بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,209

ماخذشناسي قواعد فقهي-قسمت هشتم

  1391/12/10
قسمت قبلي


5 - مرحله پيچيدگي و پختگي

اين مرحله که با ظهور و بروز شيخ انصاري در صحنه فقاهت شروع شد، قواعدفقهي به عنوان يک عنصر استنباطي مورد توجه فقيهان قرار گرفت، تحول در زمينه اصول فقه و برخي مسائل ديگر منجر به يک نوع نگرش عميق به قاعده فقهي شد. دراين مرحله به جاي کشف و دسته بندي قواعد فقهي، تعيين حدود و قلمرو و نسبت ميان قواعد فقهي با يک ديگر و تمايز قواعد فقهي از اصولي و ارائه يک تعريف جامع براي قواعد بيش از پيش در حوزه فقاهت شيعه مطرح گرديد، در ذيل به برخي از اين نکات اشاره مي شود:

الف) توجه به سابقه تاريخي قاعده

شيخ در بررسي قاعده فقهي به گذشته و سرمنشا قاعده توجه دارد. او در موردقاعده «ما يضمن بصحيحه يضمن بفاسده» و عکس آن مي گويد:
عبارت اين دو قاعده از زمان علامه حلي به بعد يافت شده است، ليکن از برخي کلمات شيخ مبناي آن دو به دست مي آيد(33).

ب) تعريف قاعده فقهي

شيخ انصاري در مبحث استصحاب به مناسبت اين که آيا استصحاب قاعده فقهي است يا اصولي، تعريفي از قاعده فقهي به دست مي دهد. او معتقد است که قاعده فقهي قاعده اي است که اجراي آن ميان مجتهد و مقلد مشترک است بر خلاف قاعده اصولي که مختص به مجتهد است(34).

ج) نسبت قاعده فقهي با برخي قواعد اصولي

جايگاه قاعده فقهي آن قدر در انديشه علمي شيخ والا است که در صددجست وجوي رابطه و نسبت ميان قاعده فقهي با برخي قواعد اصولي مشابه است. شيخ پس از طرح قواعدي هم چون «يد» ، «قرعه» ، «اصالت الصحة» و... به بيان رابطه آن ها با استصحاب مي پردازد؛ به عنوان نمونه، او در بحث استصحاب معتقد است که يد با استصحاب تعارض نمي کند، بلکه قاعده يد بر استصحاب حکومت دارد(35). درهمين مرحله قواعد فقهي است که عناصر مهم اصولي که بيان گر رابطه مفاهيم اصولي و فقهي بود با دقت هر چه تمام تر در قواعد فقهي به کار گرفته شد.

د) قواعد فقهي در کتاب هاي اصولي

در اين برهه، قواعد فقهي علي رغم اين که دانش مستقلي بود، ولي به دليل نداشتن جاي گاه مناسب علمي در کتاب هاي اصولي مورد بحث قرار گرفت و بحث هايي درکتاب هاي اصولي معتبر مثل «الذريعه» ، «العدة» ، «معارج الاصول» ، «معالم الاصول» و... صورت گرفت که قبل از اين مرحله بحث از قواعد فقهي در کتاب هاي اصولي سابقه نداشته است. شيخ در رسائل به بهانه اين که «اصالة الصحة» با «استصحاب» تعارضي ندارد، بحثي تفصيلي در مورد اصالة الصحة مطرح کرده است که در ابتدا ادله اعتبار آن و سپس در هفت مبحث مسائل مختلف آن را بررسي مي کند(36).
پس از شيخ پيروان او در کتاب هاي اصولي قاعده لا ضرر، اصالة الصحة، قاعده يد، قرعه، فراغ و تجاوز و... را مطرح کرده اند.




------------------------------
33) شيخ انصاري، مکاسب، ص 101.
34) همان، فرائد الاصول، ج 2، ص 544 و545.
35) همان، ص 706.
36) همان، ص 708.







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان