بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,068

آيين دادرسي مدني-قسمت ششم

  1391/10/19
قسمت قبلي


فصل چهارم - جلسه دادرسي 

ماده 93 - اصحاب دعوا مي تواند در جلسه دادرسي حضور يافته يا لايحه ارسال نمايند . 
ماده 94 - هر يک از اصحاب دعوا مي تواند به جاي خود وکيل به دادگاه معرفي نمايند ولي در مواردي که دادرس حضور شخص خواهان يا خوانده يا هر دو را لازم بداند اين موضوع در برگ اخطاريه قيد مي شود . در اين صورت شخصا مکلف به حضور خواهند بود . 
ماده 95 - عدم حضور هر يک از اصحاب دعوا و يا وکيل آنان در جلسه دادرسي مانع رسيدگي و اتخاذ تصميم نيست . در موردي که دادگاه به اخذ توضيح از خواهان نياز داشته باشد و نامبرده در جلسه تعيين شده حاضر نشود و با اخذ توضيح از خوانده هم دادگاه نتواند راي بدهد ، همچنين در صورتي که با دعوت قبلي هيچ يک از اصحاب دعوا حاضر نشوند ، و دادگاه نتواند در ماهيت دعوا بدون اخذ توضيح راي صادر کند دادخواست ابطال خواهد شد . 
ماده 96 - خواهان بايد اصل اسنادي که رونوشت آنها را ضميمه دادخواست کرده است در جلسه دادرسي حاضر نمايد . خوانده نيز بايد اصل و رونوشت اسنادي را که مي خواهد به آنها استناد نمايد در جلسه دادرسي حاضر نمايد . رونوشت اسناد خوانده بايد به تعداد خواهانها به علاوه يک نسخه باشد . يک نسخه از رونوشتهاي يادشده در پرونده بايگاني و نسخه ديگر به طرف تسليم مي شود . 
در مورد اين ماده هر گاه يکي از اصحاب دعوا نخواهد يا نتواند در دادگاه حاضر شود ، چنانچه خواهان است بايد اصل اسناد خود را ، و اگر خوانده است اصل و رونوشت اسناد را به وکيل يا نماينده خود براي ارايه در دادگاه و ملاحظه طرف بفرستد و الا در صورتي که آن سند عادي باشد و مورد ترديد و انکار واقع شود ، اگر خوانده باشد از عداد دلايل او خارج مي شود و اگر خواهان باشد و دادخواست وي مستند به ادله ديگري نباشد در آن خصوص ابطال مي گردد. در صورتي که خوانده به واسطه کمي مدت يا دلايل ديگر نتواند اسناد خود را حاضر کند حق دارد تاخير جلسه را درخواست نمايد ، چنانچه دادگاه درخواست او را مقرون به صحت دانست با تعيين جلسه خارج از نوبت ، نسبت به موضوع رسيدگي مي نماد . 
ماده 97 - در صورتي که خوانده تا پايان جلسه اول دادرسي دلايلي اقامه کند که دفاع از آن براي خواهان جز با ارايه اسناد جديد مقدور نباشد در صورت تقاضاي خواهان و تشخيص موجه بودن آن از سوي دادگاه ، مهلت مناسب داده خواهد شد . 
ماده 98 - خواهان مي تواند خواسته خود را که در دادخواست تصريح کرده در تمام مراحل دادرسي کم کند ولي افزودن آن يا تغيير نحوه دعوا يا خواسته يا درخواست در صورتي ممکن است که با دعواي طرح شده مربوط بوده و منشا واحدي داشته باشد و تا پايان اولين جلسه آن را به دادگاه اعلام کرده باشد . 
ماده 99 - دادگاه مي تواند جلسه دادرسي را به درخواست و رضايت اصحاب دعوا فقط براي يکبار به تاخير بيندازد . 
ماده 100 - هر گاه در وقت تعيين شده دادگاه تشکيل نشود و يا مانعي براي رسيدگي داشته باشد به دستور دادگاه نزديکترين وقت رسيدگي ممکن معين خواهد شد . 
تبصره - در مواردي که عدم تشکيل دادگاه منتسب به طرفين نباشد ، وقت رسيدگي حداکثر ظرف مدت دو ماه خواهد بود . 
ماده 101 - دادگاه مي تواند دستور اخراج اشخاصي را که موجب اختلال نظم جلسه شوند با ذکر نحوه اختلال در صورت جلسه صادر کند و يا تا بيست و چهار ساعت حکم حبس آنان را صادر نمايد . اين حکم فوري اجرا مي شود و اگر مرتکب از اصحاب دعوا يا وکلاي آنان باشد به حبس از يک تا پنج روز محکوم خواهد شد . 
ماده 102 - در موارد زير عين اظهارات اصحاب دعوا بايد نوشته شود : 
1 - وقتي که بيان يکي از آنان مشتمل بر قرار باشد . 
2 - وقتي که يکي از اصحاب دعوا بخواهد از اظهارات طرف ديگر استفاده نمايد. 
3 - در صورتي که دادگاه به جهتي درج عين عبارت را لازم بداند . 
ماده 103 - اگر دعاوي ديگري که ارتباط کامل با دعواي طرح شده دارند در همان دادگاه مطرح باشد ، دادگاه به تمامي آنها يکجا رسيدگي مي نمايد و چنانچه در چند شعبه مطرح شده باشد ، در يکي از شعب با تعيين رئيس شعبه اول يکجا رسيدگي خواهد شد . 
در مورد اين ماده وکلا يا اصحاب دعوا مکلفند از دعاوي مربوط ، دادگاه را مستحضر نمايند . 
ماده 104 - در پايان هر جلسه دادرسي چنانچه به جهات قانوني جلسه ديگري لازم باشد ، علت مزبور ، زير صورتجلسه قيد و روز و ساعت جلسه بعد تعيين و به اصحاب دعوا ابلاغ خواهد شد . در صورتي که دعوا قابل تجزيه بوده و فقط قسمتي از آن مقتضي صدور راي باشد ، دادگاه نسبت به همان قسمت راي مي دهد و نسبت به قسمتي ديگر رسيدگي را ادامه خواهد داد. 

فصل پنجم - توقيف دادرسي و استرداد دعوا و دادخواست 

ماده 105 - هر گاه يکي از اصحاب دعوا فوت نمايد يا محجور شود يا سمت يکي از آنان که به موجب آن سمت ، داخل دادرسي شده زايل گردد دادگاه رسيدگي را به طور موقت متوقف و مراتب را به طرف ديگر اعلام ميدارد . پس از تعيين جانشين و درخواست ذي نفع ، جريان دادرسي ادامه مي يابد مگر اين که فوت يا حجر يا زوال سمت يکي از اصحاب دعوا تاثيري در دادرسي نسبت به ديگران نداشته باشد که در اين صورت دادرسي نسبت به ديگران ادامه خواهد يافت . 
ماده 106 - در صورت توقيف يا زنداني شدن يکي از اصحاب دعوا يا عزيمت به محل ماموريت نظامي يا ماموريت دولتي يا مسافرت ضروري ، دادرسي متوقف نمي شود . لکن دادگاه مهلت کافي براي تعيين وکيل به آنان مي دهد . 
ماده 107 - استرداد دعوا و دادخواست به ترتيب زير صورت مي گيرد : 
الف - خواهان مي تواند تا اولين جلسه دادرسي ، دادخواست خود را مسترد کند . در اين صورت دادگاه قرار ابطال دادخواست صادر مي نمايد . 
ب - خواهان مي تواند مادامي که دادرسي تمام نشده دعواي خود را استرداد کند. در اين صورت دادگاه قرار رد دعوا صادر مي نمايد . 
ج - استرداد دعوا پس از ختم مذاکرات اصحاب دعوا در موردي ممکن است که يا خوانده راضي باشد و يا خواهان از دعواي خود به کلي صرف نظر کند. در اين صورت دادگاه قرار سقوط دعوا صادر خواهد کرد . 

فصل ششم - امور اتفاقي 

مبحث اول - تامين خواسته 

1 - در خواست تامين 

ماده 108 - خواهان مي تواند فبل از تقديم دادخواست يا ضمن دادخواست راجع به اصل دعوا يا در جريان دادرسي تا وقتي که حکم قطعي صادر نشده است در موارد زير از دادگاه در خواست تامين خواسته نمايد و دادگاه مکلف به قبول آن است : 
الف - دعوا مستند به سند رسمي باشد . 
ب - خواسته در معرض تضييع يا تفريط باشد . 
ج - در مواردي از قبيل تجاري واخواست شده که به موجب قانون ، دادگاه مکلف به قبول در خواست تامين باشد . 
د - خواهان ، خساراتي را که ممکن است به طرف مقابل وارد آيد نقدا به صندوق دادگستري بپردازد. 
تبصره - تعيين ميزان خسارت احتمالي ، بادر نظر گرفتن ميزان خواسته به نظر دادگاهي است که در خواست تامين را مي پذيرد. صدور قرار تامين موکول به ايداع خسارت خواهد بود . 
ماده 109 - در کليه دعاوي مدني اعم از دعاوي اصلي يا طاري و درخواستهاي مربوط به امور حسبي به استثناي مواردي که قانون امور حسبي مراجعه به دادگاه را مقرر داشته است ، خوانده مي تواند براي تاديه خسارات ناشي از هزينه دادرسي و حق الوکاله که ممکن است خواهان محکوم شود از دادگاه تقاضاي تامين نمايد . دادگاه در صورتي که تقاضاي مزبور را با توجه به نوع ووضع دعوا و ساير جهات موجه بداند ، قرار تامين صادر مي نمايد و تا وقتي که خواهان تامين ندهد ، دادرسي متوقف خواهد ماند و. در صورتي که مدت مقرر در قرار دادگاه براي دادن تامين منقضي شود و خواهان تامين ندهد به درخواست خوانده قرار رد دادخواست خواهان صادر مي شود . 
تبصره - چنانچه بر دادگاه محرز شود که منظور از اقامه دعوا تاخير در انجام تعهد يا ايذاء طرف يا غرض ورزي بوده ، دادگاه مکلف است در ضمن صدور حکم يا قرار ، خواهان را به تاديه سه برابر هزينه دادرسي به نفع دولت محکوم نمايد . 
ماده 110 - در دعاويي که مستند آنها چک يا سفته يا برات باشد و همچنين در مورد دعاوي مستند به اسناد رسمي و دعاوي عليه متوقف ، خوانده نمي تواند براي تامين خسارات احتمالي خود تقاضاي تامين نمايد . 
ماده 111 - در خواست تامين از دادگاهي مي شود که صلاحيت رسيدگي به دعوا را دارد. 
ماده 112 - در صورتي که در خواست کننده تامين تا ده روز از تاريخ صدور قرار تامين نسبت به اصل دعوا دادخواست ندهد ، دادگاه به درخواست خوانده ، قرار تامين را لغو مي نمايد . 
ماده 113 - در خواست تامين در صورتي پذيرفته مي شود که ميزان خواسته معلوم يا عين معين باشد . 
ماده 114 - نسبت به طلب يا مال معيني که هنوز موعد تسليم آن نرسيده است ، در صورتي که حق مستند به سند رسمي و در معرض تضييع يا تفريط باشد مي توان در خواست تامين نمود . 
ماده 115 - در صورتي که در خواست تامين شده باشد مدير دفتر مکلف است پرونده را فوري به نظر دادگاه برساند ، دادگاه بدون اخطار به طرف ، به دلايل در خواست کننده رسيدگي نموده ، قرار تامين صادر يا آن را رد مي نمايد . 
ماده 116 - قرار تامين به طرف دعوا ابلاغ مي شود ، نامبرده حق دارد ظرف ده روز به اين قرار اعتراض نمايد . دادگاه در ا.ولين جلسه به اعتراض رسيدگي نموده و نسبت به آن تعيين تکليف مي نمايد . 
ماده 117 - قرار تامين بايد فوري به خوانده ابلاغ و پس از آن اجرا شود. در مواردي که ابلاغ فوري ممکن نباشد و تاخير اجرا باعث تضييع يا تفريط خواسته گردد ابتدا قرار تامين اجرا وسپس ابلاغ مي شود. 
118 - در صورتي که موجب تامين مرتفع گردد دادگاه قرار رفع تامين را خواهد داد. در صورت صدور حکم قطعي عليه خواهان يا استرداد دعوا و يا دادخواست ، تامين خود به خود مرتفع مي شود . 
ماده 119 - قرار قبول يا رد تامين ، قابل تجديد نظر نيست . 
ماده 120 - در صورتي که قرار تامين اجرا گردد و خواهان به موجب راي قطعي محکوم به بطلان دعوا شود و يا حقي براي او به اثبات نرسد ، خوانده حق دارد ظرف بيست روز از تاريخ ابلاغ حکم قطعي ، خسارتي را که از قرار تامين به او وارد شده است با تسليم دلايل به دادگاه صادر کننده قرار ، مطالبه کند. مطالبه خسارت در اين مورد بدون رعايت تشريفات آيين دادرسي مدني و پرداخت هزينه دادرسي صورت ميگيرد.مفاد تقاضا به طرف ابلاغ ميشود تا چنانچه دفاعي داشته باشد ظرف ده روز از تاريخ ابلاغ با دلايل آن را عنوان نمايد. دادگاه در وقت فوق العاده به دلايل طرفين رسيدگي و راي مقتضي صادر مي نمايد. اين راي قطعي است.در صورتي که خوانده در مهلت مقرر مطالبه خسارت ننمايد وجهي که بابت خسارت احتمالي سپرده شده و به درخواست خواهان به او مسترد مي شود.







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان