بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,339

مهريه از ديدگاه قانون

  1391/11/20

تعريف مهريه در لغت 

مهر (با كسره) به معناي محبت، دوستي، خورشيد و آفتاب بوده و مهر (با فتحه) به مفهوم كابين، قباله، صداق، صداقيه، قرض و مهريه مي‌باشد. درواقع،مَهر بر وزن « شَهر »، مال (ويا چيزي كه قائم مقام مال باشد) معيّني است كه به طور متعارف ، زوج به زوجه در عقد نكاح مي دهد و يا به نفع زوجه، بر ذمه و عهده خود مي گيرد 

تعريف مهريه در قانون 


قانون مدني ايران ، تعريفي از « مهر » ارائه نكرده است ، ولي از بررسي مواد قانوني مربوط به مهريه معلوم مي شود مهر عبارت است : " مالي كه مرد براي عقد نكاح به همسر خود تمليك مي نمايد. به عبارت ديگر ، مهر مالي است كه به مناسبت عقد نكاح ، مرد ملزم به دادن آن به زن مي شود."
اين الزام مرد ناشي از حكم قانون است و ريشه قراردادي ندارد. به همين دليل است كه سكوت زن و مرد در حين عقد نكاح يا توافق زن و مرد بر اين كه به زن مهريه اي تعلق نگيرد، تكليف قانوني مرد در مورد دادن نفقه را از بين نمي برد.

نظر حقوقدانان راجع به ماهيت مهريه:


نظريه اول:

مهريه يک نوع هبه است. يعني واگذاري مال زن در قالب هبه انجام مي گيرد. و اين هبه از نوع معوض است چرا که غير قابل برگشت است و حق رجوع قابل تصور نيست.

نظريه دوم:

عده اي معتقدند که مهريه عوض نکاح است. و اين نظريه از آنجا نشات مي گيرد که براي زوجه حق حبس قائل شده يعني مي تواند تا زمانيکه مهريه خود را دريافت نکرده است از ايفاي وظايف خود نسبت به همسرش خودداري کند(منظور تمکين خاص).

نظريه سوم:

مهريه نوعي غرامت است. معتقدين به اين نظريه از آنجا که در پاره اي از مواد قانون مدني محدوديت هايي براي زن ( از جمله حق تعيين مسکن را بر عهده شوهرگذاشته و به شوهر توانايي ممانعت از اشتغال زن به حرفه هايي که منافي حيثيات خانوادگي دارد را داده و يا رياست خانواده را به مرد محول نموده ) قائل شده است مهريه را نوعي غرامت در قبال اين محدوديت ها مي دانند. يعني معادل خسارتي که ناشي از محدوديت و محروميت زن مي باشد. در پاسخ به اين نظريه بايد گفت محدوديت در عقد نکاح طرفيني است لذا قابل قبول نيست که مهريه را غرامت دانست.

از ميان آراء حقوقدانان، نظريه اول (نوعي هبه) آنهم گرايش معنوي آن با تلقي اينکه مبلغ يا مالي است که بعنوان نشانه صداقت و وفاداري به زن پرداخت مي شود تا حدي قابل قبول تر است ولي اين نظريه هم داراي ايراد است و مي توان گفت که در هر حال هبه نيست و نهاد خاصي است که ويژگي هاي خاص خود را داراست پس مهريه ماهيت مستقلي دارد که در قانون آمده است. 
پيش از اينكه مروري بر مواد قانون مدني درباره مهريه داشته باشيم، بهتر است اقسام مهريه را بشناسيم

اقسام مهريه در شرع و قانون :

مهريه بر سه قسم است: 1- مهر المسمى 2- مهرالمثل 3- مهرالمتعه

1- مهر المسمى

اگر در حين عقد ازدواج مهريه با توافق طرفين (زن و شوهر) تعيين شود، در اصطلاح فقه به آن مهرالمسمى گويند، مهرالمسمى مال معينى است که با توافق دو طرف عقد (زن و مرد) يا شخصى که زن و مرد به عنوان داور انتخاب کرده اند، به عنوان مهريه تعيين مى شود.

شرايط مهر المسمى


الف: ماليت داشته باشد:
داراى ارزش اقتصادى و قابل خريد و فروش باشد. براى نمونه نمى توان آب دريا يا هوا (مگر هوا در زير آب ) را مهر قرار داد.

ب: قابل تمليک باشد:
قابل نقل و انتقال باشد و زن بتواند به محض وقوع عقد آن را به ملکيت خود درآورد و يا مرد آن را در اختنيار زن و تحت تمليک او قرار بدهد. براى مثال مشترکات عمومى مانند بوستان هاى عمومى يا فضاى سبز يا جاده و خيابان و ياموقوفات که قابل تمليک به وسيله افراد واشخاص نمى باشند را نمى توان به عنوان مهر تعيين کرد و يا به عنوان مثال مالى که متعلق به غير يا ديگرى است، يا مالى که به دليل بدهى به ديگرى در توقيف است (از طريق مراجع قانونى) نمى توان مهر قرار داد مگر اينکه با اجازه غير يا با رضايت طلبکار باشد. بنابراين مالى که مهر قرار داده مى شود بايد مالک آن شوهر باشد ولى ملک ديگرى را هم با اجازه و اذن مالک مى توان مورد مهر قرار داد اگر مالک ملک و صاحب مال اجازه ندهد شوهر بايد مثل يا قيمت آن را بدهد.

ج : معلوم باشد:
معلوم بودن مهر اين است که مقدار و جنس و وصف آن مشخص باشد به وسيله وزن کردن يا کيل (پيمانه) يا به عدد يا مشاهده و با توصيف رفع ابهام شود مانند ده متر پارچه يا سى کيلو گندم و در بعضى موارد نيز وصف شىء از طريق حواس حاصل مى شود: مانند بوى عطر يا زعفران يا گلاب يا طعم ترشى و از اينگونه اشيا. هرگاه مهر، عين معين باشد مى بايستى هنگام عقد موجود باشد والا تعيين مهر، باطل خواهد بود. (مستنبط از ماده 361 قانون مدني )

د: معين باشد:
مهر بايد طورى معين شود که مردد نباشد، به عنوان مثال يکى از دو خانه يا يکى از دو اتومبيل نباشد، بايد کاملاً معين شود که چه چيزى به عنوان مهر تعيين مى شود.

ه: داراى منفعت عقلايى و مشروع باشد:
مهر بايد منفعت عقلايى و مشروع داشته باشد، چيزى که قانون، فروش يا استعمالش را منع کرده است مانند مشروبات الکلى يا موادمخدر، نمى توان مهر قرار داد. مهريه بايد حلال باشد. گوشت خوک ، مردار، شراب يا چيزهايى که مالکيت آن براى مسلمانان مشروع نيست را نمى توان مهر قرار داد و در صورتى که مهر قرار داده شود چنين مهرى باطل است ليکن عقد صحيح است و بنابر شرايط موجود، بايد مهرالمثل يا مهرالمتعه تعيين نمايد.

و: قابل تسليم باشد:
شوهر بايد قدرت تسليم مهر را به زن داشته باشد، مالى را که در دريا غرق شده يا در جاى نامعينى پنهان است و قابل دسترسى نيست، نمى توان به عنوان مهر تعيين کرد، مگر اينکه زن به تنهايى، يا با کمک ديگران بتواند آن را تحصيل کند وبه دست آورد.

د: معين باشد:
مهر بايد طورى معين شود که مردد نباشد، به عنوان مثال يکى از دو خانه يا يکى از دو اتومبيل نباشد، بايد کاملاً معين شود که چه چيزى به عنوان مهر تعيين مى شود.

ه: داراى منفعت عقلايى و مشروع باشد:
مهر بايد منفعت عقلايى و مشروع داشته باشد، چيزى که قانون، فروش يا استعمالش را منع کرده است مانند مشروبات الکلى يا موادمخدر، نمى توان مهر قرار داد. مهريه بايد حلال باشد. گوشت خوک ، مردار، شراب يا چيزهايى که مالکيت آن براى مسلمانان مشروع نيست را نمى توان مهر قرار داد و در صورتى که مهر قرار داده شود چنين مهرى باطل است ليکن عقد صحيح است و بنابر شرايط موجود، بايد مهرالمثل يا مهرالمتعه تعيين نمايد.

و: قابل تسليم باشد:
شوهر بايد قدرت تسليم مهر را به زن داشته باشد، مالى را که در دريا غرق شده يا در جاى نامعينى پنهان است و قابل دسترسى نيست، نمى توان به عنوان مهر تعيين کرد، مگر اينکه زن به تنهايى، يا با کمک ديگران بتواند آن را تحصيل کند وبه دست آورد.

2- مهرالمثل:

مهرى است که در ضمن عقد، بر آن توافق نشده، يا توافق بر مهر شده، اما به جهتى مهر تعيين شده باطل شد يا فاقد ماليت باشد يا عدم مهر در عقد شرط شده باشد، يا اينکه نکاح به جهتى باطل باشد و زن، به بطلان نکاح جاهل بوده باشد. در هر صورت، زمانى مهرالمثل به زن تعلق مى گيرد که بعد از عقد و پس از زناشويى باشد، نزديکى شرط استقرار مهرالمثل است برحسب عرف و عادت و با توجه به وضع زن از لحاظ سن، زيبايى، تحصيلات، موقعيت خانوادگى و با در نظر گرفتن مکان و شرايط و اوضاع و احوال و امثال اينها معين مى شود.

3- مهرالمتعه :

در صورتى که مرد اقدام به طلاق زن قبل از زناشويى و قبل ازتعيين مهر نمايد، زن مستحق مهر نيست وليکن بر عهده مرد است که مهرالمتعه را به زن پرداخت کند. مهرالمتعه هديه اى است که مرد برحسب وضعيت و امکانات مالى خود (اگر ثروتمند باشد بيشتر و اگر فقير باشد نيز به اندازه دارايى خود) به زن پرداخت مى نمايد.
اين مرد است که مهرالمتعه را تعيين مى کند و برخلاف مهرالمسمى است که با توافق طرفين تعيين مى شود، در صورت اختلاف بر مقدار مهرالمتعه، حاکم مقدار آن را تعيين مى کند.

شرايط مهرالمتعه:

براى تعيين مهرالمتعه به آيه شريفه 236 سوره مبارکه بقره استناد شده است. پس براى استحقاق زن براى مهرالمتعه سه شرط لازم است:
1- در عقد نکاح مهرى ذکر نشده باشد و بعداً نيز زوجين آن را تعيين نکرده باشند.
2- زناشويى واقع نشده باشد.
3- زوجين با طلاق از هم جدا شده باشند، نه با فوت يا بذل مدت يا فسخ نکاح.

مروري بر مواد قانون مدني درخصوص مهريه و شرايط آن:


ماده 1078 - هر چيزي را كه ماليت داشته و قابل تملك نيز باشد مي توان مهر قرار داد . 

ماده 1079 - مهر بايد بين طرفين تا حدي كه رفع جهالت آنها بشود معلوم باشد . 

ماده 1080 - تعيين مقدار مهر منوط به تراضي طرفين است . 

ماده 1081 - اگر در عقد نكاح شرط شود كه در صورت عدم تاديه مهر درمدت معين نكاح باطل خواهد بود نكاح و مهر صحيح ولي شرط باطل است . 

ماده 1082 - به مجرد عقد ، زن مالك مهر مي شود و مي تواند هر نوع تصرفي كه بخواهد در آن بنمايد . 

تبصره ( الحاقي 1376/4/29 ) - چنانچه مهريه وجه رايج باشد متناسب باتغييرشاخص ( شاخص كل بهاي كالاها و خدمات مصرفي مناطق شهري ايران ) تعييني توسط بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران كه به ضميمه بخشنامه 15846/79/1 مورخ 29/9/1379 معاون اول محترم رييس قوه قضاييه به مراجع قضايي ابلاغ گرديده است.

ماده 1083 - براي تاديه تمام يا قسمتي از مهر مي توان مدت يا اقساطي قرار داد . 

ماده 1084 - هرگاه مهر عين معين باشد و معلوم گردد قبل از عقد معيوب بوده و يا بعد از عقدوقبل از تسليم معيوب و يا تلف شود شوهر ضامن عيب وتلف است .

ماده 1085 - زن مي تواند تا مهر به او تسليم نشده از ايفاي وظايفي كه در مقابل شوهر داردامتناع كند مشروط بر اينكه مهر او حال باشد و اين امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود . 

*راي وحدت رويه 633 - 14/2/1378 : . . . گرچه طبق ماده ( 1085 ) ق . م . مادام كه مهريه زوجه تسليم نشده ، در صورت حال بودن مهر ، زن مي تواند از ايفاي وظايفي كه در مقابل شوهر دارد امتناع كند و اين امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود لكن مقررات اين ماده صرفا به رابطه حقوقي زوجه و عدم سقوط حق مطالبه نفقه زن مربوط است و ازنقطه نظر جزايي با لحاظ مدلول ماده ( 642 ) ق . م . ا . ( تعزيرات و مجازاتهاي بازدارنده ) مصوب 2/3/1375مجلس شوراي اسلامي * كه به موجب آن حكم به مجازات شوهر به علت امتناع از تاديه نفقه زن به تمكين زن منوط شده است و با وصف امتناع زوجه از تمكين ولو به اعتذار استفاده از اختيار حاصله از مقررات ماده ( 1085 ) ق . م . حكم به مجازات شوهر نخواهد شد و در اين صورت حكم شعبه دوم دادگاه عمومي تهران مشعر بر برائت شوهر از اتهام ترك انفاق زن كه با اين نظر مطابقت دارد با اكثريت قريب به اتفاق آرا صحيح و قانوني تشخيص مي شود . . . . 
*ماده 642 ق . م . ا . - هركس با داشتن استطاعت مالي نفقه زن خود را در صورت تمكين ندهد يا از تاديه نفقه سايراشخاص واجب النفقه امتناع نمايد دادگاه او را از سه ماه و يك روز تا پنج ماه حبس محكوم مي نمايد .

ماده 1086 - اگر زن قبل از اخذ مهر به اختيار خود به ايفاي وظايفي كه در مقابل شوهر داردقيام نمود ديگر نمي تواند ازحكم ماده قبل استفاده كند ، مع ذلك حقي كه براي مطالبه مهر داردساقط نخواهد شد .





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان