بسم الله
 
EN

بازدیدها: 855

آمار و واژگان زن در قرآن-قسمت سوم(قسمت پاياني)

  1391/10/11
قسمت قبلي


همسر فرعون


از همسر فرعون در دو آيه قرآن ياد شده است: يکي آية 9 سورة «قـصـص» (وَ قالَت إمرَأتُ فِرعونَ قُرّتُ عَين لي وَ لَکَ لا تـَقتـُلـُوهُ عـَسي أن ينفـَعـَنا او نَتـَّخِذَهُ وَلـَداً وَ هُم لا يشعـُرُون) و ديگري آيه 11 سورة «تحريم» (وَ ضَرَبَ اللهُ مَثـَلاً لِلّذينَ امَنـُوا إمرَاَت فِرعونَ إذقالـَت رَبِّ ابن لي عِندَ کَ بَيتاً في الجَنـَّةِ وَ نَجِّني مِن فِرعونَ وَ عَمَلِه و نَجِّني مِن القَوم الظالِمين.)

همان‌گونه که ملاحظه مي‌شود، بر نام زن فرعون تصريح نرفته است و از او با عنوان «امراة فرعون» ياد گرديده، اما مفسران قرآن با استناد به رواياتي از پيامبر اکرم(ص) از طريق ابن عباس و سعدبن جناده و ابوموسي، نام اين زن را آسيه دختر مزاحم ذکر کرده‌اند (طبرسي، 1354، ج18، ص164؛ ج25، ص155/ کاشــاني، [بي‌تا]، ج7، ص74؛ ج 9، ص346/ طــباطبايي، 1357، ج31، ص25/ مکارم شيرازي، [بي‌تا]،  ج24، ص302) و صاحب منهج‌الصادقين در قولي غيرمستند، آسيه را از قوم بني اسرائيل و عمه حضرت موسي معرفي نموده است. (کاشاني، [بي‌تا]، ج7، ص74؛ ج9، ص346) ج هوروويتس نام آسيه را تحريفي از اسنات (آسيناث) مي‌داند که نام همسر يوسف است و در آيه 45 باب 41 سفر پيدايش آمده است. (خرمشاهي، 1376، ذيل آية 11 تحريم، به نقل از: دائرة المعارف اسلام طبع دوم انگليسي 10/710) وي بر آن است که آسيه هـمان نقـشي را ايفا مي‌کند که در کتاب مقـدس عهدين، دختر فرعون بازي مي‌کند.

آيه 9 سوره «قصص» نقش همسر فرعون را در باز داشتن فرعون از کشتن موسي بازگو مي‌نمايد. او موسي را موجب روشني چشم خود و فرعون برمي‌شمارد و با طرح دو احتمال در حفظ موسي مانع از قتل او مي‌شود. احتمال نخست آنکه اميد مي‌رود حفظ او سبب سودرساني به آنها شود و احتمال ديگر آنکه ممکن است او را به فرزندي بگيرند.

در واقع، جلوگيري همسر فرعون از کشتن موسي، مکمل و نتيجه‌بخش کارهايي بود که مادر و خواهر موسي انجام داده بودند و مـثلـث همکاري اعلام‌ناشده مادر و خواهر موسي با زن فرعون نقـشي نتيجه‌بخش در پرورش‌يابي موسي ايفا کرد. همسر فرعون با علم به اينکه ناسازوارگي نشان دادن در جامعة تک‌صدايي هزينه سنگيني در پي دارد و در جامعه‌اي که در آن همگان بايد مجري فرامين و تحقق‌بخش ايده‌ها و آمال حاکم جبار و مطلق‌العنان باشند راه برون‌رفتي از آن متصور نيست، با اين همه، او به رغم برخورداري از تنعم فرعوني، رهايي از آن نظام و عدم همزيستي با فـرعون را طلب مي‌کند و به‌جاي بهره‌وري از تنعم فرعوني، خانه‌اي در بهشت و تقرب به خدا را آرزو مي‌نمايد: «رَبِّ ابنِ لي عِندَکَ بَيتاً في الجَنَّة.» (تحريم:11)

همين علو روحي است که او را از آفات همنشيني با فرعون و اعوان او مصون نگاه مي‌دارد و باور به خدا او را از فريبندگي‌هاي دنيايي حفظ مي‌کند و بنا به روايات اسلامي، در زمرة چهار زن بهشتي قرار مي‌گيرد که افضل زنان اهل بهشت هستند. (طباطبايي، 1360، ج38، ص234/ مکارم شيرازي، [بي‌تا]، ج24، ص30، به نقل از: الدر المنثور، ج6، ص246)

دختران شعيب


در شناسايي دختران شعيب، از آيه 40 سورة «طه» (... فَلَبِثتَ سِنينَ في اَهلِ مَـدينَ...) و آيات23 تا 29 سورة «قصص» (وَ لَمّا وَرَدَ ماءَ مَدينَ... لَعـَلـَّکـُم تَصطَلـُونَ) مي‌توان بهره گرفت. در قرآن کريم بر نام دختران شعيب و حتي اينکه اين دختران فرزند چه کسي بوده‌اند تصريح نشده است، اما منابع روايي که مأخذ مفسران و کتب قصص بوده است، به تفاوتْ نام دختر بزرگ را «صفورا»، «صفيرا»، «صفرا» و «صفوره» و دختر کوچک‌تر را «صفيرا»، «ليا» و «صفرا» ذکر کرده‌اند (طبرسي، 1354،  ج18، ص186/ کاشاني، [بي‌تا]، ج7، 87-88/ مکارم شيرازي، [بي‌تا]، ج16، ص69/ نجار، 1966م، 168)

در ذکر نام پدر اين دختران نيز اگرچه اغلب مفسران آن دو را دختران شعيب دانسته‌اند، اما از قول سعيدبن جبير و او از وهب بن منبه، نقل شده است که آنها برادرزادگان شعيب يعني فردي به نام «يثرون» يا «يثروب» بوده‌اند؛ چراکه در اين زمان شعيب پس از کور شدن، فوت شده و در ميان مقام ابراهيم و زمزم به خاک سپرده شده بود. مستند قول وهب بن منبه، تورات بوده است که نام شيخ کبيري را ـ که دختر خود را به حضرت موسي تزويج نمود ـ «يثرون» ذکر کرده است. برخي نيز براي حل تعارض يادشده آورده‌اند که مسماي شعيب و يثرون يکي است؛ زيرا شعيب در عربي همان يثرون در زبان سرياني اسـت. (طبرسـي، 1354، ج18، ص182/ کاشاني، [بي‌تا]، ج7، 87پ)

در منابع روايي و تفسيري اماميه و اکثريت مفسران اهل سنت نام «يثرون» پذيرفته نشده است. 2 به‌علاوه، درست است که در قرآن تصريحي بر نام شعيب به عنوان پدر دختران مذکور نرفته است، اما با توجه به اينکه از ورود موسي به آب مدين ياد کــرده و در آياتي از قــرآن، شعيب را متوطن در مدين معرفي نموده است (اعراف:85/ هود:84/ عنکبوت:36)، قرينه‌اي به دست داده مي‌شود که نام پدر اين دختران شعيب بوده است. اين نکته نيز شايان ذکر است که در روايتي که نام پدر دختـران «يثـرون» آمده است، شعيب را مدفون در مکه و بيت‌الحرام دانسته، در حالي که مي‌دانيم محل زندگي شعيب فلسطين امروزي بوده است.

در آيات يادشده در سورة «قصص» راجـع به دخــتران شعيب چند نکته در صحت عمل و اتقان نظر آنها رخ‌نمايي مي‌کند. اول، تلاش آن دختران در طريق معاش و کمک به اقـتصاد خانواده است؛ چراکه آشکار است از نعمت برادر محروم بوده‌اند و پدرشان نيز پيرمردي از کار افتاده (اَبونَا شَيخٌ کَبيرٌ) بوده است. دوم، حفظ حريم‌هاي لازم اجتماعي در ارتباط با ديگران است. آنها نه فقط از شباناني که گوسفندان خود را آب مي‌دادند حريم مي‌گرفتند و پس از آب‌دادن گوسفندان آنان، در صدد آب‌دهي گوسفندان خود بودند (لا نَسقي حَتّي يُصدِرَ الرِّعَاء)، بلکه با موسي نيز که به آنها در آب‌دهي گوسفندان کمک کرده بود و او را «امين» تشخيص داده بودند، با حفظ حيا و حريم ارتباط مي‌گرفتند: «فَجَاءتهُ اِحدَيهُما تَمشي عَلَي استِحيَاء قَالَت اِنَّ اَبي...» (قصص:25) سوم، تمهيدي است که اين دختران با توجه به پيري پدر و نداشتن پشتوانه قدرت خانوادگي در جلوگيري از آسيب‌پذيري اجتماعي و ايجاد مصونيت در اين زمينه فراهم آورده بودند و آن پرهيز از اقدام فردي در طلب معاش بود و دو خواهر با يکديگر به کار گوسفندچراني مي‌پرداختند.

علاوه بر اين امور، سعي آنها در محيط‌شناسي و تشخيص درست هويت افرادي که با آنها مرتبط مي‌شدند نيز از داوري آنها نسبت به موسي قابل تشخيص است؛ چنان‌که يکي از آن دو، هنگامي که موسي را دعوت به آمدن نزد پدرشان نمود تا مزد کمکي را که به آنها کرده بود دريافت دارد، به پدرش توصيه کرد که او را به واسطه توانايي و درستکار بودنش (قوي‌الامين) به‌کار بگيرد و حضرت شعيب بر اساس اين پيشنهاد، موسي را به همسري با يکي از دخترانش در ازاي هشت تا ده سال کار مخير نمود.

------------------------
پي نوشت:
1-دو آيه در قرآن به موضوع کشتن فرزندان از ترس ناداري و عدم توان مالي در اداره آنها پرداخته است: «لا تَقتُلوا اَولادَکُم مِن إملاقٍ نَحنُ نَرزُقُکُم وَ إياهُم»
2- در متن عهد عتيق در سفر خروج، نام پدرزن حضرت موسي «يترون» ذکر شده است. (باب دوم، آيات 16 و22؛ باب سوم، آيه1؛ باب چهارم، آيه18 و باب18، آيات1، 7، 9، 12، 14)



نويسنده: دکتر محمدمهدي مرادي خلج ؛ استاديار دانشگاه شيراز





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان