بسم الله
 
EN

بازدیدها: 927

رقص آتش-قسمت هفدهم

  1391/9/13
مهتري گر به کام شير در است          شو خطر کن زکام شير بجوي
 
"وجدان" درمقام "ارشاد" گره محکمي برشال "همت" زد و کف "غيرت" بر زانوي "استغنا" گذاشت وگفت: نه کسي با داشتن ليسانس حقوق، قاضي مي شود و نه وکيل ، دانش و بيان و قلم ابزارند، وکالت جوهره مي خواهد. دانشکده ادبيات اساتيد بسياردارد با دانش فراوان ، ولي شاعر و اديب بيرون نداده است. شعرهم مي گويند متون ادبي هم مي نويسند ولي آن کسي که بعنوان شاعر يا  اديب شهرت يافته باشد ازخود جوهره نشان داده است.قدم اول دفاع از حق ، معرفت است. بايد حق را شناخت . معرفت به حق را از متون قانون نمي توان بدست آورد ازعرف هم نمي توان بدست آورد.

افلاطون در اثر مهم خود"جمهوريت" براي ساختن مدينه فاضله يا آرمان شهر معتقد به پرورش فيلسوف بود او مي گفت بايد فيلسوف را از کودکي تربيت کرد. بايد جمعي را از کودکي گزيده کرد وضمن آموزش علوم وفنون مختلف زمان ،آنان را مبتلا به بليّات و واقعيات زندگي نمود يک نفر که ازميان اين جمع ازديگران سبقت يافت او شايسته رهبري جامعه خواهد بود.او مي تواند جامعه رابه سمت سعادت و عدالت سوق دهد.

آيا "شجاعت" را که يکي از ويژگي هاي وکيل است مي توان ازطريق حفظ متون قانوني بدست آورد؟

آيا "فرهيخته" شدن و بودن را با قد و قامت رعنا مي توان کسب نمود؟

"ادب"، کليد ورود به اخلاق حرفه اي و کتاب خويشتن داري درمقابل ناملايمات است و زندگي يک وکيل مملو است از برخورد با ناملايمات. پس وکيل بايد اسوه ادب باشد.

"جسارت"،هجوم وکيل است براي بيرون کشيدن حق از ميان لشکر باطل.

"شور"،عشق وکيل است به حرفه خود. مگربدون عشق مي توان وکالت کرد؟

"تدبيروخردمندي" بزرگترين و زيباترين وديعه خداوندي است که فقط برازنده انسانهاي داراي رسالت است.

مهتري گر به کام شير در است                         شو خطر کن زکام شير بجوي

يا بزرگي وعز ونعمت وجاه                                يا چو مردانت مرگ روياروي

کسوت وکالت ، کسوت مهتري است. و اين کسوت برازنده کسي است که ازخطرات نهراسد.ما وکيل ترسو نداريم.شجاعت بايد در ذات وکيل باشد .با پشتيباني ديگران، ديگران را منکوب کردن شجاعت نيست. وکيل بواسطه آنکه تنها به ميدان مي رود و اميدش بعد از خدا به توان خود است نمي تواند ترسو باشد. 

 گاه که درخلوت خود به سخنان "وجدان" فکر مي کنم و جايگاه وکيل را درجامعه خودمان مي بينم که ازهر طرف مورد هجوم و بي مهري است، جز به اينکه تقدير مرا دراين راه قرارداده باشد چيزي بنظرم نمي رسد. يک انسان معمولي مثل من بايد با موکل با طرف دعوي با قاضي با دولت (بطور اعم) براي ايفاي وظيفه و دفاع ازحق ديگري يا دفاع از جايگاه خود يک سره در نبرد باشد. آنطور که شنيده ام درهيچ کشوري وضعيت وکيل مانند کشور ما نيست و اين درحالي است که وکيل در ديگر کشورها مورد حمايت مجموعه حاکميت است.گاه که به مصوبه مجمع تشخيص مصلحت فکر مي کنم که وکيل ازشان واحترام قاضي برخورداراست مي گويم نکند اين مصوبه براي نظام کشور ديگري تصويب شده است!

دغدغه رجوع به قانون اساسي راحتم نمي گذارد.اگر قدرت فيلم سازي داشتم سريال هائي براساس فهم قانون اساسي تهيه مي کردم.نقل است که استالين گفته است " اگر صنعت سينما در دستانم بود دنيا را فتح مي کردم ."  اصل اول " قانون اساسي" که نوع حکومت را مشخص کرده است، اصل دوم مي گويد: جمهوري اسلامي، نظامي است بر پايه ايمان به:‏

1- خداي يکتا "(لا اله الا الله)" و اختصاص حاکميت و تشريع به او و لزوم تسليم در برابر امر او.

2- وحي‏ الهي و نقش بنيادي آن در بيان قوانين.

3-معاد و نقش سازنده آن در "سير تکاملي انسان" به سوي خدا.

4-"عدل "خدا در خلقت  و تشريع .

5-امامت و رهبري مستمر و نقش اساسي آن در تداوم انقلاب اسلام.

6-"کرامت " و " ارزش" والاي انسان و" آزادي" توأم با مسئوليت او در برابر خدا، که از راه‏:

الف-اجتهاد مستمر فقهاي جامع‏الشرايط بر اساس کتاب و سنت معصومين سلام الله عليهم اجمعين.

 ب-استفاده از علوم و فنون و تجارب پيشرفته بشري و تلاش در پيشبرد آنها.

ج-نفي هر گونه "ستمگري" و "ستمکشي" و "سلطه‏ گري" و" سلطه‏ پذيري" قسط  و "عدل" و استقلال سياسي و اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي و همبستگي ملي را تأمين مي‌کند .

سرم سياهي مي رود. آيا اين قانون اساسي کشور ماست ؟ همان بند "1" و جمله "لااله الاالله" فهميده شود کافيست. حضرت رسول اکرم (ص) فرمود:"قولوالا اله الا الله تفلحوا"بگوييد جز خداي يکتا خدايي نيست تا رستگار شويد! خودم را مقايسه مي کنم با کودکي که به مکتب خانه فرستادند. ملاي مکتب خانه به کودک نو آموز گفت :بگو"الف" ! کودک گفت:نمي گويم !ملا پرسيد:چرا نمي گوئي؟ کودک گفت: اگربگويم الف بعد مي گوئي بگو"ب" بعد "پ" و تا سي و دو حرف را بايد بگويم مشکلم همان گقتن"الف" است."الف"قانون اساسي که گفته شد تا آخر بايد رفت!



نويسنده:رحمن زارع-وکيل پايه يک دادگستري





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان