اينك سيارات بگرد خورشيد مي چرخند و تكاملي هم براي اشياء قائل بودند يعني هر حادثه اي در سير تكاملي خود دائما تكرار مي گردد. از اينجهت فلسفة آنها را ماديت مكانيكي (ماشيني) نيز مي نامند.

ژرژ پوليستر در كتاب اصول مقدماتي فلسفه مي گويد: «اين ماترياليسم متافيزيكي و ماشيني را ما از اينرو ماترياليسم مي گوئيم كه در صدد جواب گوئي مسئله اصلي فلسفه [13] است و ماده را عامل اساسي جهان مي داند و باين دليل متافيزيكي مي گوئيم كه جهان را چون مجموعة جامدي مي پندارد و از آنجهت ماشيني مي شمريم كه همه چيز از دريچة مكانيك نگريسته و بر اساس آن بررسي مي كند .»



نويسنده:حضرت آيت الله ميرزا جواد آقا تهراني (ره)






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان