بسم الله
 
EN

بازدیدها: 916

كرامت زن در گستره احكام اسلام - بلوغ -قسمت ششم

  1391/12/14
قسمت قبلي



آنچه به عنوان مضرات ازدواج در سنين پايين مطرح است، عبارتند از:
الف) ازدواج در سن پايين، موجب حاملگى در اين سنين مى‏گردد و اين حاملگى موجب چند ضرر بر كودك و مادر نوجوان مى‏شود:
1ـ خطرات مربوط به كودك:
احتمال افزايش مرده‏زايى، سقط جنين، كمبود رشد كودك زيرا بدن مادر هنوز در حال رشد است و جهت رشد خود نياز به تغذيه مناسب دارد در نتيجه جنين دچار كمبود مواد غذايى مى‏گردد و رشد كافى پيدا نمى‏كند. احتمال افزايش بيماريهايى چون عقب‏ماندگى ذهنى نيز در جنين زياد مى‏باشد.
2ـ خطرات مربوط به مادر:
افزايش زايمان غيرطبيعى و سزارين به دليل كافى نبودن رشد لگن كه موجب ضرر به جسم مادر مى‏شود. مادر در حال رشد است و به دليل حاملگى و مصرف مواد غذايى بدن او توسط جنين، بدن وى دچار كمبود مواد غذايى مى‏شود.
ــ در ارتباط با مسايل مذكور چند نكته را بايد يادآورى نمود:
1ـ حاملگى، قبل از تخمك‏گذارى هرگز به وقوع نمى‏پيوندد و دختر در هر سنى كه ازدواج نمايد از زمان تخمك‏گذارى، امكان حمل او وجود دارد. معمولاً دختران چند ماه بعد از وقوع حيض، (6 ماه تا 18 ماه) داراى تخمك مى‏گردند. لذا حتى اگر دختر 9 ساله ازدواج نمايد معمولاً تا مدتى بعد از وقوع حيض، امكان حاملگى او وجود دارد و با توجه به اينكه ميانگين سن وقوع حيض در دختران ايرانى حدود 13 سالگى است، پس جوانترين مادرها معمولاً بيش از 14 سال خواهند داشت. بجز موارد نادرى كه در 10، 11 سالگى تخمك‏گذارى داشته‏باشند.
2ـ مدتها قبل از وقوع حيض، اندامهاى جنسى دختر شروع به رشد مى‏نمايد و زمان بروز پديده حيض، اين اندامها رشد خود را نموده‏اند. لگن او نيز تا قبل از حيض، رشد خود را مى‏نمايد لذا زمانى كه امكان حاملگى و زايمان وجود دارد، لگن مادر نيز آمادگى لازم را جهت زايمان داراست مگر مواردى كه لگن دختر رشد بيشترى نخواهد كرد. آمار بالاى زايمانهاى غيرطبيعى در سنين پايين توسط سازمان جهانى بهداشت روشن مى‏كند كه سزارين‏هاى فراوان در مادران نوجوان در حقيقت مربوط به عدم بهداشت، كمبود امكانات درمانى و بيمارستانى و ناآگاهى مادران نوجوان نسبت به مسايل درمانى و بهداشتى مى‏باشد. لذا آمارها همواره نشان مى‏دهد كه در كشورهاى توسعه يافته مانند ژاپن ميزان زايمان غيرطبيعى در مادران نوجوان اندك است ولى در كشورهاى فقيرى چون اتيوپى يا بنگلادش، اين آمار بسيار بالا مى‏باشد. اين امر در حقيقت ارتباطى به سن مادر هنگام زايمان ندارد. با آموزش مناسب زنان باردار در هر سنى و گسترش امكانات بهداشت و درمان، ميزان زايمان غيرطبيعى در هر سنى كاهش خواهد يافت.
مرده‏زايى و سقط جنين نيز در حقيقت ارتباطى با سن مادر ندارد بلكه به شرايط زندگى و امكانات بهداشتى، درمانى و دانش مادر در هر سنى كه باشد، مربوط مى‏شود. در اين رابطه نيز در كشورهاى توسعه يافته آمار مرده‏زايى يا تولد نوزادان ناقص يا نارس در حاملگى‏هاى در سن پايين، اندك است ولى در كشورهاى در حال توسعه آمار بالا مى‏باشد.
3ـ مراحل رشد كودك، نشانگر اين امر است كه رشد ناگهانى بدن در دختران دو، سه سال قبل از حيض، شروع مى‏شود و بدن دختر تا زمان وقوع حيض، رشد خود را نموده است. پس از آن تا حدود زمان 18 سالگى بين 2 تا حداكثر 6 سانت قد رشد مى‏نمايد و رشد بدن بسيار اندك است. لذا وقوع حاملگى كه لزوما بعد از تخمك‏گذارى مى‏باشد، ضرر قابل توجهى به بدن مادر يا كودك وارد نخواهد ساخت. طبق تحقيقى كه در سال قحطى در يك كشور آفريقايى از نوزادان تازه متولد در آن سال انجام شده، مشخص گرديد كه اساسا سوء تغذيه مادر بر روى جنين تأثير چندانى نمى‏گذارد بلكه اثرات منفى آن متوجه مادرمى‏گردد. حال با توجه به اينكه مادر نوجوان رشد چندانى نخواهد كرد اگر در ايام حاملگى تغذيه مناسب داشته باشد نياز مادر و جنين هر دو كاملاً مرتفع خواهد شد. پس در حقيقت عوارض منفى جسمانى در حاملگى نوجوانان مربوط به فقر اقتصادى مادران نوجوان و يا ناآگاهى آنان نسبت به كيفيت تغذيه مناسب در ايام باردارى مى‏باشد؛ بخصوص كه ازدواج در سنين پايين معمولاً در جوامع عقب مانده اقتصادى واقع شده است و آمارها نيز عوارض سوء را در همين جوامع نشان مى‏دهد.(11)
كم خونى رايج در زنان حامله نوجوان نيز ارتباط چندانى با سن آنها ندارد بلكه اين بيمارى در بسيارى از زنان وجود دارد و اين امر در حقيقت به تغذيه نامناسب دوران حاملگى بستگى دارد.
4ـ امكان بيماريهايى چون منگوليسم در كودك، در حاملگى سنين بالا كه بدن رو به فرسودگى مى‏رود، زياد است و در حاملگى در سنين نوجوانى احتمال اين بيماريها زيادتر نمى‏شود. در اين سنين معمولاً تخمكها سالم و با طراوت مى‏باشند و احتمال بيمارى به ميزانى است كه دختر جوانى حامله شود.(12)
ب) ازدواج در سن پايين معمولاً همراه با ارتباط زناشويى در سنين پايين است و با توجه به اينكه در دختر 9 ساله هنوز اندامهاى جنسى رشد كامل نيافته است، موجب ضرر براى دختر مى‏شود.
با توجه به اين مسأله كه قبل از بروز منارك (اولين قاعدگى)، اندامهاى جنسى دختر رشد مى‏يابد يقينا دخترانى كه در آنان منارك به وقوع پيوسته، در آميزش جنسى با همسر خود دچار مشكلى نخواهند شد مگر آنكه داراى نقص جسمانى بوده يا بيمارى داشته باشند و اين مطلب ارتباطى با سن آنها ندارد. حال با توجه به اينكه امكان وقوع قاعدگى از 9 سالگى وجود دارد، پس دخترانى وجود دارند كه درصورتى كه در اين سن ازدواج نمايند، ضررى متوجه آنان نخواهد شد.

نكته:

لزوما بايد توجه داشت كه هيچ‏كس حق ندارد دختر 9 ساله را وادار به ازدواج نمايد و رضايت دختر، شرط نفوذ عقد مى‏باشد.(13) پس در تمامى موارد، سخن از دختر 9 ساله‏اى است كه خود خواهان ازدواج باشد. علاوه بر آن يكى از شروط صحت ازدواج دختر باكره، رضايت پدر به آن ازدواج مى‏باشد.(14) يعنى در حقيقت مردى با تجربه كه سنى از او گذشته است و علاقه‏مند به سرنوشت دختر خود مى‏باشد، در ارتباط با اين ازدواج تصميم مى‏گيرد. حال اگر دختر مايل به ازدواج با پسرى بود و پدر دختر نيز اين ازدواج را مطابق مصلحت دختر يافت و با آن موافق بود و دختر نيز در اين ازدواج متضرر نمى‏شد، آيا بايد منع قانونى براى اين ازدواج قرارداد؟ در حقيقت مهمترين مسأله در عدم موفقيت برخى ازدواجهاى زودهنگام، اجبار دختر به ازدواج مى‏باشد كه اين تحميل ازدواج، مخالف شرع مقدس اسلام و قانون مدنى ايران مى‏باشد. البته ضعف در اجراى قانون را نبايد به قانون تسرّى داد و قايل به امرى شد كه با شرع مقدس اسلام منافات داشته باشد يعنى ايجاد منع قانونى براى تمامى ازدواجهاى دختران كمتر از 15 يا 18 سال.

پيشنهــــــاد:

حال اگر دخترى 9 ساله برغم رضايت خود و پدرش هنوز از نظر اندامهاى جنسى، رشد لازم را نيافته و احتمال ضرر در ارتباط زناشويى با او وجود داشته باشد، مى‏توان بنابر تقاضاى هر يك از نزديكان و يا حتى مدعى‏العموم (مثلاً معلم مدرسه او يا محضردار كه عقد را ثبت مى‏نمايد)، پيشنهاد معاينه پزشكى دختر را نمود. احتمال ضرر مى‏تواند مجوز اين معاينه باشد و در صورتى كه پزشك جسم دختر را آماده مزاوجت نيافت تا زمان تأييد پزشك حكم به تأخير آن بدهد. ممكن است برخى اين ايراد را مطرح نمايند كه درصورت امكان وقوع عقد، كسى نمى‏تواند عملاً مانع مزاوجت بين زن و شوهر گردد كه در جواب بايد گفت در مواردى كه فردى احتمال ضرر را در مزاوجت دخترى (هرچند 13 ساله) مطرح نموده باشد، مى‏توان حكم نمود كه اعطاى سند ثبت ازدواج، منوط به ارائه تأييد پزشك مى‏باشد و يا اينكه در صورت ادعاى احتمال ضرر فردى حتى از سوى مدعى‏العموم اگر ازدواج بدون تأييد پزشك واقع شود و دختر از نظر جسمى متضرر گردد، مرد ملزم به پرداخت جريمه مى‏باشد.
ج) بسيارى، ازدواج در سن پايين را با توجه به تحولات روانى در سن نوجوانى، موجب ضرر بر عروس نوجوان مى‏دانند.
به نظر مى‏رسد كه با توجه به تحولات خاص دوران نوجوانى اين ايراد چندان منطقى نباشد. از نظر روانى نوجوان داراى احساسات جنسى و ميل جنسى شديد مى‏گردد و از طرفى، گروه همسالان براى او نقش مهمى دارد. او مى‏كوشد تا هويت مستقلى را براى خويش كسب كند و نيز داراى آشفتگى و هيجانات روحى است.
ازدواج براى چنين فردى مى‏تواند بسيار مفيد نيز باشد. نياز جنسى او را ارضا مى‏نمايد و هويت مستقلى را به عنوان خانم خانه براى او فراهم مى‏نمايد و آشفتگى روحى او راتسكين مى‏دهد. بيشترين فايده‏اى كه بر ازدواج مترتب است، جنبه ايجاد آرامش براى زن و شوهر مى‏باشد كه خداوند در قرآن نيز با عنوان "لتسكنوا اليها" (زوج را خلق كرديم تا در كنار آن سكينه و آرامش يابيد) به آن اشاره نموده است.




نويسنده: زهرا آيت اللهي






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان