بسم الله
 
EN

بازدیدها: 831

در جستجوي زن انقلابي

  1391/11/10
خلاصه: کل زندگي زنان مهم است و لازم نيست بعدي خاص را درنظر بگيريم. اگر در طول اين سي سال گذشته، واقعاً اين فضا را نمايش مي‌دادند، اتفاقاتي عجيب‌تر از اينکه الان شاهد آن هستيم، در جامع? خودمان و در دنيا مي‌افتاد
اقتضاء رسانه اين است که هر موضوع را به‌ تصوير بکشد. حال، با درنظر گرفتن نگاه اسلام به موضوع زن و حجاب و پوشيدگي، آيا اين دو مقوله، يعني نگاه رسانه به نمايشي‌کردن و نگاه اسلام به پوشيدگي و در پرده و عفاف و حياگذاشتن، ممکن است هم‌زمان اتفاق بيفتد؟

متشکرم که به اين موضوع مهم مي‌پردازيد. اميدوارم با ديدگاه‌هايي که دوستان و کار‌شناسان و دست‌اندرکاران مطرح مي‌کنند، بتوانيم نتايج خوبي از اين بحث بگيريم. به‌طورکلي، مي‌خواهيم ببينيم که اين دو مقوله اساساً جمع‌پذير هستند يا نه. درواقع، مي‌خواهيم موضوعاتي را به تصوير بکشيم. در اينجا، بيشتر، بحثمان رسانه‌هاي تصويري و به‌طور خاص، تلويزيون است. مقوله‌اي با عنوان حجاب و عفاف هم در جامع? اسلامي‌ داريم که در هم? موضوعات، ازجمله کارهاي تلويزيون، بايد آن‌را هم لحاظ کرد و مانعي براي جمع اين دو مقوله نيست. قاعدتاً لازم? به‌تصوير کشيدن اين نيست که حد و حدودي يا روابطي را در نمايش‌هاي تصويريمان رعايت نکنيم.

•    خوب ذات رسانه اينگونه است. 
به‌عکس، علاقه‌مند يا مقيد هستيم که درواقع، حدودي را رعايت کنيم. اين مانع از اين نمي‌شود که نتوانيم موضوعاتمان را به‌خوبي به‌نمايش درآوريم.

•    در اصل، ذات رسانه اين‌گونه است؛ يعني سعي در اين دارد تا هم? موضوعات را نمايشي کند. در اينجا موضوع زن براي ما کاملاً ويژه و استراتژيک است. نگاه‌هاي اسلام هم ذاتاً اين‌گونه است که هر چقدر زن پوشيده‌تر باشد و هر چقدر حيا و عفاف او بيشتر باشد، خصلت‌هاي اسلامي او بيشتر است. رسانه عکس اين را عمل مي‌کند؛ يعني زن را جلوه مي‌دهد. خيلي وقت‌ها، در فيلم‌ها و سريال‌هايمان، براي جذاب‌شدن تصوير، زن را نمايش مي‌دهيم. اين را در رسانه‌هاي غربي هم کاملاً مي‌بينيم. درست است؟ 
خب ببينيد موضوع بحث عوض مي‌شود. يک موقعي شما سؤال مي‌کنيد آيا جمع‌کردن اين دو مقوله با هم ممکن است يا نيست؟ بنده عرض مي‌کنم ممکن است. ممکن است کساني بگويند نه. ناچاريم، به‌قول معروف، به خودمان تخفيف‌هايي بدهيم يا مرزهايي را در مقول? عفاف و حجاب بشکنيم. اگر اين فضا را باز نکنيم و مرز‌ها را فرو نريزيم، نمي‌توانيم کار خودمان را انجام دهيم. بنده عرض مي‌کنم ممکن است باشد يا در حد يک نظر باشد، ولي حداقل من اين نظر را ندارم و معتقد هستم لازمه‌اش اين نيست که آن مرز‌ها را بشکنيم و جنب? جلوه‌گري به موضوع بدهيم. اين زماني اتفاق مي‌افتد که اصل موضوع، يعني به‌نمايش گذاشتن چهر? زن را پذيرفته باشيم. اشاره کرديد در خيلي از رسانه‌هاي دنيا، به‌دليل فضا و ديد کليتر، اين نگاه وجود دارد. به‌تعبير خيلي رسانه‌اي، مي‌خواهيم از جاذبه‌هاي ظاهري و تصويري استفاده کنيم و درصد جذابيت و مقبوليت کارمان را افزايش دهيم. اکثر رسانه‌هاي دنيا اين اصل را پذيرفته‌اند. خب، ما هم درصورتي که اين اصل را پذيرفته باشيم، آن موضوع را تعقيب مي‌کنيم، نه اينکه اين دو مقوله جمع‌پذير نباشد.

•    نمونه‌اي به ذهنتان مي‌رسد که اين دو موضوع در کنار هم باشند؟ يعني، يک سريال يا برنام? تلويزيوني يا مجري اخبارگويي داشته باشيم که در عين جذابيت و در عين رعايت اصول حرفه‌اي در کار رسانه‌اي، اين نگاه اسلامي هم در آن باشد؟

منظورتان اين است که چنين واقعيتي هست يا مي‌تواند باشد.

•    منظورم هر دوي آن‌هاست. اگر نمونه‌اي از پيش سراغ داريد، دربار? چگونگي آن صحبت کنيد. اگر هم سراغ نداريد، بگوييد چگونه مي‌توان اين فضا را به‌وجود آورد؟

در کارهاي انجام‌شده، فرق مي‌کند؛ براي مثال، در سريال‌هايي که در مناسبت‌هاي خاص، مثل ماه مبارک رمضان يا محرم و صفر پخش مي‌شود يا موضوعاتي خاص، مثل فرازهايي از تاريخ اسلام دارند يا شخصيت‌هايي خاص را به‌تصوير مي‌کشند، خانم‌ها بوده‌اند و خيلي هم جاذب? ظاهري و تصويري نداشته‌اند؛ اما به‌لحاظ جاذب? موضوعي براي بيننده جالب بوده است. شايد بگوييد اين نمونه‌ها بسيار محدود بوده است؛ ولي‌‌ همان ميزان محدود، به ما اثبات مي‌کند که در آينده، ممکن است اين اتفاق بيفتد.

•    با بررسي عملکرد سي‌سال? تلويزيون در جمهوري اسلامي، برداشت شما از زنِ الگوي ايراني و اسلامي چيست؟

اگر مفهوم سؤال شما اين باشد که آيا واقعاً رسانه موفق شده است زن مسلمان ايراني را با آن مختصات خودش به تصوير بکشد يا نه، در برآوردي کلي و با چشم‌پوشي از يک سري مسائل، درصد پاسخ مثبت است، البته درصد مطلوب نه درصد منفي.

•    اين، سؤال بعدي‌ام بود. اول، مي‌خواستم بدانم چه ديدي به تلويزيون داريد؛ يعني زن نمايش داده‌شده را در چه ترازي مي‌بينيد؟ بعد، از شما بپرسم تراز انقلاب اسلامي چگونه است؟

اول، به بحث کلي مي‌پردازم و آن اين‌که اساساً، در بسياري از مسائل و موضوعات ديگر، آيا تلويزيون چنين بنايي را داشته و براي خودش اين هدف‌گذاري را داشته است که با ترازي مشخص در الگوي جامع? اسلامي، به آن سطح برسد و آن سطح را نمايش دهد؟ موضوعات مختلف را درنظر بگيريد؛ مثلاً جامع? ايراني اسلامي با مختصات خودش يا فرهنگ ايراني اسلامي يا اقتصاد ايراني اسلامي را درنظر بگيريد. بعد اين‌ها را ريز مي‌کنيم. براي نمونه، درزمين? سبک زندگي ايراني و سفر? ايراني و لباس ايراني، آيا تلويزيون چنين رسالتي براي خودش قائل بوده است که اين‌ها را به نمايش بگذارد و بگويد ما طرح و برنامه داريم که به آنجا برسيم؟ البته ممکن است به‌عنوان بيننده، پاسخي داشته باشيم و خود مسئولان و دست‌اندرکاران، پاسخي ديگر داشته باشند. حداقل پاسخ خود من اين است که اگر نگوييم در هم? زمينه‌ها، در اکثر زمينه‌ها به‌نظر نمي‌رسد تلويزيون و رسانه چنين رسالتي براي خودش تعيين کرده باشد يا حداقل، در اين جهت حرکت کرده باشد. حال بگوييم در مقطعي از زمان موفق شده است؛ مثلاً فرض کنيد ده درصد اين نمايش را داشته باشد. در بقي? زمان، بيست درصد و همين‌گونه به‌پيش آمده است. اساساً به‌نظر نمي‌رسد که اين‌گونه طراحي در تلويزيون در هيچ زمينه‌اي بوده باشد.

•    درباره موضوع زن چطور؟ 
اگر فهم ما درست باشد، درواقع، دربار? تصوير زنان و معرفي زنان هم نبايد متوقع باشيم؛ يعني بسيار طبيعي است که اين اتفاق نيفتاده باشد. از نمونه‌هاي کليتر گفتم. حالا دربار? افراد صحبت مي‌کنيم. فرض کنيد زن ايراني، جوان ايراني مسلمان، ورزشکار ايراني مسلمان، افراد، شاخص‌ها و هريک از اين اصناف و گروه‌ها مدنظر است. آيا در فضاي نمايشي و تصويري تلويزيون، حداقل نمونه‌هاي بر‌تر و تراز نمايش داده شده يا قرار است نمايش داده شود؟ فکر نمي‌کنم اين‌گونه هدف‌گذاري در تلويزيون اتفاق افتاده باشد. بسيار طبيعي است اگر آن چهره‌اي که دربين زنان به‌دنبالش مي‌گرديم، در برنامه‌ها و بخش‌هاي مختلف‌ تلويزيون پيدا نکنيم. منتها توضيحي که دادم و آن نکته‌اي که در ابتداي صحبتم عرض کردم، با هم تعارضي ندارند و جمع‌پذيرند. حداقل‌هايي رعايت شده است. فرض کنيد چه ما که در جامع? خودمان زندگي مي‌کنيم و با اين رسانه سروکار داريم و چه آن‌هايي که از بيرون از جامعه، شبکه‌هاي تلويزيوني ما را مي‌بينند، شايد بشود گفت کمي متوجه مي‌شوند که تفاوت‌هايي وجود دارد. ولي فرض کنيد مثلاً يک خانم، يک آقا يا يک شهروند امريکايي يا اروپايي، بينند? مستمر تلويزيون ماست و از او سؤال مي‌کنيم که از مجموع آنچه در تلويزيون ايران نگاه مي‌کنيد، واقعاً چه چيزي دستگيرتان شده است؛ يعني براي نمونه، شاخص‌هاي الگويي زن مسلمان را از اينجا توانستيد کامل بشناسيد؟

•    يعني درواقع مي‌توانند متناسب با آنچه ديده‌اند، تعريفي از زن تراز انقلاب اسلامي بکنند. 
به‌نظر مي‌رسد که تعريفشان، تعريفي بسيار حداقلي و ناقص است.

•    زن تراز انقلابي که رسانه بايد نشان مي‌داد، چگونه زني است؟ 
واقعيتي که در جامع? ما وجود دارد، اين است که انسان‌ها با سطوح رفتاري متفاوت در کنار هم زندگي مي‌کنند. هم از جهت رفتاري و اخلاقي و انديشه‌اي. مثلاً مي‌گوييم متوقع هستيم آن الگو‌ها و آن شخصيت، به‌تعبير شما، تراز نمايش داده شود. ممکن است از ما بپرسند کل جامعه مملو از اين افراد است يا اينکه در رسانه، واقعيت جامعه را اين‌گونه به‌تصوير مي‌کشيم؟ خب واقعيت اين است که افراد متفاوتي در جامعه زندگي مي‌کنند. با صحبت دربار? زنان، احساس مي‌کنيم حد کاملاً متوسط يا پايين‌تر از آن تراز فهم مي‌شود؛ يعني حداقل، بايد تلفيقي باشد. مثلاً در موضوعات نمايشي‌، چهره‌هاي کاملاً موفق را بايد نمايش دهيم. منظور چهره‌اي است که موفقيت‌هاي فراواني از جهات مختلف، به‌عنوان يک زن مسلمان، زني که تقيدات اسلامي او از انديشه، رفتار، اخلاق و پوشش کامل بوده و موفقيت‌هايي هم در جامعه داشته است؛ يعني اين‌ها هم بخشي از واقعيت جامعه است. همچنين بايد افرادي کاملاً در سطح متوسط يا در سطح عادي را نمايش دهيم. حتي وقتي مي‌خواهيم به سوژه‌هاي خاصي بپردازيم، باز افرادي که از سطح متوسط، پايين‌ترند، دچار درگيري‌هاي فکري و ذهني و رفتاري يا دچار مشکلات و آسيب‌هاي اجتماعي هستند، خب اين‌ها را هم راحت به تصوير بکشيم.

•    اين نگاه حداقلي نيست که صرف واقعيت جامعه را نمايش دهد؟ يعني رسانه نبايد الگوسازي و ايده‌آل‌سازي کند و نبايد حداقل تراز را نشان دهد و مثلاً بگويد اين حداقل تراز پذيرفتني نگاه ايراني اسلامي و نگاه انقلابي به زن است؟ 
هم? اين‌ها با هم و در کنار هم است؛ يعني در آنجايي که به آسيب‌هاي اجتماعي مي‌پردازد، چهره‌ها و گروه‌هاي خاصي را نشان مي‌دهد. آنجايي که مي‌خواهد الگوسازي کند، چهره‌هاي بر‌تر را نشان مي‌دهد.

•    اولويت در الگوسازي است يا مستندکردن جامعه؟ 
به نظر من همپاي هم، ‌ارزش و کاربرد دارد و مؤثر است. در سال‌هاي اخير، بيشتر به مسئل? چهره‌هاي تاريخي مي‌پردازند که اين چهره‌ها، تراز‌ها و الگوهايي را نمايش مي‌دهد. اين نبايد فقط به گذشت? جامع? ما خلاصه شود. سريال‌ها يا فيلم‌هاي ساخته‌شده از برخي شخصيت‌هاي برجسته مثل شهدا را در جامعه بسيار استفاده کردند. اين در حد بسيار بسيار حداقلي ورود پيدا کرده، ولي آثار مثبت خود را برجا گذاشته است. حداقل استقبال از آن‌را تجربه کردند. پس در اين حوزه هم مي‌شود کارهاي کاملاً موفق ارائه کرد که براي مردم، هم مؤثر و هم جذاب باشد.

•    درمقابل زناني که در رسانه حضور دارند، قشر دوم زنان، مخاطبان رسانه‌اند. آنان را چگونه بايد درنظر بگيريم؟ 
همان‌طور که گفتم، نخست، برمي‌گردد به اين‌که نگاه دست‌اندرکاران تلويزيون به اين رسانه و تعريف آنان از تلويزيون چيست؟ يک موقع است که مي‌گوييم اين تلويزيون واقعاً تعريف خاصي دارد، يک موقع از آن تعريفي مي‌کنيم و يک موقع نگاه مي‌کنيم در اين تعريف خاصي که از تلويزيون و رسانه داريم، مبناي ما چيست؟ اگر به جهان نگاه مي‌کنيم، ديگر نمي‌توانيم کار من‌درآوردي انجام دهيم. در کل جهان و در کشورهاي مختلف مي‌بينيم که واقعاً اين‌ها از تلويزيون چه تعريفي دارند و چه استفاده‌اي از آن مي‌کنند؟ درواقع، براي بينند? خودشان چه چيزي تعريف مي‌کنند؟ يک موقع اين است و يک موقع مي‌گوييم عيبي ندارد و نگاه مي‌کنيم که در فضاي اطراف ما چه مي‌گذرد؛ اما خود ما هم اصول و اهدافي داريم که مي‌خواهيم آن اهداف محقق شود. جمل? بسيار مشهور امام (ره) در تعريف از تلويزيون به دانشگاه را همه به‌ياد داريم.

خب آن نگاه و تعريف خاصي محسوب مي‌شود. نه اين‌که کلاً آنجا دانشگاه باشد؛ يعني بخشي از تعريف اين مي‌شود و بخشي از تعريف مي‌تواند در موضوع ديگر باشد؛ پس نخست، بايد ببينيم واقعاً چه تعريفي از اين رسانه داريم. سپس، در آن تعريف، مخاطب خود را چگونه مي‌بيينيم و کاربرد اين رسانه را براي او چگونه تعريف مي‌کنيم. فرض کنيد بيشترين کاربرد رسانه براي مخاطب، پُرکردن اوقات فراغت يا شادي يا مثلاً تفريح و سرگرمي است. در اين‌صورت، ديدگاه عام مي‌شود و کمي تفاوت وجود دارد. اين تفاوت براي نوجوان‌ها و جوان‌ها يک‌جور و براي بزرگتر‌ها جور ديگر است که معمولاً مرزهاي مشترک هم پيدا مي‌کند؛ مثلاً ممکن است برنام? خوب تفريحي براي بزرگتر‌ها را بچه‌ها هم نگاه کنند يا بزرگتر‌ها هم برنام? جذاب و سرگرم‌کننده براي بچه‌ها يا نوجوان‌ها را نگاه کنند. اين تفاوت عمده‌اي با هم نمي‌کند. پس بسيار مهم است که چه کاربردي براي مخاطب تعريف مي‌کنيم. به‌نظر من، به‌خصوص در دنياي امروز، با وجود شبکه و فضاهاي مجازي، لحظه‌به‌لحظه، مطالب نو و آنچه نياز داريم، از آن‌ها دريافت مي‌کنيم. اينجا تلويزيون درمقايسه با آن فضا مي‌خواهد به منِ مخاطب چه بدهد؟ آنچه مسلم است، بايد نگاهي جامع و فراگير باشد: فراگير، هم ازنظر موضوع و نياز مخاطب و هم ازنظر اصناف و گروه‌هاي مختلف مخاطبان.

حالا وقتي بحث خانم‌ها را مطرح مي‌کنيم، طبيعتاً مي‌گوييم خانم‌ها در گروه‌ها و اصناف مختلف جامعه؛ مثلاً خانم کشاورز، خانم هنرمند، خانم دانشمند و نوجوان پژوهشگر. خب هم? اين‌ها که مخاطبان ما هستند، چه بهره‌اي از تلويزيون مي‌برند؟ در بخش سرگرمي و پُرکردن اوقات فراغت، تقريباً همان‌طور که عرض کردم، همه کم و زياد بهره‌اي مشترک مي‌برند؛ ولي در ساير نياز‌ها، اين گروه گسترده از مخاطبان خانم‌ در مشاغل مختلف و در موقعيت‌هاي مختلف جامعه، آيا در حد نياز و علاق? خودشان از تلويزيون بهره مي‌برند يا نه؟ به‌نظر مي‌رسد اگر بهره‌اي هم باشد، بسيار بسيار کم و حداقلي است. در نگاه عام، يک خانم، يک مرد، يک نوجوان را به‌عنوان شهروند جامعه درنظر مي‌گيريم؛ ولي وقتي ريز‌تر از اين مي‌شويم و مي‌خواهيم ببينيم مخاطبان مختلف ما چه بهره‌هايي مي‌برند، با جسارت مي‌گوييم که به‌نظر مي‌رسد برخي هيچ بهره‌اي نمي‌برند و نيازي که دارند تأمين نمي‌شود و توقعي که دارند، پاسخ داده نمي‌شود.

•    با اين نگاه جزئي، چند درصد از خانم‌هاي جامعه و مخاطب‌ها واقعاً مي‌توانند بهره ببرند؟ 
با نگاه تخصيصي و تفکيکي، فکر مي‌کنم اصلاً درصد درخور اعتنايي نيست؛ يعني اگر بخواهيم بگوييم گروه‌هاي مختلف خانم‌ها، چه ازنظر انديشه‌اي و از نظر نيازهاي متفاوت درون و توقعاتي که دارند، اين را با‌‌ همان حربه‌هاي ديگري که وجود دارد، مقايسه مي‌کنم. مثلاً افراد مختلف جامعه که سراغ فضاي مجازي و شبکه‌ها مي‌روند، مي‌توانند بهر? فراواني از اين فضا‌ها بگيرند؛ هرچند به مضرات و مشکلات آن‌هم در جاي خودش قائل هستيم. نه اينکه بگوييم فضاي منزه‌اي است؛ بلکه منظورمان گشتن و پيداکردن چيزي است که انسان به آن نياز دارد. اجمالاً دربار? خانم‌ها مي‌خواهيم بگوييم هم آن طرف صفحه و هم اين طرف آن‌را بايد درنظر گرفت؛ اما موجوديتي که در صفح? تلويزيون وجود دارد، خيلي فراگير نيست و به گروه‌هاي خاصي از خانم‌ها محدود است. طبيعتاً در اين طرف صفحه هم مخاطبان، به‌طور فراگير و به تناسب نيازهاي خودشان، بهره نمي‌برند.

•    به‌ نظر شما زن انقلابي، به‌عنوان مخاطبي خاص، چه بهره‌اي ممکن است از تلويزيون ببرد؟ يا چه درصد يا سهمي در تلويزيون دارد، چه ازلحاظ حضور در تلويزيون و چه به‌عنوان مخاطب تلويزيون؟

در‌‌ همان حوز? قبلي، به طورکلي، عرض کردم که درصد هر دو طرف خيلي کم است. در اصل، زن انقلابي، خود، دنياي عجيب و وسيعي است. اين دنيا را کجا در تلويزيزن به‌تصوير کشيده‌اند؟ ممکن است در زمان‌هايي يا در مناسبت‌هايي، مادر يا همسر شهيدي را آورده باشند و با او دو کلمه حرف زده باشند، آن‌هم در حد بسيار محدود. آيا اين معني‌‌ همان به‌تصوير کشيدن دنياي عظيم است؟ اين دنياي عظيم ابداً در تصوير راه پيدا نکرده است.

•    مؤلفه‌هايي از اين زن انقلابي نام ببريد که دوست داشتيد نمايشي شود، يا حداقل مسئولان رسانه، به نمايش‌دادن اين مؤلفه‌ها بينديشند؟ 
کل زندگي زنان مهم است و لازم نيست بعدي خاص را درنظر بگيريم. اگر در طول اين سي سال گذشته، واقعاً اين فضا را نمايش مي‌دادند، اتفاقاتي عجيب‌تر از اين‌که الان شاهد آن هستيم، در جامع? خودمان و در دنيا مي‌افتاد. جوان‌هاي ما از شخصيت انقلابي، چقدر شناخت دارند، چقدر اين معنا را متوجه هستند، چقدر تعريف دارند، چقدر مختصات اين شخصيت را مي‌دانند، چقدر مختصات اين زندگي را مي‌دانند و چقدر مختصات اين انديشه را مي‌دانند. نسلي که بيست سال و بيشتر از آن دارد، قطعاً بسيار بسيار ضعيف است. زيبايي‌هايي که در اين شخصيت‌ها و در اين زندگي وجود داشت، واقعاً کم‌جاذبه نبود؛ ولي به اين‌ها نپرداختند. حالا به هر جهت نتايج آن‌را هم در جامعه مي‌بينيم. درواقع يک سري مشکلاتي که الان داريم، شايد حاصل همين بي‌توجهي باشد. اگر روزي بخواهيم واضح‌تر بحث کنيم، راحت مي‌شود گفت که چه راه‌هايي وجود داشت و آيا اصلاً مي‌شد يا نمي‌شد؟ معتقدم قطعاً مي‌شد اين کار را بکنيم و هنوز هم دير نشده است.

اکثراً مواقعي که تلويزيون خواست مثلاً کاري خاص براي خانم‌ها انجام دهد، فقط راجع به تز‌ها حرف زده است؛ ولي مثلاً سريال‌ها و فيلم‌هايي توانمند را از جاهاي ديگر آورديم که در آن، به‌طور خاص‌تر، زن يا زنان را شخصيت‌پردازي کرده‌اند؛ ولي در جامع? خودمان هرگز اين کار را نکرديم. حد اعلاي آن، براي مثال، شخصيت‌پردازي در گوشه‌هايي از سريال‌هاي تاريخي يا مستند است. والا معتقدم بابي کاملاً بسته است. شايد هم بسياري يا برخي احساس کنند که اصلاً اين باب بازشدني نيست. منعي را متأسفانه در نگاه برخي دست‌اندرکاران داريم؛ يعني احساس مي‌کنم اگر حضور خانم‌ها با جاذبه‌هاي ظاهري نباشد، خيلي نمي‌تواند جالب باشد.

حالا شايد تغييراتي به‌وجود آمده باشد؛ اما به‌ياد دارم در بعضي از اين شبکه‌ها‌ي برون‌مرزي، مثلاً خانم‌هايي بودند که سعي مي‌کردند وضعيت چهره و ظاهرشان مختصاتي داشته باشد. در آن فضا هم افرادي اين پيام را دادند که زياد دنبال درست‌کردن جاذبه‌هاي ظاهري و تصويري از خانم‌ها نباشيد؛ چون شبکه‌هاي بيگانه پر از اين چهره‌هاست. کساني که شبکه‌هاي جمهوري اسلامي ايران را نگاه مي‌کنند، زياد دنبال جاذب? ظاهري نيستند؛ چون جاذب? ظاهري همه‌جا هست و آنان دنبال چيز ديگري مي‌آيند و خوب است که اين چهره‌ها آنجا حضور داشته باشند.

•    بعضي وقت‌ها مي‌گويند براي جذب مخاطب مصلحت است که اين‌گونه عمل کنيم. واقعاً مصلحت هست يا نيست؟ کجا تشخيص مي‌دهند که موضوعي مصلحت هست يا مصلحت نيست؟ 
هرجا در تنگنا قرار بگيريم، نمي‌توانيم واژ? مصلحت را به‌کار ببريم. اصلاً مصلحت اينجا معني دارد يا ندارد؟ فرض کنيد شبک? برون‌مرزي مخاطباني دارد که به‌احتمال بسيار، به دنبال اين هستند که ببينند زنان ايراني واقعاً که هستند. درواقع، دورادور، چيزهاي مثبت کمي از آنان در گوشه و کنار شنيده‌اند و صد‌ها برابر منفي آن‌را برايشان در بوق و کرنا کرد‌ه‌اند. اکثريت با نگاه کنجکاوانه دنبال اين مسئله مي‌گردند. اينکه کسي روسري‌اش بنفش باشد، قرمز باشد، کم‌رنگ باشد، پررنگ باشد و صورت او آرايش داشته باشد يا نداشته باشد، اين‌ها برايشان مهم نيست و براي چيز ديگري اين شبکه را نگاه مي‌کنند. کسي که دنبال آن ظواهر باشد، اصلاً اينجا نمي‌آيد. همين الان در مملکت خود ما، درست است که قانون هست، ولي اما بسياري از خانه‌ها ماهواره دارند، آن حربه‌ها و آن صحنه‌ها به‌هر دليلي در آنجا رؤيت مي‌شود. حالا اينجا مي‌خواهيم بگوييم تفاوت‌هاي اساسي وجود دارد.

آن جاذبه‌ها که معلوم است اين جا راه پيدا نمي‌کند و آن اصالت خودش را هم خدايي‌ناکرده از دست مي‌دهد. به‌قول معروف، پرنده‌اي که آمد راه‌رفتن پرنده‌اي ديگر را ياد بگيرد، راه‌رفتن خودش هم يادش رفت. مسئله اين است که الان اينجا شاخص چيست؟ با صداي رسا و با شجاعت مي‌گوييم که امروزه، از جاذبه‌هاي ظاهري و جاذبه‌هاي جنسي زن، در رسانه‌هاي تصويري سوء‌استفاده مي‌کنند. اينجا به‌‌ همان سخن آغازين شما برمي‌گرديم. آيا رعايت حجاب و عفاف و حدود و ضوابط در جامعه، دست ما را بسته است که نتوانسته‌ايم چهر? زن ايرني و زن انقلابي و زن مسلمان را آن‌طور که بايد، به تصوير بکشيم؟

به نظرم بسياري خيال کردند که دست‌ها بسته است؛ به‌همين خاطر دنبال آن نرفتند. مثلاً گاهي، در محافل، برخي دوستان مي‌گفتند بسياري از صحنه‌ها را نمي‌توانيم نشان دهيم. خب حرف سر اين است که بايد نشان دهيم و نمي‌توانيم نشان دهيم؟ مثلاً دانشمندي مانند ابن‌سينا را نشان مي‌دهيم که بسيار جذاب و زيباست. بينندگان هم کم نيستند. کساني هم که لذت مي‌برند، کم نيستند. چه صحنه‌هايي از زندگي را به تصوير کشيده‌ايم و واقعاً چه چيزي عايد بينند? ما شده است؟ مشابه اين را مي‌توانيم به طريق اولي و اعلا در زندگي زنانمان به نمايش بگذاريم. درحقيقت، در کل جهان امروز، اين خلاء وجود دارد که جز تلويزيون جمهوري اسلامي نمي‌تواند اين خلاء را پر کند.

•    به نظرم خيلي وقت‌ها اين بي‌هنري است که با چيزهاي دم‌دستي، جاذبه ايجاد کنيم؛ يعني به‌جاي اينکه موضوع را پرورش دهيم و کشش ايجاد کنيم و درام داستان را قوي کنيم، از جاذبه‌هاي ظاهري مثل جلوات زنانه، براي جذب مخاطب، استفاده کنيم. اين درواقع بي‌هنري و استفاده‌نکردن از سليقه و ذوق هنري است.

بله. نبود يا کمبود پشتوان? قوي فکري و هنري را در بعضي جا‌ها احساس مي‌کنيم. درواقع، هم در موضوع بحث و هم در حوز? کار، به هر ميزاني که پشتوان? فکري‌هنري قوي باشد، نه قوي، بلکه قدر باشد، قطعاً در صحنه هم قدر ظاهر مي‌شود و اگر پشتوانه نحيف و ظريف باشد، خب بروز و ظهورش نيز همين مي‌شود. اين نقيصه‌اي کلي است که در بعضي موضوعات ديگر هم احساس مي‌شود و در اين موضوع خاص، قطعاً به اين پشتوانه نياز داريم. در جايي از صحبتم اشاره کردم، گاهي اوقات حتي افرادي که براي ما مطلبي يا فيلم‌نامه‌اي مي‌نويسند و بعد، مراحل کاري آن‌را طي مي‌کنند، خود، به اهميت موضوعي که اکنون دربار? آن صحبت مي‌کنيم، واقف نيستند. تا وقتي‌که خودشان واقف نباشند و حتي شبهات ذهني و باورهاي دور از واقعيت دربار? زنان داشته باشند، خب اين باور‌ها در کار هم خودش را نشان مي‌دهد؛ پس پشتوان? فکري‌ هنري قوي قطعاً جزء لوازم بروز و ظهور موضوع بحث ماست.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان