بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,141

وکيل دادگستري وظيفه‌ اش چيست و از چه دفاع مي‌کند؟-قسمت چهارم

  1391/12/5
قسمت قبلي


نگاه اجمالي به متن گفت و گو و مقاله هاي چاپ شده نشان مي دهد که بر خلاف ظاهر، فقط عوام و معترضين يا به قول بعضي ها دشمنان عدالت نيستند که گاه و بيگاه به ماهيت و عملکرد وکيل دادگستري با سوء تعبير نگاه مي کنند و از وکلا مي خواهند از "مفسدين" دفاع نکنند، بلکه کم نيستند دلسوزاني هم که عمري را براي قانون مداري و اجراي عدالت هزينه کرده اند، اما برايشان شأن قابل قبولي نيست که وکيل دادگستري در هر پرونده اي وارد شود و از هر موکلي دفاع بکند.

به اين چند نمونه توجه بفرماييد:

1. " به عنوان يک وکيل  سالخورده يادآوري مي کنم که شرافت حرفه ي وکالت و سوگند را هرگز نبايد از خاطر ببريم. وکلاي جوان اگر احساس مي کنند در دعاوي اي از حقانيت برخوردار نيستند به قيمت هيچ حق الوکاله اي آن را نپذيرند " (مصاحبه با پيشکسوتان، ديدار با آلبرت برناردي، کانون وکلا شماره پياپي180و181سال1382ص 281)

2. " بهتر است که همکاران ما در اين شغل شريف و عظيم و قابل احترام کوشش کنند در کار خود رعايت اصول را بکنند و تا مادمي که پرونده اي از جهت حقوقي جواب مثبت نداشته باشد، قبول ننمايند"(مصاحبه با پيشکسوتان، ديدار با سيدعلي هاشميان همان ص289)

"...وظيفه ي وکيل دادگستري دفاع از حق است. اما يادمان نرود که "حق دفاع" هم حق است. حق دفاع هم حقي است که هر انساني دارد. اگر وکلاي دادگستري دفاع از متهمي را مقصر مي دانند، امکان استيفاي حق دفاع را از او سلب کرده اند و اين نه دفاع از حق که ناديده گرفتن حق است"(دکتر بهروز تقي خاني، مقتضاي وکالت در دعوا کيفري، همان، ش3،صص5-6) ملاحظه مي فرماييد که به رغم گذشت حدود 80 سال از سازمان يابي حرفه ي وکالت در کشور ما، هنوز دقيق و بدون چون و چرا معلوم نشده که وکيل دادگستري چه کاره است و حد گليم اش تا کجاست که نبايد پا را از آن بيرون بگذارد. خب، وقتي چنين است و وکلا خودشان هم مانده اند که در چه موردي و تا کجا بايد وکيل دادگستري دخالت و دفاع بکند، مردم که از زير و بم حرفه ي وکالت و محدويت هاي آن خبر ندارند، گناه شان چيست اگر تصور و تصويرهاي عجيب و غريب از شافلين به اين حرفه دارند؟

پاسخ اول: وکيل دادگستري از منافع و مصلحت موکل دفاع مي کند. بديهي ترين و سنتي ترين پاسخ اين است که وکيل همان گونه که از معني لغوي اش مستفاد مي شود، نايب موکل است. پس بايد در پي عمل به چيزي باشد که خواست و مصلحت موکل ايجاب مي کند. براي تحقق مصلحت موکل که ممکن است جلب منفعت يا دفع ضرر مادي يا معنوي باشد، وکيل بايد از آن چه موکل بالصراحه به او اختيار داده است يا بر حسب قرائن و عرف و عادت داخل اوست تجاوز نکند(م 667ق.م) " در فرضي هم که به وکيل اختيار داده شده که هر گونه که صلاح و مقتضي مي داند معامله [ عمل ] کند، رعايت مصلحت لازم است و حکم فضولي بودن عملي که وکيل بر خلاف غبطه ي موکل انجام داده از قواعد عمومي قرار داده است " با اين حساب طبيعي است که موکل در قبال حق الوکاله ي پرداختي، توقع دارد از تفويض وکالت نتيجه ي مطلوب بگيرد.

اگر اين تعبير را از رابطه ي موکل و وکيل دادگستري هم بپذيريم، معني اش اين است که مصلحت و غبطه ي حداقل نيمي از کساني که براي وکالت – و ايضاً مشاوره – به وکيل دادگستري مراجعه مي کنند، جزئاً يا کلاً ايجاب نمي کند که درباره شان حق و قانون اجرا شود. بنابراين، حضراتي که در اين طرف قضيه قبول وکالت مي کنند يا مشاوره مي دهند، - بدون توجه به لزوم تقدم زماني و وحدت قصد- معاونت در اِثم مي کنند و نان پيشبرد اهداف سوء موکل را ميخورند نه وکالت دادگستري. دليلش هم روشن است: اين دسته از مراجعين اگر مي خواستند قانون و عدالت درباره شان اجرا شود که کارشان – جز در موارد حقانيت يا ترديد – به دادگستري نمي کشيد تا ناچار به گرفتن وکيل و پرداخت حق الوکاله بشوند. وکيل هم حق ندارد به اعتبار قيد يا صفت "دادگستري" که دنبال اسم اش است، از موکل حق الوکاله بگيرد ولي خارج از مصلحت او اقدام کند. بله، گفتن ندارد که: "وکالت در هر امر مستلزم وکالت در لوازم و مقدمات آن نيز هست، مگر آن که تصريح به عدم وکالت شده باشد" (م671 ق.م). اما اين هم گفتن ندارد که رعايت حق و عدالت و قانون، با هيچ توجيهي هميشه و براي دو طرف دعوا جزء لوازم و مقدمات مورد وکالت محسوب نمي شود. اما، دوستان بهتر از من مي دانند که اين تلقي و اين نوع نگاه به حرفه ي وکالت دادگستري که اين روزها متأسفانه دوباره معمول شده، وجاهت قانوني ندارد.

براي اينکه قرارداد وکالت دادگستري، ترکيبي از عقود و قراردادهاي مختلف است که در مجموع، آن را از عقد وکالت متمايز مي کند. رابطه ي خاصي است که قيد و بندهاي آن در مقررات مربوط به خودش آمده است. پس، لازم است نگاه مان به حرفه ي وکالت از منظر ديگري غير از "استنابه در تصرف" باشد.

پاسخ دوم: وکيل دادگستري از قانون و اجراي درست آن دفاع مي کند. يکي از پاسخ ها همين است. قوانين و مقررات و قواعد حقوقي، حقوق و تکاليفي براي اشخاص تعيين کرده اند که گاهي به دلايل مختلف مورد سوء تفاهم واقع مي شوند و يا خواسته يا ناخواسته حد و حدود آن ها گرفتار بگومگو و اصطکاک مي شود که حل و فصل آن ها به دادگستري مي کشد. وظيفه ي وکيل دادگستري اين است که از حقوق قانوني موکل دفاع کند و جلو تجاوز به آن را خواه از طرف ديگر دعوا باشد و خواه از طرف مقامات و مأمورين بگيرد. آن چه وکيل از آن دفاع مي کند قانون است که ممکن است شکلي باشد يا ماهيتي. اين که قانون منطقي است يا غيرمنطقي، خوب است يا بد، عادلانه است يا ظالمانه، اثري در وظيفه ي وکيل ندارد. او از قانون و اجراي درست آن دفاع مي کند، با اين فرض که با کارش از تجاوز به حقي جلوگيري مي کند يا حقي را به حق دار مي رساند. به رابطه ي "حق" و "قانون" در قسمت بعد اشاره مي کنم. ولي عجالتاً اين پرسش را جلو دوستان مي گذارم که اگر وکيل هميشه و همه جا از قانون و اجراي درست آن دفاع مي کند، قانون شکنان و خاطيان براي چه به او مراجعه مي کنند و از او کمک مي طلبند؟

موارد ترديد و بي گناهي را کنار مي گذاريم. چون پيش مي آيد مواردي که زيان کار يا متهم واقعاً دل اش نمي خواسته زيان مالي، جسمي يا حيثيتي به کسي وارد کند، اما از بد حادثه پاي اش به مراجع قضايي کشانده شده و به ناچار براي اثبات بي گناهي خود، دست به دامن وکيل مي شود. در ساير موارد که پاي خاطيان و مجرمان واقعي در ميان است، چرا آن ها امضاء يا اثر انگشت زير برگ وکالت نامه مي گذارند؟ براي اجراي قانون که نيست. چون اين ها تمام هوش و حواس خود را به کار برده اند تا حقي را پايمال کنند، حيثيتي را لکه دار نمايند يا زندگي را از انساني بگيرند و دست آخر از چنگ قانون بگريزند. جمع اين دو چطور ممکن است؟ ارتکاب عمدي عمل خلاف قانون و دادن حق الوکاله براي اجراي درست قانون؟ کوسه و ريش پهن که نمي شود، مي شود؟ و يا پيش مي آيد که حتي در وقوع عمدي جرم يا تضييع عمدي حق ديگران، چه بسا عنوان جرم واقع شده يا خلاف حقوقي انجام شده، قانوناً متفاوت از چيزي باشد که ذي حق مدعي است و در نتيجه، شدت مجازات يا ميزان خسارت وارده متفاوت از آني باشد که ابتدا به نظر مي رسد و کار وکيل يادآوري و گوشزد همين موارد است. اين ها را مي دانم؛ اما بحث بر سر مواردي است که دوستان خودشان پيش تر به آن ها اشراف دارند. در آن موارد وکيل دادگستري از چه دفاع مي کند؟



نويسنده:محسن طاهري






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان