بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,048

حقوق غير مالي زن درخانواده- قسمت پنجم

  1391/10/14
قسمت قبلي

تاكيد بر مشورت در خانواده حمايت از زوجه

 
در اسلام مشاوره بعنوان معياري براي رشد، شناخت و گسترش بصيرت مورد تأكيد فراوان قرار گرفته است. همانطور كه خداوند بعنوان اصلي كلي خطاب به پيامبر مي‌فرمايد: «و شاورهم في الامر» (آل عمران،159). در آياتي از قرآن به مشورت ميان زن و مرد در خانواده نيز اهميت داده شده است:
فان ارادا فصالاً عن تراض و تشاور فلا جناح عليهما… (بقره،233) « اگر پدر و مادر بخواهندبا رضايت و مسؤوليت يكديگر فرزندشان را از شير بازگيرند، مرتكب گناهي نشده‌اند…» توجه به اصل قرآني «تشاور»، كه به عنوان اصلي در خانواده مطرح گرديده است، مديريت مشترك زن و شوهر را تبيين مي‌كند. گرچه كارهاي خانه بر اساس تقسيم كار بايد صورت گيرد، ليكن مديريت كلي آن با رايزني و همفكري مرد و زن است.
در آيه ديگري در اين زمينه مي‌فرمايد: و اتمروا بينكم بالمعروف … (طلاق،60) «با يكديگر به شايستگي و نيكي رايزني و همدلي كنيد.»
براي جمله «اتمروا بينكم» سه معنا ذكر شده است:
1-  پذيرش گفته و امر يكديگر آنگاه كه گفته و دستوري نيكو باشد.
2-  هر يك با نيكويي ديگري را فرا خواند.
3-  با هم مشاوره كنند.
در مجمع البيان معناي چهارمي نيز ذكر شده است كه: «كار تربيت و تغذيه فرزند را با همكاري و تدبير و شايستگي به انجام بريد كه عواطف مادري از ميان نرود…» (طبرسي،‌، ج 109، ص 309) در هر چهار معنا، حد مشتركي وجود دارد و آن احترام به شخصيت زن و رايزني با او و احترام به نظر او در مسائل مربوط به خانواده و فرزندان است؛‌در واقع اين آيات، تفكر غلط پدر سالاري يا مرد سالاري و تحميل يك رأي و نظر و اعمال سليقه را نفي مي‌كند و زن و شوهر را به همدلي و هم رأيي ترغيب مي‌كند.
لذا در حقوق مدني نيز ماده 1104 به اين موضوع اشاره دارد كه:‌«زوجين بايد در تشبيد مباني خانواده و تربيت اولاد خود به يكديگر معاضدت نمايند.»
همانطور كه قبلا اشاره شد خداي سبحان با حكمت و تدبير در عرصه انسانيت، بندگي، عبادت و معنويت، زن و مرد را يكسان معرفي نمود و فرمود: ان اكرمكم عندالله اتقيكم (حجرات،13)، اما در عرصه تقسيم وظايف، زن را كشتگاه نسل بشري قرار داد و بارداري، زايمان، شيردهي و نگاهداري كودك را بر عهده وي نهاد. آنگاه از سر رحمت و مهرباني او را از كسب و كار و انفاق و حمايت از خانواده معاف داشت و اين وظايف را به عهده مرد قرار داد. قرآن در اين خصوص مي‌فرمايد:
و علي المولودله رزقهن و كسوتهن بالمعروف لا تكلف نفس الا وسعها (بقره،233) «لباس و غذاي مادر بر عهده كسي است كه فرزند از آن اوست(پدر) و خدا هيچ انساني را بيش از توان مسؤوليت نمي‌دهد». با مرور كلي بر نظام مالي خانواده و حمايتهاي مكرر از حقوق مالي زن در پرداخت مهريه و نفقه حتي اجرت شير و قدرداني از ساير كارهاي او اينگونه بر مي‌آيد كه اسلام مراقبت و حمايت پيوسته و دائمي را با نوع تنظيم حقوق براي زنان مقرر داشته تا زن بتواند رسالت حفاظت از حريم ارزشها در خانواده و انتقال آن به فرزندان را كه بصورت طبيعي به عهده او نهاده شده با رعايت تدابير لازم و آگاهي از معارف بتواند وظايف خويش را محقق و نسل خود را از مصونيت خاص با حفظ ارزشها در خويش برخوردار نمايد. شايان توجه است كه حق نظارت و پاسداري از حريم خانواده تنها متوجه مرد نيست؛ بلكه زن نيز حق نگهباني دارد هم در مورد مرد و هم در مورد ساير اعضاي خانواده؛ زيرا خداوند در سوره توبه، آيه 71 مي‌فرمايد: المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر…
«مردان و زنان با ايمان بر يكديگر ولايت دارند كه يكديگر را امر به معروف و نهي از منكر نمايند.»
بر طبق اين آيه زن حق دارد از انحراف شوهرش جلوگيري كند و در امر دينداري و اخلاق به او كمك نمايد.
 

1-19 آيا اذن خروج زوجه با حمايتهاي غير مالي او منافات ندارد؟

 
در كتب فقهي و حقوقي خروج زن از منزل بدون اذن شوهر از تبعات رياست مرد در خانواده مي‌باشد چنانكه گفته شده: «شوهر براي حفظ مصالح خانواده مي‌تواند معاشرتهاي زن و رفت و آمدهاي او را بازرسي كند و او را از رفتاري كه سلامت خانواده را تهديد مي‌كند، بازدارد، ولي حق ندارد به دلخواه خود و بدون اينكه دليل موجهي داشته باشد، زن را از معاشرت با خويشان نزديك خود يا انجام فرايض مذهبي يا تكاليف اجتماعي بازدارد (كاتوزيان، 1370، ج 1،‌ص 229). خداوند تدارك كليه نيازهاي زن را به بهترين وجه ممكن در قالب نفقه، مهريه و پشتوانه‌هاي مالي ديگر به عهده مرد گذاشته است، ولو اينكه زن از دارايي‌فراواني برخوردار باشد، و كار خارج از منزل را از وظايف الزامي مردان به حساب آورده است لذا نبودن يكي از دو ركن خانواده در خانه،‌حضور ديگري را هم بعنوان مدير داخلي در نقش مادر و همسر و هم به نيابت از همسر مي‌طلبد تا اين تعامل و همكاري باعث بقا و حفظ كيان خانواده گردد. از سويي ديگر مرد حق ندارد بر خلاف حكم خدا و خارج از اصل معروف به همسر خود تحكم كند و اعمال نظرهاي شخصي بر اساس اغراض نفساني نمايد و زن نيز ملزم به پذيرش اين اوامر نمي‌باشد. لذا آنجا كه زن به رعايت حجاب، صله‌رحم و احسان به والدين (كه هر كدام نص صريح قرآن است) و يا تكاليف اجتماعي ملكف شده است، مرد نمي‌تواند در حكم خدا مداخله نمايد. اينگونه رفتارها از مصاديق ايجاد ضرر روحي و رواني بر زن است كه با اصل «عاشروهن بالمعروف» ناسازگار مي‌باشد و خود عاملي براي ايجاد تشويش و اختلاف ميان زن و شوهر مي‌گردد. بنابراين گستره رياست مرد، در حدي نيست كه بتواند تمام اختيارات زن و روابط او را با نزديكان خود و پدر و مادر و يا اعمال واجب ديگر را به گونه‌اي تحت نظارت خود در آورد كه گويا براي زن در عرصه زندگي هيچگونه اختياري وجود ندارد؛ زيرا اسلام به مردان در خانواده حق حاكميت بر پايه عدل و احسان داده است نه حق تحكم و زورگويي.
در واقع اذن خروج از جهت هماهنگي در گردانندگي امور مشترك زندگي و بكارگيري تدابير لازم براي حضور يكي از اركان خانواده بصورت منظم و حساب شده در خانه است.



نويسنده: زهرا توسلي







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان