بسم الله
 
EN

بازدیدها: 817

مطالعه جامعه شناختي فرديت سازي شدن و کاهش سرمايه اجتماعي خانواده ايراني دررويارويي سنت و مدرنيته-قسمت نهم

  1391/9/29
سرمايه اجتماعي دو وجه يا دو نوع دارد: 
1) سرمايه اجتماعي درون گروهي ( مثل خانواده )
2) سرمايه اجتماعي برون گروهي
برخي ازجامعه شناسان (علاقه بند) معتقدند که درايران نيازمند سرمايه اجتماعي برون گروهي هستيم تا روابط بين افراد تقويت شود. به عقيده آنها سرمايه اجتماعي درايران درقالب هياتهاي خود جوش مذهبي خود را نمايان مي سازد. تشکيل هياتهاي عزاداري و کمک به زلزله زدگان و آسيب ديدگان وغيره ازجمله اين موارد است. درشرايطي غيرازمواقع اضطراري و يا خاص سرمايه اجتماعي درجامعه کمرنگ شده و دربسياري ازموارد ديده نمي شود. درايران شکل مدني س رمايه اجتماعي به صورتي کمرنگ به چشم مي خورد (برگرفته ازعلاقه بند، 1384: اينترنت). "ايرانيان به کالاهاي عمومي ازقبيل دموکراسي، امنيت اجتماعي وعدالت نيازدارند و بايد درتوسعه اين کالا ها همکاري کنند. به هراندازه هم که قانونهاي مناسب و دقيقي براي اينگونه کالاهاي عمومي وجود داشته باشد، تا اجتماع نخواهد و همکاري لازم را انجام ندهد حفظ اينگونه کالاهاي عمومي غيرممکن است. درايران مفهوم همکاري گروهي و سرمايه اجتماعي، درروابط اجتماعي شناخته شده نيست و مردم به يکديگراعتماد ندارند."(همان، اينترنت) ميزان اعتماد افراد دردرون خانواده ها وآشنايان بيشترازميزان اعتماد آنها به نهادها وارگانهاي دولتي است. علاوه برآن ميزان مشارکت غيررسمي افراد درکارها، مثل شرکت درانجمنهاي خيريه و هياتهاي مذهبي و ديد وبازديدها بيشترازميزان مشارت رسمي افراد درکارهايي مثل شرکت دراتخابات مختلف، برعهده گرفتن مسئوليت رسمي و ... است.
مسئله ايي که دراين تحقيق به دنبال بررسي وچرايي آن هستيم " روند رو به کاهش سرمايه اجتماعي برون گروهي" است که با توجه به شرايط ايران درادامه کاربه اين مسئله مي پردازيم.
تحليل يافته ها ونتايج (روند رو به کا هش سرمايه اجتماعي)
خانواده ايراني با چالش هاي بسيار روبروست.تغيير تنش و جايگاه زنان،افز ايش ميزان طلاق،کاهش ميزان ازدواج،تغيير نگاه به نقش همسر،مرکز يت تصميم گيري خانواده در جامعه،و...که به مجموعه اي از نقش هاي متعارض انجاميده است،سرمايه اجتماعي خانواده ها را تحت الشعاع خود قرار داده است ،آمارها نشان مي دهند که مردم به اعضاء خانواده و دوستان و اقوام خود بيشترازدولت و نهادها اعتماد دارند. بروز مشكل در زندگي با والدين تجلي صريح اين مسأله است كه تمايزپذيري نسل‌ها شكل گرفته است و به گونه‌اي سرمايه اجتماعي خانواده‌ها را تحت‌الشعاع خود قرار داده است. «براي فهم اين مشكل در پاسخ به اين پرسش " آيا زندگي كردن فرزندان متأهل با والدين ايجاد مشكل مي‌كند؟" نتايج زير به دست آمده است: 2/70 درصد پاسخگويان زندگي فرزندان متأهل با والدين را مشكل‌ساز مي‌دانند كه اين نظر نشانه‌اي از تفاوت بين نسل‌ها است. حدود 27 درصد نسل جوان متأهل، زندگي والدين (نسل مياني) را در زير يك سقف بين ازدواج بدون مشكل مي‌دانند. كساني كه زندگي با نسل گذشته را مشكل مي‌دانند، به دلايلي چند اشاره كرده‌اند. 7/34 درصد از پاسخگويان مسأله اختلاف بين دو نسل و عدم تفاهم آن‌ها را مطرح كرده‌اند و 6/32 درصد معتقدند كه زندگي آن‌ها با هم مشكلاتي ايجاد مي‌كند. از جمله اين‌كه نسل جوان در زندگي خود استقلال مي‌خواهد در حالي كه والدين مي‌خواهند كه از آن‌ها فرمانبرداري شود.» (آزاد ارمكي، 1386: 146) 
نحوه گذران اوقات فراغت نيز به نوعي فاصله بين نسل‌ها و بروز به‌وجودآوردن مشكلاتي در خانواده را نشان مي‌دهد. «طي سه نسل انجام فرايض ديني و مستحبات به عنوان نحوه گذران وقت فراغت كاهش يافته است. در حالي كه رفتن به سينما و تئاتر، پارك، مهماني و مطالعه و تماشاي تلويزيون در نسل جوان افزايش قابل توجهي نشان مي‌دهد. در نسل جوان رفتن به مسافرت به عنوان تفريح و گردش افزايش يافته و مسافرت زيارتي و ديدار اقوام كاهش يافته است. هم‌چنين آن‌ها از شيوه‌هاي وقت‌گذراني و معاشرت با همسايه و اهل محل كمتر استفاده مي‌كنند. (آزاد ارمكي و همكاران، 1379: 108) 
هم‌چنين در بررسي بنيان‌هاي سرمايه اجتماعي با تكيه بر اعتماد اجتماعي كه توسط خانم مريم يارمحمدتوسكي و با درنظرگرفتن دو بنيان مهم، يعني خانواده و شبكه‌هاي ارتباطي صورت گرفته است. نتايج به دست آمده گواه آن است كه «ميل به مشاركت‌هاي مدني در بين جوانان بسيار نازل است (19%) و تمايل آن‌ها به اجتماعات بسته از جمله خانواده در اين تحقيق اثبات شده است. در نتيجه كاركرد هر دو بنيان سرمايه اجتماعي در اين تحقيق ضعيف ارزيابي مي‌شود كه با توجه به نقش كليدي اين نهادها به نظر مي‌رسد چشم‌انداز عمل جمعي و مشاركت‌هاي مدني در ايران روشن نيست و جوامعي كه با مشكلات عمل جمعي و بي‌اعتمادي مواجهند در راه تعادل اجتماعي را به زعم يافت سلسله مراتبي بيانجامد. 
هم‌چنين در بررسي ديگري كه تحت عنوان تحليل ارزش‌هاي سنتي و مدرن در سطوح خرد و كلان توسط امير ملكي (استاديار گروه علوم اجتماعي پيام نور) صورت گرفته نشانگر اين مطلب است كه در جريان فرآيند نوسازي و تجددگرايي ارزش‌هاي سنتي خانواده كمرنگ‌تر مي‌شوند. «ميانگين مقياس خانواده‌گرايي در ايران (44/8) از ميانگين هر دو گروه كشورهاي با سطح توسعه يا بين (89/8) و متوسط (652/8) كمتر است. شايد دليل اين امر آهنگ بالاي نوسازي در ايران باشد. ايران كمترين فاصله را با گروه كشورهاي با سطح توسعه متوسط و بيشترين فاصله را با كشورهاي توسعه‌يافته دارد. (تقي آزاد ارمكي و همكاران، 1386: 112) 
«در فرآيند چالش سنت و مدرنيته، در خصوص ارزش‌هاي سنتي خانواده در مقايسه با اكثر قريب به اتفاق كشورهاي مسلمان، نوگراتر بوده ايم و كمترين مقدار خانواده‌گرايي مربوط به كشورهاي هلند، سوئد و فنلاند است كه بيشترين فاصله فرهنگي را از اين لحاظ با كشور ما دارند. خانواده‌گراترين كشورهاي دنيا، جوامع اسلامي هستند كه در اين ميان پاكستان، مصر و مراكش به ترتيب 68/9، 63/9، 5/9 بالاترين ميانگين خانواده‌گرايي را كسب كرده‌اند. (همان منبع: 113) 
هم‌چنين ميزان استفاده از وسايل الكترونيكي مانند اينترنت هم نشانگر تجددگرايي و كاهش سرمايه اجتماعي در خانواده بوده‌اند، در اين راستا به نتايج تحقيقي كه تحت عنوان بررسي تأثير اينترنت بر ارزش‌هاي خانواده در بين دانش‌آموزان و توسط علي‌محمد جوادي صورت گرفته است نگاهي مي‌اندازيم. «ميزان پذيرش در اينترنت بر ارزش‌هاي خانواده تأثير منفي داشت و هم‌چنين نتايج بيانگر اين نكته است كه هر چه اعضاي خانواده وارد فضاي صميميت در اينترنت شوند. اين فضاي صميميت در اينترنت باعث خواهد شد ارزش‌هاي خانواده كاهش يابد و در نتيجه هر چه ميزان استفاده از وسايل الكترونيكي (تجددگرايي) در فضاي خانواده بيشتر باشد فضاي صميميت در خانواده كاهش مي‌يابد. (جوادي، 1384: 144) 
يكي ديگر از متغيرهايي كه در بررسي ميزان تجددگرايي خانواده‌ها مهم مي‌باشد متغير اعتماد است كه تا چه حد از ميزان تجددگرايي در خانواده‌ها تأثير پذيرفته؟ چرا كه خود مقوله اعتماد به‌مثابه يك سرمايه اجتماعي در بين روابط اعضاي خانواده جريان دارد. نتايج پژوهشي بيانگر تأثير فرآيند مدرنيته بر فرسايش سرمايه اجتماعي اعتماد در ميان خانواده‌هاي ايراني مي‌باشد. «پايين‌بودن سطح اعتماد متقابل در سطح كشور (27/5 در مقياس 0 تا 10) و خصوصاً سطح پايين‌تر اعتماد متقابل در ميان زنان نسبت به مردان (به ترتيب 23/5 و 32/5) به‌خودي‌خود مي‌تواند نشانه‌هاي آسيب‌شناختي روابط اجتماعي خانواده‌ها تلقي شود. خصوصاً كه اين سطح پايين عمدتاً ناشي از پايين‌بودن سطح اعتماد به ديگران دور (95/4) است كه جزء اصلي و لازمه تعاملات اجتماعي در دنياي مدرن است و وجه اصلي اعتماد در آن، ديگر «رودررويي‌هاي چهره‌دار » نيست. البته جهت اصلي تفاوت معنادار اعتماد متقابل در ميان زنان و مردان نيز تمايز آشكار در اعتماد به ديگران دور است (به‌ترتيب 79/4 و 13/5) و اين خود به منزله سدي ديگر براي ايمني ورود زنان به اجتماع محسوب مي‌شود. (آزاد ارمكي و همكاران، 1383: 129).
. طبق آماري که درطرح ارزشها و نگرشهاي ايرانيان درسال 1380 توسط دفتر طرحهاي ملي به دست آمده 88.4 درصد مردم به اعضاء خانواده خود بسيارزياد اعتماد داشتند. اين رقم درمورد اقوام 49 درصد، درمورد دوستان نيز 49 درصد بوده است. درمقابل مردم يکديگررا تا اندازه 4.3 درصد قابل اعتماد ارزيابي کرده اند.

علاوه برآن نتايج تحقيق " سنجش اعتماد اجتماعي " با دومعرف اعتماد به مردم واعتماد به مسئولين، نشان مي دهد که ازنظرپاسخگويان اعتماد مردم نسبت به هم درمقياس پنج قسمتي، به ترتيب ازسطح خيلي کم تا خيلي زياد عبارت است از 67.8 ، 18.4 ، 9.8 ، 0.9 ، 3.2 و همچنين اعتماد مردم نسبت به مسئولين به همين ترتيب عبارت است از 44.2 ، 21.3 ، 24.2 ، 6.1 ، 4.1 .( رفيع پور،1373)
اين آمارخود نشانگرميزان بالاي عدم اعتماد مردم حتي نسبت به يکديگر وشهروندان است که مي تواند بازنمايي ازپايين آمدن اعتماد مردم به دستگاهها وارگانهاي رسمي کشورباشد. اين نوع بي اعتماديها نسبت به يکديگردرروابط خانوادگي نيزمشاهده مي شود که مي تواند سرچشمه بسياري ازمشکلات و حتي طلاقها باشد. بر طبق آماربه دست آمده ميزان طلاق از سال 71 تا 80 روندي صعودي داشته است. ( برگرفته ازعلاقه بند، 1384: اينترنت).
"برطبق آمارهاي ارائه شده ميان ميزان مشارکت غيررسمي افراد نسبت به مشارکت رسمي آنها تفاوتهايي وجود دارد. ميانگين تعداد مواردرفت و آمدبا اقوام نسبت به رفت و آمد با همکاران بيشتر است. تعداد موارد رفت وآمد افراد با اقوام 3.8 ، همسايه ها 3.9 ، دوستان 2.4 و با همکاران 1.6 مرتبه درماه است."( رجب زاده، 1382 ). رواج قانون شکني، بالا رفتن ميزان تعهدات محضري و کنترل افراد، نرده کشي بين چهارراهها، حضورپليس دراکثرميادين و خيابانها، پايين آمدن ميزان مشارکت رسمي سياسي و اجتماعي شهروندان اعم ازحضور در انتخابات مجلس و شوراها تا رعايت حقوق شهروندي و بسياري ازموارد ديگرازجمله موارد نزول اعتماد و مشارکت درجامعه است.
درنتيجه مي توان چنين نتيجه گيري کرد که ميزان سرمايه درون گروهي درايران بيشتراز ميزان سرمايه برون گروهي ( اعتماد به دولت و مسئولين ) است. ميزان همدلي و همکاري برون گروهي مردم که درجنگ عراق و زلزله بم نشان داده شد بسيارموقتي بود و ما بيشتر شاهد يک نوع همکاري و تعاون خود جوش به صورت هياتهاي غيررسمي بوديم. اين نوع کنشها بايد بوسيله جامعه شناسان بررسي شود وتوسط مديران اجرايي تقويت گردد. سوالي که دراينجا مطرح مي شود ولازم است به آن پاسخ شايسته ايي داده شود اين است که : 
چرا سرمايه اجتماعي برون گروهي روندي رو به کاهش دارد؟










برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان