بسم الله
 
EN

بازدیدها: 660

اين ازدواج‌ها محکوم به شکستند

  1391/11/13
روابط ما گاهي بدون آنکه متوجهش باشيم از همان ابتدا محکوم به شکستند. روابطي که دير يا زود در سرازيري سقوط قرار مي گيرند و بي سرانجام خواهند ماند. ما 10مورد از اين روابط را براي شما شرح مي دهيم.


همين که هرکدام از اين ده نوع رابطه را مي خوانيد، به انتخاب هاي عشقي گذشته و نيز روابط فعلي خود و همچنين روابط اعضاي خانواده و دوستان نزديک تان بينديشيد و سعي کنيد نمونه هاي آن را دور و بر خود پيدا کنيد.


1 – رابطه اي که در آن بيش از آنچه نامزدتان به شما عشق مي ورزد، شما به او عشق مي ورزيد: در اين وضعيت تعادل رابطه بهم مي خورد و شما بعد از مدتي احساس مي کنيد مدام در اين رابطه دهنده هستيد بدون آن که عايدي و بهره عاطفي برده باشيد. کم کم محبت شما شکل وظيفه به خود مي گيرد و نامزدتان احساس مي کند جز محبت و عشق انتظار ديگري نبايد از شما داشته باشد.



2 – رابطه اي که در آن کمتر از آنچه نامزدتان به شما عشق مي ورزد، شما به او عشق مي ورزيد: اين رابطه هم عکس رابطه بالا است. با اين تفاوت که هميشه اين خطر وجود دارد که احساس کنيد فرد مقابل خودش را به شما تحميل مي کند و از محبتش بندي ساخته تا شما را اسير کند.



3 – رابطه اي که در آن عاشق توانايي هاي بالقوه نامزد خود هستيد: فردا آدم سرشناسي مي شود؟ فردا آدم توانمندي خواهد شد؟ بالاخره ياد مي گيرد که زندگي را مديريت کند؟ ازدواج که کنيد آرام و عاقل مي شود؟ اگر به اين ها فکر مي کنيد بدانيد که در رابطه محکوم به شکستي هستيد. روي آنچه که هست تصميم بگيريد. روي نقدها و نه نسيه هاي يک رابطه. نامزدتان اگر هميني که هست مورد تاييد شما بود، بعدها به احتمال زياد تغييراتش را هم خواهيد پذيرفت. در  غير اين صورت هيچ تضميني وجود ندارد که تغيير کند و توانمندتر و بهتر از آنچه که هست شود.



4– رابطه اي که در آن مأموريت نجات نامزدتان را به عهده داريد: اگر فکر مي کنيد حضور شما در زندگي او مي تواند باعث شود اعتيادش را ترک کند، دوستان نابابش را کنار بگذارد، از غم و افسردگي و بيماري هاي روحي خلاص شود و... بدانيد که دستي دستي خودتان را به دام قرباني شدن انداخته ايد. زندگي مشترک، رابطه اي نيست که شما در آن بخواهيد نقش درمانگر يا منجي را بازي کنيد. شما در زندگي تان نياز به ثبات داريد نه اين که کسي را به دنبال خود بکشانيد، او را تيمار کنيد و سعي کنيد زندگي اش را تغيير دهيد. در اين صورت بعد از مدتي خسته مي شويد و احساس مي کنيد اين رابطه نيازهاي خودتان را برآورده نمي کند و تمام وقت صرف رفع نيازهاي طرف مقابل شده است.



5 – رابطه اي که در آن به نامزد خود به عنوان يک الگو و آموزگار چشم دوخته ايد: نياز به آموزگار داريد؟ دنبال يک دايره المعارف متحرک هستيد که هميشه دم دستتان باشد و از او اطلاعات بگيريد؟ مي خواهيد کسي را الگو قرار دهيد و هويتتان را بر اساس هويت او شکل دهيد؟ براي رسيدن به اين ها ازدواج مسير اشتباهي است. ازدواج يک تعامل دو طرفه است که بايد در آن نياز به اتکا، حمايت و همراهي برطرف شود. در اين بين اگر نيازي مثل دانستن و يادگيري و الگوپذيري هم برطرف شود خوب است اما نه اين که فقط و فقط با اين انگيزه ازدواج کنيد. در اين صورت رابطه شما و همسرتان رابطه استاد و شاگردي خواهد بود و نه زن و شوهري.

براي شروع يک زندگي مشترک، شما نياز به تفاهم در مسائل اصلي و پايه اي زندگي تان داريد. تفاهم داشتن در سليقه ها آنقدر مهم نيست که تفاهم داشتن در اعتقادات، هدف ها و برنامه هاي آتي زندگي اهميت دارد

6 – رابطه اي که در آن به دلايل بيروني شيفته نامزد خود شده ايد: به طور مثال موقعيت اجتماعي، زيبايي، ثروت و تحصيلات و... تنها عامل انتخابتان بوده است. او را انتخاب کرده ايد چون در محل کارتان از همه موقعيت بهتري دارد. چون مي تواند سکوي پرش شما شود و... . فکر کرده ايد اگر هر کدام از اين عوامل بيروني به هر دليلي حذف شوند و همسرتان آنها را از دست بدهد چه اتفاقي مي افتد؟ آيا شما هنوز او را تاييد مي کنيد و دلبسته اش خواهيد ماند؟



7 – رابطه اي که در آن شما و نامزدتان تفاهم کمي داريد: براي شروع يک زندگي مشترک، شما نياز به تفاهم در مسائل اصلي و پايه اي زندگي تان داريد. تفاهم داشتن در سليقه ها آنقدر مهم نيست که تفاهم داشتن در اعتقادات، هدف ها و برنامه هاي آتي زندگي اهميت دارد. 



8 – رابطه اي که در آن نامزدتان را از روي سرکشي و عصيان انتخاب کرده ايد: ازدواج مي کنيد تا مشت محکمي به دهان ياوه گويان بزنيد؟ مي خواهيد از سختگيري هاي والدين تان خلاص شويد؟ جو خانه نا آرام است و مي خواهيد از چنين جوي فرار کنيد؟ ازدواج اصلا گزينه خوبي براي اين موارد نيست. چون معيارهاي شما را تحت تاثير قرار مي دهد و ممکن است عجولانه و بي فکر تصميم بگيريد. تصميمي که شايد نتيجه آن در ابتدا رضايت بخش باشد اما در ادامه وقتي عامل عصيان و سرکشي شما برطرف شد و در يک فضاي آرام و منطقي قرار گرفتيد، نقص ها و کاستي ها را به چشمتان مي آورد.


9 – رابطه اي در آن نامزدتان را به عنوان عکس العملي در برابر نامزد قبلي تان انتخاب کرده ايد:

ازدواج به خاطر گروکشي يا رو کم کني به معني از چاله به چاه افتادن است. در اين صورت شما با معيارهاي دهان پرکني که براي ديگران وجود دارد ازدواج مي کنيد نه معيارهاي خودتان.



10 – رابطه اي که در آن نامزدتان در دسترس شما نيست: دوران نامزدي، دوران شناخت است. رابطه اي که از راه دور برقرار شود به شما امکان شناخت همه جانبه و دقيق را نمي دهد. شما نمي توانيد نامزدتان را در موقعيت هاي مختلف بسنجيد و نسبت به او شناخت پيدا کنيد.



نکته مهم: اگر پس از آنکه اين مطلب را خوانديد، گمان مي کنيد در يکي از اين ده نوع رابطه هستيد، سعي کنيد کمک بگيريد، با خانواده و يا دوستان نزديک خود صحبت کنيد، نزد مشاور يا روان شناس برويد تا به شما کمک کند بفهميد که آيا عاقلانه است به رابطه تان ادامه دهيد يا بايد به رابطه تان خاتمه دهيد.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان