بسم الله
 
EN

بازدیدها: 896

رقص آتش-قسمت هجدهم

  1391/10/30

سياست

 
حقوق هميشه گرفتار چمبره سياست بوده است وحقوقدانان هميشه درگير با سياسيون بوده اند.منظورمن ازحقوقدانان صرفا اساتيد علم حقوق و وکلا هستند .قضات بنا به وظيفه شغلي ازعلم حقوق استفاده ابزاري مي کنند و لاجرم تامين کنندگان نظرات سياسيون هستند مگر آن زماني که خارج از اين کسوت قرارمي گيرند. نمايندگان مجلس قانون گذاري تدوين و تصويب قانون مي کنند درحاليکه خود حقوقدان نيستند آنان براساس ملاک هاي سياسي سمت نمايندگي را کسب کرده اند.مضافا اينکه قانون نويسي مختص حقوقدانان است .

مشهور است که "موسيليني" رهبرفاشيست ايتاليا فلاسفه کشورخود را درمحلي در بسته جمع کرد وگفت: من قصد دارم حزب فاشيست را تاسيس کنم سپس نقطه نظرات خود را اعلام و اضافه کرد ازاين محل بيرون نمي رويد مگراينکه فلسفه توجيهي اين مرام راتدوين وبه قبول من برسانيد!

زماني دروزارت خانه اي براي مدت محدودي مشغول بکار شدم روزي تنظيم قرار دادي به من ارجاع شد و گفتند: اين نقطه نظرات را درآن بگنجانيد. گفتم: اين نقطه نظرات با موازين حقوقي سازگار نيست. گفتند: سازگارش کن!!! يک حقوق بگيردولت موظف است يا نقطه نظرات مافوق را جامه عمل بپوشاند يا در صورت مخالفت،از سمت خود کناره گيري کند هرچند قبل از تحصيلات حقوق آنچنان با سياست هائي که تحميل مي شد موافق نبودم ولي پس از تحصيلات حقوق ديگر جايم در ادارات دولتي نبود لا اقل من قدرت توجيه آنان را نداشتم.يک حقوقدان مستقل،فکرش،مسلمات علم حقوق وقوانين موضوعه است وجدان او حقوقي شده است ونمي تواند پا روي وجدان خود بگذارد.ولي يک مافوق اداري که بنا به سلسله مراتب از يک شخصيت سياسي دستور مي گيرد توجهش فقط اجراي دستورات مافوق است که ممکن است آن دستورات مخالف موازين حقوقي باشد.

ميرزاده عشقي شاعر زمان رضا شاه بود و به اشاره شاه هم کشته شد کتاب اشعار اوبنام "کليات ميرزاده عشقي" معروف است وي در جريان جمهوري خواهي اوايل اقتدار رضا شاه شديدا طرفدار رضا خان بود بعد که رضا شاه،شاه شد،ورق برگشت وعليه رضاشاه مشغول فعاليت وسرودن اشعار گرديد شعر معروف او"پدرملت ايران اگر اين بي پدر است" حوض حياط اورا به خونش آغشته کرد.ميرزاده طرحي ارائه داده بود که هر پنج سال کليه فعاليت سياسيون درحضور آنان درمحکمه اي مورد قضاوت قرار گيرد.وچنانچه اعمال آنان موجب خيانت به مملکت وملت شده باشد حکم قتل آنان صادرگردد! و نام اين روز را گذاشته بود "جشن خون"ومعتقد بود با اجراي چنين طرحي ديگر هيچ سياستمدار خودکامه اي جرئت نزديک شدن به سياست را نخواهد داشت!

اگرچه تحقق چنين طرحي درعرصه عمل يک آرمان غيرعملي است، ولي آيا امکان بازنگري فعاليت يک سياستمدار دريک مقطع زماني در يک دادگاه صالحه نيست که چقدر مطابق موازين قانوني به نفع ملت ومملکت کار کرده است ؟ اگر اين عزل ونصب هائي که درعالم سياست به وفور صورت مي گيرد علت دارد، علت عزل دريک دادگاه صالحه بررسي شود واگر سوء نيت فرد مسئول محرز شد مجازات شود.ما مجرم اقتصادي داريم ولي آيا مجرم سياسي نداريم؟چرا فقط آن طرف قضيه را مي بينيم که طرف سمت سياسي ندارد ولي به اتهام سياسي محاکمه مي شود ؟ البته درمحاکمه شهرداران که نهايت موجب محاکمه شهردار وقت پايتخت شد.حرکت خوبي انجام گرفت ولي دستور آمد که اين امرموجب تضعيف نظام است وکار به سرانجام مطلوب نرسيد.شنيده بودم که شهردار وقت در زمان دارا بودن اين سمت به شهرداران مناطق گفته بود "درمقابل هيچکس پاسخگو نيستيد کارتان را بکنيد!" اينجاست که مي گويم متاسفانه حقوق ما هميشه گرفتار چمبره سياست بوده است.راه حلي که بزرگان حقوق ارائه داده اند اين است که "حقوقدانان مستعد واردعرصه سياست شوند". کمااينکه مي بينيم در کشورهاي پيشرفته تا عاليترين سطح حکومت،حقوقدانان و وکلا حضور دارند.وآنچنان با اقتدار عمل مي کنند که اگر يکي ازخود آنان مرتکب عمل خلاف قانون شود خود موجبات محاکمه وعزل اورا فراهم مي آورند.

"نيکسون" رئيس جمهوروقت آمريکا خود يک وکيل دادگستري بود. ودر جريان "واترگيت" که بصورت غير قانوني دستوربه تعبيه دستگاه شنود کرده بود توسط وکلا به محاکمه کشيده شد وازسمت خود قبل از پايان دوره رياست جمهوري کنار گذاشته شد. "کلينتون" يکي ديگر ازروساي جمهور آمريکا وکيل دادگستري بود رسوائي اخلاقي وي عاملي براي کمرنگ شدن حضور وي درعرصه سياست گرديد.




نويسنده:رحمن زارع-وکيل پايه يک دادگستري





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان