بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,064

نگاهي به موضوع زن و حق حضور در اجتماع با استناد به آيات و روايات-قسمت اول

  1391/11/10

زن و حق آموزش



علم و دانش در اسلام ، يك ارزش كلي و معيار برتري ميان انسان هاست و قرآن كريم نيز آن را به همين صورت معرفي مي كند : 

" هَل يَستَوِيَ الَّذِينَ يَعلَمُونَ وَ الَّذينَ لايَعلَمُونَ "

" آيا كساني كه مي دانند و كساني كه نمي دانند ، يكسانند . " (1) 

اين ارزش براي مرد و زن يكسان است و در اهميت كسب علم ، تفاوتي ميان مرد و زن نيست و از اين روست كه در عقيده به اصول دين ، تقليد جايز نيست و كسب اعتقاد به اصول دين شخصي است و نيازمند به كارگيري فكر و به دست آوردن علم است . 

همچنين با توجه به اينكه زن همانند مرد نسبت به اعمال خود مسؤول مي باشد ، لذا نيازمند رشد دادن نقاط قوت خود و پيروزي بر نقاط ضعف خويش و حمايت از خود در برابر انحرافات و تهديدهاي جهان بيرون است . (2) 

و اين مهم در سايه کسب علم و آگاهي ، محقق مي گردد. 

لازم به ذکر است که فراگيري علم بر دو قسم است : يک قسم ، سلسله علومي است که فراگيري آنها از واجبات عيني است و در فراگيري اين دسته از علوم ، مرد حق منع ندارد و اگر منع نمود ، موافقتش واجب نيست . 

اما قسم ديگر ، علومي است که فراگيري آنها واجب کفايي است و اگر چنانچه در اين بخش از علوم ، ديگران به حد کفايت اقدام به فراگيري نکردند ، فراگيري اين قسم از علوم ، بر زن واجب عيني مي شود و باز مرد حق منع ندارد و حتي در مواردي که مرد حق منع دارد زن مي تواند با اين شرط کارهاي منزل را انجام دهد که مقداري از وقتش را براي فراگيري علوم ، اختصاص دهد ، چنانکه در جريان ازدواج حضرت زينب ( سلام الله عليها ) با همسرش ، در حين عقد اين موضوع شرط شد . (3)

(1) سوره زمر ، آيه 9

(2) علامه سيد محمد حسين فضل ا... ، دنياي زن صص 85 - 83

(3) آيت الله عبدالله جوادي آملي ، زن در آينه جلال و جمال ، صص421و422 

زن و حق فعاليت در اجتماع


زن ، در اسلام حق كار كردن در همه زمينه هاي مشروع را دوشادوش مرد دارد و [ قبل از عقد ازدواج ] مي تواند اين حق را براي خود شرط كند ، در اين صورت احترام به اين شرط بر مرد واجب است ( مؤمنان به تعهدات و پيمانهاي خود پايبند مي مانند) (4) .

چنانکه خداوند در قر آن کريم فرموده اند : 

" وَ المؤمِنُونَ وَ المُؤمِناتُ بَعضُهُم أَولِياءُ بَعضٍ يَأمُرُونَ بِالمَعرُوفِ وَ يَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ " (5) 

" و مردان و زنان با ايمان ، دوستان يکديگرند که يکديگر را به کارهاي پسنديده امر مي کنند و يکديگر را از کارهاي ناپسند باز مي دارند "

اگر بدانيم که " معروف " شامل هر چيز مثبتي در زندگي و " منکر " نيز هر چيز منفي را دربر مي گيرد ، در مي يابيم که مرد و زن در ساختن زندگي ، شريک يکديگرند و همان گونه که مرد مسؤول جامعه است زن نيز با همان قدرت ، مسؤول خويشتن و جامعه اي است که در آن زندگي مي کند . به اين ترتيب ، مي توان گفت که اسلام درِ زندگي را به طور کامل به روي زن گشوده و اورا درون ويژگي هاي زنانه خويش ، چنان که برخي معتقدند ، زنداني نکرده است . (6) 

عده اي براي طرح ممنوعيت و يا محدوديت زن از حضور در اجتماع به اين سخن حضرت زهرا ( سلام الله عليها ) که در کشف الغمه ، ج 2، ص 23 آمده است : استناد مي کنند : 

" خير المرأه أن لاتري الرجال و أن لايراها الرجال " (7) 

" بهترين نيکويي براي زنان اين است که مردان نامحرم را نبينند و نامحرمان نيز آنان را ننگرند . "

پاسخ : صرف نظر از سند ضعيف حديث ، عدم صحت آن با توجه به شواهد تاريخي ثابت مي شود(5) ، چنانکه حضرت زهرا ( سلا الله عليها ) در جنگهاي صدر اسلام حضوري فعال داشتند و با تمام توان به ياري رزمندگان اسلام مي شتافتند و در کارهاي خدماتي و امداد رساني ، مشارکت مي کردند و به خانواده شهدا و رزمندگان از نزديک سرکشي مي کردند و در حل مشکلات آنها همت مي گماشتند . (8) 

همچنين به منزل مهاجر و انصار مي رفتند و از آنان جهت بازستاني حق اهل بيت ( عليهم السلام ) ياري مي طلبيدند ؛ 

(4) علامه سيد محمد حسين فضل ا... ، نقش و جايگاه زن در حقوق اسلامي ، ص 62

(5) سوره توبه ، آيه 71

(6) علامه سيد محمد حسين فضل ا... ، دنياي زن صص 75و 76

(7) اسماعيل منصوري لاريجاني ، حقوق زن با نگرشي در سيره زهرا ( سلام الله عليها ) ، ص 40 

(8) علامه سيد محمد حسين فضل ا... ، نقش و جايگاه زن در حقوق اسلامي ، ص 61

(6) اسماعيل منصوري لاريجاني ، حقوق زن با نگرشي در سيره زهرا ( سلام الله عليها ) ، ص 24

براي نمونه آورده شده است که حضرت به منزل معاذ بن جبل مي روند و مي فرمايند: 

" يا معاذ بن جبل اني قد جئتک منتصره و قد بايعت رسول الله ان تنصره و ذريته و تمنعه ممّا تمنع منه نفسک و ذريتک "

" اي معاذ بن جبل ! همانا خودم نزد تو آمدم و از تو طلب ياري دارم زيرا که با پيامبر خدا ( صلي الله عليه و آله ) بيعت کردي تا پيامبر و فرزندان او را ياري کنيو از آنان همچنان که از خود و خاندان خود دفاع مي کني ، دفاع کني ." (9)

زنان مسلمان نيز در جنگها در رکاب رسول اکرم ( صلي الله عليه و آله و سلم ) به مداواي مجروحان و سقايت تشنگان مي پرداختند ، به مسجد النبي مي آمدند و در نماز جماعت شرکت مي جستند و به حضور پيامبر ( صلي الله عليه و آله و سلم ) شرفياب مي شدند و با او به گفتگو مي نشستند . (10)

نمونه هايي از حضور زن در اجتماع در تاريخ اسلام


سوده همداني


سوده دختر عمار بن الأسک همداني که قصه اش جزو قصص معروف و ناب تاريخ است ، هم از هوش اجتماعي برخوردار بود و هم شرکت در صحنه سياست را وظيفه خود مي دانست .

وي بعد از رحلت حضرت علي ( عليه السلام ) در اثر واقعه اندوهباري – ستمگري هاي بسر بن ارطاه – به عزم شکايت به دربار امويان رفت و با معاويه سخن گفت ؛ وقتي معاويه اين بانو را شناخت گفت : تو همان نيستي که در تشجييع برادرانت در جنگي که علي بن ابي طالب عليه اَمَوي داشت ، شعر مي خواند و آنها را تحريک مي کرد ؟ سوده گفت : " دع عنک تذکار ما قد نسي ، مات الرأس " يعني " گذشته را رها کن ، آن که رهبر اين گروه بود رحلت کرده است " 

معاويه گفت : حضور برادرت در آن جنگ يک امر عادي نبود او جزو سلحشوران نام آور جنگ علوي بود و تو او را با اشعارت تشجيع مي کردي ، سپس معاويه اشعاري را که سوده در آن موقع خوانده بود ، خواند : 

و انصر عليّاً و الحسين ورهطه و اقصد لهند و ابنها بهوان 

سوده مجدداً گفت از آن گذشته ها صرف نظر کن . معاويه گفت : حاجتت چيست و براي چه آمدي ؟ 

گفت : کسي که مسؤوليت اداره جامعه را به عهده گرفته است ، در دستگاه قسط و عدل اله مسؤول است و نبايد به خلقي ستم بشود و حق خدا ضايع بشود ، بسربن ارطاه که نماينده شماست و به ديار ما آمده است نه حق خلق را رعايت مي کند و نه حکم خدا را مراعات مي کند ، اگر او را عزل نکردي ممکن است عليه تو بشوريم و قيام کنيم . 

معاويه گفت : ما را به قيام تهديد مي کني ، آيا مي خواهي تو را با وضع دردناکي از همين جا پيش همان حاکم بفرستيم تا او درباره تو تصميم بگيرد ؟ 

(9) اسماعيل منصوري لاريجاني ، حقوق زن با نگرشي در سيره زهرا ( سلام الله عليها ) ، ص 27

(10) علامه سيد محمد حسين فضل ا... ، نقش و جايگاه زن در حقوق اسلامي ، ص 61

آنگاه اين بانو ، شعر معروف زير را خواند : 

صلي الله علي جسم تضمّنه قبر فأصبح فيه العدل مدفوناً 

يعني صلوات خدا بر روح کسي که وقتي به قبر رسيد ، قبر با دربرگرفتن وي ، عدل را برگرفت و عدالت را در آغوش کشيد . 

قد حالف الحقّ لا ينبغي به بدلا فصار بالحقّ و الايمان مقروناً 

سوگند ياد کرد که حق فروشي نکند و بهايي در قبال حق دريافت نکند ، او در جان خود حق و ايمان را هماهنگ هم و قرين و همتاي هم ساخت. 

معاويه گفت : اين شخص کيست ؟ 

سوده گفت : " ذاک علي بن ابي طالب اميرالمؤمنين " – عليه افضل صلوات المصلين – و فضائل حضرت علي ( عليه السلام ) را در محفل معاويه بر شمارد تا جايي که معاويه را وادار کرد تا بپرسد : 

چه امري از علي ديده اي که اين چنين به ستايش او زبان مي گشايي ؟

سوده گفت : مشابه همين صحنه در زمان خلافت علي بن ابي طالب پيش آمد و ما به عنوان شکايت از يک کارگزار به مرکز حکومت علوي مراجعه کرديم .... وقتي اين گزارش به عرض علي بن ابي طالب ( عليه السلام ) رسيد و از شواهد اين گزارش ، صدق اصل گزارش روشن شد ، علي بن ابي طالب ( عليه السلام ) گريه کرد ه و دست به آسمان برداشت و عرض کرد : 

" اللهم انّي لم آمرهم بظلم خلقک و لابترک حقّک "

" خدايا من کارگزارانم را چنان تربيت نکردم که به آنها ظلم را اجازه داده باشم يا ترک حق را تجويز کرده باشم "

آنگاه قطعه پوستي از جيبش درآورد و ... خطاب به کارگزارش نوشت : همين که نامه من به دست تو رسيد حق کار نداري و فقط بايد به عنوان يک امين ، موجودي را حفظ کني تا کارگزار بعدي که ابلاغ در دست اوست بيايد و پست و سمت را از تو تحويل بگيرد . 

سوده گفت : اين نامه را علي بن ابي طالب ( عليه السلام ) به ما داد و با همان نامه مشکل ما حل شد ولي اکنون مشابه اين مشکل در زمان حکومت تو به تو گزارش مي دهم و تو مرا تهديدمي کني !

سرانجام معاويه دستور داد آن خدمتگزار ظالم برکنار شود . (11)

امّ خالد 


از زنهاي نمونه صدر اسلام دختر خالد بن سعيد – مشهور به امّ خالد – است که روايات فراواني از حضرت رسول اکرم ( صلي الله عليه و آله و سلم ) نقل نموده است. (2)

(11) آيت الله عبدالله جوادي آملي ، زن در آينه جلال و جمال ، صص298-303 (2) همان ، 318

ام فروه - مادر امام صادق ( عليه السلام ) -


ام فروه از نوادگان محمد بن ابي بکر بود و افتخار مادري امام صادق ( عليه السلام ) را داشت . 

بارزترين و برجسته ترين نقش سياسي اين بانو را مي توان در مقام و مسؤوليتي دانست که امام صادق ( عليه السلام ) براي وي معين کرده بود. 

در روايات و گزارشهاي تاريخي آمده است که هرگاه امام صادق ( عليه السلام ) مي خواستند حقوق اهل مدينه را تقسيم کنند ، آن را به دست مادرشان ام فروه و همسرشان حميده مصفّا مي سپردند. (12)

دختر حرث بن عبدالمطلب 


دختر حرث بن عبدالمطلب بن هاشم که معاصر معاويه بود و همانند ساير اصحاب علي ( عليه السلام ) از مکتب والاي علوي حمايت و دفاع مي کرد ، روزي در مجلسي که معاويه با عمروعاص و مروان نشسته بود وارد شد ، معاويه از او سؤال کرد : شما در چه شرايطي به سر مي بريد ؟ 

گفت : ما با هيئت حاکمه اي روبرو هستيم که کفران نعمت کرده است و نسبت به ما بدرفتاري مي کند : امّا : 

" کلمتنا هي العليا و نبيّنا – عليه آلاف التحيه و الثناء – هو المنصور فولّيتم علينا من بعده و تحتجّون بقرابتکم من رسول الله و نحن أقرب اليه منکم و کنّا فيکم بمنزله بني اسرائيل في آل فرعون و علي بن ابي طالب – عليه الصلوه و السلام – کان من نبيّنا بمنزله هارون من موسي و غايتنا الجنّه و غايتکم النار" 

اين سخنان را در کمال فصاحت و بلاغت در دربار معاويه انشاء کرد . 

عمروعاص که در مجلس نشسته بود اهانت نمود و اين بانو جوابي داد ، مروان اعتراض نمود و به او نيز جواب تلخي داد . 

معاويه پس از رفتن اين بانو رو به درباريان نمود و گفت : اگر تک تک شما با او سخن مي گفتيد او بدون تکرار و توقف همه شما را ساکت مي نمود . (13)

اميمه 


دختر قيس بن ابي الصلت الغفاري از محدثات بوده است و روايات زيادي از رسول اکرم ( صلي الله عليه و آله و سلم ) نقل نموده است و تعدادي از تابعين ، شاگردان او بودند که به وساطت اين بانو ، حديث را از پيامبر نقل مي کردند ; ، او در جنگها حضور داشت و براي مداواي مجروحين و تخليه شهدا سهم مؤثر و بسزايي داشت . 

(12) فصلنامه بانوان شيعه، صص 17و18

(13) آيت الله عبدالله جوادي آملي ، زن در آينه جلال و جمال ، صص305-307 

اين بانو ، گذشته از امور تدارکاتي جبهه از قبيل : تخليه مجروحين ، دفن شهدا ، عهده دار وظايف تبليغاتي و ترغيب و ايجاد عشق و شور در رزمندگان ، از راه ايراد خطابه و شعر و مانند آن بود . (14) 

زن و حق استقلال اقتصادي


کار کردن زن در بيرون خانه ، بي گمان تأثيرات مثبتي بر شخصيت او دارد . زيرا مي تواند او را به خودکفايي اقتصادي برساند که در برابر شرايط سختي که او را به کارهاي ناخواسته يا حتي انحراف وادار مي سازد ، از او حمايت کند . از سوي ديگر ، اين خودکفايي مي تواند به او استقلالي بدهد که او را از تسليم شدن در برابر فشارهايي که ممکن است ديگران بخواهند بر او وارد کنند ، حفظ کند (15)؛ چرا که هيچ كس ، حق تصرف و تملك دارايي هاي او را ندارد . (16)

" لِلرِّجالِ نَصيبٌ مِمّا اكتَسَبُوا وَ لِلنِّساءِ نَصيبٌ مِمّا اكتَسَبنَ " (17) 

" مردان را از آنچه كسب مي كنند و بدست مي آورندبهره اي است و زنان را از آنچه كسب مي كنند و به دست مي آورند بهره اي است "

لذا مي توان گفت انگيزه اي كه سبب شد ، اسلام به زن استقلال اقتصادي بدهد جز جنبه هاي انساني و عدالت دوستي و الهي اسلام نبوده است و در اين باره مطامعي همانند مطامع كارخانه داران انگليسي – كه به خاطر پر كردن شكم خود ، اين قانون را گذراندند ، بعد با بوق و كرنا دنيا را پر كردند كه ما حق زن را به رسميت شناختيم و حقوق زن و مرد را مساوي دانستيم – وجود نداشته است . 

همچنين اسلام به زن استقلال اقتصادي داد ، اما به قول ويل دورانت خانه براندازي نكرد ، اساس خانواده ها را متزلزل نكرد ، زنان را عليه شوهران و دختران را عليه پدران به تمرد و عصيان وادار نكرد ، بلكه انقلاب عظيم اجتماعي به وجود آورد اما آرام و بي خطر . (18) 

(14) آيت الله عبدالله جوادي آملي ، زن در آينه جلال و جمال ، صص 319-321

(15) علامه سيد محمد حسين فضل ا... ، دنياي زن صص 102

(16) همان ، ص 86

(17) سوره نساء ، آيه 32

(18) استاد شهيد مرتضي مطهري ، نظام حقوق زن در اسلام ، صص 202 و 203 

زن و کار در خانه


هيچ انساني اعمّ از پدر يا مادر يا برادر يا هر خويشاوند ديگري شرعاً حق ندارد زن را قبل از ازدواج ، در خانه پدر و مادر به كار وادار كند . چنان كه پدر و مادر نمي توانند پسر خود را بر كار در منزل وادار كنند . هنگامي هم كه دختر به همسري مردي در مي آيد ، انجام دادن كار خانه يا انجام ندادن آن براي او داوطلبانه است و خود او آن را انتخاب مي كند . عقد ازدواج از نظر شرعي او را به كار كردن در خانه حتي تربيت و سرپرستي فرزندان وادار نمي كند ، مگر آنكه انجام اين امور به عنوان شرطي خاص ، در عقد ازدواج گنجانده شده باشد . (19) 

لذا اسلام از زن مي خواهد كارِ خانه را از موضع كمك و نيكي انجام دهد ، نه از موضع التزام و معتقد است كه كار زن در خانه ، مستوجب اجرت و مزد است و چنانچه زن در قبال آن ، اجرتي دريافت نكند از روي مودّت و دوستي عمل كرده است ، نه آنكه حق طلب اجرت و مزد را ندارد . (20) 

خداوند در قرآن مي فرمايند(21) : 

" ... فَاِن أَرضَعنَ لَكُم فَاتُوهُنَّ اُجُورَهُنَّ وَ ائتَمِرُوا بَينَكُم بِمَعرُوفٍ وَ

إِن تَعَاسَرتُم فَسَتُرضِعُ لَهُ أُخري " (22)

" ... واگر براي شما فرزند را شير مي دهند اجرتشان را با قرارداد متعارف بين خود بپردازيد و 

اگر كارتان در اين مورد به دشواري كشيد ( زن ) ديگري ( فرزند ) را شير دهد . " 

چنانکه در مورد حضرت زهرا ( سلام الله عليها ) و امام علي ( عليه السلام ) مي خوانيم که نزد پيامبر اکرم ( صلي الله عليه و آله و سلم ) آمدند تا کارهاي خانه را ميان آنها تقسيم کند ؛ پيامبر ( صلي الله عليه و آله و سلم ) آماده کردن خمير و پختن نان را به عهده حضرت زهرا ( سلام الله عليها ) و جارو کردن خانه و هيزم آوردن را بر عهده حضرت علي (عليه السلام ) گذاشتند که اين ماجرا دليلي بر آن است که از نظر اسلام همکاري مرد در خانه ، هيچ گونه اهانتي به او نيست . البته عده اي از زنان کار مرد در خانه را نوعي دخالت در امور خود و متهم شدن به کوتاهي در انجام امور خانه ، تصور مي کنند . که رفع اين گونه مشکلات نيازمند تلاش در زمينه هاي فرهنگي و اجتماعي است . (23) 

19)علامه سيد محمد حسين فضل ا... ، دنياي زن ، ص 87 

(20) علامه سيد محمد حسين فضل ا... ، نقش و جايگاه زن در حقوق اسلامي ، ص 62

(21) علامه سيد محمد حسين فضل ا... ، دنياي زن ، ص 87و88







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان