بسم الله
 
EN

بازدیدها: 676

خاطرات واقعي يک حقوقدان(19)تير قضا به هدف نشست

  1391/12/5
پس از بازگشت از سفر، مدتي در دادگاه شهرستان به همان کار پيشين خود پرداختيم تا شعبة 13 دادگاه استان، به دليل نياز به توسعة قضايي و تراکم پرونده‌ها، تأسيس شد. اين شعبه در اصل به کار کيفري مي‌رسيد و اکنون به حقوقي تبديل شده بود و شماري از...
 پرونده‌هاي کيفري را هم در گنجينة موجودي خود داشت که مي‌بايست رسيدگي شود.
 
رياست اين شعبه را به آقاي «محمود صمصامي مهاجر» داده بودند و من و آقاي «دکتر فتح‌الله دولتشاهي» را براي مستشاري در نظر گرفته بودند و، به گفته مأموران کارگزيني، مي‌خواستند شعبة نمونه تشکيل بدهند. زيرا، آقاي صمصامي مهاجر قاضي خوش‌فهم و پرکاري بود و انتخاب دو دکتر حقوق به عنوان مستشاران شعبه، دادگاه را از لحاظ علمي و نظري تقويت مي‌کرد.
 
پيشنهاد تغيير شغل را بي‌دغدغه و ترديد پذيرفتم، زيرا به حسن نيت و لطف وزير دادگستري مطمئن بودم و مي‌دانستم که هدف او دادن ترفيع کوچکي به منظور قدرداني از زحمات ناشي از بازرسي است. وانگهي، مي‌ديدم که همکاران شايسته‌اي در آن شعبه دارم. درباره حسن نظر «مرحوم الموتي»، بايد اين نکته را يادآور شوم که در پايان ماموريت بازرسي مرا به حضور پذيرفت؛ به استقبالم آمد و صورتم را بوسيد و از آنچه انجام شده بود تشکر کرد. همچنين، ضمن سخنان خود داستاني را نقل کرد که شنيدني است:
 
ضمن بازرسي و رسيدگي به شکايت‌ها در مشهد، به پرونده‌اي برخوردم که چند روستايي که به اتهام منازعه در زندان بودند، پس از پايان مدت محکوميت، مدت‌ها در زندان مانده بودند و کسي به فريادشان نمي‌رسيد و دادستان استان نيز به شکايت کسان زندانيان اعتنا نمي‌کرد. به اضافه، دريافته بودم که ايشان و رئيس دادگستري مشاغل مهم را به کساني مي‌دهند که عضويت تشکيلات پنهاني «سومکا» را پذيرفته‌اند و بدين ترتيب براي خود امپراتوري قضايي آفريده بودند.
 
ما اين تخلف آشکار دادستان کل و تشکيل سومکا را به مرکز گزارش داده بوديم و آقايان در دادگاه انتظامي و نزد وزير ادعا کرده بودند که گزارش‌ها دروغ و نوعي شايعه‌پراکني است. مرحوم الموتي بازرسي را پنهاني به مشهد فرستاده بود که در باره اين موضوع تحقيق کند و او هم دليلي به دست نياورده بود. زيرا، طبيعي است که براي تشکيلات پنهاني سند و مدرک منتشر نمي‌شود.
 
آقاي وزير نقل کرد که درباره صحت گزارش شما به ترديد افتاده بودم. منتها، دادستان استان را به دليل تخلف انتظامي تعقيب کردم و رئيس ديگري براي دادگستري فرستادم. رئيس جديد متوجه مي‌شود که يکي از کشوهاي ميز رياست بيرون نمي‌آيد و مانعي بر سر راه دارد. او پس از مدتي کندوکاو کشو را بيرون مي‌کشد. بسته کاغذي به زمين مي‌افتد که پس از خواندن آن معلوم مي‌شود که صورتجلسه‌هاي حزب سومکا است. جناب وزير ادامه دادند که اکنون خيالم آسوده شد و دانستم که شما با بيطرفي و دقت و تقوا انجام وظيفه کرده‌ايد و شايسته قدرداني هستيد.
 
بدين‌ترتيب، تير قضا به هدف نشست و از نخستين اتهام تبرئه شديم و من نيز رو سفيد و سرافراز به شعبه 13 دادگاه استان رفتم.


نويسنده: دكتر ناصر كاتوزيان





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان