بسم الله
 
EN

بازدیدها: 872

بررسي علل و عوامل افزايش آمار طلاق در ايران-قسمت دوم

  1391/11/10
قسمت قبلي


مسئله‌ي مهم ديگر تغيير سبک ساده زيستي است که تا همين چند سال اخير بر خانواده‌هاي ايراني حاکم بود و روي آوردن به زندگي تجملاتي و ايجاد مصرف‌زدگي در بين خانواده‌هاست؛  متأسفانه در اين مسئله هم مشاهده مي‌کنيم که بيشترين تلاش دشمن در تغيير روحيه‌ي زنان بوده است زيرا آنان هسته‌ي اصلي خانواده را تشکيل مي‌دهند و بر نوع نگرش همسر و فرزندان بسيار اثرگذار مي‌باشند؛ همچنين همين مسئله خود از دلايل اصلي روي آوردن به اشتغال بيرون از منزل است. به هر حال اين مسئله به خودي خود سبب به وجود آمدن انحراف‌هاي فراواني در زندگي فردي و اجتماعي افراد مي‌شود که متأسفانه طلاق يکي از اصلي‌ترين آسيب‌هاي آن است.
 
تغيير نوع تعامل زن و مرد هم از مواردي است که تحت تأثير عوامل مختلفي از جمله ماهواره‌ها به سبک غربي آن درآمده! در اين ميان برگشتن به آموزه‌هاي اسلام و برگرداندن آرامش به کانون خانواده بهترين راهکار حل اين مشکلات مي‌باشد. اگر چه گاهي مشاوران ما هم توصيه‌هايي به طرفين مي‌کنند که نه تنها کمکي به حل مشکلاتشان نمي‌کند بلکه با آموزه‌هاي دين ما هم در تناقض کامل است!
 
حقيقت اين است؛ با تغيير سبک زندگي که مسلماً به دنبال خود تغيير ارزش‌ها را نيز در پي خواهد داشت، نهاد خانواده از درون تضعيف خواهد شد که از اين مسئله مي‌توان به عنوان عامل اصلي طلاق نام برد زيرا اولين قرباني آن معنويت است که درون سبک زندگي غربي، باورها و فرهنگ جديد آن استحاله مي‌گردد و همان‌طور که ذکر شد، معنويت از ارکان اصلي خانواده در اسلام به شمار مي‌آيد که خانواده بر پايه‌ي آن بنا شده است.
 
متأسفانه در جامعه شاهد اين مسئله هستيم که الگوگيري غلط خانواده‌ها و جوانان سبب افزايش ناسازگاري بين زن و مرد، مصرف‌گرايي، تغيير نوع پوشش و ... شده است. آنچه در اين بين از اهميت به‌سزايي برخوردار است، اين است که بايد مراقب باشيم تا شيوه‌هاي جديد زندگي با فرهنگ ديني ما سازگار باشد و به تغيير و استحاله‌ي ارزش‌ها و اعتقادات ما نينجامد.

استراتژي غرب در تغيير هويت زن مسلمان

 
با بررسي علل طلاق به خوبي متوجه اين مسئله مي‌شويم که اصلي‌ترين راهبرد غرب در تضعيف نهاد خانواده تغيير هويت زنان مسلمان است که با القاي زن‌محوري، تضعيف نقش مرد، تضعيف نقش مادري و همسري، کم ارزش جلوه دادن خانه‌داري و ارزشمند جلوه دادن مشاغل بيرون از منزل، مصرف‌زدگي و ... ابتدا به تغيير نگرش زنان مسلمان و در نتيجه به تقدس‌زدايي و سست کردن پايه‌هاي خانواده مي‌انجامد. آن‌ها با درک نقش محوري و اهميت جايگاه زن در خانواده به خوبي دريافته‌اند که براي رسيدن به اهداف خود گام اول را بايد از اين نقطه آغاز کنند.
 
اين مسئله که تمايز حقوق زن و مرد به تفاوت نوع آفرينش و تفاوت نيازها و توانايي‌هاي آن‌ها برمي‌گردد بر هيچ فرد عاقل و منصفي پوشيده نيست و اسلام را مي‌توان اصلي‌ترين حامي و مدافع حقوق زنان به شمار آورد زيرا نه تنها حقوق زن در اسلام ناديده گرفته نشده بلکه در تمامي احکام و دستورات آن ظرافت روح و جسم زن در نظر گرفته شده، مسئله‌اي که هرگز در نظريه‌هاي فمينيستي و به اصطلاح بشر دوستانه‌ي غرب ديده نشده است اما آنان با غيرعادلانه خواندن احکام اسلام در مورد زنان و به دست گرفتن پرچم حقوق بشر؛ شروع به سر دادن شعارهايي کردند که ظاهري زيبا و فريبنده‌ داشت، ولي از درون پوچ و دروغين بود و بيشترين حمله‌هاي خود را متوجه مسئله‌ي تمايز بين حقوق زن و مرد کردند.
 
از نظر پرچم‌داران دفاع از حقوق زنان، زير بار مسئوليت همسري و مادري رفتن سبب پايمال شدن حقوق زن و در عوض کم رنگ شدن يا نپذيرفتن اين نقش‌ها و الگو قرار دادن مردان در اشتغال بيرون از منزل و انجام کارهاي مردانه سبب اقتدار و شکوفايي آنان خواهد شد.
 
فارغ از نتايج افکار فمينيستي در غرب بايد اذعان داشت؛ افراط در اين مسئله غرب را با چالشي جدّي مواجه کرده است، مانند فردي که در باتلاق گرفتار مي‌شود و هر چه بيشتر دست و پا مي‌زند و براي نجات خود تلاش مي‌کند بيشتر در آن فرو مي‌رود و مي‌خواهد تا ديگران را نيز با خود به درون باتلاق بکشد.
 
در واقع غرب خود اولين قرباني نظريه‌هاي دور از عقل و منطق فمينيستي است که نتيجه‌اي جز تحقير زن، کمبود عاطفي، نبود امنيت، به چالش کشيدن مفهوم مادري، افزايش ميزان خشونت در خانواده، افزايش آمار طلاق، افزايش کودکان نامشروع، رواج گسترده‌ي زندگي‌هاي مجردي، گسترش همجنس‌گرايي و در يک جمله نابودي زن و نابودي انسانيت را در پي نداشته است.
 با تأمل در نظريه‌هاي فمينيستي متوجه اين مسئله مي‌شويم که بين شعار فمينيست‌ها مبني بر احقاق حقوق زنان و آنچه در عمل اتفاق مي‌افتد تناقض آشکاري وجود دارد، زيرا زن از حقوق اوليه‌ي خود که آرامش و امنيت رواني در سايه‌ي خانواده است و با قيوميت مرد حاصل مي‌شود محروم مي‌گردد و با ناديده گرفتن نقش همسري، مادري و ... به طلاق و فروپاشي نهاد خانواده دامن مي‌زند که اين مسئله خود جامعه را با بحران جدّي مواجه مي‌سازد اما اين مسئله در آموزه‌هاي فمينيستي فراموش شده که زن خود عضوي از پيکر جامعه است و اولين آسيب متوجه خود اوست!
 
در حالي که دين اسلام از همان ابتدا براي زن جايگاهي بسيار رفيع قائل شده و زن و مرد را مکمل يک‌ديگر قرار داده است و در مقابل ظلم و ستمي که به زنان روا مي‌شده به مردان توصيه‌هاي فراواني کرده است که با زنان به گونه‌اي شايسته رفتار کنيد و به آن‌ها محبت کنيد و همين طور در مسئله‌ي حق رأي براي زن و مرد حقوق مساوي قائل شده و براي وي حق مشارکت در فعاليت‌هاي اجتماعي را قرار داده است...



نويسنده: مريم عسگري‌پرور







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان