بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,061

حقوق غير مالي زن درخانواده- قسمت چهارم

  1391/8/19
خلاصه: حقوق غير مالي زن درخانواده- قسمت چهارم


معنا و معيار قواميت


 
«قوّام» صيغه مبالغه «قائم» است كه هر گاه با حرف جر «علي» بكار رود بمعناي مراقبت،‌دوام و ثبات بر كاري است يا ايستادن بر پايه چيزي و يا تكيه بر چيزي كه در اين آيه معناي نخست اراده شده يعني بسيار قيام كننده بر امور، كارها و نيازهاي زنان و خانواده (ابن منظور،‌بي‌تا، ج 11، ذيل واژه قوم) تعبيراتي چون ولايت، حكومت، تسلط، سيطره، احاطه، چيرگي، تكيه‌گاه بودن نيز در برخي نوشته‌ها كم و بيش به چشم مي‌خورد، اما شايد دليل چنين برداشتهايي تعبير «فضّل الله» باشد كه در ادامه آمده ولي چنانكه بعداً خواهد آمد هرگز سلطه و سلطنتي در معناي آن پذيرفته نيست، چنانكه فضل نيز برتري و ارزش بيشتر مردان دلالت ندارد. بلكه قوام كسي است كه قيام مي‌كند براي پذيرش مسؤوليت حمايت و گردانندگي و هدايت صحيح خانواده و اصول حاكم بر خانواده. در قرآن نوع قواميت را از هر گونه تعدي، ضيق، سلطه‌جويي و رفعت طلبي منع مي‌كند چنانچه در ذيل همين آيه مي‌فرمايد اگر زن وظايف خود را به خوبي انجام داد «فلا تبغوا عليهن سبيلا» «حق هيچگونه ستم نداريد» خداوند بغي و تعدي را هرگز براي هيچ انساني مجاز نمي‌داند.
اگر خداوند به تناسب كاركردو وظايفي كه ميان زنان و مردان در زندگي اجتماعي تقسيم كرده است، آفرينش زن را ظريف‌تر و ساختار بدني و رواني مردان را معمولاً مقاوم‌تر قرار داده و اگر در تنظيم روابط خانوادگي نوعي مديريت را به مردان واگذار نموده است، اين همه، سخن و ملاك همه احكام نبوده و نيست، بلكه خداوند، هم در نظام تكوين و هم در نظام تشريع اصولي بس بنيادي‌تر از اين تفاوتها براي گرايش دادن زندگي بشر به سوي تعادل و عدالت قرار داده است كه اگر آن اصول ناديده گرفته شود، هيچ تدبير جدي براي برقرار ساختن عدالت و پيشگيري از خشونتها و فزون‌طلبي‌ها نمي‌توان انديشيد.
رياست خانواده مسؤوليتي است كه براي تثبيت و مصلحت خانواده به مرد داده شده است، نه آنكه حق و امتياز فردي براي شوهر باشد بطوري كه او گمان كند اعضاي خانواده تحت تكفل او به منزله رعيتي هستند كه ملزم به تمكين و تسليم بي‌چون و چراي افكار و اعمال اويند. يقيناً اينچنين نيست و كارهاي مرد در خانه بايد طبق موازين شرع و قانون باشد كه قانون كاملاً وظيفه زوجه را در استيفاي حقوق و نفي ظلم مداري روشن كرده است، از آن جمله قاعده «لا ضرر و لا ضرار في الاسلام». اصل 40 قانون اساسي نيز بر اين مطلب تأكيد كرده است:‌«هيچكس نمي‌تواند اعمال خويش را وسيله اضرار به غير يا تجاوز به منافع عمومي قرار دهد.»  پس اگر رياست خانواده حق خصوصي مرد نيز مي‌باشد، ‌بر مبناي اين اصل، نبايد آن را وسيله اضرار به زن و صدمه زدن به بنيان خانواده قرار دهد (كاتوزيان، 1370، ج1، ص 227).
حدود و گستره رياست مرد و قواميت او در آيات قرآني كاملاً روشن و مبين است و همانگونه كه در ساير ابواب فقه جمع ادله ضروري و برهاني است در اينجا هم همان شيوه كاملاً متبع است و «قوامون علي النساء» مطلق نيست بلكه مقيدات و مخصصاتي از قبيل «عاشروهن بالمعروف»(نساء،19) «فلا تبغوا عليهن سبيلا» (نساء، 34)،‌«كونوا قوامين بالقسط شهداء لله» (نساء، 125)و «لاتضاروهن لتضيقوا عليهن» (طلاق،6) و بسياري از اين قبيل آيات، مفسر و مبين شيوه قواميت است.
مضاف بر آنكه در يك سيستم حقوقي – ديني، محور حق سالاري و حاكميت حكم خدا بر محور اصولي چون عدالت، تقوي و الفت است نه مرد سالاري يا زن سالاري. به تعبير آيه الله جوادي آملي «عنوان سالار و رئيس به معناي فرمانروا و حكمران خواه با عنوان مرد سالاري و خواه با عنوان زن سالاري در خانواده روا نمي‌باشد زيرا مهم‌ترين شرط صلاحيت خانواده و جامعه، دو عنصر علم و عدل مي‌باشد كه فرد بايد در تشخيص اصول مديريت، آگاه و مطلع و در اجراي آن عادل و معتدل باشد» (جوادي آملي، 1375، 281).

ارزيابي تفضيل مرد بر زن

 
واژه «تفضيل» اجمال دارد و بر معاني چندي دلالت مي‌كند كه معناي مورد نظر را بايد از قرينه موجود در سياق جمله به دست آورد. خداوند در سوره نحل آيه 71 مي‌فرمايد: «و الله فضل بعضكم علي بعض في الرزق» «خداوند برخي از شما را بر برخي ديگر در رزق برتري بخشيده است» خداوند در اين آيه درباره برتري مردم بر يكديگر سخن گفته اما اين نوع برتري، برتري در نعمت است نه در ارزش. در جايي ديگر خطاب به يهود مي‌فرمايد: «فضلكم علي العالمين» (اعراف،140) و همچنين آيه «و آتاكم مالم يؤت احداً» (مائده ،20) «به شما چيزهايي داده شده كه به ديگران داده نشده است.» در هر دو آيه بدليل قرينه،‌خطاب مربوط به تفضيل در نعمت است و نه مربوط به ارزش.
سياق آيات ياد شده علت قواميت را در عامل معرفي مي‌كند كه عامل اول «بما فضل الله بعضهم علي بعض» و عامل دوم «بما انفقوا» است. «فضل الله» همان برتري‌هايي است كه در نظام طبيعي به لحاظ توانايي و نيروي بدني بيشتر مردان و نيز فراغت از مشكلات و موانعي كه مربوط به زنان است  (از قبيل دوران بارداري، شيردهي و…) مردان زمينه و فرصت مناسب و بيشتري در كسب در آمد و ثروت نسبت به زنان دارند، به بياني ديگر تعبير «فضل الله» به معناي تفضيل مرد در يك زمينه است و آن زمينه مديريت زندگي خانوادگي بدليل قرينه انفاق و سلب چنين رسالت سنگيني از دوش زن يكي از حمايت‌هاي اساسي اسلام از زنان است تا او در ايفاي نقش خويش با خاطري آسوده و بر حسب توانش اقدام نمايد.
 

ديدگاه انديشمندان در قواميت و رياست


 
استاد مطهري مي‌فرمايد: در مرد حس تسلط بر زن وجود دارد و در زن حس تسلط بر مرد ولي اعجاز خلقت اين دو حس را طوري آفريد كه نه تنها با يكديگر تضاد و نزاع ندارند، بلكه منجر به وحدت بيشتر مي‌شود. دستگاه عجيب خلقت كه هدفش يگانه شدن دو روح است، اين تدبير را بكار برده كه در مردحس تسلط بر زن را از طريق حاكميت بر ظاهر خانه و خانواده ارضا كند و در زن حس تسلط بر مرد را از طريق قلب. مرد از راه قهرماني مي‌خواهد حاكم باشد و زن از طريق جمال و زيبايي زنانه… اين دو حس تسلط با يكديگر تنازعي ندارند بلكه يكديگر را تأييد مي‌كنند(مطهري، 1420، ص 168). اين قضيه‌اي است كه از نظر روانشناسي كوچكترين خدشه و خللي در آن نيست در واقع اين نوع تقسيم وظايف خود نوعي حمايت از حقوق، ‌جايگاه و امنيت زن است تا او با آرامش به مسؤوليت خطير مادري و همسري اقدام نمايد و همچنين با عواطف و احساسات گرم خويش موجب دلگرمي، صفا و امنيت اعضاي خانواده شود.
علامه طباطبايي در اين زمينه در ذيل آيه «هن لباس لكم و انتم لباس لهن» (بقره،187) مي‌فرمايد: زن و مرد بدليل سودمندي و مصونيت بخشي دو سويه و همسان به لباسي مي‌مانند كه يكديگر را پوشش مي‌دهند (طباطبايي، 1363، ج 2، ص 44) در واقع اين آيه به اين مطلب اشاره دارد  كه در نظام همسرداري، احترام متقابل و توجه به كرامت انساني از سوي زوجين رعايت شود و هر دو در جهت حفظ و حمايت يكديگر بكوشند.
بر طبق احاديث و روايات مسؤوليت سنگين قواميت اگر بصورت درست انجام پذيرد، سعادت مرد را همراه مي‌آورد، وگر نه مايه خسران او به حساب مي‌آيد چنانكه امام صادق(ع) مي‌فرمايد: من سعاده الرجل أن يكون القيم علي عياله «قواميت مرد بر خانواده نشانه سعادت اوست» (حر عاملي،‌1403، ج 15 ص 251).
در مقابل طبق روايتي پيامبر(ص) فرمود: ملعون  ملعون من يضيع من يعول «از رحمت خدا بدور است، از رحمت خدا بدور است، كسي كه خانواده تحت سرپرستي خود را تباه كند» (همو، ج 2،‌ص 43) علامه جعفري درباره بحث مورد نظر تأكيد دارند كه قوام، قيم مصطلح حقوقي و فقهي نيست و قواميت بر اساس علت طبيعي است نه قراردادي و تحكمي. ايشان در ادامه مي‌فرمايند: اداره خانواده به يكي از چهار گونه تصور مي‌شود:
1-     اداره آن با زن و مرد است كه چنين چيزي امكان ندارد، زيرا اگر دو مرد نيز با هم مسؤول باشند، تصادم و تزاحم و برخورد و جدايي را در پي خواهد داشت.
2-    زن به تنهايي مسؤول باشد كه در آن صورت تنظيم ارتباطات با موانع و اختلالات روبرو خواهد شد.
3-   پدر سالاري سلطه گرانه و خودخواهانه كه در برخي جوامع ديده مي‌شود، ولي چنين حالتي فضاي جامعه را جهنمي كرده، عظمتها و ارزش‌هاي زن را سركوب مي‌كند و طعم خوش زندگي را در كام فرزندان تلخ مي‌سازد.
4-   نظام شورايي با سرپرستي و مأموريت اجرايي مرد كه همراه با اعتدال است و معناي قوام نيز همين است و اشكال برخي از غربيان بر اسلام مبني بر اينكه اسلام، مرد را امير و زن را اسير كرده، بدليل رفتار بيروني بعضي از جوامع اسلامي و برداشت‌هاي نادرست از آيه «الرجال» قوامون علي النساء .. است، (جعفري، 1362، ج 1، ص 267).




نويسنده: زهرا توسلي






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان