بسم الله
 
EN

بازدیدها: 911

مطالعه جامعه شناختي فرديت سازي شدن و کاهش سرمايه اجتماعي خانواده ايراني دررويارويي سنت و مدرنيته-قسمت هشتم

  1391/7/13
خلاصه: مطالعه جامعه شناختي فرديت سازي شدن و کاهش سرمايه اجتماعي خانواده ايراني دررويارويي سنت و مدرنيته-قسمت هشتم

نگاهي به مفهوم و تعاريف سر مايه اجتماعي از ديدگا ه صاحبنظران 

سرمايه اجتماعي واژه اي است که به تازگي وارد حوزه علوم اجتماعي گرديده است. درزمينه بررسي روند ويافتن علت وعوامل تاثيرگذاربرآن مطالعات وسيعي توسط صاحبنظران و دانشمندان علوم مختلف،ازجمله نظريه پردازاني همچون پيربورديو، جيمزکلمن،رابرت پوتنام وفرانسيس فوکوياما صورت گرفته که تعاريف متعددي ازسرمايه اجتماعي ارائه کرده اند.
"اصطلاح سرمايه اجتماعي نخستين باردراثرکلاسيک جين جاکوب، به نام مرگ و زندگي در شهرهاي بزرگ آمريکايي (1961) به کاررفته است. اين اصطلاح در دهه 1980 توسط جيمز کلمن- جامعه شناس آمريکايي- درمعناي وسيع تري مورد استفاده قرارگرفت و رابرت پوتنام - دانشمند علوم سياسي - نفردومي بود که بحثي قوي و پرشور را در مورد سرمايه اجتماعي و جامعه مدني درايتاليا و ايالات متحده برانگيخت." ( فوکوياما ،1379: 10 ).
"پيربورديو(1985) - جامعه شناس فرانسوي - نظريه بسط يافته ايي ازسرمايه اجتماعي مطرح مي کند. ازنظربورديو سرمايه همزمان هم مربوط به علم اقتصاد است وهم مجموعه ايي از روابط مبتني برقدرت که قلمروها وتعاملات اجتماعي مختلفي را بوجود مي آورد و معمولا نامرتبط با علم اقتصاد تصورمي شود. سرمايه فرآيندي است که ذاتا با قدرت پيوند دارد. درواقع استنباط بورديو ازسرمايه به گونه ايي است که او تقريبا سرمايه و قدرت را مترادف با هم مي داند. او بين شبکه هاي اجتماعي که يک فرد درآنها جاي گرفته، وازدل اين اين شبکه ها است که سرمايه اجتماعي پديدارمي شود، و پيامدهاي روابط اجتماعي، تفاوت قائل مي شود. يعني، شبکه هاي اجتماعي را نبايد صرفا با توليدات روابط اجتماعي برابردانست، زيرا چنين کاري شبکه هاي اجتماعي را نامرئي مي سازد. شبکه هايي که مي توانند بسيارمتراکم باشند ولي درعين حال به دليل عدم دسترسي به آنها نمي توانند منابعي را توليد کنند."(فيليپس،1385: اينترنت) .
"به نظربورديو سرمايه هرمنبعي است که درعرصه خاصي اثرگذارد و به فرد امکان دهد که سود خاصي را ازطريق مشارکت دررقابت برسرآن بد ست آورد. سرمايه از نظر بورديو سه شکل اساسي دارد:
اقتصادي: که قابل تبديل شدن به پول است و به شکل حقوق مالکيت قابل نهادينه شدن است.
فرهنگي: که دربرخي شرايط به سرمايه اقتصادي تبديل مي شود و به شکل کيفيت آموزشي
نهادينه مي گردد.
سرمايه اجتماعي: که ازتعهدات اجتماعي ساخته شده است و تحت برخي شرايط قابل تبديل به سرمايه اقتصادي مي باشد و يا ممکن است درشکل يک عنوان اشرافي نهادينه شود."(اکبري، 1383 : 23 ).
"پيربورديوبرتبديل پذيري اشکال مختلف سرمايه به نوع اقتصادي آن تاکيد دارد. وي سرمايه اقتصادي را به عنوان کارانساني انباشته شده تعريف مي کند. پس کنشگران ازطريق سرمايه اجتماعي مي توانند دسترسي مستقيمي به منابع اقتصادي ( وامهاي يارانه ايي، راهنماي سرمايه گذاري و...) داشته باشند. آنها مي توانند سرمايه فرهنگي خود را ازطريق تماس با کارشناسان يا افراد معتبرافزايش دهند ويا به گونه ايي ديگر، آنها مي توانند با موسساتي که اعتبارات با ارزش عرضه مي دارند مرتبط شوند."(فيروزآبادي،1384: 117) 
جيمزکلمن مانند بورديو مفهوم سرمايه اجتماعي را ازاقتصاد به جامعه شناسي آورد. " کلمن سرمايه اجتماعي را برحسب کارکردي که دارد تعريف مي کند. به عقيده اواين مفهوم نه يک موجود منفرد، بلکه دربرگيرنده موجوديتهاي مختلفي است که تمامي آنها دردوعنصر مشترک هستند، يعني همه آنها جنبه ايي ازساخت اجتماعي را درخود دارند و واکنش معيني ازکنشگران را دردرون اين ساختار تسهيل مي کنند. سرمايه اجتماعي همانند ديگر اشکال سرمايه مولد است و رسيدن به اهدافي را امکانپذيرمي سازد که درنبود آن، دسترسي به آن اهداف ناممکن خواهد بود. سرمايه اجتماعي همانند سرمايه مادي و سرمايه انساني، کاملا قابل مبادله نيست، اما مي تواند مختص به فعاليتهاي مشخصي باشد. شکل مشخصي ازسرمايه اجتماعي که درتسهيل بعضي ازکنشها ارزشمند است، مي تواند براي کنشهاي ديگربي فايده و يا حتي مضرباشد. سرمايه اجتماعي برخلاف اشکال ديگرسرمايه درذات ساختارروابط ميان کنشگران وجود دارد.
کلمن پس ازاين تعريف ازسرمايه اجتماعي، مجموعه هاي مختلفي ازکنشها، پيامدها و روابط را سرمايه اجتماعي مي نامد. ازنظراو سرمايه اجتماعي ذاتا قادربه کاراست و سرمايه اجتماعي هر آن چيزي است که به مردم و نهادها امکان عمل مي دهد. بنابراين، سرمايه اجتماعي يک مکانيزم، يک شي و يا يک پيامد نيست، بلکه بطور همزمان هريک يا تمامي آنها است.
سرانجام اينکه سرمايه اجتماعي ازنظرکلمن به لحاظ هنجاري و اخلاقي خنثي است. يعني نه مطلوب است و نه نامطلوب. و صرفا با فراهم کردن منابع لازم، وقوع کنشها را امکانپذير مي سازد." (برگرفته ازکلمن، 1377 : 462 ).
سرمايه اجتماعي ازنظراو يک شي واحد نيست. انواع چيزهاي گوناگوني است که دو ويژگي مشترک دارند: 
1 ) جنبه ايي ازيک ساخت اجتماعي هستند.
2 ) تسهيل گرکنشهاي افراد درون ساختها هستند. 
فوکوياما تعريف ديگري ارائه مي دهد. او سرمايه اجتماعي را اينگونه تعريف مي کند: "سرمايه اجتماعي را به سادگي مي توان به عنوان وجود مجموعه معيني ازهنجارها يا ارزشهاي غيررسمي تعريف کرد که اعضاي گروهي که همکاري و تعاون ميانشان مجازاست، درآن سهيم هستند. مشارکت درارزشها وهنجارها به خودي خود باعث توليد سرمايه اجتماعي نمي گردد، چرا که اين ارزشها ممکن است ارزشهاي منفي باشد." (فوکوياما،1379 : 11 ).
رابرت پوتنام تعريف ديگري ازسرمايه اجتماعي ارائه مي دهد. " او برنحوه تاثيرسرمايه اجتماعي بررژيمهاي سياسي و نهادهاي دموکراتيک تاکيد کرده است. ازنظراوسرمايه اجتماعي مجموعه ايي ازمفاهيمي مثل اعتماد، هنجار، شبکه هاي ارتباطي ميان افراد يک اجتماع مي باشد. سرمايه اجتماعي وسيله ايي براي رسيدن به توسعه سياسي واجتماعي درسيستمهاي مختلف سياسي است. پوتنام براعتماد تاکيد زيادي مي کند. ازنظراواعتماد و ارتبا ط متقابل درشبکه هاي اجتماعي به عنوان منابعي هستند که درکنشهاي اعضاء جامعه موجود است." ( علاقه بند،1384: اينترنت).
و بالاخره مي توان گفت "سرمايه اجتماعي ازمجموعه هنجارها و ارزشهاي موجود درسيستمهاي فکري، علمي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي جامعه منتج مي شود و اين هنجارها و ارزشها حاصل تاثيرنهادهاي اجتماعي واقتصادي ما است که داراي ويژگي اعتماد متقابل، تعامل اجتماعي، احساس هويت جمعي و گروهي وغيره است."(علاقه بند، 1384: اينترنت).
مفاهيمي همچون اعتماد، همکاري وهمياري ميان اعضاء يک گروه يا جامعه شکل دهنده نظامي هدفمند است که باعث دستيابي به اهداف ارزشمند گروه مي شود. ازاين رو شناخت عوامل موثر درتقويت يا تضعيف سرمايه اجتماعي مي تواند به جوامع، درگسترش ابعاد سرمايه اجتماي کمک نموده و موجب افزايش عملکرد اجتماعي واقتصادي افراد درجوامع گردد.
"ازجمله عناصرمهم سرمايه اجتماعي اعتماد ومشارکت است. اعتماد مردم به يکديگر، مردم به حکومت و نهادهاي اصلي جامعه، اعتماد نهادهاي مذکوربه يکديگر و اعتماد حکومت و اين نهادها به مردم ، وجوه مختلف اعتماد اجتماعي را شکل مي دهند. ازسوي ديگردرستكاري، صداقت، وفاي به عهد، انصاف وعدالت ارزش هاي اعتمادآفرين هستند. آزادي فعاليت مدني و بسته نبودن راه و تشكيل نهادهاي مستقل ازقدرت و حجيم نبودن دولت نيز مقوم و محرك مشاركت عمومي است." (عبدي،1385: اينترنت)






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان